صفحه در حال بارگذاري است! لطفا کمي صبر کنيد...
Loading by : BAHAR-20
خدمات وبلاگ نویسان جوان
Bahar-20
كد پرواز پرندگان
درباره وبلاگ اي منتظران گنج نهان مي آيدآرامش جان عاشقان مي آيدبر بام سحر طلايه داران ظهور گفتند كه صاحب الزما ن مي آيدمطالب اين وبلاگ برگ سبزي است تحفه ي درويش سخن از ماندگار فرياد رس است(( انتظار مقدم دلدار با يد مي كشيد ))نوشته شده توسط مهدی دیندار تابشی عاشق مهدی ( عج ) عضو شورای پایگاه مقاومت شهدای یالقوزآغاجشماره های تماس با من:0935804996700989379005692 منو اصلي صفحه نخست پست الكترونيك آرشيو مطالب خانگي سازي ذخيره كردن صفحه اضافه به علاقه مند يها طلوع خورشيدهاي غروب كرده هفته چهارم مهر 1388هفته سوم مهر 1388هفته دوم مهر 1388هفته سوم شهریور 1388هفته چهارم مرداد 1388هفته سوم اردیبهشت 1388هفته دوم اردیبهشت 1388هفته چهارم فروردین 1388هفته سوم فروردین 1388هفته دوم بهمن 1387هفته دوم دی 1387هفته چهارم آذر 1387هفته سوم آذر 1387هفته دوم آذر 1387هفته اوّل آذر 1387هفته چهارم آبان 1387هفته سوم آبان 1387هفته دوم آبان 1387هفته چهارم مهر 1387هفته سوم مهر 1387هفته دوم مهر 1387هفته اوّل مهر 1387هفته چهارم شهریور 1387هفته سوم شهریور 1387هفته دوم شهریور 1387هفته اوّل شهریور 1387هفته چهارم مرداد 1387هفته چهارم تیر 1387هفته دوم خرداد 1387هفته چهارم اردیبهشت 1387هفته سوم اردیبهشت 1387هفته دوم اردیبهشت 1387هفته اوّل اردیبهشت 1387 آرشيو موضوعي امام زمان عج ولادت ها و شهادت های آسمونی از ملک تا ملکوت اس ام اس مهدوي قرآن و ترنم وحی پيوندها .:: قالب ساز ::. .:: اخرالزمان ومهدويت ::. دورنالار زندگي_هستي_نيستي سرزمین رویايی تنهایان ( وبلاگ ديگر من و داداش رامين) روزگار رهايي در انتظار يار دختری تنهای تنها انتظار فرج فاطیما خرابات نشین پیامبر امید ایمان ما ساحل نشین اشک دچار باید بود عاشق تنها شکست عشق عاشقان گل نرگس گل نرگسم به آن ياس سپيد قسمت ميدهم ... mir شرح بي نهايت بانوي صحرا نشين انتظار حجّت ماه من بسوي ظهور شميم يار كي ميايي مهربونم هميشه تنها شمیم یار- میعادگاه عاشقان و منتظران امام زمان عج- گل نرگس-مهدی موعود پخش ایران (پایگاه خبری شیعه) گل نرگس بيا در انتظار حضرت مهدي(عج) غرفه ي ناز بانوي بي حرم عضو شو بازي كن جايزه ببر جهان در انتظار دولت جهانی امام مهدی عج منتظران مهدي ( عج ) طلوع خورشيد دوستان آمار با معرفت ها افراد آنلاين: تعداد بازديدها: امکانات مولای من ... امروز جمعه است - ولی ... سلام همین الان یک پیام برام اومد که دوستی ( به ظاهر تهرانی ) فرموده بودند که : (( با سلام - اسمتو گذاشتی مسلمون؟ (علامت سوال را خودم اضافه کردم که حس سوالی بهتون دست بده ) تو که به قول خودت وب زدی پس چرا حق کپی را برداشتی؟ این نشون میده دنبال ترویج اسلام نیستی بلکه به دنبال اسم و رسم برای خودتی که البته با گرفتن مقام به آرزوت رسیدی.)) ! (این علامت تعجب هم حالت خودم بود که این مسج را خوندم.) می خواستم نظر بقیه را بپرسم.آیا واقعا فکر می کنید من اینجوریم؟ آیا برداشتن حق کپی رایت از روی یک وبلاگی که هیچ شماره ثبتی نداره و یا هیچ قانونی ازش دفاع نمی کنه نشونه مسلمون نبودنه؟ حتما نظرتونو بگین. خوب بریم سر حس و حال خودمون. مولای من ... امروز جمعه است - ولی ... بغضم مثل همیشه است. میترسم نباشم آنگاه که می آیی. چشمانم را ببین.... کاش چشمانت را می دیدم. خسته شدم بس که جدال بد و بدتر را دیده ام. این جنگ درون مرا هم غصب کرده است. راه نجات آمدن توست. ايام بگذرانم در انتظار مهديقدر و دخان بخوانم در انتظار مهدياي كه مرا بخواني تخفي الصدور دانيهر دم بود فغانم در انتظار مهديدستي به سرگذارم دستي به سينه دارمالغوث و الامانم در انتظار مهديابر كرم بباران بر كوي سربدارانبر كف گرفته جانم در انتظار مهديدر بين هر مناجات با وعده ملاقاتساعات بگذرانم در انتظار مهديشب تا سحر بسوزم ديده به در بدوزمچون شمع نيمه جانم در انتظار مهديجمعه به جمعه نالم ناله برد مجالمياسين و ندبه خوانم در انتظار مهديمن نذر صبح نورم وقف شب ظهورمزنده اگر بمانم در انتظار مهديهر لحظه دارم اميد بينم جمال خورشيدمانند سايبانم در انتظار مهديداني كه اهل دردم شب گرد و كوچه گردمهر سو سري كشانم در انتظار مهديباشد گواه صبرم چشمان پر ز ابرموين اشك خونفشانم در انتظار مهديبا سوره تبارك در اين مه مباركهمچون فرشتگانم در انتظار مهديگر قلب خسته دارم شمشير بسته دارمپيرم ولي جوانم در انتظار مهدياي پيك هر شب من لبيك بر لب مناين است ارمغانم در انتظار مهدي ( شعر از علی آقا ) موضوع مطلب : امام زمان ( عج ) |لينك مطلب| طلوع خورشيد شده در چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1387 ساعت 19:26 توسط مهدی دیندار تابشی | اینجا هم می آید...!؟ دیدار حضرت یک ساعت به اذان صبح آقای قاضی زاهدی نقل کردند:« سال 1354 هجری شمسی، صبح جمعه ای، بعد از دعای ندبه در منزل خود در قم، با یکی از رفقای موثق اهل علم به نام « آقای حسینی » نشسته بودیم و صحبت در پیرامون مقام حضرت مهدی ارواحنا فداه به میان آمد. ایشان گفتند: « من منتظر بودم ماشینی برسد و به خیابان آذر بیایم، ناگهان یک سواری آمد و جلو من ایستاد و گفت: آقا بفرمایید. سوار شدم. کم کم تعریف کرد و گفت: من از تهران می آیم و به جمکران می روم، متوجه شدم حالی دارد و زمزمه ای و به نام امام می گرید. گفتم: این هفته آمدی یا تمام هفته ها؟ گفت: خیر، مدتی است می آیم. گفتم: آیا حضرت هم توجهی نموده و داستانی داری؟ گفت: آری. گفتم: اگر ممکن است بگو. گفت: من بر دردی در کتف و شانه مبتلا شدم، مثل اینکه آن موضع را آتش نهاده باشند، دائماً می سوخت. نزد اغلب دکترهای تهران رفتم و علاج درد نشد؛ تا اینکه عده ای از اطبا تشخیص مرض دادند و گفتند: فلان مرض است ( البته نام مرض را گفته بود ولی ایشان فراموش کرده بود ) که قابل معالجه نیست. تصمیم گرفتم برای زیارت امام رضا (علیه السلام) به مشهد بروم با ماشین خودم حرکت کردم تا به مشهد رسیدم، برای زیارت به حرم رفتم و زیارتی انجام داده، بیرون آمدم. در بین راه که می رفتم، دیدم مجلس روضه ای است و واعظی بالای منبر به ارشاد مردم مشغول است گفتم: چند لحظه ای بنشینم و استفاده کنم. به تناسب روز جمعه، واعظ مطالبی پیرامون مقام حضرت حجت (علیه السلام) بیان کرد تا به این جمله رسید که خطاب به جمعیت فرمود: ای زائرینی که برای زیارت ثامن الحجج آمده اید! بدانید برای شفای دردها و رفع گرفتاریها لازم نیست به مشهد بیایید و درد دل به آقا علی بن موسی (علیه السلام) کنید؛ بلکه ما امام حیّ و زنده داریم! ما امام زمان داریم که هر کجا با حقیقت توسل به او پیدا کنید به داد می رسد. این جمله چنان در دل من اثر گذاشت که تصمیم گرفتم از درد، خدمت امام هشتم (علیه السلام) حرفی نزنم. و گفتم: این واعظ، راست می گوید. من هم برمی گردم و با امام زمان(ع) در میان می گذارم. پس از زیارت دیگر و بازگشت به تهران و خانه، یک شب در حالی که تنها بودم توسل به امام زمان پیدا کردم و درد دل به آقا گفتم. مرا خواب درگرفت. در عالم رؤیا دیدم که به قم آمده ام. وارد صحن شدم ناگاه از درب دیگر دیدم آقایی وارد صحن شد. گفتند: این آقا «مقدس اردبیلی» است. من نام او را شنیده بودم و می دانستم او خدمت امام زمان (علیه السلام) زیاد رسیده است؛ به عجله خودم را به او رساندم و بعد از سلام، مقدس اردبیلی را قسم دادم به ائمه(ع) که به من توجه کند. فرمود: به خود آقا و امام حیّ چرا نمی گویی؟ گفتم: من که نمی دانم آقا کجاست؟ فرمود: یکساعت به اذان صبح همیشه در مسجدِ خودش تشریف دارد. ( یعنی: مسجد جمکران در قم).من نگاه به ساعت کردم دیدم یک ساعت و نیم به اذان صبح است، پیش خود گفتم: اگر الان به آنجا بروم نیم ساعته می رسم. به طرف مسجد جمکران رفتم، تا وارد صحن مسجد شدم، از پله ها بالا رفتم؛ (الان بنا را تغییر داده اند) پشت شیشه ها دیدم چند نفر رو به قبله نشسته و مشغول ذکراند. داخل مسجد شدم. دیدم یکی از آنها مقدس اردبیلی است که الان در صحن بود، سلام کردم. مقدس اشاره کرد: بیا، بعد به یکی از آن اقایان گفت: این مرد از من خواست و من آدرس داده ام تا به این جا آمده. فهمیدم آن آقا امام زمان است. شروع کردم به گریه کردن و آقا را قسم دادن به حق جدش امام حسین (علیه السلام) که درد مرا شفا بده. آقا، بدون اینکه بگویم، دردم کجاست، موضع درد را مستقیم دست گذاشت و فرمود: شما، سالم شدی. از شوق شفا یافتن از خواب بیدار شدم و از آن موقع تا حال مثل اینکه من چنان مرضی نداشتم و شفا گرفتم. لهذا به عشق و علاقه به حضرتش و این که این مسجد اینقدر مورد توجه امام زمان (ارواحنا فداه) می باشد از تهران هر شب جمعه می آیم و پس از خاتمه مراسم مسجد به تهران بر می گردم. » موضوع مطلب : امام زمان ( عج ) |لينك مطلب| طلوع خورشيد شده در چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1387 ساعت 19:24 توسط مهدی دیندار تابشی | رفاه و آسایش در عصر ظهور بخش قابل ملاحظه اي از جرم و جنايات، ناشي از فقر و تنگدستي است؛ چرا كه فقر و تنگدستي «به دين وايمان انسان لطمه مي زند، عقل را از كار انداخته، قوت و قدرت تشخيص درست را از او مي گيرد و باعث كدورت و دشمني مي شود.» حضرت علي(ع) فقر را به مرگ بزرگ تشبيه نموده و به فرزندش اين گونه توصيه مي كند: «انساني كه درپي كسب معيشت خود است را ملامت مكن، زيرا درفقر و تهيدستي، خطاهاي او، زياد مي شود. اي فرزندم! فقير حقير است، سخن او شنيده نمي شود و مقام او، شناخته نمي گردد؛ شخص فقير، اگر راستگو باشد، دروغگويش خوانند و اگر زاهد باشد و پرهيزگار، او را نادان گويند. فرزندم هر فردي كه به فقر مبتلا شود، به چهار خصلت نيز مبتلا شود: سستي در يقين، كاستي در عقل، رقت و سستي در دين و كم شدن حيا در صورت، پس پناه به خداي متعال از فقر» صبر و تحمل در برابر مشكلات و تنگناهاي اقتصادي از ناحيه افراد معمولي جامعه، كاري است بس مشكل، اكثريت جنگ ها و ناهنجاري هايي كه در سطح كشورها وجوامع انساني به وجود مي آيد، مشكلات و نزاع هاي خانوادگي، عدم ازدواج جوانان و تن دادن به بي عفتي، دزدي و تجاوز... به خاطر فقر، محروميت و تهيدستي است. شخص فقير و تهيدست اگر از راه هاي مشروع و قانوني براي رفع نيازهاي طبيعي خود، روزنه اي پيدا نكند، به ناچار دست به دزدي، تجاوز و كلاهبرداري و...خواهد زد. اگر در پرونده هاي سارقين مسلح و حرفه اي هم دقت شود؛ اين نكته ديده مي شود كه اكثرا در مراحل اوليه و ابتدايي براي رفع نيازهاي ضروري خود، اقدام به دزدي و كلاهبرداري نموده اند، ولي با تكرار آن، رفته رفته به دزدان حرفه اي و خطرناك، تبديل شده اند. و اين كلام زيباي پيامبر گرامي اسلام(ص) است كه: «فقر موجب روسياهي انسان در دنيا و آخرت مي شود» و در جاي ديگر از شر كفر و فقر، به خداي خود پناه مي برد و مي فرمايد: «فقر انسان را در آستانه كفر قرار مي دهد». از حضرت اباذر، تربيت شده در مكتب پيامبر اسلام(ص) نيز نقل شده است كه: «از كسي كه غذا در منزلش پيدا نمي شود، تعجب مي كنم كه چگونه شمشيرش را بر مردم نمي كشد» موضوع مطلب : امام زمان ( عج ) |لينك مطلب| طلوع خورشيد شده در چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1387 ساعت 19:22 توسط مهدی دیندار تابشی | مهدی (ع) جان دلم خیلی برات تنگ شده! سلام امام مهربان من این روزها وقتی از تلوزیون میدیدیم که فلان کس اروپایی یا فلان روزنامه دانمارکی به پیامبرمون توهین کرده یا به قرآن توهین کرده دلمون درد می گرفت. از سکوت روسای مسلمونا و حاکمای مملکتهای مسلمان خیلی عذاب می کشیدیم. ولی این توهین ها را میذاشتیم به حساب نادانی های برخی مسیحیها یا یهودیها یا لائیکهایی که عامل این کار بودند. اما اما اما چند روز پیش یکی برام نظری گذاشته بودکه یک وبلاگ فارسی هم بله.... وقتی به وبلاگ رفتم خط اول را که خوندم خیلی خجالت کشیدم.ناخداگاه پنجره را بستم. شب خوابم نمیبرد. وقتی تصمیم گرفتم به آقایون بگویم دیدم خیلی ها پیشتازی کردند.اما .... امام زمان من (عج) مهربان این روزها خیلی دلم خواستگاه شماست. خیلی دلم تنگ شماست. به خدا شبها باید خودم را به بیخیالی بزنم تا خوابم بره. پاسخ آقایون تنها بهانه بود برای رفع تکلیفشون. آقا جان. حواله اش به شما می دانم اگه آدم بشو نبودند پوست کلشونو می کنی. پس دست خودت را میبوسه. اگه قرار باشه هرچیز خصوصی فراگیر بشه و هر غلطی دلشون بخواد بکنن که نمیشه. داریم براشون به یاری خدا ... مزاحمت نشم آقا. میدونم که حتماْ می خونی . میدونی یکدفعه مدیاپلایرم چی خوند. سقای دشت کربلا اباالفضل دستت شده از تن جدا اباالفضل متی ترانا و نراک....ای آخرین حجت حق...کی می شود، ترنم سخن آشنای تودر گوشهای پر زهیاهو و خسته امعزم سفر کندآیا شود که روح پر کشیده ی تو از دیار دوستیک دم به سوی روح سر گشته و زارم نظر کندیا می شود که آن نگه دلنشین تودر دیدگان پر ز اشک وانتظارآنی گذر کندای انتهای صبر وتحمل شتاب کن !جان آمده به لب دگر انقلاب کن ! موضوع مطلب : امام زمان ( عج ) |لينك مطلب| طلوع خورشيد شده در چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1387 ساعت 19:18 توسط مهدی دیندار تابشی | رفاه و آسایش در عصر ظهور - الف: نزول بركات آسماني محصولات كشاورزي عمده ترين عنصر در رونق اقتصاد جوامع بشري محسوب مي شود كه خود وابسته و متوقف بر نزولات آسماني و باران هاي مناسب فصلي است. طبق تصريح آيات و احاديث شريفه، رعايت تقوا، احكام الهي و اجراي عدالت و برابري و رفع ستم، تبعيض و بيدادگري... نزولات آسماني را درپي خواهد داشت، لذا در سوره نوح مي خوانيم: «سپس گفتيم: از پروردگارتان آمرزش بخواهيد كه او آمرزنده است تا از آسمان براي شما پي درپي باران فرستد و شما را به اموال و فرزندان، مدد كند و برايتان بستان ها و نهرها بيافريند». و در آيه اي ديگر مي خوانيم: «اگر مردم آبادي ها، ايمان آورده و تقوا پيشه ساخته بودند، بركات آسمان و زمين را به روي ايشان مي گشوديم» در عصر ظهور حضرت حجت (عج) باتوجه به حاكميت اصل عدالت و برابري و اجراي دقيق احكام الهي بركل جهان هستي، رحمت الهي و بركات آسماني در قالب نزول باران هاي مناسب فصلي، تجلي بيشتري پيدا خواهد كرد و زمينه رشد محصولات كشاورزي فراهم خواهد شد. از پيامبر گرامي اسلام نقل شده است كه: «امت من در زمان ظهور مهدي، به نعمت هايي دست مي يابند كه پيش از آن، در هيچ دوره اي دست نيافته بودند. درآن روزگار آسمان باران فراوان دهد و زمين هيچ رويدني رادر دل خود نگاه ندارد». در جمله ديگر باز از پيامبر اكرم(ص) مي خوانيم: «در آخر الزمان در ميان امتم، مهدي قيام مي كند، خداوند كران تا كران قلمرو حكومت جهاني او را توسط باران، سيراب مي سازد، زمين، گياه و نبات خود را مي روياند، او اموال را عادلانه به مردم اعطا مي كند و به دامداري و دامپروري و رونق اقتصادي اهميت مي دهد و امت را عظمت مي بخشد.» موضوع مطلب : امام زمان ( عج ) ادامه مطلب |لينك مطلب| طلوع خورشيد شده در چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1387 ساعت 19:14 توسط مهدی دیندار تابشی | از گل نرگس ما چه خبر؟ . . . .از گل نرگس ما چه خبر؟آهاي آقا...آهاي خانوم...يه شاخه گل ازم بخر... از همه نوع، از همه رنگ، هرچي دلت ميخواد ببر اين يكي ياسه بخدابه رنگ و روش نگاه نكن... تمومه ياسا سفيدن...اين يكي رنگ نيلوفر... اين گل سرخ نازنين...يه معركست بيا ببين... شكفتنش دوباره بود... اصلا بيا اينو ببين... شقايقه، نفهميدي؟...شرمندتم سر نداره... يه شاهگله بدون سر...يه شاخه لاله هم دارم... ببين چه ناز و خوشگله...دو برگش افتاده زمين... به ضرب داس و با تبر... يه غنچه محمدي دارم برات، دل ميبره... شكوفه بود كه چيدنش...گلچينا با تير سه سر...دسته گلاي ناز من زينت و تاج عالمن...بهاش يه قلب لرزونه... يه عاشقي، يه چشم تر...حالا اگه پسنديدي... هر كدومو خواستي ببر...تـو رو خـدا فـقط بگـو..... از گل نـرگـس چــه خبــر؟ موضوع مطلب : امام زمان ( عج ) |لينك مطلب| طلوع خورشيد شده در چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1387 ساعت 19:1 توسط مهدی دیندار تابشی | ادرکنا... با همه لحن خوش آوائیم در به در کوچه ی تنهائیم ای دو سه تا کوچه ز ما دورتر نغمه ی تو از همه پر شور تر کاش که این فاصله را کم کنی محنت این قافله را کم کنی کاش که همسایه ی ما می شدی مایه ی آسایه ی ما می شدی هر که به دیدار تو نائل شود یک شبه حلال مسائل شود دوش مرا حال خوشی دست داد سینه ی مارا عطشی دست داد نام تو بردم لبم آتش گرفت شعله به دامان سیاوش گرفت نام تو آرامه ی جان من است نامه ی تو خط امان من است ای نگهت خاست گه آفتاب بر من ظلمت زده یک شب بتاب پرده برانداز به چشم ترم تا بتوانم به رخت بنگرم ای نفست یار و مدد کار ما کی و کجا وعده ی دیدرا ما! دل مستمندم ای جان به لبت نیاز دارد به هوای دیدن تو هوس حجاز دارد به مکه آمدم ای عشق تا تو را ببنیم تویی که نقطه ی عطفی به اوج آئینم کدام گوشه مشعر کدام کنج منا ؟ به شوق وصل تو در انتظار بنشینم روا مباد که بر بنده ات نظر نکنی روا مباد که ارباب جز تو بگزینم چو رو کنی درد و رنچ نشناسیم زلطف روی تو دست از ترنج نشناسیم ای زلیخا دست از دامان یوسف باز کش تا صبا پیراهنش را سوی کنعان آورد ببوسم خاک پاک جمکران را تجلی خانه ی پیغمبران را خبر آمد خبری در راهست سرخوش آن دل که از آن آگاه است شاید این جمعه بیاید شاید پرده ازچهره گشاید شاید موضوع مطلب : امام زمان ( عج ) |لينك مطلب| طلوع خورشيد شده در چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1387 ساعت 18:57 توسط مهدی دیندار تابشی | صحبت تلفنی با خدا -: الو! سلام -: سلام عليكم! بفرماييد -: ببخشيد با خدا كار داشتم، مي خواستم با خودشون صحبت كنم -: خودم هستم، باز چي شده بنده من؟ -: اِ… چه حافظه اي ماشا الله. چه زود منو شناختيد -: من هيچ كس و فراموش نميكنم. هيچكس -: ببخشيد خدا جونم! كارم يه خورده طول مي كشه وقت دارين؟ -: بگو! همه حرفات رو مي شنوم -: خدا جونم؟! -: بگو جانم! -: يه خواهش دارم -: بگو عزيزم -: ببين خدا! مي دوني! مي خوام بدونم وقتي باهات حرف مي زنم و درد دل مي كنم صدامو مي شنوي يا نه اصلا مي خوام هر وقت دعا مي كنم، دعامو بشنوي. به حرفم گوش بدي مي دوني! همينكه بدونم يكي حرفم رو مي شنوه برام كافيه -: من كه بارها گفتم ادعوني استجب لكم تو هر دفعه منو صدا كني جوابت رو ميدم هر موقع منو صدا كني ميام و پاي درد دلت مي شينم و باهات حرف مي زنم. اما وقتي اينقدر اين گوش تو هر صدايي و هر سخني رو شنيده و سنگين شده كه صداي منو نمي شنوه، تقصير من نيست -: واقعا حرفام رو مي شنوي؟! -: واقعا حرفات رو مي شنوم -: ببين خدا ! تو از همه چيز با خبري. همه چيز رو مي دوني، مگه نه؟ -: بله! -: از حاجتم، از نامه نا نوشتم، از حرف نگفتم، از وضع دنيام، از آخرتم، از ظاهرم، از چيزي كه تو دل دارم، … از همش خبر داري؟ -: آره همش رو مي دونم -: هق هق گريه هام رو مي بيني؟ وقتي از بيچارگي و درموندگيم پيشت شكايت مي كنم، حرفام رو مي شنوي؟ وقتي از همه جا درمونده مي شم و طرف تو ميام، مي فهمي كه ميام؟ صداي در زدنام رو مي شنوي؟ -: بله بنده ام. مي بينم. مي شنوم. مي فهمم. مگه نشنيدي ان الله بصير بالعباد. مگه نشنيدي ان الله سميع الدعاء -: مي دونم. اما من… -: هر جا كه بري بازم بنده مني. اما از بس كه باور نمي كني كه همشو مي بينم و مي شنوم اينقدر دل منو مي شكوني -: الهي بميرم! -: بارها شده گفتم نرو. نفهميدي. رفتي. هي دنبالت اومدم. به ملائك گفتم مبادا چيزي بنويسينا صبر كنيد تا لحظه اخر. بر مي گرده. مریم اون عمل رو انجام نمي ده. مریم اون حرف رو نمي زنه.مریم اون… هر چي ملائك گفتن بار الها! اين بنده سابقه داره. دفعه اولش نيست. اما گفتم: نه شايد اين دفعه عوض شده باشه. صبر كنيد. چيزي ننويسيد و اونا هم با من منتظر نشستن تا ببينن تو عوض شدي هي صدات زدم. گفتم: مریم نرو. اما تو رفتي. گفتم: مریم نزن. اما تو زدي. گفتم: مریم نكن. اما تو كردي. اخر سر منو پيش ملائك سر افكنده كردي. ملائك گفتن: بار الها! بازم مریم عوض نشد -: شرمنده ام -: هر دفعه همين حرف رو مي زني. هر دفعه هم مي بخشمت. هر دفعه هم به روم سيلي مي زني -: شرمندتم. با وجود همه محبتي كه بهم داري سرم زيره. با اينكه خيلي بدم اما تو خيلي خوبي به جون خودم مي دونم كه اگه يكي از اين نعمتهايي رو كه بهم دادي بخاطر اين همه كفر و ناشكرياييكه مي كنم ازم بگيري، كسي نميتونه اون رو دوباره بهم بده به جون خودم مي دونم اگر عزتي رو كه تو چشم مردم بهم دادي و خوب مي دونم كه لايق اين عزت نيستم، اگه ثانيه اي از من بگيري تو همون يك ثانيه كسي ديگه حاضر نيست بهم نگاه كنه. چه برسه به اينكه من رو به عنوان دوست، همراز و حتي فرزند قبول كنه اگه بگيري كي مي تونه اون عزت رو به من بر گردونه؟! مي دونم كه جز خودت هيچ كس خدا جونم! از روز برام روشن تره كه جز تو پناهي ندارم. هر جا برم، به هر راهي برم، به هر جا و مقامي برسم. باز اخر راه كه رسيدم و دستم رو خالي ديدم تو رو صدا مي كنم خيلي مي ترسم يه روزي پيمونه گناه من سر بره و خشمت بگيرهخيلي مي ترسم كه بگي به اين بنده هر چي فرصت دادم آدم نشدهخيلي مي ترسم از لحظه اي كه بخواي از من رو برگردوني خدا جونم! مي دونم اينقدر نافرماني و سركشي كردم كه لياقت مهر تو رو ندارم اما اما بخشش صفتيه كه فقط در خور شان و مقام توست -: دلمو مي شكني. غم رو دلم مياري. غصه دارم مي كني. بعد مي گي غلط كردم؟! مي دوني! هر بار كه مياي دلم نمياد دست رد تو سينت بزارم؟! چشماي اشك بارونت رو كه مي بينم از خودم خجالت مي كشم كه در رو بروت باز نكنم. هر دفعه با روي گشاده در رو باز مي كنم و به استقبالت ميام به اميد اينكه ايندفعه، ديگه رو درست مي شي اما تو مياي نمك مي خوري و نمك دون مي شكني -: مي دونم كه با مدبر قرار دادن نفسم به خودم ستم كردم. اما خدايا! واي بر من اگر تو مرا نيامرزي. خدايا! تو زندگيم اين همه به من نيكي كردي من چطور مي تونم باور كنم كه لحظه مرگ منو تنها بذاري و خوبي خودت رو از من دريغ كني الهي اعتذاري اليك اعتذار من لم يستغن عن قبول عذره فاقبل عذري يا اكرم من اعتذر اليه المسيئون الهي لاترد حاجتي و لا تخيب طمعي و لا تقطع منك رجايي و املي |لينك مطلب| طلوع خورشيد شده در دوشنبه نهم اردیبهشت 1387 ساعت 21:33 توسط مهدی دیندار تابشی | نگاه امام زمان (عج) تو نگـــــاهی بـــــر من دل مـــرده کـــنیــک نـــظر بر عــــــاشق افـــسرده کناز کـــــــرم بنمــــــا نظــــر بر این زبــونگــــرچه عصیــــانش بــــود از حـد فزونبی نگـار و بــی قــــرار و بــــی خیــــالمـــــانـــده در این وادی شـــوریده حـالدر بن چـــــاهی همـی بــــاشد نگـــونتو نگـــاهش کـــن در این شــــر فسـونای صنــم بنمــــا تو دستی بـــر سرشکــــه بجـــز تو کــــس نبــاشد سرورشچون که او را غـرق کردی در بحر خویشدر دو عـــــالم او نــــگنجد حـــــال بیشای نگـــــار بی قــــــرین ای آفتـــــــابتـــــا چند بـــــاشد چهرات در این نقـاباز پــــــس پــــــرده در آ و جــــلوه کـــنعــــــاشقـــــــان را بــا نگاهی زنده کن موضوع مطلب : امام زمان ( عج ) |لينك مطلب| طلوع خورشيد شده در دوشنبه نهم اردیبهشت 1387 ساعت 21:32 توسط مهدی دیندار تابشی | يه ايميل از طرف خدا ..... يه ايميل از طرف خدا ..... امروز صبح که از خواب بيدار شدي،نگاهت مي کردم؛و اميدوار بودم که با من حرف بزني،حتي براي چند کلمه، نظرم را بپرسي يا براي اتفاق خوبي که ديروز در زندگي ات افتاد، از من تشکر کني.اما متوجه شدم که خيلي مشغولي، مشغول انتخاب لباسي که مي خواستي بپوشي.وقتي داشتي اين طرف و آن طرف مي دويدي تا حاضر شوي فکر مي کردم چند دقيقه اي وقت داري که بايستي و به من بگويي:سلام؛ اما تو خيلي مشغول بودي.يک بار مجبور شدي منتظر بشوي و براي مدت يک ربع کاري نداشتي جز آنکه روي يک صندلي بنشيني. بعد ديدمت که از جا پريدي.خيال کردم مي خواهي با من صحبت کني؛اما به طرف تلفن دويدي و در عوض به دوستت تلفن کردي تا از آخرين شايعات با خبر شوي. تمام روز با صبوري منتظر بودم.با اونهمه کارهاي مختلف گمان مي کنم که اصلاً وقت نداشتي با من حرف بزني. متوجه شدم قبل از نهار هي دور و برت را نگاه مي کني، شايد چون خجالت مي کشيدي که با من حرف بزني، سرت را به سوي من خم نکردي. تو به خانه رفتي و به نظر مي رسيد که هنوز خيلي کارها براي انجام دادن داري. بعد از انجام دادن چند کار،تلويزيون را روشن کردي. نمي دانم تلويزيون را دوست داري يا نه؟ در آن چيزهاي زيادي نشان مي دهند و تو هر روز مدت زيادي از روزت را جلوي آن مي گذراني؛ در حالي که درباره هيچ چيز فکر نمي کني و فقط از برنامه هايش لذت مي بري...باز هم صبورانه انتظارت را کشيدم و تو در حالي که تلويزيون را نگاه مي کردي،شام خوردي؛ و باز هم با من صحبت نکردي. موقع خواب...،فکر مي کنم خيلي خسته بودي. بعد از آنکه به اعضاي خوانواده ات شب به خير گفتي ، به رختخواب رفتي و فوراً به خواب رفتي.اشکالي ندارد.احتمالاً متوجه نشدي که من هميشه در کنارت و براي کمک به تو آماده ام. من صبورم،بيش از آنچه تو فکرش را مي کني.حتي دلم مي خواهد يادت بدهم که تو چطور با ديگران صبور باشي. من آنقدر دوستت دارم که هر روز منتظرت هستم. منتظر يک سر تکان دادن، دعا،فکر،يا گوشه اي از قلبت که متشکر باشد. خيلي سخت است که يک مکالمه يک طرفه داشته باشي.خوب، من باز هم منتظرت هستم؛سراسر پر از عشق تو...به اميد آنکه شايد امروز کمي هم به من وقت بدهي. آيا وقت داري که اين را براي کس ديگري هم بفرستي؟ اگر نه،عيبي ندارد،مي فهمم و هنوز هم دوستت دارم. روز خوبي داشته باشي. دوست و دوستدارت :خدا |لينك مطلب| طلوع خورشيد شده در دوشنبه نهم اردیبهشت 1387 ساعت 21:29 توسط مهدی دیندار تابشی | بینش مهدوی مهدویت، یعنی منت والای خداوند هستی بر مستضعفان زمین. مهدویت، یعنی جلوه ی تام و تمام رحمت، نعمت و حکمت ربانی بر ابنای آدم. مهدویت، یعنی افشای راز سر به مهر سجده ملائک بر عزیزترین مخلوق خداوند. مهدویت، یعنی تجلی حقیقت مقام خلیفة اللهی انسان بر روی زمین. مهدویت، یعنی پایان شب سرد و فسرده ظلمت و آغاز صبح راستین روشنایی. مهدویت، یعنی بستر شکوفایی نهانترین استعدادهای اهالی زمین و زمان. مهدویت، یعنی سرآغاز رویش فصلی دوباره برای تجربه زیستنی دوباره. مهدویت، یعنی راه رفتن برای رسیدن. مهدویت یعنی کشتی نجات بر ساحل رستگاری. مهدویت، یعنی تنهاجاده منتهی به آرمان شهر نبوی. مهدویت، یعنی جامه زیبای عدالت اولین امام بر بلندای قامت آخرین امام. مهدویت، یعنی اهتزاز پرچم سرخ شیعه بر بلندای قله اسلام. مهدویت، یعنی امتداد حماسه شکوهزاد عاشورا در کربلای آخر الزمان. مهدویت، یعنی حکومت یکپارچه عدل بر رفتار تمامی انسانها. مهدویت، یعنی میعادگاه تحقق تمامی آمالها و آرمانهای بشری. مهدویت، یعنی پایان قصه پرغصه رنج آدمی در دفتر تاریخ. مهدویت یعنی، استیفای حقوق حقه تمامی محرومان و ضعیف نگاه داشتگان زمین. مهدویت یعنی مرگ تمامی رنجها، اندوه ها، ظلمت ها، ستمها، پلیدیها و زشتیها. و بالاخره ... مهدویت، یعنی: کلمه توحید که با ولایت امامی عادل تجلی خواهد یافت. موضوع مطلب : امام زمان ( عج ) سایت تبیان ابوالقاسم شکوری |لينك مطلب| طلوع خورشيد شده در دوشنبه نهم اردیبهشت 1387 ساعت 21:17 توسط مهدی دیندار تابشی | آيا مي شود امام زمان را ديد؟ ارتباط با امام زمان(عج) در عصر غیبت گفتار اول : مقدمه و طرح بحث اعتقاد به وجود امام زمان و حجّت حق(عجل الله فرجه) از ضروریات مذهب شیعه است. برابر روایات و ادلّه، وجود امام در هر زمانی، لازم است. زمین بدون حجت باقی نمی ماند. در این زمان که حجت الهی در پرده غیب به سر می برد، این پرسشها مطرح می شود:دربارهی ارتباط با امام زمان، کتابهایی نوشتهشده و در این اواخر، رواج فوقالعادهای یافته که مشحون از حکایتها داستانها و مطالبی است که برخی از آنها، به یقین، نادرست و برخاسته از تصورات و خیالبافیهای نویسندگانِ! آنهاست آیا ارتباط با آن حضرت، امکان دارد، یا خیر؟ آیا شیعیان و پیروان حضرت، می توانند از محضر آن بزرگوار، بهرهمند گردند، یا خیر؟ سخن در این مقوله، از امکان عقلی نیست، بلکه سخن در این است که آیا برابر موازین و روایاتی که داریم، چنین امری می شود تحقق یابد، یا خیر. در این باره، دو دیدگاه وجود دارد: 1. دیدگاهی که امکان ارتباط را تأیید نمیکند و لزومی برای آن نمیبیند. 2. دیدگاهی که بر امکان ارتباط و وقوع آن اصرار میورزد. آنچه ما در این مقاله، به بحث خواهیم گذارد، ادله و مستندات هر یک از این دو دیدگاه است. این نکته در خور دقت است: نه آنان که ارتباط را نمی پذیرند از اسلام و تشیع به دورند و نه کسانی که به آن عقیده دارند، از ایمان بیشتری برخوردار؛ چرا که هر یک ادلهای بر ادعای خود ارائه میدهند و به روایاتی تمسک میجویند. گرچه امروز، این از باورهای دینی عمومی فرض شده است، به گونهای که منکر آن، نزد برخی، متهم خواهد شد. ولی بزرگانی مانند: شیخ مفید، فیض کاشانی، شیخ جعفر کاشف الغِطاء و نعمانی؛ ارتباط با امام زمان(عجل الله فرجه) را برای شیعیان در غیبت کبری، ممکن نمیدانند. بنابراین، موضوع، آن گونه که تصور میشود، روشن و بدیهی نیست و بحثی درخور میطلبد. آنچه ما را بر این بحث واداشته، چند نکته است. ۱. دربارهی ارتباط با امام زمان، کتابهایی نوشتهشده و در این اواخر، رواج فوقالعادهای یافته که مشحون از حکایتها داستانها و مطالبی است که برخی از آنها، به یقین، نادرست و برخاسته از تصورات و خیالبافیهای نویسندگانِ! آنهاست و در برخی، شمّهای از حقیقت وجود دارد. ۲. نقل این داستانها و حکایتها، باعث میشود که یک عقیده درست و صحیح، به ناصوابهايی آمیخته گردد و عقائد خرافی و ناصحیح و غیرمستَدَل و مستند، در میان مردم رواج یابد. وقتی که آقا و خانمی به راحتی اهل مکاشفه شود و آن را در کتاب خود بنویسد؛ چرا دیگران به چنین مقامی نرسند. زمانی که مدعی مکاشفه، پا را فراتر نهد و در بیداری حضرت رسول اکرم(صلي الله عليه و آله) و برخی از معصومین(عليه السلام) را ببیند چرا که دیگران از این نعمت محروم باشند. رواج این گونه کتابها و حکایتها، باعث شده که در برخی از مناطق کشور، شاهد حوادث و اتفاقات نابخردانه و عوام فریبانه و خرافی باشیم: سخن در این است که آیا برابر موازین و روایاتی که داریم، چنین امری می شود تحقق یابد، یا خیر. در این باره، دو دیدگاه وجود دارد: 1. دیدگاهی که امکان ارتباط را تأیید نمیکند و لزومی برای آن نمیبیند. 2. دیدگاهی که بر امکان ارتباط و وقوع آن اصرار میورزد. کسی در منطقهای مدعی می شود که قطرهای از خون سر امام حسین(عليه السلام) ریخته و یا سر مبارک حضرت را دیده، یا چوبانی مدعی می شود که غلام شاه چراغ است و از وی دستورهایی دریافت کرده است و خانمی که از دست شوهر فرار کرده به مسجد روستایی می رود و مدعی می شود که مسجد نظر کرده است و مریضهایی که به مسجد بیایند شفا مییابند، آن دیگر، امام زاده جدیدی کشف میکند و مردم یک منطقه، برای زیارت امامزاده بسیج می شوند و در مورد دیگر، دختر، یا زنی نظر کرده میشود و حاجت مردم را برآورده میکنند و... اینها برخاسته از حکایتها و رؤیاها و کتابهایی است که بدون هیچ ضابطه و قاعدهای رواج مییابد و جوّی ناسالم و به دور از حقیقت و عوام پسند، به وجود میآید و مردمان معتقد را از سرچشمهی زلال اسلام ناب و راستین به دور میکنند و در باتلاق خرافات فرو میبرند. ۳. پیامد ناگوار این کتابها و عقاید برگرفته از حکایت و خواب، جوی را به وجود می آورد که اهل تعقل و اندیشه را به عقائد شیعه بدبین میکند و زمینهی انحرافهای فکری را فراهم میآورد و در نتیجه، مخالفان تشیع، امکان رشد و گسترش مییابند و عقاید ناصواب عوام و عوام زدگان به نام تشیع ثبت و به دیگران انتقال مییابد و یک عقیدهای که در اصل آن، تمام فرق اسلامی توافق دارند، به گونهای مطرح میشود که فرسنگها با اسلام فاصله دارد و میدان دفاع را بر اندیشه وران اسلامی و درست اندیشان و مصلحان، تنگ میکند. آیا ارتباط با آن حضرت، امکان دارد، یا خیر؟ آیا شیعیان و پیروان حضرت، می توانند از محضر آن بزرگوار، بهرهمند گردند، یا خیر؟ اینها همه باعث شد که ما این موضوع را از نظر ادله و روایات بررسی کنیم و بدون توجه به داستانها و افسانهها، در اینباره به قضاوت بنشینیم؛ زیرا بیشتر داستانها، مربوط به مردم عادی و عوام است که معمولاً، عدهای از آنان ادعایی نداشتهاند. اما متأسفانه، امروزه گروهی در لباس اهل علم و به ظاهر غیرعوام، عوامانه میاندیشند و برخلاف علمای گذشته که شهرت به فیض دیدار یافتهاند و خود به هیچ وجه چنین ادعایی نکردهاند، اینان داستانها از ملاقات و مکاشفات خود نقل کردهاند که برابر توقیع شریف، باید آنان را «کذاب مُفتِر» دانست. از این روی، بحث ارتباط با امام زمان و مشاهده حضرت را با مروری به غیبت صغری، آغاز كرده و در دوران غیبت کبری، به ادله موافق و مخالف ارتباط میپردازیم و در پایان نیز، نگاهی به داستانهایی که در اینباره وجود دارد میافکنیم و به نتیجه گیری میپردازیم.ادامه دارد... منبع:Tebyan روزی در تقویم می نویسند تعطیل به مناسبت ظهور امام زمان (عج) موضوع مطلب : امام زمان ( عج ) |لينك مطلب| طلوع خورشيد شده در دوشنبه نهم اردیبهشت 1387 ساعت 21:16 توسط مهدی دیندار تابشی | بقية الله يعني چه؟ عده اي بر اين باورند که مراد از « بقية اللَّه » در آيه شريفه « بقية اللَّه خير لكم ان كنتم مؤمنين» حضرت مهدى (عج) است. ممکن است اين سوال مطرح شود که مگرامام زمان (عج) در زمان رسولاللَّه(صلىاللَّهعليهوآله) وجود داشتند و شناختى از آن حضرت بوده كه چنين آيهاى نازل شده است. بايد گفت اولا اين آيه از فرمايشات حضرت شعيب(عليهالسلام) خطاب به قوم خود است. ثانيا آن چه درباره نسبت آيه با امام مهدى (عج) وجود دارد و باعث شهرت آن در محافل و منابر نسبت به آن حضرت شده است، بحث انطباق مفهومى آيه و تطبيق يكى از مصاديق آيه بر فردى است كه با تفسير آيه سازگار است. زيرا «بقيه» به معناى باقى مانده است و مراد از آن سودى است كه به فروشنده مىرسد، يعنى آن چه بعد از پايان معامله برايش باقى مىماند و آن را در در راه حوائج خود خرج مىكند. و مراد آيه اين است كه سودى كه از طرف خدا براى شما باقى مانده و خدا از طريق فطرت خودتان شما را بدان راهنمايى كرده، اگر مؤمن باشيد، براى شما بهتر از مالى است كه از راه كمفروشى و كم كردن پيمانه و ترازو تصاحب مىكنيد. تفسير نمونه، با عبارت گوياترى «بقيةاللَّه» را چنين معنا كرده است: هر موجود نافعى از طرف خداوند كه براى بشر باقى مانده و مايه خير و سعادت او گردد، «بقيةاللَّه» محسوب مىشود. [1] از اين رو، امام زمان(عليهالسلام) كه وجود شريفشان مايه بيشترين خير و بركت براى جامعه بشرى است، يكى از بهترين مصاديق اين آيه مباركه است. به قول يكى از قرآنپژوهان معاصر، از آن جا كه آيههاى قرآن داراى مفاهيم جامع هستند و در عصرهاى بعد مىتوانند بر مصداقهاى كلىتر و وسيعتر تطابق داشته باشند، اين آيه با امام زمان (عج) كه روشنترين مصداق، «بقيةاللَّه» است، مطابقت مىكند. براى كاملتر شدن پاسخ، خوب است به نظر يكى از دانشمندان اهل سنت نيز توجه نماييد. شبلنجى دانشمند شافعى، روايتى را نقل كردهاند كه «هنگامى كه (مهدى) قيام كند، بر كعبه تكيه زند و 313 تن از پيروانش نزد او گرد آيند. پس اولين چيزى كه مىگويد، اين آيه است: «بقيةاللَّه خير لكم ان كنتم مؤمنين». سپس مىفرمايد: منم «بقيةاللَّه» و خليفه او و حجت خدا بر شما. پس از آن، كسى بر آن حضرت سلام نمىكند، مگر اين كه مىگويد: «السلام عليك يا بقية اللَّه فى ارضه»؛ سلام بر تو اى باقى گذارده خدا در زمينش.[2] بنابراين، گر چه مفاد اين آيه، از سخنان حضرت شعيب(عليهالسلام) خطاب به قوم خود است، اما مصداق اكمل آن، وجود شريف حضرت صاحب الامر(عج) است. پى نوشت: [1]. تفسير نمونه، ج 9، ص 204. [2]. ملامحسن فيض كاشانى، تفسير صافى، ج 2، ص 468. منبع:Tebyan روزی در تقویم می نویسند تعطیل به مناسبت ظهور امام زمان (عج) موضوع مطلب : امام زمان ( عج ) |لينك مطلب| طلوع خورشيد شده در دوشنبه نهم اردیبهشت 1387 ساعت 21:16 توسط مهدی دیندار تابشی | چرا به هنگام شنيدن نام قائم (عج) برميخيزيم؟ هنگامى كه «دعبل خزاعى» اشعار خود را در محضر امام هشتم عليه السلام خواند، چون از بقية اللَّه و قيام شكوهمند آن حضرت ياد كرد، امام رضا عليه السلام از جاى برخاست و دست مباركش را بر سر نهاد و در برابر نام حضرت ولى عصر(عج) تواضع نمود و براى فرجش دعا كرد.(1) از امام صادق عليه السلام سؤال شد كه چرا به هنگام شنيدن نام «قائم» لازم است برخيزيم؟ فرمود: براى آن حضرت غيبت طولانى است و اين لقب يادآور دولت حقه آن حضرت و ابراز تأسف بر غربت اوست. و لذا آن حضرت از شدّت محبت و مرحمتى كه به دوستانش دارد، به هر كسى كه حضرتش را با اين لقب ياد كند، نگاه محبتآميز مىكند. از تجليل و تعظيم آن حضرت است كه هر بنده خاضعى در مقابل صاحب (عصر) خود، هنگامى كه مولاى بزرگوارش به سوى او بنگرد از جاى برخيزد، پس بايد برخيزد و تعجيل در امر فرج مولايش را از خداوند منان مسئلت بنمايد.(2) پينوشتها: 1. التسترى، قاموس الرجال، ح 4، ص 290. 2. منتخب الاثر، ص 506. منبع:Tebyan روزی در تقویم مینویسند تعطیل به مناسبت ظهور امام مهدی (عج) موضوع مطلب : امام زمان ( عج ) |لينك مطلب| طلوع خورشيد شده در دوشنبه نهم اردیبهشت 1387 ساعت 21:12 توسط مهدی دیندار تابشی | آسیبشناسى آخر الزمان قرآن كریم در سوره مائده، آیه 54، دورهاى را به نام دوره ارتداد براى جوامع اسلامى پیشبینى كرده، مىفرماید: یا ایها الذین آمنوا من یرتد منكم عن دینه فسوف یات الله بقوم یحبهم و یحبونه اذلة على المومنین اعزة على الكافرین یجاهدون فى سبیل الله و لا یخافون لومة لائم ذلك فضل الله یؤتیه من یشاء و الله واسع علیم . اى كسانى كه ایمان آوردهاید، هر كه از شما از دینش بازگردد چه باك; زودا كه خدا مردمى را بیاورد كه دوستشان بدارد و دوستش بدارند . در برابر مؤمنان فروتنند و در برابر كافران سركش; در راه خدا جهاد مىكنند و از ملامت هیچ ملامتگرى نمىهراسند . این فضل خداست كه به هر كس كه خواهد ارزانى دارد، و خداوند بخشاینده و داناست . بر اساس این آیه شریفه و با توجه به برداشتى كه علامه طباطبایى (قدس سره) در جلد پنجم تفسیر المیزان در توضیح این آیه شریفه داشتهاند و با توجه به روایاتى كه از اهل بیت عصمت و طهارت (ع) رسیده است ما مىتوانیم پیشگویىهایى براى آینده جوامع اسلامى، از جهت فرهنگى، سیاسى و اقتصادى داشته باشیم . از جمله پیشگویىها این است كه در دوران پایانى عمر زمان و یا به تعبیر خود روایات آخرالزمان جوامع اسلامى و مسلمین دچار دو حركت متعاكس از نظر برخورد با ارزشها مىشوند . در آخرالزمان دو گروه مقابل هم قرار مىگیرند: عدهاى گرفتار فساد و فتنه دوره آخرالزمان و دچار مشكلات مىشوند و به عبارتى میكروبهایى كه در آخرالزمان وجود دارند در روح آنها نفوذ مىكند و دین آنها را دچار مشكل مىكند و در نقطه مقابل دقیقا در همان زمان گروه دیگرى وجود دارند كه آنها در برابر این حوادث و این آفات اجتماعى و یا دینى مقاومت و صبورى مىكنند، پایمردى از خودشان نشان مىدهند و آنها مىتوانند از زمینهسازان فرج آقا و مولا امام زمان (ع) باشند بر اساس پیشگویى قرآن دوره ارتدادى براى جوامع اسلامى و مسلمین ممكن است رخ بدهد و در نقطه مقابل به جاى افرادى كه مرتد شدهاند انسانهاى دیگرى با خصوصیاتى كه آیه شریفه یك یك آنها را ذكر مىكند، جایگزین مىشوند . از این مطلب بر مىآید كه جوامع اسلامى و مخصوصا جوامعى كه از نظر بنیه هاى اعتقادى دچار ضعفهایى هستند یك دوره ارتداد یا برگشت از ارزشهاى دینى را پیش رو خواهند داشت . البته در نقطه مقابل انسانهایى خواهند بود كه جایگزین این انسانهاى مرتد مىشوند . ارتداد در اینجا به معنى برگشت از اصول اعتقادى نیست; آنچنان كه در فقه مصطلح است . بلكه یك اصطلاح قرآنى است كه به معنى برگشت از ارزشهاست . وقتى كه ما مراجعه به روایات اسلامى مىكنیم مىبینیم در آنها هم نشانههایى بر این موضوع وجود دارد . بر همین اساس، بحثى تنظیم كردهایم به نام آسیب شناسى آخرالزمان، یعنى آفتهایى كه ممكن است گروههایى از مردم و یا ارزشها و مقدسات در دوره آخر الزمان گرفتار آن بشوند . به عبارتى وقتى كه شما خانواده را و برخورد پدر و مادر و فرزندان را در دوره آخر الزمان از دیدگاه روایات مورد دقت قرار مىدهید مىبینید كه آسیبها و آفتهایى در خانوادهها و در ارتباط بین افراد و اعضاء خانواده ممكن است وجود داشته باشد كه اگر همه مؤمنین این آفتها و آسیبها را به دقت از دیدگاه معصومین (ع) مورد مطالعه قرار بدهند چند نتیجه براى آنها خواهد داشت . نتیجه اول این است كه آنها براى اینكه در دامن این آفتها و آسیبها نیفتند براى خودشان نوعى حراست و حفاظت ایجاد مىكنند . نتیجه دیگر اینكه براى آنها زمینه یك نحوه پیش بینى و زمان شناسى فراهم مىشود . بحث از مقابله دو گروه در آخرالزمان، كه در روایات به آن اشاره شده، از آن رو بر ما لازم است كه ما جایگاه خودمان را و وظیفه خودمان را به شكل روشن در این اتفاقات و وقایعى كه ممكن استبه شكلى در جوامع اسلامى اتفاق بیفتد یا در حال اتفاق باشد، بدانیم و بتوانیم خودمان را در برابر اتفاقهاى ناگوارش مصونیتببخشیم و ان شاء الله از كسانى باشیم كه جزء سربازان و نوكران آقا امام زمان (ع) قرار دارند در دوره آخرالزمان بر اساس این آیه شریفه یك دوره بازگشت از ارزشها وجود دارد كه شما با مراجعه به روایات تفصیل ، تفسیر و تبیین این بازگشت را به دقت مىبینید . در روایات از یك سو آسیبهایى كه در آخرالزمان متوجه مقدسات و ارزشهایى چون امر به معروف و نهى از منكر، قرآن، اذان، برخورد با علما و ... مىشود ذكر شده است . از سوى دیگر آسیبهایى كه براى آحاد مردم جامعه; مانند علما، حكام، پدر و مادرها، فرزندان، زنان و مردان پیش مىآید یكى یكى به آنها اشاره شده است . از دیدگاه دیگر مىتوانیم به این قصه این جور نگاه كنیم كه آسیبهایى ممكن است از نظر اقتصادى، سیاسى و اخلاقى و اعتقادى گریبانگیر مردم شود كه علم به این آسیبها نوعى روشنى در ذهن انسان ایجاد مىكند، افقى را باز مىكند كه باعث مىشود انسان مواظبتهاى جدى نسبتبه خودش داشته باشد و وظیفه خودش را بهتر تشخیص دهد . استاد مطهرى در كتابى كه درباره حضرت مهدى (ع) دارند به همین آیه شریفه اشاره مىكند . این آیه شریفه مىفرماید: اى كسانى كه ایمان آوردهاید اگر عدهاى از شما در پایبندى به اصول و ارزشهاى دینى دچار برگشت و ارتجاع و ارتداد شدند خداوند متعال گروه دیگرى از مؤمنین را جانشین مىكند كه آنها در مرحله دیندارى و دین باورى بسیار بسیار قوى و خالصانه عمل مىكنند . گروهى كه جانشین شما هستند با این خصوصیات هستند كه «یحبهم و یحبونه» ; آنها خداوند متعال را دوست دارند و خداوند متعال هم ایشان را دوست دارند كه یك پیوند عاطفى دو طرفه بین این گروه از مؤمنین و خداوند و از طرف خداوند با این افراد وجود دارد . از خصوصیات دیگرى كه اینها دارند این است كه در برابر مؤمنین انسانهاى متواضع و فروتنى هستند «اذلة على المؤمنین» كه نشان دهنده ارتباط سالم اجتماعى است كه بین این گروه مؤمنین وجود دارد . ارتداد در اینجا به معنى برگشت از اصول اعتقادى نیست; آنچنان كه در فقه مصطلح است . بلكه یك اصطلاح قرآنى است كه به معنى برگشت از ارزشهاست صفتبعدى كه خداوند متعال براى این گروه ذكر مىكند مىفرماید: «اعزة على الكافرین»؛ در برابر بیگانگان فكرى و در برابر كسانى كه از نظر فكرى انسانهاى سالمى نیستند و در حد كفر و نفاق هستند، موضعگیرى سخت دارند و هیچ نرمشى در برابر آنها نشان نمىدهند. صفتبعدى این گروه جانشین این است كه «یجاهدون فى سبیل الله» ; در مسیر خداوند متعال از خودشان و از مال خودشان مایه مىگذارند . اینها روحیه جهادى دارند و در مسیر خدا از همه موجودىهاى خودشان سعى مىكنند كه مصرف كنند . و باز صفت دیگر «و لایخافون لومة لائم»؛ این چنین افرادى كه جانشین گروه مرتد هستند كسانى هستند كه از سرزنش سرزنش كنندگان و ملامتها، از هر سویى كه باشد ترس و ابایى ندارند و در برابر جنگ روانى كه از طرف دشمن به آنها اعمال مىشود مقاومت دارند . بعد نهایتا خداوند متعال مىفرماید: «ذلك فضل الله یؤتیه من یشاء»؛ این گروه جانشین با این خصوصیات كسانى هستند كه شامل فضل خداوند متعال هستند و بعد مىفرماید: «والله واسع علیم» . از این آیه استفاده مىشود كه در آخرالزمان دو گروه مقابل هم قرار مىگیرند: عدهاى گرفتار فساد و فتنه دوره آخرالزمان و دچار مشكلات مىشوند و به عبارتى میكروبهایى كه در آخرالزمان وجود دارند در روح آنها نفوذ مىكند و دین آنها را دچار مشكل مىكند و در نقطه مقابل دقیقا در همان زمان گروه دیگرى وجود دارند كه آنها در برابر این حوادث و این آفات اجتماعى و یا دینى مقاومت و صبورى مىكنند، پایمردى از خودشان نشان مىدهند و آنها مىتوانند از زمینهسازان فرج آقا و مولا امام زمان (ع) باشند . بد نیست این مطلب را به عنوان مژده خدمتتان عرض كنم ، مژدهاى كه شاید براى آنها كه معتقد به حركت در مسیر امام زمان (ع) هستند، بشارت بسیار زیبایى باشد و نقطه حركتى باشد براى اینكه هر چه بیشتر ما در مسیر امام زمان (ع) و ترویج فرهنگ اهلبیت (ع) تلاش بیشترى كنیم . ذیل همین آیه شریفه روایتى است كه در چند تفسیر، از جمله در تفسیر المیزان و مجمع البیان هم نقل شده است. در این روایت آمده است كه وقتى این آیه نازل مىشود از پیامبر اكرم (ص) سؤال مىشود كه این گروه جانشین چه كسانى هستند؟ در یك روایتبسیار كوتاه و زیبا كه براى همه ایرانیان مؤمن مىتواند این مژده خیر و بشارتى باشد آمده است: پیامبر اكرم (ص) دستشان را بر شانه سلمان زدند و فرمودند «من هولاء»؛ این گروه جانشینى كه كاملا معتقد و جدى وارد میدان دین مىشوند و آن آسیبهاى دوره آخرالزمان كمتر مىتواند در آنها نفوذ كند از ایرانیانى هستند كه معتقد و پا برجا هستند و آنها مىتوانند مروج و مؤید دین در آن مقطع زمانى باشند . این شاید خودش جاى بحث مفصل داشته باشد كه ما مىتوانیم این آیات و روایات را در كنار هم بگذاریم و شوق دیندارى بیشتر و روح فداكارى بیشتر در مسیر دین را در جوانهایمان كه استعداد دیندارى بالاتر و بهترى دارند احیاء كنیم . كه این به صورت جداگانه مىتواند مورد بحث قرار بگیرد . فقط به عنوان یك مژده خواستم خدمتتان عرض بكنم كه در بعضى از روایات، این گروه جانشین از نسل سلمان فارسى هستند و یا به عبارتى صحیحتر كه امام صادق (ع) فرمودند: «به سلمان، سلمان فارسى نگویید، سلمان محمدى (ص) بگویید» و اینها از تبار سلمان محمدى (ص) هستند . به هر حال این آیه شریفه خبر مىدهد از اینكه در یك قطعهاى از زمان گروهى از امت اسلامى دچار ارتداد و برگشت از ارزشها مىشوند و در زندگى هر یك از آنها یكى از آفتها و میكروبهاى خاص از نظر اقتصادى، سیاسى، اعتقادى و اخلاقى وارد مىشود . گروهى در نقطه مقابل آنها با خصلتهایى كه در آیه شریفه ذكر شده وارد مىشوند و پرچم دفاع از دین را بر دوش مىكشند . دقیقا وقتى كه به روایات رجوع كنیم ما در علائم آخرالزمان مىتوانیم نشانههاى دو گروه را یك یك پیدا كنیم . این گروهى كه از اعوان، انصار و یاران حضرت مهدى (ع) هستند، چند خصوصیتشان در آیه شریفه بیان شده است . بر اساس پیشگویى قرآن دوره ارتدادى براى جوامع اسلامى و مسلمین ممكن است رخ بدهد و در نقطه مقابل به جاى افرادى كه مرتد شدهاند انسانهاى دیگرى با خصوصیاتى كه آیه شریفه یك یك آنها را ذكر مىكند، جایگزین مىشوند آنها كسانى هستند كه خدا را دوست دارند و خدا هم آنها را دوست دارد . كسانى هستند كه در برابر مؤمنین فروتنند در برابر كافرین سربلند و عزیز زندگى مىكنند . كسانى هستند كه اهل جهاد هستند و نهایتا كسانى نیستند كه با جنگ روانى از میدان بیرون بروند . این چند خصوصیتى كه در آیه شریفه ذكر مىكند . اما، كسانى كه حقیقتا پیرو اهلبیت (ع) باشند نشانههاى دیگرى هم دارند كه در روایات به شكل تفصیلى توضیح داده شده است . در مورد گروهى هم كه دچار ارتداد مىشوند در روایات نشانههاى زیادى از ایشان مىبینیم كه مىتوانیم با مطالعه روایات به خصوصیت اخلاقى و نشانههاى تفصیلى این گروه پى ببریم . مراد ما از بحث آسیبشناسى دوره آخرالزمان این است كه: افرادى را كه در آخرالزمان دچار ارتداد از ارزشها مىشوند به تفصیل طبقه بندى كرده و به خصوصیات آنها پى ببریم . در روایات بر این مطلب تاكید شده كه آن آسیبها و آفتهایى را كه در آخرالزمان وجود دارد بشناسید; زیرا اگر آنها را نشناسید ممكن است دامن شما را هم بگیرد . لذا اگر ما چنین مطالعه تفصیلى داشته باشیم مىتوانیم جایگاه خودمان را مشخص كنیم كه: آیا ما از كسانى هستیم كه نشانههاى ارتداد از ارزشها در زندگى آنها آشكار استیا از كسانى هستیم كه جانشین این گروه مرتد مىتوانیم باشیم؟ بنابراین بحث از مقابله دو گروه در آخرالزمان، كه در روایات به آن اشاره شده، از آن رو بر ما لازم است كه ما جایگاه خودمان را و وظیفه خودمان را به شكل روشن در این اتفاقات و وقایعى كه ممكن استبه شكلى در جوامع اسلامى اتفاق بیفتد یا در حال اتفاق باشد، بدانیم و بتوانیم خودمان را در برابر اتفاقهاى ناگوارش مصونیتببخشیم و ان شاء الله از كسانى باشیم كه جزء سربازان و نوكران آقا امام زمان (ع) قرار دارند . در بررسى آیات و روایات مربوط به آخر الزمان مىتوان تقسیم بندىها و طبقه بندىهاى متفاوتى ارایه كرد . یك تقسیم بندى این است كه ما بر اساس گروهها و افراد مختلفى كه در آخرالزمان دچار آسیب و آفت مىشوند به بررسى روایات بپردازیم; یعنى وضعیت زنان، مردان، جوانان و ... را در آخر الزمان به تفكیك مورد بررسى قرار دهیم . تقسیم بندى دیگر این است كه بر اساس آفتها و آسیبهاى مختلفى كه گریبانگیر جوامع اسلامى مىشود، یعنى آفتهاى اعتقادى، اقتصادى، اخلاقى و ... به بررسى روایات بپردازیم . ان شاء الله در قسمتبعدى مقاله در مورد ویژگىهاى منفى مردان و زنان آخرالزمان بیشتر سخن خواهیم گفت . ... ادامه دارد مهدى نیلىپور با تشکر از مهدی نیلی ژور منبع:Tebyan روزی در تقویم مینویسند تعطیل به مناسبت ظهور امام مهدی (عج) موضوع مطلب : امام زمان ( عج ) |لينك مطلب| طلوع خورشيد شده در دوشنبه نهم اردیبهشت 1387 ساعت 21:11 توسط مهدی دیندار تابشی | راز طولانی شدن ؟ عبارات و جملاتی هستند كه در وقت مطالعه خواننده را از ظرف زمان و مكان خارج كرده و به شرط آنكه چشمش خیره بر روز و اخبار و حوادث روزانه نمانده باشد او را متذكر میشوند. در ادامه مطلب بعضی از این جملات رو میبینین همچنین متوجه میشین که چرا غیبت اینقدر طولانی شده . موضوع مطلب : امام زمان ( عج ) منبع:تبیان ادامه مطلب |لينك مطلب| طلوع خورشيد شده در دوشنبه نهم اردیبهشت 1387 ساعت 21:7 توسط مهدی دیندار تابشی | یا صاحب الزمان ! ... یا صاحب الزمان ! داستان یوسف را گفتن وشنیدن به بهانه ی توست . شرمنده ایم . می دانیم گناهان ما همان چاه غیبت توست . می دانیم كوتاهیها ، نادانیها و سستیهای ما ، ستمهایی است كه در حق تو كرده ایم . یعقوب به پسران گفت : به جستجوی یوسف برخیزید ، و ما با روسیاهی و شرمندگی ، آمده ایم تا از تو نشانی بگیریم . به ما گفته اند اگر به جستجوی تو برخیزیم ، نشانی از تو می یابیم . اما ای فرزند احمد ! آیا راهی به سوی تو هست تا به دیدارت آییم . اگر بگویند برای یافتن تو باید بیابانها را در نوردیم ، در می نوردیم . اگر بگویند برای دیدار تو باید سر به كوه و صحرا گذاریم ، می گذاریم . ای یوسف زهرا ! خاندان یعقوب پریشان و گرفتار بودند ، ما و خاندانمان نیز گرفتاریم ، روی پریشان ما را بنگر . چهره زردمان را ببین . به ما ترحم كن كه بیچاره ایم و مضطر ای عزیزِ مصرِ وجود ! سراسر جهان را تیره روزی فرا گرفته است . نیازمندیم ! محتاجیم و در عین حال گناهكار از ما بگذر و پیمانه جانمان را از محبت پر كن . یابن الحسن ! برادران یوسف وقتی به نزد او آمدند كالایی – هر چند اندك – آورده بودند ، سفارش نامه ای هم از یعقوب داشتند . اما ... ای آقا ! ای كریم ! ای سرور ! ما درماندگان ، دستمان خالی و رویمان سیاه است . آن كالای اندك را هم نداریم . اما... نه ، كالایی هر چند ناقابل و كم بها آورده ایم . دل شكسته داریم و مقدورمان هم سری است كه در پایت افكنیم . ناامیدیم و به امید آمده ایم . افسرده ایم و چشم به لطف و احسان تو دوخته ایم . سفارش نامه ای هم داریم . پهلوی شكسته مادر مظلومه ات زهرا را به شفاعت آورده ایم . یا صاحب الزمان ! به یقین ، تو از یوسف مهربانتری . تو از یوسف بخشنده تری . به فریادمان برس ، درمانده ایم . ای یوسف گم گشته ! و ای گم گشته ی یعقوب ! یعقوب وار ، چه شبها و روزها كه در فراق تو آرام و قرار نداریم . در دوران پر درد هجران ، اشك می ریزیم و می گوییم : تا به كی حیران و سرگردان تو باشیم . تا به كی رخ نادیده ترا وصف كنیم . با چه زبانی و چه بیانی از اوصاف تو بگوییم و چگونه با تو نجوا كنیم . سخت است بر ما ، كه از دوری تو ، روز و شب اشك بریزیم . سخت است بر ما ، كه مردم نادان تر واگذارند . سخت است بر ما ، كه دوستان ، یاد ترا كوچك شمارند . یا بقّیةالله ! خسته ایم و افسرده ، نالانیم و پژمرده ، گریه امانمان را بریده است . غم دوری ، دیوانه مان كرده است . اما نمی دانیم چه شیرینی و حلاوتی در این درد و دوری است كه می گوییم : كجاست آن كه از غم هجران تو ناشكیبایی كند . تا من نیز در بی قراری ، یاریش دهم كجاست آن چشم گریانی كه از دوری تو اشك بریزد ؟ تا من او را در گریه یاری دهم مولای من ! دیدگانمان از فراق تو بی فروغ گشته اند . و می دانیم پیراهن یوسف ، یادگار ابراهیم ، نزد توست . و ای كاش نسیمی از كوی تو ، بوی آن پیراهن را به مشام جان ما برساند . و ای كاش پیكی ، پیراهن ترا به ارمغان بیاورد تا نور دیدگانمان گردد . ای كاش پیش از مردن ، یك بار ترا به یك نگاه ببینیم . درازی دوران غیبت ، فروغ از چشمانمان برده است كی می شود شب و روز ترا ببینیم و چشمانمان به دیدار تو روشن گردد ؟ شكست و سرافكندگی ، خوار و بی مقدارمان كرده است . كی می شود ترا ببینیم كه پرچم پیروزی را برافراشته ای ؟ و ببینیم طعم تلخ شكست و سرافكندگی را به دشمن چشانده ای . كی می شود كه ببینیم یاغیان و منكران حق را نابود كرده ای ؟ و ببینیم پشت سركشان را شكسته ای . كی می شود كه ببینیم ریشه ستمگران را بركنده ای ؟ و اگر آن روز فرا رسد ... و ما شاهد آن باشیم ، شكرگزار و سپاسگو نجوا می كنیم : الحمدلله رب العالمین . خداکند زودتر بیایی ای مرحم دلهای خسته همه منتظریم موضوع مطلب : امام زمان ( عج ) منبع:تبیان |لينك مطلب| طلوع خورشيد شده در دوشنبه نهم اردیبهشت 1387 ساعت 21:3 توسط مهدی دیندار تابشی | آه و درد و سو’ال به فریاد قسم و به سوگنامه دل زخمیام و خسته نه دل ماند و نه دلدار چشمم چنان مست باریدن است که گیوههایم در گل مانده زبانم به شن نشسته و دستانم در باتلاق زندگی فرو رفته و معذور از نوشتن بگویید کجایند آدمیان و پیغمبران و امامان آنان پاک بودند و استوار آنان به درد دنیا خم نمیشدند در چشمشان دنیا حقیر بود و پست آری همین پست دنیا زهر بر آنان داد سرشان بر نیزه هدیه داد و میخ در بر سینهشان کوبید پستی دنیا تیغ بر فرق فرود آورد و گوشواره از گوش کشید و این دنیای پست است که عشق را گریزان کرد و بشر را خودنما حرمت را برچید و غیرت را خرد کرد شرف را بر باد داد و حیا را تکه تکه کرد این دنیای پست است که انسانیت را سر برید برای چه ماندیم و برای چه نسل بعد از خود را میزاییم که هر چه پیش میرویم بیشتر به گل مینشینیم و سرمان را مغرورتر بر آسمان میکشیم پس چه شد که اکنون همه به نمایش خود مشغولند چه شد که همه خود را رنگین به دیگری میشناسانند چه شد که دیگر از آن خود نیستیم هیچ کس در طرح خود نیست هیچ کس پایبند عهد ازلیاش نیست هیچ کس خود را که نه، خدایش را نیز نمیشناسد چه شد ما در پس پرده، پردهای دیگر بر خود کشیدیم چرا وجودمان را با رنگ ننگین میکنیم چرا فراموش کردهایم وجود کیستیم و چه در وجودمان جاری است به خود آییم آنگاه که زمان میآید و مکان نابود میشود دیگر دستگیری نمییابیم کجایی ای دستگیر تنها ماندیم، در نابودها بودنی نیافتیم نیمی از آمدنت ترس دارند و نیمی تردید و اندکی با حضور قلب، آمدنت را طلب میکنند تنهاییم و قدممان یارای رفتن ندارد هر آن وجود منجیات را بیشتر خواهانیم ما را به حال خود وامگذار ما را دستگیری جز تو نیست هان ای پرنده انسان باز ای به این پست خاک و ما را رهنمون باش فصلنامه عصر آدینه- شماره اول- ص114 موضوع مطلب : امام زمان ( عج ) |لينك مطلب| طلوع خورشيد شده در دوشنبه نهم اردیبهشت 1387 ساعت 21:1 توسط مهدی دیندار تابشی | دلم را آهسته حمل کنید، شكستنیست! سلام مولا جونم! باز هم جمعه رنگ خون شد و من، هنوز چشم انتظار بر لب جاده دل نشستهام... میبینی مرا؟... همان که تنهای تنهاست... مثل همیشه... کفشها را به گوشهای انداخته و محو تماشای پایین رفتن قرص غمناک و سرخ رنگی است که تمام التهاب یک روز را با خودش میبرد. همان که خودش را با سنگ ریزههای کنار جاده مشغول کرده است... آه... از ندبه پر امید صبح تا نوحه دلتنگی غروب فاصلهای است به اندازه یک قلب بیقرار... هنوز امیدوارم... نه به اندازه صبح... به اندازه یک مژه بر هم زدن... به اندازه آن مقدار از خورشید که هنوز رخ در نقاب کوه نکشیده... شاید بیایی از پس آن درخت... آن بید مجنون که دید مرا به انتهای جاده کور کرده... بیایی با آن لبخندی که تصویرش همیشه با من است... لبخندت چقدر زیباست... مردم از کنارم میگذرند و به اشکهایم میخندند... شاید دیوانهام میپندارند... باک نیست!... بر این شب زده خراب دوره گرد حرجی نباشد آن هنگام که چون تویی دلدارش باشی... آخ... غروب شد آقا... دیگر خورشید در افق نیست. جمعه به شب رسید... بید مجنون میرقصد زیر نسیمی که صورت خیسم را به بازی گرفته... سردم میشود... ای کاش بودی و با عبایت شانههای ارزانم را گرما میبخشیدی... از خدا بخواه زندهام نگاه دارد... وعده من و شما جمعه دیگر... همینجا... کنار خرابه دل... چنین که یخ زده ایمان من اگر هر روز هـزار بـار بـیــایـد بـهـــار کـافـی نـیـسـت خودت دعـا کن ای نازنین که برگردی دعای این همه شبزندهدار کافی نیست ... نگاه میکنم به خودم و به دور و برم... سیاهی... سیاهی... شدهام مشکی پررنگ... پرکلاغی... آی که دستت میرسد کاری بکن! تشنهام... تشنه کمی سپیدی که از خویش دریغ کردهام... میخواهم بگویم از آنچه در دلم جاری است... اما مگر من و شما یکی نیستیم؟ اگر این گونه است پس خبر داری از آنچه بر من رفته و میرود... دستم بگیر، مگذار غرق شوم... اینجا میان مردم، در تنهایی... آه تنهایی!... هیچگاه دست از سر دلم بر نمیداری. صورت خیس از اشکم زیر هجوم داغ غربت به سله نشسته... نمیدانم پشت کدام دیوار این شهر آهنی، یاد شما را جا گذاشتهام... دیوارها چقدر بلندند... بلند به اندازه قامت گناهانم... قد و قامت توبههایم آنقدر کوتاه شده که حتی پرچینهای باغ سرما زده همسایه هم برایم به دیوارهای برجی میماند تسخیر ناشدنی. آقا جان دست دلم را بگیر... همان که توبههایش مایه خنده فرشتهها شده... همان که هیچ آبرویی ندارد پیش خدا... همان که هنوز به عشق جمعههایت زنده است... همان که دیشب برای آخرین بار توبهاش را ریختم توی جعبهای از امید و دادمش دست فرشتهای که برساندش دست خدا... روی جعبه نوشته شده بود... «آهسته حمل کنید، محتویات این جعبه شکستنی است». فصلنامه عصر آدینه- شماره اول موضوع مطلب : امام زمان ( عج ) |لينك مطلب| طلوع خورشيد شده در دوشنبه نهم اردیبهشت 1387 ساعت 21:0 توسط مهدی دیندار تابشی | میدونی عشق چیه یا تا حالا معنیشو فهمیدی؟ به عنوان مطلب نگاه کنین حتما میپرسین این دیگه چه سوالیه اصلا به مطالب وبلاگ ربطی نداره؟ ولی دوستان خوبم رفقا عاشق واقعی بودن خیلی میتونه کمک کنه تا به خدا نزدیک بشی البته تنها راه نیست یکی از راهای نزدیک شدن و عاشق خدا شدن دوست دارم یک خاطره واستون تعریف کنم خاطره از یک عشق واقعی عشقی که بخاطر هوس نیست عشقی که خدا بر اون نظارت داره عشقی که تو این عشق عاشقا از خدا و مولا مهدی کمک میخوان میدونین این جور عشقا رو نمیشه پیدا کرد مخصوصا این دوره زمونه که همه تا هم رو میبینن عاشق هم میشن و فکر میکنن واقعا عاشق شدن در صورتی که عشقشون الکی به عبارتی عشقشون مجازیه و زود تموم میشه حالا سرتون رو درد نیارم برم سراغ خاطره ام چند هفته پیش با یکی آشنا شدم که داشت با یک پرستار آلمانی چت میکرد پرستار عشقش تو بیمارستان آخه میدونین چرا عشقش تو بیمارستانه اونم بیمارستانی اینقدر دور چون تومار مغزی داره چون ممکنه خدا از این دنیا آزادش کنه ولی ببینین چقدر عشق این دو پرنده این دو فرشته پاکه چقدر واقعیه چقدر صافه که با این همه فاصله از هم جدا نمیشن این کسی که خدا اونو با من آشنا کرد تو ایرانه حالا حتما میگین چرا خدا آشنا کنه چون خدا با اینکار به من درس داد به من نشون داد که عشق زمینی میتونه با قدرت خدا نورانی بشه حالا میگین از کجا فهمیدی عشقشون نورانیه شما فکر کنین عاشق کسی شدین که بهتون میگن قراره از دنیا رها بشه بهتون بگن دکترا ازش قطع امید کردن چه کار میشدین خب حالا خداییش چقدر منتظر چنین عشقی میشدیم که شاید یه روز بیاد شایدم نیاد اصلا خیلیا میگن اشتباه منتظر موندن. ولی این آشنای من منتظر عشقش مونده فکر کنین واسش دعا میکنه فکر کنین واسش از مولا مهدی (جونم فداش بشه) درخواست شفا میکنه حالا فقط این عشق به اینجا ختم نمیشه اون طرف تو المان عشق این آشنای من بهش گفته دوست ندارم عاشق کسی باشی که قراره از دنیا بره. حالا جواب میلاشو نمیده تا شاید این آشنای من اونو از یاد ببره.وای خدا ببین چقدر عشقشون پاکه ببین چقدر تو عشقشون وجود خدا حس میشه خوداییش تا حالا چنین عشقی دیده بودین من که تا حالا ندیده بودم اصلا تا قبل از این فکر نمیکردم عشقی بتونه اینقدر پاک و صاف باشه. حتی اونقدر این عشق صافه که این آشنای من به کل برگشته سمت خدا و مولا مهدی(جونم فداش) از اونا خواهش میکنه تا عشقشو بهش برگردونن حالا دیدین واسه چی میگم عشقشون پاک و صافه بدون هیچ گونه ای هوس حالا دیدین واسه چی میگم تو عشقشون نور خدا هست باور کنین وقتی این آشنام واسم تعریف میکرد اشکام میریخت بدون اراده حالا اگر واقعا به این نتیجه رسیدی که عشقشون پاکه واسشون دعا کن از خدا و مولا مهدی(قربونش بشم) بخواین تا این دو نفرو بهم برسونن به خدا قسم که خود خدا هم خوشش میاد میدونم بهتون گوش میکنه پس خواهشن از خدا شفای دوستمون رو بخواه چون فقط خداست که صدای دلها رو میشنوه پس خواهشن از مولا مهدی(قربونش بشم) درخواست کنین که این دو نفر رو بهم برسونن که دلشون اینقدر اذیت نشه به خدا قسم کاری نداره کافی از ته دل از خدا بخواین و به دیگران هم بگین که این کارو انجام بدن بیاین واسه هم دل بسوزونیم واسه هم دعا کنیم بیاین واقعا عشقو درک کنیم بیاین واقعا معنی عشقو بفهمیم بیاین از همین الان تصمیم بگیریم که اگر عاشق شدیم سعی کنیم عشقمون رو به خدا نزدیک کنیم تا خود خدا اون عشقو عاری از هر هوسی کنه و به اون عشق نور بده تا پاک و صاف باشه. پس یادت نره رفیقم یادت نره منتظر مهدی یادت نره عاشق خدا یادت نره واسه این دو نفر دعا کنین خدا صدای قلب همه ی ما ها رو میشنوه. پس بیاین با هم واسشون دعا کنیم واسه اون دوستمون تو المان دعا کنیم شفا پیدا کنه مطمئن باشین خود خدا هم از این دعا خوشش میاد. قولت یادت نره رفیق قول دادی از اینکه قول دادی ممنونم بدون خود مولا مهدی هم خوشحال میشه ژس از ته قلب واسشون دعا کن راستی این آدرس وب خودشه اگر دوست داری بدونی چی میکشن یک سری به وبشون بزن ضرر نمیکنی بیا ببین بخدا دلت میسوزه راست میگم باور کن موضوع مطلب : امام زمان ( عج ) |لينك مطلب| طلوع خورشيد شده در دوشنبه نهم اردیبهشت 1387 ساعت 20:59 توسط مهدی دیندار تابشی | چند تا سو’ال: بیائیم با خدا و خودمون رو راست باشیم سلام دوستانم سلام برادرم سلام خواهرم سلام رفیقم سلام منتظر مهدی سلام حسینیا سلام سربازای مهدی سلام بنده های خوب خدا سلام دوستداران اهل بیت چند تا سوال داشتم دیدم سوالای مهمی گفتم بزار این سوالا رو تو وبلاگ مطرح کنم: خوب تاسوعا و عاشورا هم تموم شد البته بماند که "کل یوم عاشورا" ولی خودمونیم اکثیرتمون مثل خود من فقط تاسوعا و عاشورا رو میشناسیم فقط تو همین روزا یاد امام حسین هستیم یاد عاشورا هستیم فقط تو همین روزا واسشون گریه میکنیم حالا بعضی ها هم که سنگ تموم میزارن تا اربعین یاد امام حسین هستن ولی مسئله اینجا نیست! سوالی که واسم پیش اومده اینجا نیست سوالم اینه که این ۱۰ روز یا بیشتر همه ما از پدر بزرگ و مادر بزرگ تا دختر بد حجاب و با حجاب و پسر مو بلند نمیدونم مو کوتاه حالا فرق نمیکنه چون حسینی بودن به ظاهر نیست به دل آدمه رفتیم روضه امام حسین همه رفتیم هیئت سینه زدیم زنجیر زدیم و گریه کردیم نظری دادیم حالا واسه امام حسین یا واسه عابرومون (قراره با خدا و خودمون رو راست باشیم) من به این چبزا کار ندارم خوداییش این چندتا سوال رو بخونین بعد اصلا جواب ندین ولی با خودتون تو قلبتون به خداتون جواب بدین: ۱.حتما تو تاسوعا و عاشورا با خودمون و با امام حسین عهد بستیم حالا بعد از گذشت ۵ روز از عاشورا چقدر به عهدمون وفادار موندیم؟ ۲.چقدر از مایی که تو عاشورا و تاسوعا گریه کردیم فهمیدیم واسه چی عاشورا درست شد؟ ۳.چقدر از ماهای که تو تاسوعا و عاشورا سینه زدیم فهمیدیم و درک کردیم پیامهای عاشورا رو و چقدر به اونها عمل کردیم؟ ۴.چقدر از ماهای که تو تاسوعا و عاشورا زنجیر زدیم هنوز به یاد امام حسین و یارانش هستیم وقتی آب میخوریم چقدر به یاد تشنگی عزیزان کربلا هستیم؟ وقتی به کودکان نگاه میکنیم چقدر یاد کودکان یتیم کربلا میفتیم یا خواهرانی که روضه رفتند چقدر سعی کردن مثل حضرت زینب(ص) باشن؟ ۸.برادرم خواهرم چقدر سعی کردیم مثل امام حسین(ع) و حضرت زینب(ص) بشیم اصلا تصمیمشو گرفتیم!؟ ۹. و در آخر این سوال خیلی مهمه خداییش با خودمون رو راست باشیم اگر الان قرار بود عاشورا بشه دعوت کننده شهر به شهر میومد و میگفت که امام حسین(ع) دارن میرن کربلا یا صدایی میشنیدی که میگفت "کجاست یاری کننده ای" خداییش چند نفر از ماهای که رفتیم روضه و گریه کردیم از دنیا ومال دنیا میزدیم و میرفتیم به جمع کربلایی ها اضافه میشدیم چند نفر از ما میرفتیم سمت کسی که این چند روز خیلی صداش زدیم و با بچه های عزیزش هم دردی کردیم؟ یا به عبارتی چند نفر از ما تصمیم گرفتیم مثل امام حسین(ع) زندگی کنیم و یا چند نفر از ما خودمون رو واسه قیام امام مهدی (عج) آماده کیردیم؟ حالا اگر واقعا به این سوالا فکر کردین و به جواب رسیدین همین الان از همین جا قول بدیم تا دوباره شروع کنیم با خدا عهد ببندیم نمازمون رو همیشه اول وقت بخونیم به یاد ظهر عاشورا موقع نماز باشیم با امام حسین(ع) عهد ببندیم تا هر وقت چششممون به یتیمی یا بی پولی افتاد یاد یتیمان کبرلا بیفتیم و اونا رو رد نکنیم دستشون رو بگیریم به خدا خیلی خوبه با امام زمان عهد ببندیم تا همیشه متتظر و عاشقش باشیم اونم از نوع انتظار سازنده و در آخر خواهرا با حضرت زینب(ص) عهد ببندن و سعی کنن شبیه حضرت بشن و از صبرشون و حیاشون یاد بگیرن. حالا خداییش خواهرا این عکسا رو نگاه کنین و بگین آیا ما واقعا شیعه علی هستیم؟ |لينك مطلب| طلوع خورشيد شده در دوشنبه نهم اردیبهشت 1387 ساعت 20:58 توسط مهدی دیندار تابشی | حكومت علوی، الگوی حكومت مهدوی اشاره: شاید در اذهان بسیاری از مردم این پرسش مطرح باشد كه امام مهدی، علیهالسلام، چگونه حكومتخواهد كرد و نظام سیاسی - اداری كه او برپا میكند چه ویژگیهایی خواهد داشت؟ در پاسخ این پرسش باید گفت كه ویژگیهای حكومت مهدوی همان ویژگیهای حكومت علوی است; با این تفاوت كه حكومت علوی تنها در گسترهای محدود از كره خاك و در مدت زمانی ناچیز برقرار شد و آن حضرت هم به دلیل درگیری در جنگهای داخلی، نتوانستبه همه آنچه كه در نظر داشت جامه عمل پوشد; اما امام مهدی، علیهالسلام، با پیش گرفتن سیره جدش امیرالمؤمنان، علی، علیهالسلام، جهان را تا آستانه برپایی قیامت از عدالت پر میسازد و به همه اهداف خود دست مییابد. در این مقاله شما خواهید دید كه آن حضرت نظارت دقیقی به كارگزاران خود داشتند و اقدامات متعددی را برای حفظ آنها از لغزش و اشتباه معمول میداشتند. كه در مجموع میتوان این اقدامات را به دو دسته اقدامات فكری و فرهنگی و اقدامات اجرایی و حكومتی تقسیم كرد. از جمله مهترین اقدامات اجرایی و حكومتی آن حضرت انتخاب اصلح برای مدیریتبود. در پی ابتدا ویژگیهایی را كه در دیدگاه امام علی، علیهالسلام، باید در یك مدیر شایسته وجود داشته باشد، بررسی كرده و در ادامه مطلب به دیگر اقدامات اجرایی و حكومتی آن حضرت اشاره میكنیم: موضوع مطلب : امام زمان ( عج ) ادامه مطلب |لينك مطلب| طلوع خورشيد شده در دوشنبه نهم اردیبهشت 1387 ساعت 20:3 توسط مهدی دیندار تابشی | امام زمان ( عج ) منتقم خون امام حسین ( ع ) است مهدویت: مدرس حوزه علمیه قم امام زمان (عج) را منتقم خون امام حسین (ع) دانست و گفت: هدف قیام این دو امام بزرگوار اقامه حکومت عدل در جهان است. حجت الاسلام نجم الدین طبسی، مدرس حوزه علمیه قم در گفت و گو با خبرنگار شبستان ارتباط فرهنگ عاشورا و فرهنگ انتظار را نشأت گرفته از ارتباط مهدی موعود (عج) با حسین بن علی (ع) دانست و اظهار کرد: واقع شدن ظهور امام زمان (عج) در روز عاشورا، وارد شدن قرائت زیارت مخصوص امام حسین (ع) در روز نیمه شعبان، یاد کردن امام حسین (ع) از امام زمان (عج) در میان اصحابش و اشاره به صاحب الزمان (عج) به عنوان منتقم خون امام حسین (ع) در روایات نشانگر ارتباط تنگاتنگ این دو فرهنگ است. وی بر هم زدن بساط ظلم و سیاهی، نفی حکومت ظالمین و بیعت نکردن با آنها را از نقاط مشترک قیام امام حسین (ع) و امام عصر (عج) دانست و گفت: وقتی امام زمان (عج) ظهور می کند، حکومت های فاسد را نفی کرده و بساط ظلم را بر هم می زند. مدرس مرکز تخصصی مهدویت هدف قیام امام حسین (ع) و مهدی موعود (عج) را اقامه حکومت عدل جهانی و برچیدن بساط ظلم عنوان کرد. وی با تاکید بر بیان مسایل مهدویت در ایام محرم گفت: اشاره به ویژگی ها و خصوصیات امام زمان (عج) به عنوان امام حی و زنده عصر ما در مراسم های ماه محرم موجب افزایش آگاهی عموم مردم از مسایل مهدویت و ویژگی های منتظران واقعی می شود. تاکنون بیش از پنجاه کتاب و مقاله به زبان های فارسی، عربی، انگلیسی، اردو و آلمانی از حجت الاسلام طبسی منتشر شده است. امام حسین (ع) در مکه، رهبر فرزانگان، چرایی گریه، چشم اندازی به حکومت جهانی حضرت مهدی (عج) و نشانه هایی از دولت موعود از جمله کتاب های منتشر شده از حجت الاسلام طبسی است. در دعاي ندبه ميخوانيم كجاست انتقام گيرنده خون شهيد كربلاحالا سوال من اين است كه در زمان حال كه كسي از واقعه عاشورا زنده نيست حضرت ولي عصر (عج) از چه كسي انتقام خواهند گرفت؟ موضوع مطلب : امام زمان ( عج ) منابع:EMAMMAHDI و ZOHOOR.IRIB ادامه مطلب |لينك مطلب| طلوع خورشيد شده در دوشنبه نهم اردیبهشت 1387 ساعت 20:0 توسط مهدی دیندار تابشی | خانه مهدی کجاست؟ از سامرا تا سهله بسيارى دوست دارند بدانند امام در كجا زندگى مىكند. براى روشن شدن اين پرسش بايد محل سكونت امامزمان - عليه السلام - در چهار دوران به اختصار بررسى شود: 1 . دوران پدر بدون شك محل ولادت امام مهدى - عليه السلام - شهر سامرا است . او پس از ولادت تا هنگام شهادت امام حسن عسكرى - عليه السلام - در سامرا و نزد پدرش مىزيست . حكيمه خاتون، دختر امام جواد - عليه السلام - بارها امام عصر - عج الله فرجه الشريف - را در خانه امام عسكرى - عليه السلام - مشاهده كرد . برخى از ياران امام مانند احمد بن اسحاق نيز وى را همان جا ديدهاند . امام در يكى از ملاقاتهايش با ابن اسحاق از جاى برخاست; وارد حجره شد و در حالى كه فرزندش را بر شانه قرار داده بود، بيرون آمد . (1) روزى يعقوب بن منقوش پرسيد: مولاى من، چه كسى امام است؟ فرمود: پرده را كنار بزن . . . او چنان كرد امام عصر - عج الله فرجه الشريف - را ديد . مهدى - عليه السلام - از پس پرده برون آمد و بر زانوى پدر نشست . (2) امام عسگرى، در دقايق پايانى عمر، به عقيد خادم فرمود: وارد اتاق شو و كودكى كه در حال سجده است، نزد من آور . . . (3) . اين روايات گواهى مىدهد امام مهدى - عج الله فرجه الشريف - در حال حيات پدر در شهر سامرا و در خانه وى زندگى مىكرد; اگر چه امام عسكرى او را از نظرها پنهان مىداشت . بر اساس روايت امام صادق - عليه السلام - ، يكى از جاهايى كه امام عصر - عج الله فرجه الشريف - حضور مىيابد، صحراى عرفات در ايام حج است 2 . غيبت صغرا امام، در دوران 74 ساله غيبت صغرا، احتمالا در عراق زندگى مىكرد; زيرا چهار نايب خاصى كه با وى رابطه مستقيم داشتند، در بغداد به سر مىبردند . آنها نامههاى مردم را به وى مىرساندند و پاسخ دريافت مىكردند . امام صادق - عليه السلام - مىفرمايد: براى حضرت قائم دو غيبت است: يكى كوتاه و ديگرى طولانى . در غيبت اول، كسى جز خواص شيعيان وى، جايگاهش را نمىداند . (4) به احتمال قوى نايبان خاص آن حضرت، مصداق خواص به شمار مىآمدند . 3 . غيبت كبرا درباره محل اقامت امام در دوران غيبت كبرا نمىتوان به طور دقيق به محلى خاص اشاره كرد . امام صادق - عليه السلام - به ابوبصير فرمود: نيكوترين منزل مدينه است . (5) علامه مجلسى نيز مىگويد: همين جمله دلالت مىكند آن حضرت غالبا در مدينه و اطراف آن به سر مىبرد . (6) امام باقر - عليه السلام - هم به كوه «ذى طوى» اشاره فرموده است; (7) اما بايد گفت هيچ كس به محل دقيق سكونت امام مهدى - عليه السلام - راه پيدا نمىكند; زيرا امام عصر به ابراهيم بن مهزيار فرمود: پدرم از من پيمان گرفته در سرزمينى پهناور و دوردست زندگى كنم تا از نيرنگهاى گمراهان و متمردان امت تازه به دوران رسيده و گمراه، نهان و مصون باشم . اين پيمان مرا بر فراز تپههاى بلند و ريگزارها و سرزمينهاى مورد اطمينان افكنده است . (8) برخى احتمال مىدهند امام در يكى از جزاير دوردست كه با كشور مغرب چندان فاصله ندارد و به جزيره خضرا معروف است، به سر مىبرد. گروهى نيز با منطبق دانستن اوصاف اين جزيره با مثلثبرمودا، آن مكان را محل سكونت امامزمان - عجل الله فرجه الشريف - مىدانند; زيرا به رغم تلاشهاى فراوان تا كنون كسى به كشف اسرار اين مثلث توفيق نيافته است. بىترديد اين نظر نادرست مىنمايد . (9) به استناد برخى از روايات، امام عصر - عجل الله فرجه الشريف - در زمان غيبت كبرا در همه جا حضور مىيابد، و يوسف وار به طور ناشناس ميان مردم رفت و آمد مىكند . هيچ كس وى را نمىشناسد تا وقتى خداوند به او اجازه دهد خود را معرفى كند; چنانچه به يوسف صديق اجازه داد خود را به برادرانش بشناساند . (10) بر اساس روايت امام صادق - عليه السلام - ، يكى از جاهايى كه امام عصر - عج الله فرجه الشريف - حضور مىيابد، صحراى عرفات در ايام حج است . عبيد بن زراره گفت: از امام صادق - عليه السلام - چنين شنيدم: زمانى فرا رسد كه مردم امام خود را نبينند . او در روزهاى حج مردم را مىبيند ولى مردم او را نمىبينند . (11) محمد بن عثمان، يكى از نواب اربعه، نيز در اين باره مىگويد: والله ان صاحب هذا الامر يحضر الموسم كل سنة فيرى الناس و يعرفهم و يرونه و لايعرفونه; به خدا سوگند، صاحب اين امر همه ساله در مراسم حجحضور پيدا مىكند . مردم را مىبيند و مىشناسد; ولى مردم - با اينكه او را مىبينند - نمىشناسند . (12) 4 . عصر ظهور امامزمان، هنگام ظهور در مسجد سهله (13) اقامت خواهد كرد. دهها هزار پيامبر در اين مسجد نماز گزاردهاند و محل سكونت بزرگانى چون حضرت ابراهيم و ادريس و خضر بوده است. (14) امام صادق - عليه السلام - به ابوبصير فرمود: اى ابامحمد، گويا حضرت قائم را در مسجد سهله مىبينم كه با زن و فرزندانش در آن مستقر مىگردد. به استناد برخى از روايات، امام عصر - عجل الله فرجه الشريف - در زمان غيبت كبرا در همه جا حضور مىيابد، و يوسف وار به طور ناشناس ميان مردم رفت و آمد مىكند . ابوبصير پرسيد: آيا مسجد سهله خانهاش خواهد بود؟ حضرت فرمود: آرى، اين مسجد منزل حضرت ادريس است. خداوند هيچ پيامبرى را برنينگيخت مگر آن كه در اين مسجد نماز گزارد . هر كس در اين مسجد بماند، مانند آن است كه در خيمه رسول خدا اقامت كرده است . هيچ مرد و زن مؤمنى نيست مگر آن كه دلش به سوى آن مسجد پر مىكشد . روز و شبى نيست مگر آن كه فرشتگان به اين مسجد پناه مىبرند و در آن به عبادت خداوند مىپردازند . (15) ناگفته نماند، هم اكنون در سه گوشه اين مسجد سه مقام، با اعمال ويژه، واقع شده است . كه اين مقامها به حضرت ابراهيم و ادريس و خضر منسوبند. پی نوشت در ادامه مطلب روزی در تقویم می نویسند تعطیل به مناسبت ظهور امام زمان (عج) موضوع مطلب : امام زمان ( عج ) ادامه مطلب |لينك مطلب| طلوع خورشيد شده در دوشنبه نهم اردیبهشت 1387 ساعت 19:52 توسط مهدی دیندار تابشی | پیشگوئی های نهج البلاغه درباره حضرت مهدی ( عج ) از آنكه روي گردانده نااميد مشو! و خلَّف فينا رايةَ الحقِّ، مَن تَقدَّمها مَرق، و مَن تَخلَّف عَنها زَهق، و مَن لَزِمها لَحَق، دليلُها مَكيثُ الكَلام، بَطِىءُ القِيام، سَريعٌ إذا قَام، فإذا أنتُم أَلَنتم لَه رِقابَكم و أَشَرتم إليه بِأَصابِعِكم جاءَهُ المَوتُ فذَهَب بِه فَلَبِثتُم بَعدَه ماشاءَ اللَّهُ، حتَّى يُطلِعَ اللَّهُ لَكم مَن يَجمَعُكم و يَضُمُّ نَشرَكم، فلاتَطمَعوا فِى غَيرِ مُقبِلٍ و لاتَيأَسُوا مِن مُدْبِرٍ، فإنَّ المُدْبرَ عَسى أن تَزِلَّ بِهِ إِحدَى قائِمَتَيْهِ و تَثبُتَ الأُخرَى، فَتَرجِعَا حتَّى تَثْبُتا جَمِيعاً.(1) او (يعني: پيامبر) پرچم حق را برافراشت و در ميان ما به يادگار گذارد. آن كس كه از زير سايه اين پرچم پاى پيش نهد، از شريعت اسلام خارج گردد و آن كس كه از پيروىاش سر باز زند، به هلاكت رسد و سرانجام كسى كه زير سايه اين پرچم به پيش رود راه سعادت پيموده. پرچمدار اين پرچم با شكيبايى و آرامش سخن گويد و با كُندى و تأنى در اجراى كارها بپا خيزد؛ امّا چون بپا خواست بسى شتاب كند تا به پيروزى نهايى رسد. پس آنگاه كه سر در گرو فرمانش نهاديد و با سرانگشت به سويشاشاره كرديد، دوران او سپرى شده، مرگش فرا رسد. از آن پس ناگزير مدتى كه مشيت الهى اقتضا كند در انتظار به سر بريد. آنگاه خداوند شخصيتى را برانگيزد تا شما را] كه به اختلاف و جدايى گراييدهايد] جمع كند و پراكندگى شما را سامان بخشد. پس به كسى (چيزى) كه رو نكرده دل مبنديد و از آن كه رو گردانده نااميد مشويد.(2) آگاه باشيد كه آل محمّد -صلى الله عليه و آله- مانند ستارگان اين گنبد مينا باشند؛ آن هنگام كه يكى از آنها غروب كند ديگرى بدرخشد. گويى چنان است كه در پرتو آل محمد -صلى الله عليه و آله- نعمتهاى الهى را بر شما فراوان و تمام شده مىبينم و آنچه را كه آرزويش را در دل مىپرورانديد بدان دست يافتهايد. ابن ابى الحديد مىنويسد: امام اين خطبه را در سومين جمعه زمامدارى خود ايراد فرمود و ضمن آن به مطالبى پيرامون احوال خود اشاره كرد. وى سپس همچون ديگر شارحان، هدف از بيان اين خطبه را پيشگويى از مهدى و توصيف آن حضرت دانسته، مىگويد: شخصى را كه خدا برمىانگيزد از اهلبيت است و اين سخن اشاره به مهدى آخرالزمان مىباشد و در نزد ما (اهلتسنن) موجود نيست و از اين پس وجود پيدا خواهد كرد و به عقيده اماميه اكنون موجود مىباشد.(3) معناى و لاتَيأَسُوا مِن مُدْبِرٍ اين است كه از كسى كه روگردانده نا اميد مشويد؛ و مصداق آن غيبت حضرت مهدى و روگردانى آن حضرت از تصدّى رياست و زعامت ظاهرى است تا هنگام ظهور. ابن ابى الحديد براى فرار از پذيرفتن ولادت آن بزرگوار و غيبتش، به تكاپو افتاده و خواسته وانمود كند لازمه مُدْبِر بودن، موجود بودن است و در صورت وجود نداشتن، تعبير به ادبار و روگردانى غلط است و مفهوم عقلانى ندارد. آنگاه كلمه و لاتَيأَسُوا مِن مُدْبِرٍ را چنين معنا مىكند كه هرگاه اين مهدى از دنيا رفت و فرزندانش را به جانشينى برگزيد و كار يكى از آنها به اضطراب و ناپايدارى گراييد، مأيوس نشويد و به شكّ نيفتيد و نگوييد شايد ما در پيروى اينان دچار اشتباه شدهايم. حال آنكه اعتقاد شيعه مخالف نظر ابن ابي الحديد بوده و معتقد است امام زمان به دنيا آمده و اكنون در غيبت به سر ميبرد. روزی در تقویم مینویسند تعطیل به مناسبت ظهور امام زمان (عج) موضوع مطلب : امام زمان ( عج ) منابع در ادامه مطلب: ادامه مطلب |لينك مطلب| طلوع خورشيد شده در دوشنبه نهم اردیبهشت 1387 ساعت 19:49 توسط مهدی دیندار تابشی | غیبت از نگاهی برتر نعمت در پرده غیبت(1) اشاره: پرسش درباره فایده امام غایب، نتیجه برداشتى خاص از مفهوم غیبت است. اصلاح این برداشت از آنجا كه، با درك چگونگى بهرهمندى از وجود حجت الهى مرتبط است، از ضرورتهاى عصر حاضر به شمار مىرود. در سایه توجه به فایدههاى عظیم «بود» و «نبود عملى امامت» مىتوان خود را همواره در پیشگاه امام عصر(عج) حاضر دانست و با درك نعمت وجودى او در راستاى انتظار ظهور، به اجر مجالست و معیت با امام(عج) دست یافت. مقاله حاضر، تلاشى است براى تبیین این مفاهیم، باشد كه در پیشگاه آن وجود مقدّس پذیرفته گردد. موضوع مطلب : امام زمان ( عج ) ادامه مطلب |لينك مطلب| طلوع خورشيد شده در دوشنبه نهم اردیبهشت 1387 ساعت 19:46 توسط مهدی دیندار تابشی |
درباره وبلاگ
اي منتظران گنج نهان مي آيدآرامش جان عاشقان مي آيدبر بام سحر طلايه داران ظهور گفتند كه صاحب الزما ن مي آيدمطالب اين وبلاگ برگ سبزي است تحفه ي درويش سخن از ماندگار فرياد رس است(( انتظار مقدم دلدار با يد مي كشيد ))نوشته شده توسط مهدی دیندار تابشی عاشق مهدی ( عج ) عضو شورای پایگاه مقاومت شهدای یالقوزآغاجشماره های تماس با من:0935804996700989379005692
منو اصلي
صفحه نخست
آرشيو موضوعي
امام زمان عج ولادت ها و شهادت های آسمونی از ملک تا ملکوت اس ام اس مهدوي قرآن و ترنم وحی
پيوندها
.:: قالب ساز ::.
.:: اخرالزمان ومهدويت ::.
دورنالار زندگي_هستي_نيستي سرزمین رویايی تنهایان ( وبلاگ ديگر من و داداش رامين) روزگار رهايي در انتظار يار دختری تنهای تنها انتظار فرج فاطیما خرابات نشین پیامبر امید ایمان ما ساحل نشین اشک دچار باید بود عاشق تنها شکست عشق عاشقان گل نرگس گل نرگسم به آن ياس سپيد قسمت ميدهم ... mir شرح بي نهايت بانوي صحرا نشين انتظار حجّت ماه من بسوي ظهور شميم يار كي ميايي مهربونم هميشه تنها شمیم یار- میعادگاه عاشقان و منتظران امام زمان عج- گل نرگس-مهدی موعود پخش ایران (پایگاه خبری شیعه) گل نرگس بيا در انتظار حضرت مهدي(عج) غرفه ي ناز بانوي بي حرم عضو شو بازي كن جايزه ببر جهان در انتظار دولت جهانی امام مهدی عج منتظران مهدي ( عج )
طلوع خورشيد دوستان
آمار با معرفت ها
افراد آنلاين: تعداد بازديدها:
امکانات
سلام همین الان یک پیام برام اومد که دوستی ( به ظاهر تهرانی ) فرموده بودند که : (( با سلام - اسمتو گذاشتی مسلمون؟ (علامت سوال را خودم اضافه کردم که حس سوالی بهتون دست بده ) تو که به قول خودت وب زدی پس چرا حق کپی را برداشتی؟ این نشون میده دنبال ترویج اسلام نیستی بلکه به دنبال اسم و رسم برای خودتی که البته با گرفتن مقام به آرزوت رسیدی.)) ! (این علامت تعجب هم حالت خودم بود که این مسج را خوندم.) می خواستم نظر بقیه را بپرسم.آیا واقعا فکر می کنید من اینجوریم؟ آیا برداشتن حق کپی رایت از روی یک وبلاگی که هیچ شماره ثبتی نداره و یا هیچ قانونی ازش دفاع نمی کنه نشونه مسلمون نبودنه؟ حتما نظرتونو بگین. خوب بریم سر حس و حال خودمون. مولای من ... امروز جمعه است - ولی ... بغضم مثل همیشه است. میترسم نباشم آنگاه که می آیی. چشمانم را ببین.... کاش چشمانت را می دیدم. خسته شدم بس که جدال بد و بدتر را دیده ام. این جنگ درون مرا هم غصب کرده است. راه نجات آمدن توست. ايام بگذرانم در انتظار مهديقدر و دخان بخوانم در انتظار مهدياي كه مرا بخواني تخفي الصدور دانيهر دم بود فغانم در انتظار مهديدستي به سرگذارم دستي به سينه دارمالغوث و الامانم در انتظار مهديابر كرم بباران بر كوي سربدارانبر كف گرفته جانم در انتظار مهديدر بين هر مناجات با وعده ملاقاتساعات بگذرانم در انتظار مهديشب تا سحر بسوزم ديده به در بدوزمچون شمع نيمه جانم در انتظار مهديجمعه به جمعه نالم ناله برد مجالمياسين و ندبه خوانم در انتظار مهديمن نذر صبح نورم وقف شب ظهورمزنده اگر بمانم در انتظار مهديهر لحظه دارم اميد بينم جمال خورشيدمانند سايبانم در انتظار مهديداني كه اهل دردم شب گرد و كوچه گردمهر سو سري كشانم در انتظار مهديباشد گواه صبرم چشمان پر ز ابرموين اشك خونفشانم در انتظار مهديبا سوره تبارك در اين مه مباركهمچون فرشتگانم در انتظار مهديگر قلب خسته دارم شمشير بسته دارمپيرم ولي جوانم در انتظار مهدياي پيك هر شب من لبيك بر لب مناين است ارمغانم در انتظار مهدي ( شعر از علی آقا ) موضوع مطلب : امام زمان ( عج )
همین الان یک پیام برام اومد که دوستی ( به ظاهر تهرانی ) فرموده بودند که :
(( با سلام - اسمتو گذاشتی مسلمون؟ (علامت سوال را خودم اضافه کردم که حس سوالی بهتون دست بده ) تو که به قول خودت وب زدی پس چرا حق کپی را برداشتی؟
این نشون میده دنبال ترویج اسلام نیستی بلکه به دنبال اسم و رسم برای خودتی که البته با گرفتن مقام به آرزوت رسیدی.)) ! (این علامت تعجب هم حالت خودم بود که این مسج را خوندم.)
می خواستم نظر بقیه را بپرسم.آیا واقعا فکر می کنید من اینجوریم؟
آیا برداشتن حق کپی رایت از روی یک وبلاگی که هیچ شماره ثبتی نداره و یا هیچ قانونی ازش دفاع نمی کنه نشونه مسلمون نبودنه؟
حتما نظرتونو بگین.
خوب بریم سر حس و حال خودمون.
مولای من ... امروز جمعه است - ولی ...
بغضم مثل همیشه است.
میترسم نباشم آنگاه که می آیی. چشمانم را ببین....
کاش چشمانت را می دیدم. خسته شدم بس که جدال بد و بدتر را دیده ام.
این جنگ درون مرا هم غصب کرده است. راه نجات آمدن توست.
ايام بگذرانم در انتظار مهديقدر و دخان بخوانم در انتظار مهدياي كه مرا بخواني تخفي الصدور دانيهر دم بود فغانم در انتظار مهديدستي به سرگذارم دستي به سينه دارمالغوث و الامانم در انتظار مهديابر كرم بباران بر كوي سربدارانبر كف گرفته جانم در انتظار مهديدر بين هر مناجات با وعده ملاقاتساعات بگذرانم در انتظار مهديشب تا سحر بسوزم ديده به در بدوزمچون شمع نيمه جانم در انتظار مهديجمعه به جمعه نالم ناله برد مجالمياسين و ندبه خوانم در انتظار مهديمن نذر صبح نورم وقف شب ظهورمزنده اگر بمانم در انتظار مهديهر لحظه دارم اميد بينم جمال خورشيدمانند سايبانم در انتظار مهديداني كه اهل دردم شب گرد و كوچه گردمهر سو سري كشانم در انتظار مهديباشد گواه صبرم چشمان پر ز ابرموين اشك خونفشانم در انتظار مهديبا سوره تبارك در اين مه مباركهمچون فرشتگانم در انتظار مهديگر قلب خسته دارم شمشير بسته دارمپيرم ولي جوانم در انتظار مهدياي پيك هر شب من لبيك بر لب مناين است ارمغانم در انتظار مهدي
( شعر از علی آقا )
موضوع مطلب : امام زمان ( عج )
|لينك مطلب| طلوع خورشيد شده در چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1387 ساعت 19:26 توسط مهدی دیندار تابشی |
دیدار حضرت یک ساعت به اذان صبح آقای قاضی زاهدی نقل کردند:« سال 1354 هجری شمسی، صبح جمعه ای، بعد از دعای ندبه در منزل خود در قم، با یکی از رفقای موثق اهل علم به نام « آقای حسینی » نشسته بودیم و صحبت در پیرامون مقام حضرت مهدی ارواحنا فداه به میان آمد. ایشان گفتند: « من منتظر بودم ماشینی برسد و به خیابان آذر بیایم، ناگهان یک سواری آمد و جلو من ایستاد و گفت: آقا بفرمایید. سوار شدم. کم کم تعریف کرد و گفت: من از تهران می آیم و به جمکران می روم، متوجه شدم حالی دارد و زمزمه ای و به نام امام می گرید. گفتم: این هفته آمدی یا تمام هفته ها؟ گفت: خیر، مدتی است می آیم. گفتم: آیا حضرت هم توجهی نموده و داستانی داری؟ گفت: آری. گفتم: اگر ممکن است بگو. گفت: من بر دردی در کتف و شانه مبتلا شدم، مثل اینکه آن موضع را آتش نهاده باشند، دائماً می سوخت. نزد اغلب دکترهای تهران رفتم و علاج درد نشد؛ تا اینکه عده ای از اطبا تشخیص مرض دادند و گفتند: فلان مرض است ( البته نام مرض را گفته بود ولی ایشان فراموش کرده بود ) که قابل معالجه نیست. تصمیم گرفتم برای زیارت امام رضا (علیه السلام) به مشهد بروم با ماشین خودم حرکت کردم تا به مشهد رسیدم، برای زیارت به حرم رفتم و زیارتی انجام داده، بیرون آمدم. در بین راه که می رفتم، دیدم مجلس روضه ای است و واعظی بالای منبر به ارشاد مردم مشغول است گفتم: چند لحظه ای بنشینم و استفاده کنم. به تناسب روز جمعه، واعظ مطالبی پیرامون مقام حضرت حجت (علیه السلام) بیان کرد تا به این جمله رسید که خطاب به جمعیت فرمود: ای زائرینی که برای زیارت ثامن الحجج آمده اید! بدانید برای شفای دردها و رفع گرفتاریها لازم نیست به مشهد بیایید و درد دل به آقا علی بن موسی (علیه السلام) کنید؛ بلکه ما امام حیّ و زنده داریم! ما امام زمان داریم که هر کجا با حقیقت توسل به او پیدا کنید به داد می رسد. این جمله چنان در دل من اثر گذاشت که تصمیم گرفتم از درد، خدمت امام هشتم (علیه السلام) حرفی نزنم. و گفتم: این واعظ، راست می گوید. من هم برمی گردم و با امام زمان(ع) در میان می گذارم. پس از زیارت دیگر و بازگشت به تهران و خانه، یک شب در حالی که تنها بودم توسل به امام زمان پیدا کردم و درد دل به آقا گفتم. مرا خواب درگرفت. در عالم رؤیا دیدم که به قم آمده ام. وارد صحن شدم ناگاه از درب دیگر دیدم آقایی وارد صحن شد. گفتند: این آقا «مقدس اردبیلی» است. من نام او را شنیده بودم و می دانستم او خدمت امام زمان (علیه السلام) زیاد رسیده است؛ به عجله خودم را به او رساندم و بعد از سلام، مقدس اردبیلی را قسم دادم به ائمه(ع) که به من توجه کند. فرمود: به خود آقا و امام حیّ چرا نمی گویی؟ گفتم: من که نمی دانم آقا کجاست؟ فرمود: یکساعت به اذان صبح همیشه در مسجدِ خودش تشریف دارد. ( یعنی: مسجد جمکران در قم).من نگاه به ساعت کردم دیدم یک ساعت و نیم به اذان صبح است، پیش خود گفتم: اگر الان به آنجا بروم نیم ساعته می رسم. به طرف مسجد جمکران رفتم، تا وارد صحن مسجد شدم، از پله ها بالا رفتم؛ (الان بنا را تغییر داده اند) پشت شیشه ها دیدم چند نفر رو به قبله نشسته و مشغول ذکراند. داخل مسجد شدم. دیدم یکی از آنها مقدس اردبیلی است که الان در صحن بود، سلام کردم. مقدس اشاره کرد: بیا، بعد به یکی از آن اقایان گفت: این مرد از من خواست و من آدرس داده ام تا به این جا آمده. فهمیدم آن آقا امام زمان است. شروع کردم به گریه کردن و آقا را قسم دادن به حق جدش امام حسین (علیه السلام) که درد مرا شفا بده. آقا، بدون اینکه بگویم، دردم کجاست، موضع درد را مستقیم دست گذاشت و فرمود: شما، سالم شدی. از شوق شفا یافتن از خواب بیدار شدم و از آن موقع تا حال مثل اینکه من چنان مرضی نداشتم و شفا گرفتم. لهذا به عشق و علاقه به حضرتش و این که این مسجد اینقدر مورد توجه امام زمان (ارواحنا فداه) می باشد از تهران هر شب جمعه می آیم و پس از خاتمه مراسم مسجد به تهران بر می گردم. » موضوع مطلب : امام زمان ( عج )
دیدار حضرت یک ساعت به اذان صبح
آقای قاضی زاهدی نقل کردند:« سال 1354 هجری شمسی، صبح جمعه ای، بعد از دعای ندبه در منزل خود در قم، با یکی از رفقای موثق اهل علم به نام « آقای حسینی » نشسته بودیم و صحبت در پیرامون مقام حضرت مهدی ارواحنا فداه به میان آمد. ایشان گفتند: « من منتظر بودم ماشینی برسد و به خیابان آذر بیایم، ناگهان یک سواری آمد و جلو من ایستاد و گفت: آقا بفرمایید. سوار شدم. کم کم تعریف کرد و گفت: من از تهران می آیم و به جمکران می روم، متوجه شدم حالی دارد و زمزمه ای و به نام امام می گرید. گفتم: این هفته آمدی یا تمام هفته ها؟ گفت: خیر، مدتی است می آیم. گفتم: آیا حضرت هم توجهی نموده و داستانی داری؟ گفت: آری. گفتم: اگر ممکن است بگو. گفت: من بر دردی در کتف و شانه مبتلا شدم، مثل اینکه آن موضع را آتش نهاده باشند، دائماً می سوخت. نزد اغلب دکترهای تهران رفتم و علاج درد نشد؛ تا اینکه عده ای از اطبا تشخیص مرض دادند و گفتند: فلان مرض است ( البته نام مرض را گفته بود ولی ایشان فراموش کرده بود ) که قابل معالجه نیست. تصمیم گرفتم برای زیارت امام رضا (علیه السلام) به مشهد بروم با ماشین خودم حرکت کردم تا به مشهد رسیدم، برای زیارت به حرم رفتم و زیارتی انجام داده، بیرون آمدم. در بین راه که می رفتم، دیدم مجلس روضه ای است و واعظی بالای منبر به ارشاد مردم مشغول است گفتم: چند لحظه ای بنشینم و استفاده کنم. به تناسب روز جمعه، واعظ مطالبی پیرامون مقام حضرت حجت (علیه السلام) بیان کرد تا به این جمله رسید که خطاب به جمعیت فرمود: ای زائرینی که برای زیارت ثامن الحجج آمده اید! بدانید برای شفای دردها و رفع گرفتاریها لازم نیست به مشهد بیایید و درد دل به آقا علی بن موسی (علیه السلام) کنید؛ بلکه ما امام حیّ و زنده داریم! ما امام زمان داریم که هر کجا با حقیقت توسل به او پیدا کنید به داد می رسد. این جمله چنان در دل من اثر گذاشت که تصمیم گرفتم از درد، خدمت امام هشتم (علیه السلام) حرفی نزنم. و گفتم: این واعظ، راست می گوید. من هم برمی گردم و با امام زمان(ع) در میان می گذارم. پس از زیارت دیگر و بازگشت به تهران و خانه، یک شب در حالی که تنها بودم توسل به امام زمان پیدا کردم و درد دل به آقا گفتم. مرا خواب درگرفت. در عالم رؤیا دیدم که به قم آمده ام. وارد صحن شدم ناگاه از درب دیگر دیدم آقایی وارد صحن شد. گفتند: این آقا «مقدس اردبیلی» است. من نام او را شنیده بودم و می دانستم او خدمت امام زمان (علیه السلام) زیاد رسیده است؛ به عجله خودم را به او رساندم و بعد از سلام، مقدس اردبیلی را قسم دادم به ائمه(ع) که به من توجه کند. فرمود: به خود آقا و امام حیّ چرا نمی گویی؟ گفتم: من که نمی دانم آقا کجاست؟ فرمود: یکساعت به اذان صبح همیشه در مسجدِ خودش تشریف دارد. ( یعنی: مسجد جمکران در قم).من نگاه به ساعت کردم دیدم یک ساعت و نیم به اذان صبح است، پیش خود گفتم: اگر الان به آنجا بروم نیم ساعته می رسم. به طرف مسجد جمکران رفتم، تا وارد صحن مسجد شدم، از پله ها بالا رفتم؛ (الان بنا را تغییر داده اند) پشت شیشه ها دیدم چند نفر رو به قبله نشسته و مشغول ذکراند. داخل مسجد شدم. دیدم یکی از آنها مقدس اردبیلی است که الان در صحن بود، سلام کردم. مقدس اشاره کرد: بیا، بعد به یکی از آن اقایان گفت: این مرد از من خواست و من آدرس داده ام تا به این جا آمده. فهمیدم آن آقا امام زمان است. شروع کردم به گریه کردن و آقا را قسم دادن به حق جدش امام حسین (علیه السلام) که درد مرا شفا بده. آقا، بدون اینکه بگویم، دردم کجاست، موضع درد را مستقیم دست گذاشت و فرمود: شما، سالم شدی. از شوق شفا یافتن از خواب بیدار شدم و از آن موقع تا حال مثل اینکه من چنان مرضی نداشتم و شفا گرفتم. لهذا به عشق و علاقه به حضرتش و این که این مسجد اینقدر مورد توجه امام زمان (ارواحنا فداه) می باشد از تهران هر شب جمعه می آیم و پس از خاتمه مراسم مسجد به تهران بر می گردم. »
|لينك مطلب| طلوع خورشيد شده در چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1387 ساعت 19:24 توسط مهدی دیندار تابشی |
بخش قابل ملاحظه اي از جرم و جنايات، ناشي از فقر و تنگدستي است؛ چرا كه فقر و تنگدستي «به دين وايمان انسان لطمه مي زند، عقل را از كار انداخته، قوت و قدرت تشخيص درست را از او مي گيرد و باعث كدورت و دشمني مي شود.» حضرت علي(ع) فقر را به مرگ بزرگ تشبيه نموده و به فرزندش اين گونه توصيه مي كند: «انساني كه درپي كسب معيشت خود است را ملامت مكن، زيرا درفقر و تهيدستي، خطاهاي او، زياد مي شود. اي فرزندم! فقير حقير است، سخن او شنيده نمي شود و مقام او، شناخته نمي گردد؛ شخص فقير، اگر راستگو باشد، دروغگويش خوانند و اگر زاهد باشد و پرهيزگار، او را نادان گويند. فرزندم هر فردي كه به فقر مبتلا شود، به چهار خصلت نيز مبتلا شود: سستي در يقين، كاستي در عقل، رقت و سستي در دين و كم شدن حيا در صورت، پس پناه به خداي متعال از فقر» صبر و تحمل در برابر مشكلات و تنگناهاي اقتصادي از ناحيه افراد معمولي جامعه، كاري است بس مشكل، اكثريت جنگ ها و ناهنجاري هايي كه در سطح كشورها وجوامع انساني به وجود مي آيد، مشكلات و نزاع هاي خانوادگي، عدم ازدواج جوانان و تن دادن به بي عفتي، دزدي و تجاوز... به خاطر فقر، محروميت و تهيدستي است. شخص فقير و تهيدست اگر از راه هاي مشروع و قانوني براي رفع نيازهاي طبيعي خود، روزنه اي پيدا نكند، به ناچار دست به دزدي، تجاوز و كلاهبرداري و...خواهد زد. اگر در پرونده هاي سارقين مسلح و حرفه اي هم دقت شود؛ اين نكته ديده مي شود كه اكثرا در مراحل اوليه و ابتدايي براي رفع نيازهاي ضروري خود، اقدام به دزدي و كلاهبرداري نموده اند، ولي با تكرار آن، رفته رفته به دزدان حرفه اي و خطرناك، تبديل شده اند. و اين كلام زيباي پيامبر گرامي اسلام(ص) است كه: «فقر موجب روسياهي انسان در دنيا و آخرت مي شود» و در جاي ديگر از شر كفر و فقر، به خداي خود پناه مي برد و مي فرمايد: «فقر انسان را در آستانه كفر قرار مي دهد». از حضرت اباذر، تربيت شده در مكتب پيامبر اسلام(ص) نيز نقل شده است كه: «از كسي كه غذا در منزلش پيدا نمي شود، تعجب مي كنم كه چگونه شمشيرش را بر مردم نمي كشد» موضوع مطلب : امام زمان ( عج )
صبر و تحمل در برابر مشكلات و تنگناهاي اقتصادي از ناحيه افراد معمولي جامعه، كاري است بس مشكل، اكثريت جنگ ها و ناهنجاري هايي كه در سطح كشورها وجوامع انساني به وجود مي آيد، مشكلات و نزاع هاي خانوادگي، عدم ازدواج جوانان و تن دادن به بي عفتي، دزدي و تجاوز... به خاطر فقر، محروميت و تهيدستي است. شخص فقير و تهيدست اگر از راه هاي مشروع و قانوني براي رفع نيازهاي طبيعي خود، روزنه اي پيدا نكند، به ناچار دست به دزدي، تجاوز و كلاهبرداري و...خواهد زد. اگر در پرونده هاي سارقين مسلح و حرفه اي هم دقت شود؛ اين نكته ديده مي شود كه اكثرا در مراحل اوليه و ابتدايي براي رفع نيازهاي ضروري خود، اقدام به دزدي و كلاهبرداري نموده اند، ولي با تكرار آن، رفته رفته به دزدان حرفه اي و خطرناك، تبديل شده اند. و اين كلام زيباي پيامبر گرامي اسلام(ص) است كه: «فقر موجب روسياهي انسان در دنيا و آخرت مي شود» و در جاي ديگر از شر كفر و فقر، به خداي خود پناه مي برد و مي فرمايد: «فقر انسان را در آستانه كفر قرار مي دهد». از حضرت اباذر، تربيت شده در مكتب پيامبر اسلام(ص) نيز نقل شده است كه: «از كسي كه غذا در منزلش پيدا نمي شود، تعجب مي كنم كه چگونه شمشيرش را بر مردم نمي كشد»
|لينك مطلب| طلوع خورشيد شده در چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1387 ساعت 19:22 توسط مهدی دیندار تابشی |
سلام امام مهربان من این روزها وقتی از تلوزیون میدیدیم که فلان کس اروپایی یا فلان روزنامه دانمارکی به پیامبرمون توهین کرده یا به قرآن توهین کرده دلمون درد می گرفت. از سکوت روسای مسلمونا و حاکمای مملکتهای مسلمان خیلی عذاب می کشیدیم. ولی این توهین ها را میذاشتیم به حساب نادانی های برخی مسیحیها یا یهودیها یا لائیکهایی که عامل این کار بودند. اما اما اما چند روز پیش یکی برام نظری گذاشته بودکه یک وبلاگ فارسی هم بله.... وقتی به وبلاگ رفتم خط اول را که خوندم خیلی خجالت کشیدم.ناخداگاه پنجره را بستم. شب خوابم نمیبرد. وقتی تصمیم گرفتم به آقایون بگویم دیدم خیلی ها پیشتازی کردند.اما .... امام زمان من (عج) مهربان این روزها خیلی دلم خواستگاه شماست. خیلی دلم تنگ شماست. به خدا شبها باید خودم را به بیخیالی بزنم تا خوابم بره. پاسخ آقایون تنها بهانه بود برای رفع تکلیفشون. آقا جان. حواله اش به شما می دانم اگه آدم بشو نبودند پوست کلشونو می کنی. پس دست خودت را میبوسه. اگه قرار باشه هرچیز خصوصی فراگیر بشه و هر غلطی دلشون بخواد بکنن که نمیشه. داریم براشون به یاری خدا ... مزاحمت نشم آقا. میدونم که حتماْ می خونی . میدونی یکدفعه مدیاپلایرم چی خوند. سقای دشت کربلا اباالفضل دستت شده از تن جدا اباالفضل متی ترانا و نراک....ای آخرین حجت حق...کی می شود، ترنم سخن آشنای تودر گوشهای پر زهیاهو و خسته امعزم سفر کندآیا شود که روح پر کشیده ی تو از دیار دوستیک دم به سوی روح سر گشته و زارم نظر کندیا می شود که آن نگه دلنشین تودر دیدگان پر ز اشک وانتظارآنی گذر کندای انتهای صبر وتحمل شتاب کن !جان آمده به لب دگر انقلاب کن ! موضوع مطلب : امام زمان ( عج )
این روزها وقتی از تلوزیون میدیدیم که فلان کس اروپایی یا فلان روزنامه دانمارکی به پیامبرمون توهین کرده یا به قرآن توهین کرده دلمون درد می گرفت.
از سکوت روسای مسلمونا و حاکمای مملکتهای مسلمان خیلی عذاب می کشیدیم.
ولی این توهین ها را میذاشتیم به حساب نادانی های برخی مسیحیها یا یهودیها یا لائیکهایی که عامل این کار بودند.
اما اما اما
چند روز پیش یکی برام نظری گذاشته بودکه یک وبلاگ فارسی هم بله....
وقتی به وبلاگ رفتم خط اول را که خوندم خیلی خجالت کشیدم.ناخداگاه پنجره را بستم.
شب خوابم نمیبرد.
وقتی تصمیم گرفتم به آقایون بگویم دیدم خیلی ها پیشتازی کردند.اما ....
امام زمان من (عج) مهربان این روزها خیلی دلم خواستگاه شماست.
خیلی دلم تنگ شماست.
به خدا شبها باید خودم را به بیخیالی بزنم تا خوابم بره.
پاسخ آقایون تنها بهانه بود برای رفع تکلیفشون.
آقا جان. حواله اش به شما
می دانم اگه آدم بشو نبودند پوست کلشونو می کنی.
پس دست خودت را میبوسه.
اگه قرار باشه هرچیز خصوصی فراگیر بشه و هر غلطی دلشون بخواد بکنن که نمیشه.
داریم براشون به یاری خدا ...
مزاحمت نشم آقا. میدونم که حتماْ می خونی .
میدونی یکدفعه مدیاپلایرم چی خوند.
سقای دشت کربلا اباالفضل دستت شده از تن جدا اباالفضل
متی ترانا و نراک....ای آخرین حجت حق...کی می شود، ترنم سخن آشنای تودر گوشهای پر زهیاهو و خسته امعزم سفر کندآیا شود که روح پر کشیده ی تو از دیار دوستیک دم به سوی روح سر گشته و زارم نظر کندیا می شود که آن نگه دلنشین تودر دیدگان پر ز اشک وانتظارآنی گذر کندای انتهای صبر وتحمل شتاب کن !جان آمده به لب دگر انقلاب کن !
|لينك مطلب| طلوع خورشيد شده در چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1387 ساعت 19:18 توسط مهدی دیندار تابشی |
محصولات كشاورزي عمده ترين عنصر در رونق اقتصاد جوامع بشري محسوب مي شود كه خود وابسته و متوقف بر نزولات آسماني و باران هاي مناسب فصلي است. طبق تصريح آيات و احاديث شريفه، رعايت تقوا، احكام الهي و اجراي عدالت و برابري و رفع ستم، تبعيض و بيدادگري... نزولات آسماني را درپي خواهد داشت، لذا در سوره نوح مي خوانيم: «سپس گفتيم: از پروردگارتان آمرزش بخواهيد كه او آمرزنده است تا از آسمان براي شما پي درپي باران فرستد و شما را به اموال و فرزندان، مدد كند و برايتان بستان ها و نهرها بيافريند». و در آيه اي ديگر مي خوانيم: «اگر مردم آبادي ها، ايمان آورده و تقوا پيشه ساخته بودند، بركات آسمان و زمين را به روي ايشان مي گشوديم» در عصر ظهور حضرت حجت (عج) باتوجه به حاكميت اصل عدالت و برابري و اجراي دقيق احكام الهي بركل جهان هستي، رحمت الهي و بركات آسماني در قالب نزول باران هاي مناسب فصلي، تجلي بيشتري پيدا خواهد كرد و زمينه رشد محصولات كشاورزي فراهم خواهد شد. از پيامبر گرامي اسلام نقل شده است كه: «امت من در زمان ظهور مهدي، به نعمت هايي دست مي يابند كه پيش از آن، در هيچ دوره اي دست نيافته بودند. درآن روزگار آسمان باران فراوان دهد و زمين هيچ رويدني رادر دل خود نگاه ندارد». در جمله ديگر باز از پيامبر اكرم(ص) مي خوانيم: «در آخر الزمان در ميان امتم، مهدي قيام مي كند، خداوند كران تا كران قلمرو حكومت جهاني او را توسط باران، سيراب مي سازد، زمين، گياه و نبات خود را مي روياند، او اموال را عادلانه به مردم اعطا مي كند و به دامداري و دامپروري و رونق اقتصادي اهميت مي دهد و امت را عظمت مي بخشد.» موضوع مطلب : امام زمان ( عج ) ادامه مطلب
در عصر ظهور حضرت حجت (عج) باتوجه به حاكميت اصل عدالت و برابري و اجراي دقيق احكام الهي بركل جهان هستي، رحمت الهي و بركات آسماني در قالب نزول باران هاي مناسب فصلي، تجلي بيشتري پيدا خواهد كرد و زمينه رشد محصولات كشاورزي فراهم خواهد شد.
در جمله ديگر باز از پيامبر اكرم(ص) مي خوانيم: «در آخر الزمان در ميان امتم، مهدي قيام مي كند، خداوند كران تا كران قلمرو حكومت جهاني او را توسط باران، سيراب مي سازد، زمين، گياه و نبات خود را مي روياند، او اموال را عادلانه به مردم اعطا مي كند و به دامداري و دامپروري و رونق اقتصادي اهميت مي دهد و امت را عظمت مي بخشد.»
|لينك مطلب| طلوع خورشيد شده در چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1387 ساعت 19:14 توسط مهدی دیندار تابشی |
. . . .از گل نرگس ما چه خبر؟آهاي آقا...آهاي خانوم...يه شاخه گل ازم بخر... از همه نوع، از همه رنگ، هرچي دلت ميخواد ببر اين يكي ياسه بخدابه رنگ و روش نگاه نكن... تمومه ياسا سفيدن...اين يكي رنگ نيلوفر... اين گل سرخ نازنين...يه معركست بيا ببين... شكفتنش دوباره بود... اصلا بيا اينو ببين... شقايقه، نفهميدي؟...شرمندتم سر نداره... يه شاهگله بدون سر...يه شاخه لاله هم دارم... ببين چه ناز و خوشگله...دو برگش افتاده زمين... به ضرب داس و با تبر... يه غنچه محمدي دارم برات، دل ميبره... شكوفه بود كه چيدنش...گلچينا با تير سه سر...دسته گلاي ناز من زينت و تاج عالمن...بهاش يه قلب لرزونه... يه عاشقي، يه چشم تر...حالا اگه پسنديدي... هر كدومو خواستي ببر...تـو رو خـدا فـقط بگـو..... از گل نـرگـس چــه خبــر؟ موضوع مطلب : امام زمان ( عج )
. . . .از گل نرگس ما چه خبر؟آهاي آقا...آهاي خانوم...يه شاخه گل ازم بخر... از همه نوع، از همه رنگ، هرچي دلت ميخواد ببر اين يكي ياسه بخدابه رنگ و روش نگاه نكن... تمومه ياسا سفيدن...اين يكي رنگ نيلوفر... اين گل سرخ نازنين...يه معركست بيا ببين... شكفتنش دوباره بود... اصلا بيا اينو ببين... شقايقه، نفهميدي؟...شرمندتم سر نداره... يه شاهگله بدون سر...يه شاخه لاله هم دارم... ببين چه ناز و خوشگله...دو برگش افتاده زمين... به ضرب داس و با تبر... يه غنچه محمدي دارم برات، دل ميبره... شكوفه بود كه چيدنش...گلچينا با تير سه سر...دسته گلاي ناز من زينت و تاج عالمن...بهاش يه قلب لرزونه... يه عاشقي، يه چشم تر...حالا اگه پسنديدي... هر كدومو خواستي ببر...تـو رو خـدا فـقط بگـو..... از گل نـرگـس چــه خبــر؟
|لينك مطلب| طلوع خورشيد شده در چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1387 ساعت 19:1 توسط مهدی دیندار تابشی |
با همه لحن خوش آوائیم در به در کوچه ی تنهائیم ای دو سه تا کوچه ز ما دورتر نغمه ی تو از همه پر شور تر کاش که این فاصله را کم کنی محنت این قافله را کم کنی کاش که همسایه ی ما می شدی مایه ی آسایه ی ما می شدی هر که به دیدار تو نائل شود یک شبه حلال مسائل شود دوش مرا حال خوشی دست داد سینه ی مارا عطشی دست داد نام تو بردم لبم آتش گرفت شعله به دامان سیاوش گرفت نام تو آرامه ی جان من است نامه ی تو خط امان من است ای نگهت خاست گه آفتاب بر من ظلمت زده یک شب بتاب پرده برانداز به چشم ترم تا بتوانم به رخت بنگرم ای نفست یار و مدد کار ما کی و کجا وعده ی دیدرا ما! دل مستمندم ای جان به لبت نیاز دارد به هوای دیدن تو هوس حجاز دارد به مکه آمدم ای عشق تا تو را ببنیم تویی که نقطه ی عطفی به اوج آئینم کدام گوشه مشعر کدام کنج منا ؟ به شوق وصل تو در انتظار بنشینم روا مباد که بر بنده ات نظر نکنی روا مباد که ارباب جز تو بگزینم چو رو کنی درد و رنچ نشناسیم زلطف روی تو دست از ترنج نشناسیم ای زلیخا دست از دامان یوسف باز کش تا صبا پیراهنش را سوی کنعان آورد ببوسم خاک پاک جمکران را تجلی خانه ی پیغمبران را خبر آمد خبری در راهست سرخوش آن دل که از آن آگاه است شاید این جمعه بیاید شاید پرده ازچهره گشاید شاید موضوع مطلب : امام زمان ( عج )
با همه لحن خوش آوائیم
در به در کوچه ی تنهائیم
ای دو سه تا کوچه ز ما دورتر
نغمه ی تو از همه پر شور تر
کاش که این فاصله را کم کنی
محنت این قافله را کم کنی
کاش که همسایه ی ما می شدی
مایه ی آسایه ی ما می شدی
هر که به دیدار تو نائل شود
یک شبه حلال مسائل شود
دوش مرا حال خوشی دست داد
سینه ی مارا عطشی دست داد
نام تو بردم لبم آتش گرفت
شعله به دامان سیاوش گرفت
نام تو آرامه ی جان من است
نامه ی تو خط امان من است
ای نگهت خاست گه آفتاب
بر من ظلمت زده یک شب بتاب
پرده برانداز به چشم ترم
تا بتوانم به رخت بنگرم
ای نفست یار و مدد کار ما
کی و کجا وعده ی دیدرا ما!
دل مستمندم ای جان به لبت نیاز دارد
به هوای دیدن تو هوس حجاز دارد
به مکه آمدم ای عشق تا تو را ببنیم
تویی که نقطه ی عطفی به اوج آئینم
کدام گوشه مشعر کدام کنج منا ؟
به شوق وصل تو در انتظار بنشینم
روا مباد که بر بنده ات نظر نکنی
روا مباد که ارباب جز تو بگزینم
چو رو کنی درد و رنچ نشناسیم
زلطف روی تو دست از ترنج نشناسیم
ای زلیخا دست از دامان یوسف باز کش
تا صبا پیراهنش را سوی کنعان آورد
ببوسم خاک پاک جمکران را
تجلی خانه ی پیغمبران را
خبر آمد خبری در راهست
سرخوش آن دل که از آن آگاه است
شاید این جمعه بیاید شاید
پرده ازچهره گشاید شاید
|لينك مطلب| طلوع خورشيد شده در چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1387 ساعت 18:57 توسط مهدی دیندار تابشی |
-: الو! سلام -: سلام عليكم! بفرماييد
-: الو! سلام
-:
-: ببخشيد با خدا كار داشتم، مي خواستم با خودشون صحبت كنم
-: اِ… چه حافظه اي ماشا الله. چه زود منو شناختيد
-: ببخشيد خدا جونم! كارم يه خورده طول مي كشه وقت دارين؟
-: خدا جونم؟!
-: يه خواهش دارم
-: ببين خدا! مي دوني! مي خوام بدونم وقتي باهات حرف مي زنم و
درد دل مي كنم صدامو مي شنوي يا نه
اصلا مي خوام هر وقت دعا مي كنم، دعامو بشنوي. به حرفم گوش بدي
مي دوني! همينكه بدونم يكي حرفم رو مي شنوه برام كافيه
تو هر دفعه منو صدا كني جوابت رو ميدم
هر موقع منو صدا كني ميام و پاي درد دلت مي شينم و باهات حرف مي زنم.
اما وقتي اينقدر اين گوش
كه صداي منو نمي شنوه، تقصير من نيست
-: واقعا حرفام رو مي شنوي؟!
-: ببين خدا ! تو از همه چيز با خبري. همه چيز رو مي دوني، مگه نه؟
-: از حاجتم، از نامه نا نوشتم، از حرف نگفتم، از وضع دنيام، از آخرتم، از ظاهرم،
از چيزي كه تو دل دارم، … از همش خبر داري؟
-: هق هق گريه هام رو مي بيني؟
وقتي از بيچارگي و درموندگيم پيشت شكايت مي كنم، حرفام رو مي شنوي؟
وقتي از همه جا درمونده مي شم و طرف تو ميام، مي فهمي كه ميام؟
صداي در زدنام رو مي شنوي؟
مگه نشنيدي ان الله سميع الدعاء
-: مي دونم. اما من…
مي شنوم اينقدر دل منو مي شكوني
-: الهي بميرم!
به ملائك گفتم مبادا چيزي بنويسينا صبر كنيد تا لحظه اخر. بر مي گرده.
مریم اون عمل رو انجام نمي ده. مریم اون حرف رو نمي زنه.مریم اون…
هر چي ملائك گفتن بار الها! اين بنده سابقه داره. دفعه اولش
نيست. اما گفتم: نه شايد اين دفعه عوض
چيزي ننويسيد و اونا هم با من منتظر نشستن تا ببينن تو عوض شدي
هي صدات زدم. گفتم: مریم نرو. اما تو رفتي. گفتم: مریم نزن.
اما تو زدي. گفتم: مریم نكن. اما تو كردي.
اخر سر منو پيش ملائك سر افكنده كردي. ملائك گفتن: بار الها!
بازم مریم عوض نشد
-: شرمنده ام
هر دفعه هم به روم سيلي مي زني
-: شرمندتم. با وجود همه محبتي كه بهم داري سرم زيره.
با اينكه خيلي بدم اما تو خيلي خوبي
به جون خودم مي دونم كه اگه يكي از اين نعمتهايي رو كه بهم دادي بخاطر اين
همه كفر و ناشكرياييكه مي كنم ازم بگيري، كسي نميتونه اون رو دوباره بهم بده
به جون خودم مي دونم اگر عزتي رو كه تو چشم مردم بهم دادي و خوب مي دونم
كه لايق اين عزت نيستم،
اگه ثانيه اي از من بگيري تو همون يك ثانيه كسي ديگه حاضر نيست بهم نگاه كنه.
چه برسه به اينكه من رو به عنوان دوست، همراز و حتي فرزند قبول كنه
اگه بگيري كي مي تونه اون عزت رو به من بر گردونه؟! مي دونم كه جز خودت هيچ كس
خدا جونم! از روز برام روشن تره كه جز تو پناهي ندارم. هر جا برم، به هر راهي برم،
به هر جا و مقامي برسم.
باز اخر راه كه رسيدم و دستم رو خالي ديدم تو رو صدا مي كنم خيلي مي ترسم
يه روزي پيمونه گناه من سر بره و خشمت بگيرهخيلي مي ترسم كه بگي به
اين بنده هر چي فرصت دادم آدم نشدهخيلي مي ترسم از لحظه اي كه بخواي
از من رو برگردوني
خدا جونم! مي دونم اينقدر نافرماني و سركشي كردم كه لياقت مهر تو رو ندارم
اما
اما بخشش صفتيه كه فقط در خور شان و مقام توست
مي دوني! هر بار كه مياي دلم نمياد دست رد تو سينت بزارم؟
چشماي اشك بارونت رو كه مي بينم از خودم خجالت مي كشم كه در رو بروت باز نكنم.
هر دفعه با روي گشاده در رو باز مي كنم و به استقبالت ميام به اميد اينكه ايندفعه،
ديگه رو درست مي شي
اما تو مياي نمك مي خوري و نمك دون مي شكني
-: مي دونم كه با مدبر قرار دادن نفسم به خودم ستم كردم. اما خدايا! واي بر من
اگر تو مرا نيامرزي.
خدايا! تو زندگيم اين همه به من نيكي كردي من چطور مي تونم باور كنم كه لحظه
مرگ منو تنها بذاري و خوبي خودت رو از من دريغ كني
الهي اعتذاري اليك اعتذار من لم يستغن عن قبول عذره
فاقبل عذري يا اكرم من اعتذر اليه المسيئون
الهي لاترد حاجتي
و لا تخيب طمعي
و لا تقطع منك رجايي و املي
|لينك مطلب| طلوع خورشيد شده در دوشنبه نهم اردیبهشت 1387 ساعت 21:33 توسط مهدی دیندار تابشی |
تو نگـــــاهی بـــــر من دل مـــرده کـــنیــک نـــظر بر عــــــاشق افـــسرده کناز کـــــــرم بنمــــــا نظــــر بر این زبــونگــــرچه عصیــــانش بــــود از حـد فزونبی نگـار و بــی قــــرار و بــــی خیــــالمـــــانـــده در این وادی شـــوریده حـالدر بن چـــــاهی همـی بــــاشد نگـــونتو نگـــاهش کـــن در این شــــر فسـونای صنــم بنمــــا تو دستی بـــر سرشکــــه بجـــز تو کــــس نبــاشد سرورشچون که او را غـرق کردی در بحر خویشدر دو عـــــالم او نــــگنجد حـــــال بیشای نگـــــار بی قــــــرین ای آفتـــــــابتـــــا چند بـــــاشد چهرات در این نقـاباز پــــــس پــــــرده در آ و جــــلوه کـــنعــــــاشقـــــــان را بــا نگاهی زنده کن موضوع مطلب : امام زمان ( عج )
تو نگـــــاهی بـــــر من دل مـــرده کـــنیــک نـــظر بر عــــــاشق افـــسرده کناز کـــــــرم بنمــــــا نظــــر بر این زبــونگــــرچه عصیــــانش بــــود از حـد فزونبی نگـار و بــی قــــرار و بــــی خیــــالمـــــانـــده در این وادی شـــوریده حـالدر بن چـــــاهی همـی بــــاشد نگـــونتو نگـــاهش کـــن در این شــــر فسـونای صنــم بنمــــا تو دستی بـــر سرشکــــه بجـــز تو کــــس نبــاشد سرورشچون که او را غـرق کردی در بحر خویشدر دو عـــــالم او نــــگنجد حـــــال بیشای نگـــــار بی قــــــرین ای آفتـــــــابتـــــا چند بـــــاشد چهرات در این نقـاباز پــــــس پــــــرده در آ و جــــلوه کـــنعــــــاشقـــــــان را بــا نگاهی زنده کن
|لينك مطلب| طلوع خورشيد شده در دوشنبه نهم اردیبهشت 1387 ساعت 21:32 توسط مهدی دیندار تابشی |
يه ايميل از طرف خدا ..... امروز صبح که از خواب بيدار شدي،نگاهت مي کردم؛و اميدوار بودم که با من حرف بزني،حتي براي چند کلمه، نظرم را بپرسي يا براي اتفاق خوبي که ديروز در زندگي ات افتاد، از من تشکر کني.اما متوجه شدم که خيلي مشغولي، مشغول انتخاب لباسي که مي خواستي بپوشي.وقتي داشتي اين طرف و آن طرف مي دويدي تا حاضر شوي فکر مي کردم چند دقيقه اي وقت داري که بايستي و به من بگويي:سلام؛ اما تو خيلي مشغول بودي.يک بار مجبور شدي منتظر بشوي و براي مدت يک ربع کاري نداشتي جز آنکه روي يک صندلي بنشيني. بعد ديدمت که از جا پريدي.خيال کردم مي خواهي با من صحبت کني؛اما به طرف تلفن دويدي و در عوض به دوستت تلفن کردي تا از آخرين شايعات با خبر شوي. تمام روز با صبوري منتظر بودم.با اونهمه کارهاي مختلف گمان مي کنم که اصلاً وقت نداشتي با من حرف بزني. متوجه شدم قبل از نهار هي دور و برت را نگاه مي کني، شايد چون خجالت مي کشيدي که با من حرف بزني، سرت را به سوي من خم نکردي. تو به خانه رفتي و به نظر مي رسيد که هنوز خيلي کارها براي انجام دادن داري. بعد از انجام دادن چند کار،تلويزيون را روشن کردي. نمي دانم تلويزيون را دوست داري يا نه؟ در آن چيزهاي زيادي نشان مي دهند و تو هر روز مدت زيادي از روزت را جلوي آن مي گذراني؛ در حالي که درباره هيچ چيز فکر نمي کني و فقط از برنامه هايش لذت مي بري...باز هم صبورانه انتظارت را کشيدم و تو در حالي که تلويزيون را نگاه مي کردي،شام خوردي؛ و باز هم با من صحبت نکردي. موقع خواب...،فکر مي کنم خيلي خسته بودي. بعد از آنکه به اعضاي خوانواده ات شب به خير گفتي ، به رختخواب رفتي و فوراً به خواب رفتي.اشکالي ندارد.احتمالاً متوجه نشدي که من هميشه در کنارت و براي کمک به تو آماده ام. من صبورم،بيش از آنچه تو فکرش را مي کني.حتي دلم مي خواهد يادت بدهم که تو چطور با ديگران صبور باشي. من آنقدر دوستت دارم که هر روز منتظرت هستم. منتظر يک سر تکان دادن، دعا،فکر،يا گوشه اي از قلبت که متشکر باشد. خيلي سخت است که يک مکالمه يک طرفه داشته باشي.خوب، من باز هم منتظرت هستم؛سراسر پر از عشق تو...به اميد آنکه شايد امروز کمي هم به من وقت بدهي. آيا وقت داري که اين را براي کس ديگري هم بفرستي؟ اگر نه،عيبي ندارد،مي فهمم و هنوز هم دوستت دارم. روز خوبي داشته باشي. دوست و دوستدارت :خدا
که با من حرف بزني،حتي براي چند کلمه،
نظرم را بپرسي يا براي اتفاق خوبي که ديروز در زندگي ات افتاد،
از من تشکر کني.اما متوجه شدم که خيلي مشغولي،
مشغول انتخاب لباسي که مي خواستي بپوشي.وقتي داشتي اين طرف
و آن طرف مي دويدي تا حاضر شوي فکر مي کردم
چند دقيقه اي وقت داري که بايستي و به من بگويي:سلام؛
اما تو خيلي مشغول بودي.يک بار مجبور شدي منتظر بشوي
و براي مدت يک ربع کاري نداشتي جز آنکه روي يک صندلي
بنشيني. بعد ديدمت که از جا پريدي.خيال کردم مي خواهي
با من صحبت کني؛اما به طرف تلفن دويدي و در عوض به
دوستت تلفن کردي تا از آخرين شايعات با خبر شوي.
تمام روز با صبوري منتظر بودم.با اونهمه کارهاي مختلف
گمان مي کنم که اصلاً وقت نداشتي با من حرف بزني.
متوجه شدم قبل از نهار هي دور و برت را نگاه مي کني،
شايد چون خجالت مي کشيدي که با من حرف بزني،
سرت را به سوي من خم نکردي. تو به خانه رفتي و
به نظر مي رسيد که هنوز خيلي کارها براي انجام دادن داري.
بعد از انجام دادن چند کار،تلويزيون را روشن کردي.
نمي دانم تلويزيون را دوست داري يا نه؟ در آن چيزهاي زيادي
نشان مي دهند و تو هر روز مدت زيادي از روزت را جلوي
آن مي گذراني؛ در حالي که درباره هيچ چيز فکر نمي کني
و فقط از برنامه هايش لذت مي بري...باز هم صبورانه
انتظارت را کشيدم و تو در حالي که تلويزيون را نگاه
مي کردي،شام خوردي؛ و باز هم با من صحبت نکردي.
موقع خواب...،فکر مي کنم خيلي خسته بودي. بعد از آنکه
به اعضاي خوانواده ات شب به خير گفتي ، به رختخواب
رفتي و فوراً به خواب رفتي.اشکالي ندارد.احتمالاً متوجه نشدي
که من هميشه در کنارت و براي کمک به تو آماده ام. من
صبورم،بيش از آنچه تو فکرش را مي کني.حتي دلم مي خواهد
يادت بدهم که تو چطور با ديگران صبور باشي.
من آنقدر دوستت دارم که هر روز منتظرت هستم.
منتظر يک سر تکان دادن،
دعا،فکر،يا گوشه اي از قلبت که متشکر باشد. خيلي
سخت است که يک مکالمه يک طرفه داشته باشي.خوب،
من باز هم
منتظرت هستم؛سراسر پر از عشق تو...به اميد آنکه شايد
امروز کمي هم به من وقت بدهي. آيا وقت داري که اين را براي
کس ديگري هم بفرستي؟ اگر نه،عيبي ندارد،مي فهمم
و هنوز هم دوستت دارم. روز خوبي داشته باشي.
دوست و دوستدارت :خدا
|لينك مطلب| طلوع خورشيد شده در دوشنبه نهم اردیبهشت 1387 ساعت 21:29 توسط مهدی دیندار تابشی |
مهدویت، یعنی منت والای خداوند هستی بر مستضعفان زمین. مهدویت، یعنی جلوه ی تام و تمام رحمت، نعمت و حکمت ربانی بر ابنای آدم. مهدویت، یعنی افشای راز سر به مهر سجده ملائک بر عزیزترین مخلوق خداوند. مهدویت، یعنی تجلی حقیقت مقام خلیفة اللهی انسان بر روی زمین. مهدویت، یعنی پایان شب سرد و فسرده ظلمت و آغاز صبح راستین روشنایی. مهدویت، یعنی بستر شکوفایی نهانترین استعدادهای اهالی زمین و زمان. مهدویت، یعنی سرآغاز رویش فصلی دوباره برای تجربه زیستنی دوباره. مهدویت، یعنی راه رفتن برای رسیدن. مهدویت یعنی کشتی نجات بر ساحل رستگاری. مهدویت، یعنی تنهاجاده منتهی به آرمان شهر نبوی. مهدویت، یعنی جامه زیبای عدالت اولین امام بر بلندای قامت آخرین امام. مهدویت، یعنی اهتزاز پرچم سرخ شیعه بر بلندای قله اسلام. مهدویت، یعنی امتداد حماسه شکوهزاد عاشورا در کربلای آخر الزمان. مهدویت، یعنی حکومت یکپارچه عدل بر رفتار تمامی انسانها. مهدویت، یعنی میعادگاه تحقق تمامی آمالها و آرمانهای بشری. مهدویت، یعنی پایان قصه پرغصه رنج آدمی در دفتر تاریخ. مهدویت یعنی، استیفای حقوق حقه تمامی محرومان و ضعیف نگاه داشتگان زمین. مهدویت یعنی مرگ تمامی رنجها، اندوه ها، ظلمت ها، ستمها، پلیدیها و زشتیها. و بالاخره ... مهدویت، یعنی: کلمه توحید که با ولایت امامی عادل تجلی خواهد یافت. موضوع مطلب : امام زمان ( عج ) سایت تبیان ابوالقاسم شکوری
مهدویت، یعنی منت والای خداوند هستی بر مستضعفان زمین.
مهدویت، یعنی جلوه ی تام و تمام رحمت، نعمت و حکمت ربانی بر ابنای آدم.
مهدویت، یعنی افشای راز سر به مهر سجده ملائک بر عزیزترین مخلوق خداوند.
مهدویت، یعنی تجلی حقیقت مقام خلیفة اللهی انسان بر روی زمین.
مهدویت، یعنی پایان شب سرد و فسرده ظلمت و آغاز صبح راستین روشنایی.
مهدویت، یعنی بستر شکوفایی نهانترین استعدادهای اهالی زمین و زمان.
مهدویت، یعنی سرآغاز رویش فصلی دوباره برای تجربه زیستنی دوباره.
مهدویت، یعنی راه رفتن برای رسیدن.
مهدویت یعنی کشتی نجات بر ساحل رستگاری.
مهدویت، یعنی تنهاجاده منتهی به آرمان شهر نبوی.
مهدویت، یعنی جامه زیبای عدالت اولین امام بر بلندای قامت آخرین امام.
مهدویت، یعنی اهتزاز پرچم سرخ شیعه بر بلندای قله اسلام.
مهدویت، یعنی امتداد حماسه شکوهزاد عاشورا در کربلای آخر الزمان.
مهدویت، یعنی حکومت یکپارچه عدل بر رفتار تمامی انسانها.
مهدویت، یعنی میعادگاه تحقق تمامی آمالها و آرمانهای بشری.
مهدویت، یعنی پایان قصه پرغصه رنج آدمی در دفتر تاریخ.
مهدویت یعنی، استیفای حقوق حقه تمامی محرومان و ضعیف نگاه داشتگان زمین.
مهدویت یعنی مرگ تمامی رنجها، اندوه ها، ظلمت ها، ستمها، پلیدیها و زشتیها.
و بالاخره ...
مهدویت، یعنی:
کلمه توحید که با ولایت امامی عادل تجلی خواهد یافت.
سایت تبیان ابوالقاسم شکوری
|لينك مطلب| طلوع خورشيد شده در دوشنبه نهم اردیبهشت 1387 ساعت 21:17 توسط مهدی دیندار تابشی |
ارتباط با امام زمان(عج) در عصر غیبت گفتار اول : مقدمه و طرح بحث اعتقاد به وجود امام زمان و حجّت حق(عجل الله فرجه) از ضروریات مذهب شیعه است. برابر روایات و ادلّه، وجود امام در هر زمانی، لازم است. زمین بدون حجت باقی نمی ماند. در این زمان که حجت الهی در پرده غیب به سر می برد، این پرسشها مطرح می شود:دربارهی ارتباط با امام زمان، کتابهایی نوشتهشده و در این اواخر، رواج فوقالعادهای یافته که مشحون از حکایتها داستانها و مطالبی است که برخی از آنها، به یقین، نادرست و برخاسته از تصورات و خیالبافیهای نویسندگانِ! آنهاست آیا ارتباط با آن حضرت، امکان دارد، یا خیر؟ آیا شیعیان و پیروان حضرت، می توانند از محضر آن بزرگوار، بهرهمند گردند، یا خیر؟ سخن در این مقوله، از امکان عقلی نیست، بلکه سخن در این است که آیا برابر موازین و روایاتی که داریم، چنین امری می شود تحقق یابد، یا خیر. در این باره، دو دیدگاه وجود دارد: 1. دیدگاهی که امکان ارتباط را تأیید نمیکند و لزومی برای آن نمیبیند. 2. دیدگاهی که بر امکان ارتباط و وقوع آن اصرار میورزد. آنچه ما در این مقاله، به بحث خواهیم گذارد، ادله و مستندات هر یک از این دو دیدگاه است. این نکته در خور دقت است: نه آنان که ارتباط را نمی پذیرند از اسلام و تشیع به دورند و نه کسانی که به آن عقیده دارند، از ایمان بیشتری برخوردار؛ چرا که هر یک ادلهای بر ادعای خود ارائه میدهند و به روایاتی تمسک میجویند. گرچه امروز، این از باورهای دینی عمومی فرض شده است، به گونهای که منکر آن، نزد برخی، متهم خواهد شد. ولی بزرگانی مانند: شیخ مفید، فیض کاشانی، شیخ جعفر کاشف الغِطاء و نعمانی؛ ارتباط با امام زمان(عجل الله فرجه) را برای شیعیان در غیبت کبری، ممکن نمیدانند. بنابراین، موضوع، آن گونه که تصور میشود، روشن و بدیهی نیست و بحثی درخور میطلبد. آنچه ما را بر این بحث واداشته، چند نکته است. ۱. دربارهی ارتباط با امام زمان، کتابهایی نوشتهشده و در این اواخر، رواج فوقالعادهای یافته که مشحون از حکایتها داستانها و مطالبی است که برخی از آنها، به یقین، نادرست و برخاسته از تصورات و خیالبافیهای نویسندگانِ! آنهاست و در برخی، شمّهای از حقیقت وجود دارد. ۲. نقل این داستانها و حکایتها، باعث میشود که یک عقیده درست و صحیح، به ناصوابهايی آمیخته گردد و عقائد خرافی و ناصحیح و غیرمستَدَل و مستند، در میان مردم رواج یابد. وقتی که آقا و خانمی به راحتی اهل مکاشفه شود و آن را در کتاب خود بنویسد؛ چرا دیگران به چنین مقامی نرسند. زمانی که مدعی مکاشفه، پا را فراتر نهد و در بیداری حضرت رسول اکرم(صلي الله عليه و آله) و برخی از معصومین(عليه السلام) را ببیند چرا که دیگران از این نعمت محروم باشند. رواج این گونه کتابها و حکایتها، باعث شده که در برخی از مناطق کشور، شاهد حوادث و اتفاقات نابخردانه و عوام فریبانه و خرافی باشیم: سخن در این است که آیا برابر موازین و روایاتی که داریم، چنین امری می شود تحقق یابد، یا خیر. در این باره، دو دیدگاه وجود دارد: 1. دیدگاهی که امکان ارتباط را تأیید نمیکند و لزومی برای آن نمیبیند. 2. دیدگاهی که بر امکان ارتباط و وقوع آن اصرار میورزد. کسی در منطقهای مدعی می شود که قطرهای از خون سر امام حسین(عليه السلام) ریخته و یا سر مبارک حضرت را دیده، یا چوبانی مدعی می شود که غلام شاه چراغ است و از وی دستورهایی دریافت کرده است و خانمی که از دست شوهر فرار کرده به مسجد روستایی می رود و مدعی می شود که مسجد نظر کرده است و مریضهایی که به مسجد بیایند شفا مییابند، آن دیگر، امام زاده جدیدی کشف میکند و مردم یک منطقه، برای زیارت امامزاده بسیج می شوند و در مورد دیگر، دختر، یا زنی نظر کرده میشود و حاجت مردم را برآورده میکنند و... اینها برخاسته از حکایتها و رؤیاها و کتابهایی است که بدون هیچ ضابطه و قاعدهای رواج مییابد و جوّی ناسالم و به دور از حقیقت و عوام پسند، به وجود میآید و مردمان معتقد را از سرچشمهی زلال اسلام ناب و راستین به دور میکنند و در باتلاق خرافات فرو میبرند. ۳. پیامد ناگوار این کتابها و عقاید برگرفته از حکایت و خواب، جوی را به وجود می آورد که اهل تعقل و اندیشه را به عقائد شیعه بدبین میکند و زمینهی انحرافهای فکری را فراهم میآورد و در نتیجه، مخالفان تشیع، امکان رشد و گسترش مییابند و عقاید ناصواب عوام و عوام زدگان به نام تشیع ثبت و به دیگران انتقال مییابد و یک عقیدهای که در اصل آن، تمام فرق اسلامی توافق دارند، به گونهای مطرح میشود که فرسنگها با اسلام فاصله دارد و میدان دفاع را بر اندیشه وران اسلامی و درست اندیشان و مصلحان، تنگ میکند. آیا ارتباط با آن حضرت، امکان دارد، یا خیر؟ آیا شیعیان و پیروان حضرت، می توانند از محضر آن بزرگوار، بهرهمند گردند، یا خیر؟ اینها همه باعث شد که ما این موضوع را از نظر ادله و روایات بررسی کنیم و بدون توجه به داستانها و افسانهها، در اینباره به قضاوت بنشینیم؛ زیرا بیشتر داستانها، مربوط به مردم عادی و عوام است که معمولاً، عدهای از آنان ادعایی نداشتهاند. اما متأسفانه، امروزه گروهی در لباس اهل علم و به ظاهر غیرعوام، عوامانه میاندیشند و برخلاف علمای گذشته که شهرت به فیض دیدار یافتهاند و خود به هیچ وجه چنین ادعایی نکردهاند، اینان داستانها از ملاقات و مکاشفات خود نقل کردهاند که برابر توقیع شریف، باید آنان را «کذاب مُفتِر» دانست. از این روی، بحث ارتباط با امام زمان و مشاهده حضرت را با مروری به غیبت صغری، آغاز كرده و در دوران غیبت کبری، به ادله موافق و مخالف ارتباط میپردازیم و در پایان نیز، نگاهی به داستانهایی که در اینباره وجود دارد میافکنیم و به نتیجه گیری میپردازیم.ادامه دارد... منبع:Tebyan روزی در تقویم می نویسند تعطیل به مناسبت ظهور امام زمان (عج) موضوع مطلب : امام زمان ( عج )
ارتباط با امام زمان(عج) در عصر غیبت
گفتار اول : مقدمه و طرح بحث
اعتقاد به وجود امام زمان و حجّت حق(عجل الله فرجه) از ضروریات مذهب شیعه است. برابر روایات و ادلّه، وجود امام در هر زمانی، لازم است. زمین بدون حجت باقی نمی ماند. در این زمان که حجت الهی در پرده غیب به سر می برد، این پرسشها مطرح می شود:دربارهی ارتباط با امام زمان، کتابهایی نوشتهشده و در این اواخر، رواج فوقالعادهای یافته که مشحون از حکایتها داستانها و مطالبی است که برخی از آنها، به یقین، نادرست و برخاسته از تصورات و خیالبافیهای نویسندگانِ! آنهاست
آیا ارتباط با آن حضرت، امکان دارد، یا خیر؟
آیا شیعیان و پیروان حضرت، می توانند از محضر آن بزرگوار، بهرهمند گردند، یا خیر؟
سخن در این مقوله، از امکان عقلی نیست، بلکه سخن در این است که آیا برابر موازین و روایاتی که داریم، چنین امری می شود تحقق یابد، یا خیر. در این باره، دو دیدگاه وجود دارد:
1. دیدگاهی که امکان ارتباط را تأیید نمیکند و لزومی برای آن نمیبیند.
2. دیدگاهی که بر امکان ارتباط و وقوع آن اصرار میورزد.
آنچه ما در این مقاله، به بحث خواهیم گذارد، ادله و مستندات هر یک از این دو دیدگاه است. این نکته در خور دقت است: نه آنان که ارتباط را نمی پذیرند از اسلام و تشیع به دورند و نه کسانی که به آن عقیده دارند، از ایمان بیشتری برخوردار؛ چرا که هر یک ادلهای بر ادعای خود ارائه میدهند و به روایاتی تمسک میجویند.
گرچه امروز، این از باورهای دینی عمومی فرض شده است، به گونهای که منکر آن، نزد برخی، متهم خواهد شد. ولی بزرگانی مانند: شیخ مفید، فیض کاشانی، شیخ جعفر کاشف الغِطاء و نعمانی؛ ارتباط با امام زمان(عجل الله فرجه) را برای شیعیان در غیبت کبری، ممکن نمیدانند.
بنابراین، موضوع، آن گونه که تصور میشود، روشن و بدیهی نیست و بحثی درخور میطلبد. آنچه ما را بر این بحث واداشته، چند نکته است.
۱. دربارهی ارتباط با امام زمان، کتابهایی نوشتهشده و در این اواخر، رواج فوقالعادهای یافته که مشحون از حکایتها داستانها و مطالبی است که برخی از آنها، به یقین، نادرست و برخاسته از تصورات و خیالبافیهای نویسندگانِ! آنهاست و در برخی، شمّهای از حقیقت وجود دارد.
۲. نقل این داستانها و حکایتها، باعث میشود که یک عقیده درست و صحیح، به ناصوابهايی آمیخته گردد و عقائد خرافی و ناصحیح و غیرمستَدَل و مستند، در میان مردم رواج یابد. وقتی که آقا و خانمی به راحتی اهل مکاشفه شود و آن را در کتاب خود بنویسد؛ چرا دیگران به چنین مقامی نرسند. زمانی که مدعی مکاشفه، پا را فراتر نهد و در بیداری حضرت رسول اکرم(صلي الله عليه و آله) و برخی از معصومین(عليه السلام) را ببیند چرا که دیگران از این نعمت محروم باشند.
رواج این گونه کتابها و حکایتها، باعث شده که در برخی از مناطق کشور، شاهد حوادث و اتفاقات نابخردانه و عوام فریبانه و خرافی باشیم:
سخن در این است که آیا برابر موازین و روایاتی که داریم، چنین امری می شود تحقق یابد، یا خیر. در این باره، دو دیدگاه وجود دارد:
کسی در منطقهای مدعی می شود که قطرهای از خون سر امام حسین(عليه السلام) ریخته و یا سر مبارک حضرت را دیده، یا چوبانی مدعی می شود که غلام شاه چراغ است و از وی دستورهایی دریافت کرده است و خانمی که از دست شوهر فرار کرده به مسجد روستایی می رود و مدعی می شود که مسجد نظر کرده است و مریضهایی که به مسجد بیایند شفا مییابند، آن دیگر، امام زاده جدیدی کشف میکند و مردم یک منطقه، برای زیارت امامزاده بسیج می شوند و در مورد دیگر، دختر، یا زنی نظر کرده میشود و حاجت مردم را برآورده میکنند و... اینها برخاسته از حکایتها و رؤیاها و کتابهایی است که بدون هیچ ضابطه و قاعدهای رواج مییابد و جوّی ناسالم و به دور از حقیقت و عوام پسند، به وجود میآید و مردمان معتقد را از سرچشمهی زلال اسلام ناب و راستین به دور میکنند و در باتلاق خرافات فرو میبرند.
۳. پیامد ناگوار این کتابها و عقاید برگرفته از حکایت و خواب، جوی را به وجود می آورد که اهل تعقل و اندیشه را به عقائد شیعه بدبین میکند و زمینهی انحرافهای فکری را فراهم میآورد و در نتیجه، مخالفان تشیع، امکان رشد و گسترش مییابند و عقاید ناصواب عوام و عوام زدگان به نام تشیع ثبت و به دیگران انتقال مییابد و یک عقیدهای که در اصل آن، تمام فرق اسلامی توافق دارند، به گونهای مطرح میشود که فرسنگها با اسلام فاصله دارد و میدان دفاع را بر اندیشه وران اسلامی و درست اندیشان و مصلحان، تنگ میکند.
اینها همه باعث شد که ما این موضوع را از نظر ادله و روایات بررسی کنیم و بدون توجه به داستانها و افسانهها، در اینباره به قضاوت بنشینیم؛ زیرا بیشتر داستانها، مربوط به مردم عادی و عوام است که معمولاً، عدهای از آنان ادعایی نداشتهاند. اما متأسفانه، امروزه گروهی در لباس اهل علم و به ظاهر غیرعوام، عوامانه میاندیشند و برخلاف علمای گذشته که شهرت به فیض دیدار یافتهاند و خود به هیچ وجه چنین ادعایی نکردهاند، اینان داستانها از ملاقات و مکاشفات خود نقل کردهاند که برابر توقیع شریف، باید آنان را «کذاب مُفتِر» دانست.
از این روی، بحث ارتباط با امام زمان و مشاهده حضرت را با مروری به غیبت صغری، آغاز كرده و در دوران غیبت کبری، به ادله موافق و مخالف ارتباط میپردازیم و در پایان نیز، نگاهی به داستانهایی که در اینباره وجود دارد میافکنیم و به نتیجه گیری میپردازیم.ادامه دارد...
منبع:Tebyan
روزی در تقویم می نویسند تعطیل
به مناسبت ظهور امام زمان (عج)
|لينك مطلب| طلوع خورشيد شده در دوشنبه نهم اردیبهشت 1387 ساعت 21:16 توسط مهدی دیندار تابشی |
عده اي بر اين باورند که مراد از « بقية اللَّه » در آيه شريفه « بقية اللَّه خير لكم ان كنتم مؤمنين» حضرت مهدى (عج) است. ممکن است اين سوال مطرح شود که مگرامام زمان (عج) در زمان رسولاللَّه(صلىاللَّهعليهوآله) وجود داشتند و شناختى از آن حضرت بوده كه چنين آيهاى نازل شده است. بايد گفت اولا اين آيه از فرمايشات حضرت شعيب(عليهالسلام) خطاب به قوم خود است. ثانيا آن چه درباره نسبت آيه با امام مهدى (عج) وجود دارد و باعث شهرت آن در محافل و منابر نسبت به آن حضرت شده است، بحث انطباق مفهومى آيه و تطبيق يكى از مصاديق آيه بر فردى است كه با تفسير آيه سازگار است. زيرا «بقيه» به معناى باقى مانده است و مراد از آن سودى است كه به فروشنده مىرسد، يعنى آن چه بعد از پايان معامله برايش باقى مىماند و آن را در در راه حوائج خود خرج مىكند. و مراد آيه اين است كه سودى كه از طرف خدا براى شما باقى مانده و خدا از طريق فطرت خودتان شما را بدان راهنمايى كرده، اگر مؤمن باشيد، براى شما بهتر از مالى است كه از راه كمفروشى و كم كردن پيمانه و ترازو تصاحب مىكنيد. تفسير نمونه، با عبارت گوياترى «بقيةاللَّه» را چنين معنا كرده است: هر موجود نافعى از طرف خداوند كه براى بشر باقى مانده و مايه خير و سعادت او گردد، «بقيةاللَّه» محسوب مىشود. [1] از اين رو، امام زمان(عليهالسلام) كه وجود شريفشان مايه بيشترين خير و بركت براى جامعه بشرى است، يكى از بهترين مصاديق اين آيه مباركه است. به قول يكى از قرآنپژوهان معاصر، از آن جا كه آيههاى قرآن داراى مفاهيم جامع هستند و در عصرهاى بعد مىتوانند بر مصداقهاى كلىتر و وسيعتر تطابق داشته باشند، اين آيه با امام زمان (عج) كه روشنترين مصداق، «بقيةاللَّه» است، مطابقت مىكند. براى كاملتر شدن پاسخ، خوب است به نظر يكى از دانشمندان اهل سنت نيز توجه نماييد. شبلنجى دانشمند شافعى، روايتى را نقل كردهاند كه «هنگامى كه (مهدى) قيام كند، بر كعبه تكيه زند و 313 تن از پيروانش نزد او گرد آيند. پس اولين چيزى كه مىگويد، اين آيه است: «بقيةاللَّه خير لكم ان كنتم مؤمنين». سپس مىفرمايد: منم «بقيةاللَّه» و خليفه او و حجت خدا بر شما. پس از آن، كسى بر آن حضرت سلام نمىكند، مگر اين كه مىگويد: «السلام عليك يا بقية اللَّه فى ارضه»؛ سلام بر تو اى باقى گذارده خدا در زمينش.[2] بنابراين، گر چه مفاد اين آيه، از سخنان حضرت شعيب(عليهالسلام) خطاب به قوم خود است، اما مصداق اكمل آن، وجود شريف حضرت صاحب الامر(عج) است. پى نوشت: [1]. تفسير نمونه، ج 9، ص 204. [2]. ملامحسن فيض كاشانى، تفسير صافى، ج 2، ص 468. منبع:Tebyan روزی در تقویم می نویسند تعطیل به مناسبت ظهور امام زمان (عج) موضوع مطلب : امام زمان ( عج )
عده اي بر اين باورند که مراد از « بقية اللَّه » در آيه شريفه « بقية اللَّه خير لكم ان كنتم مؤمنين» حضرت مهدى (عج) است. ممکن است اين سوال مطرح شود که مگرامام زمان (عج) در زمان رسولاللَّه(صلىاللَّهعليهوآله) وجود داشتند و شناختى از آن حضرت بوده كه چنين آيهاى نازل شده است.
بايد گفت اولا اين آيه از فرمايشات حضرت شعيب(عليهالسلام) خطاب به قوم خود است. ثانيا آن چه درباره نسبت آيه با امام مهدى (عج) وجود دارد و باعث شهرت آن در محافل و منابر نسبت به آن حضرت شده است، بحث انطباق مفهومى آيه و تطبيق يكى از مصاديق آيه بر فردى است كه با تفسير آيه سازگار است.
زيرا «بقيه» به معناى باقى مانده است و مراد از آن سودى است كه به فروشنده مىرسد، يعنى آن چه بعد از پايان معامله برايش باقى مىماند و آن را در در راه حوائج خود خرج مىكند. و مراد آيه اين است كه سودى كه از طرف خدا براى شما باقى مانده و خدا از طريق فطرت خودتان شما را بدان راهنمايى كرده، اگر مؤمن باشيد، براى شما بهتر از مالى است كه از راه كمفروشى و كم كردن پيمانه و ترازو تصاحب مىكنيد.
تفسير نمونه، با عبارت گوياترى «بقيةاللَّه» را چنين معنا كرده است:
هر موجود نافعى از طرف خداوند كه براى بشر باقى مانده و مايه خير و سعادت او گردد، «بقيةاللَّه» محسوب مىشود. [1] از اين رو، امام زمان(عليهالسلام) كه وجود شريفشان مايه بيشترين خير و بركت براى جامعه بشرى است، يكى از بهترين مصاديق اين آيه مباركه است. به قول يكى از قرآنپژوهان معاصر، از آن جا كه آيههاى قرآن داراى مفاهيم جامع هستند و در عصرهاى بعد مىتوانند بر مصداقهاى كلىتر و وسيعتر تطابق داشته باشند، اين آيه با امام زمان (عج) كه روشنترين مصداق، «بقيةاللَّه» است، مطابقت مىكند.
براى كاملتر شدن پاسخ، خوب است به نظر يكى از دانشمندان اهل سنت نيز توجه نماييد. شبلنجى دانشمند شافعى، روايتى را نقل كردهاند كه «هنگامى كه (مهدى) قيام كند، بر كعبه تكيه زند و 313 تن از پيروانش نزد او گرد آيند. پس اولين چيزى كه مىگويد، اين آيه است: «بقيةاللَّه خير لكم ان كنتم مؤمنين». سپس مىفرمايد: منم «بقيةاللَّه» و خليفه او و حجت خدا بر شما. پس از آن، كسى بر آن حضرت سلام نمىكند، مگر اين كه مىگويد: «السلام عليك يا بقية اللَّه فى ارضه»؛ سلام بر تو اى باقى گذارده خدا در زمينش.[2]
بنابراين، گر چه مفاد اين آيه، از سخنان حضرت شعيب(عليهالسلام) خطاب به قوم خود است، اما مصداق اكمل آن، وجود شريف حضرت صاحب الامر(عج) است.
پى نوشت:
[1]. تفسير نمونه، ج 9، ص 204.
[2]. ملامحسن فيض كاشانى، تفسير صافى، ج 2، ص 468.
هنگامى كه «دعبل خزاعى» اشعار خود را در محضر امام هشتم عليه السلام خواند، چون از بقية اللَّه و قيام شكوهمند آن حضرت ياد كرد، امام رضا عليه السلام از جاى برخاست و دست مباركش را بر سر نهاد و در برابر نام حضرت ولى عصر(عج) تواضع نمود و براى فرجش دعا كرد.(1) از امام صادق عليه السلام سؤال شد كه چرا به هنگام شنيدن نام «قائم» لازم است برخيزيم؟ فرمود: براى آن حضرت غيبت طولانى است و اين لقب يادآور دولت حقه آن حضرت و ابراز تأسف بر غربت اوست. و لذا آن حضرت از شدّت محبت و مرحمتى كه به دوستانش دارد، به هر كسى كه حضرتش را با اين لقب ياد كند، نگاه محبتآميز مىكند. از تجليل و تعظيم آن حضرت است كه هر بنده خاضعى در مقابل صاحب (عصر) خود، هنگامى كه مولاى بزرگوارش به سوى او بنگرد از جاى برخيزد، پس بايد برخيزد و تعجيل در امر فرج مولايش را از خداوند منان مسئلت بنمايد.(2) پينوشتها: 1. التسترى، قاموس الرجال، ح 4، ص 290. 2. منتخب الاثر، ص 506. منبع:Tebyan روزی در تقویم مینویسند تعطیل به مناسبت ظهور امام مهدی (عج) موضوع مطلب : امام زمان ( عج )
هنگامى كه «دعبل خزاعى» اشعار خود را در محضر امام هشتم عليه السلام خواند، چون از بقية اللَّه و قيام شكوهمند آن حضرت ياد كرد، امام رضا عليه السلام از جاى برخاست و دست مباركش را بر سر نهاد و در برابر نام حضرت ولى عصر(عج) تواضع نمود و براى فرجش دعا كرد.(1) از امام صادق عليه السلام سؤال شد كه چرا به هنگام شنيدن نام «قائم» لازم است برخيزيم؟ فرمود:
براى آن حضرت غيبت طولانى است و اين لقب يادآور دولت حقه آن حضرت و ابراز تأسف بر غربت اوست. و لذا آن حضرت از شدّت محبت و مرحمتى كه به دوستانش دارد، به هر كسى كه حضرتش را با اين لقب ياد كند، نگاه محبتآميز مىكند. از تجليل و تعظيم آن حضرت است كه هر بنده خاضعى در مقابل صاحب (عصر) خود، هنگامى كه مولاى بزرگوارش به سوى او بنگرد از جاى برخيزد، پس بايد برخيزد و تعجيل در امر فرج مولايش را از خداوند منان مسئلت بنمايد.(2)
پينوشتها:
1. التسترى، قاموس الرجال، ح 4، ص 290.
2. منتخب الاثر، ص 506.
روزی در تقویم مینویسند تعطیل به مناسبت
ظهور امام مهدی (عج)
|لينك مطلب| طلوع خورشيد شده در دوشنبه نهم اردیبهشت 1387 ساعت 21:12 توسط مهدی دیندار تابشی |
قرآن كریم در سوره مائده، آیه 54، دورهاى را به نام دوره ارتداد براى جوامع اسلامى پیشبینى كرده، مىفرماید: یا ایها الذین آمنوا من یرتد منكم عن دینه فسوف یات الله بقوم یحبهم و یحبونه اذلة على المومنین اعزة على الكافرین یجاهدون فى سبیل الله و لا یخافون لومة لائم ذلك فضل الله یؤتیه من یشاء و الله واسع علیم . اى كسانى كه ایمان آوردهاید، هر كه از شما از دینش بازگردد چه باك; زودا كه خدا مردمى را بیاورد كه دوستشان بدارد و دوستش بدارند . در برابر مؤمنان فروتنند و در برابر كافران سركش; در راه خدا جهاد مىكنند و از ملامت هیچ ملامتگرى نمىهراسند . این فضل خداست كه به هر كس كه خواهد ارزانى دارد، و خداوند بخشاینده و داناست . بر اساس این آیه شریفه و با توجه به برداشتى كه علامه طباطبایى (قدس سره) در جلد پنجم تفسیر المیزان در توضیح این آیه شریفه داشتهاند و با توجه به روایاتى كه از اهل بیت عصمت و طهارت (ع) رسیده است ما مىتوانیم پیشگویىهایى براى آینده جوامع اسلامى، از جهت فرهنگى، سیاسى و اقتصادى داشته باشیم . از جمله پیشگویىها این است كه در دوران پایانى عمر زمان و یا به تعبیر خود روایات آخرالزمان جوامع اسلامى و مسلمین دچار دو حركت متعاكس از نظر برخورد با ارزشها مىشوند . در آخرالزمان دو گروه مقابل هم قرار مىگیرند: عدهاى گرفتار فساد و فتنه دوره آخرالزمان و دچار مشكلات مىشوند و به عبارتى میكروبهایى كه در آخرالزمان وجود دارند در روح آنها نفوذ مىكند و دین آنها را دچار مشكل مىكند و در نقطه مقابل دقیقا در همان زمان گروه دیگرى وجود دارند كه آنها در برابر این حوادث و این آفات اجتماعى و یا دینى مقاومت و صبورى مىكنند، پایمردى از خودشان نشان مىدهند و آنها مىتوانند از زمینهسازان فرج آقا و مولا امام زمان (ع) باشند بر اساس پیشگویى قرآن دوره ارتدادى براى جوامع اسلامى و مسلمین ممكن است رخ بدهد و در نقطه مقابل به جاى افرادى كه مرتد شدهاند انسانهاى دیگرى با خصوصیاتى كه آیه شریفه یك یك آنها را ذكر مىكند، جایگزین مىشوند . از این مطلب بر مىآید كه جوامع اسلامى و مخصوصا جوامعى كه از نظر بنیه هاى اعتقادى دچار ضعفهایى هستند یك دوره ارتداد یا برگشت از ارزشهاى دینى را پیش رو خواهند داشت . البته در نقطه مقابل انسانهایى خواهند بود كه جایگزین این انسانهاى مرتد مىشوند . ارتداد در اینجا به معنى برگشت از اصول اعتقادى نیست; آنچنان كه در فقه مصطلح است . بلكه یك اصطلاح قرآنى است كه به معنى برگشت از ارزشهاست . وقتى كه ما مراجعه به روایات اسلامى مىكنیم مىبینیم در آنها هم نشانههایى بر این موضوع وجود دارد . بر همین اساس، بحثى تنظیم كردهایم به نام آسیب شناسى آخرالزمان، یعنى آفتهایى كه ممكن است گروههایى از مردم و یا ارزشها و مقدسات در دوره آخر الزمان گرفتار آن بشوند . به عبارتى وقتى كه شما خانواده را و برخورد پدر و مادر و فرزندان را در دوره آخر الزمان از دیدگاه روایات مورد دقت قرار مىدهید مىبینید كه آسیبها و آفتهایى در خانوادهها و در ارتباط بین افراد و اعضاء خانواده ممكن است وجود داشته باشد كه اگر همه مؤمنین این آفتها و آسیبها را به دقت از دیدگاه معصومین (ع) مورد مطالعه قرار بدهند چند نتیجه براى آنها خواهد داشت . نتیجه اول این است كه آنها براى اینكه در دامن این آفتها و آسیبها نیفتند براى خودشان نوعى حراست و حفاظت ایجاد مىكنند . نتیجه دیگر اینكه براى آنها زمینه یك نحوه پیش بینى و زمان شناسى فراهم مىشود . بحث از مقابله دو گروه در آخرالزمان، كه در روایات به آن اشاره شده، از آن رو بر ما لازم است كه ما جایگاه خودمان را و وظیفه خودمان را به شكل روشن در این اتفاقات و وقایعى كه ممكن استبه شكلى در جوامع اسلامى اتفاق بیفتد یا در حال اتفاق باشد، بدانیم و بتوانیم خودمان را در برابر اتفاقهاى ناگوارش مصونیتببخشیم و ان شاء الله از كسانى باشیم كه جزء سربازان و نوكران آقا امام زمان (ع) قرار دارند در دوره آخرالزمان بر اساس این آیه شریفه یك دوره بازگشت از ارزشها وجود دارد كه شما با مراجعه به روایات تفصیل ، تفسیر و تبیین این بازگشت را به دقت مىبینید . در روایات از یك سو آسیبهایى كه در آخرالزمان متوجه مقدسات و ارزشهایى چون امر به معروف و نهى از منكر، قرآن، اذان، برخورد با علما و ... مىشود ذكر شده است . از سوى دیگر آسیبهایى كه براى آحاد مردم جامعه; مانند علما، حكام، پدر و مادرها، فرزندان، زنان و مردان پیش مىآید یكى یكى به آنها اشاره شده است . از دیدگاه دیگر مىتوانیم به این قصه این جور نگاه كنیم كه آسیبهایى ممكن است از نظر اقتصادى، سیاسى و اخلاقى و اعتقادى گریبانگیر مردم شود كه علم به این آسیبها نوعى روشنى در ذهن انسان ایجاد مىكند، افقى را باز مىكند كه باعث مىشود انسان مواظبتهاى جدى نسبتبه خودش داشته باشد و وظیفه خودش را بهتر تشخیص دهد . استاد مطهرى در كتابى كه درباره حضرت مهدى (ع) دارند به همین آیه شریفه اشاره مىكند . این آیه شریفه مىفرماید: اى كسانى كه ایمان آوردهاید اگر عدهاى از شما در پایبندى به اصول و ارزشهاى دینى دچار برگشت و ارتجاع و ارتداد شدند خداوند متعال گروه دیگرى از مؤمنین را جانشین مىكند كه آنها در مرحله دیندارى و دین باورى بسیار بسیار قوى و خالصانه عمل مىكنند . گروهى كه جانشین شما هستند با این خصوصیات هستند كه «یحبهم و یحبونه» ; آنها خداوند متعال را دوست دارند و خداوند متعال هم ایشان را دوست دارند كه یك پیوند عاطفى دو طرفه بین این گروه از مؤمنین و خداوند و از طرف خداوند با این افراد وجود دارد . از خصوصیات دیگرى كه اینها دارند این است كه در برابر مؤمنین انسانهاى متواضع و فروتنى هستند «اذلة على المؤمنین» كه نشان دهنده ارتباط سالم اجتماعى است كه بین این گروه مؤمنین وجود دارد . ارتداد در اینجا به معنى برگشت از اصول اعتقادى نیست; آنچنان كه در فقه مصطلح است . بلكه یك اصطلاح قرآنى است كه به معنى برگشت از ارزشهاست صفتبعدى كه خداوند متعال براى این گروه ذكر مىكند مىفرماید: «اعزة على الكافرین»؛ در برابر بیگانگان فكرى و در برابر كسانى كه از نظر فكرى انسانهاى سالمى نیستند و در حد كفر و نفاق هستند، موضعگیرى سخت دارند و هیچ نرمشى در برابر آنها نشان نمىدهند. صفتبعدى این گروه جانشین این است كه «یجاهدون فى سبیل الله» ; در مسیر خداوند متعال از خودشان و از مال خودشان مایه مىگذارند . اینها روحیه جهادى دارند و در مسیر خدا از همه موجودىهاى خودشان سعى مىكنند كه مصرف كنند . و باز صفت دیگر «و لایخافون لومة لائم»؛ این چنین افرادى كه جانشین گروه مرتد هستند كسانى هستند كه از سرزنش سرزنش كنندگان و ملامتها، از هر سویى كه باشد ترس و ابایى ندارند و در برابر جنگ روانى كه از طرف دشمن به آنها اعمال مىشود مقاومت دارند . بعد نهایتا خداوند متعال مىفرماید: «ذلك فضل الله یؤتیه من یشاء»؛ این گروه جانشین با این خصوصیات كسانى هستند كه شامل فضل خداوند متعال هستند و بعد مىفرماید: «والله واسع علیم» . از این آیه استفاده مىشود كه در آخرالزمان دو گروه مقابل هم قرار مىگیرند: عدهاى گرفتار فساد و فتنه دوره آخرالزمان و دچار مشكلات مىشوند و به عبارتى میكروبهایى كه در آخرالزمان وجود دارند در روح آنها نفوذ مىكند و دین آنها را دچار مشكل مىكند و در نقطه مقابل دقیقا در همان زمان گروه دیگرى وجود دارند كه آنها در برابر این حوادث و این آفات اجتماعى و یا دینى مقاومت و صبورى مىكنند، پایمردى از خودشان نشان مىدهند و آنها مىتوانند از زمینهسازان فرج آقا و مولا امام زمان (ع) باشند . بد نیست این مطلب را به عنوان مژده خدمتتان عرض كنم ، مژدهاى كه شاید براى آنها كه معتقد به حركت در مسیر امام زمان (ع) هستند، بشارت بسیار زیبایى باشد و نقطه حركتى باشد براى اینكه هر چه بیشتر ما در مسیر امام زمان (ع) و ترویج فرهنگ اهلبیت (ع) تلاش بیشترى كنیم . ذیل همین آیه شریفه روایتى است كه در چند تفسیر، از جمله در تفسیر المیزان و مجمع البیان هم نقل شده است. در این روایت آمده است كه وقتى این آیه نازل مىشود از پیامبر اكرم (ص) سؤال مىشود كه این گروه جانشین چه كسانى هستند؟ در یك روایتبسیار كوتاه و زیبا كه براى همه ایرانیان مؤمن مىتواند این مژده خیر و بشارتى باشد آمده است: پیامبر اكرم (ص) دستشان را بر شانه سلمان زدند و فرمودند «من هولاء»؛ این گروه جانشینى كه كاملا معتقد و جدى وارد میدان دین مىشوند و آن آسیبهاى دوره آخرالزمان كمتر مىتواند در آنها نفوذ كند از ایرانیانى هستند كه معتقد و پا برجا هستند و آنها مىتوانند مروج و مؤید دین در آن مقطع زمانى باشند . این شاید خودش جاى بحث مفصل داشته باشد كه ما مىتوانیم این آیات و روایات را در كنار هم بگذاریم و شوق دیندارى بیشتر و روح فداكارى بیشتر در مسیر دین را در جوانهایمان كه استعداد دیندارى بالاتر و بهترى دارند احیاء كنیم . كه این به صورت جداگانه مىتواند مورد بحث قرار بگیرد . فقط به عنوان یك مژده خواستم خدمتتان عرض بكنم كه در بعضى از روایات، این گروه جانشین از نسل سلمان فارسى هستند و یا به عبارتى صحیحتر كه امام صادق (ع) فرمودند: «به سلمان، سلمان فارسى نگویید، سلمان محمدى (ص) بگویید» و اینها از تبار سلمان محمدى (ص) هستند . به هر حال این آیه شریفه خبر مىدهد از اینكه در یك قطعهاى از زمان گروهى از امت اسلامى دچار ارتداد و برگشت از ارزشها مىشوند و در زندگى هر یك از آنها یكى از آفتها و میكروبهاى خاص از نظر اقتصادى، سیاسى، اعتقادى و اخلاقى وارد مىشود . گروهى در نقطه مقابل آنها با خصلتهایى كه در آیه شریفه ذكر شده وارد مىشوند و پرچم دفاع از دین را بر دوش مىكشند . دقیقا وقتى كه به روایات رجوع كنیم ما در علائم آخرالزمان مىتوانیم نشانههاى دو گروه را یك یك پیدا كنیم . این گروهى كه از اعوان، انصار و یاران حضرت مهدى (ع) هستند، چند خصوصیتشان در آیه شریفه بیان شده است . بر اساس پیشگویى قرآن دوره ارتدادى براى جوامع اسلامى و مسلمین ممكن است رخ بدهد و در نقطه مقابل به جاى افرادى كه مرتد شدهاند انسانهاى دیگرى با خصوصیاتى كه آیه شریفه یك یك آنها را ذكر مىكند، جایگزین مىشوند آنها كسانى هستند كه خدا را دوست دارند و خدا هم آنها را دوست دارد . كسانى هستند كه در برابر مؤمنین فروتنند در برابر كافرین سربلند و عزیز زندگى مىكنند . كسانى هستند كه اهل جهاد هستند و نهایتا كسانى نیستند كه با جنگ روانى از میدان بیرون بروند . این چند خصوصیتى كه در آیه شریفه ذكر مىكند . اما، كسانى كه حقیقتا پیرو اهلبیت (ع) باشند نشانههاى دیگرى هم دارند كه در روایات به شكل تفصیلى توضیح داده شده است . در مورد گروهى هم كه دچار ارتداد مىشوند در روایات نشانههاى زیادى از ایشان مىبینیم كه مىتوانیم با مطالعه روایات به خصوصیت اخلاقى و نشانههاى تفصیلى این گروه پى ببریم . مراد ما از بحث آسیبشناسى دوره آخرالزمان این است كه: افرادى را كه در آخرالزمان دچار ارتداد از ارزشها مىشوند به تفصیل طبقه بندى كرده و به خصوصیات آنها پى ببریم . در روایات بر این مطلب تاكید شده كه آن آسیبها و آفتهایى را كه در آخرالزمان وجود دارد بشناسید; زیرا اگر آنها را نشناسید ممكن است دامن شما را هم بگیرد . لذا اگر ما چنین مطالعه تفصیلى داشته باشیم مىتوانیم جایگاه خودمان را مشخص كنیم كه: آیا ما از كسانى هستیم كه نشانههاى ارتداد از ارزشها در زندگى آنها آشكار استیا از كسانى هستیم كه جانشین این گروه مرتد مىتوانیم باشیم؟ بنابراین بحث از مقابله دو گروه در آخرالزمان، كه در روایات به آن اشاره شده، از آن رو بر ما لازم است كه ما جایگاه خودمان را و وظیفه خودمان را به شكل روشن در این اتفاقات و وقایعى كه ممكن استبه شكلى در جوامع اسلامى اتفاق بیفتد یا در حال اتفاق باشد، بدانیم و بتوانیم خودمان را در برابر اتفاقهاى ناگوارش مصونیتببخشیم و ان شاء الله از كسانى باشیم كه جزء سربازان و نوكران آقا امام زمان (ع) قرار دارند . در بررسى آیات و روایات مربوط به آخر الزمان مىتوان تقسیم بندىها و طبقه بندىهاى متفاوتى ارایه كرد . یك تقسیم بندى این است كه ما بر اساس گروهها و افراد مختلفى كه در آخرالزمان دچار آسیب و آفت مىشوند به بررسى روایات بپردازیم; یعنى وضعیت زنان، مردان، جوانان و ... را در آخر الزمان به تفكیك مورد بررسى قرار دهیم . تقسیم بندى دیگر این است كه بر اساس آفتها و آسیبهاى مختلفى كه گریبانگیر جوامع اسلامى مىشود، یعنى آفتهاى اعتقادى، اقتصادى، اخلاقى و ... به بررسى روایات بپردازیم . ان شاء الله در قسمتبعدى مقاله در مورد ویژگىهاى منفى مردان و زنان آخرالزمان بیشتر سخن خواهیم گفت . ... ادامه دارد مهدى نیلىپور با تشکر از مهدی نیلی ژور منبع:Tebyan روزی در تقویم مینویسند تعطیل به مناسبت ظهور امام مهدی (عج) موضوع مطلب : امام زمان ( عج )
قرآن كریم در سوره مائده، آیه 54، دورهاى را به نام دوره ارتداد براى جوامع اسلامى پیشبینى كرده، مىفرماید:
یا ایها الذین آمنوا من یرتد منكم عن دینه فسوف یات الله بقوم یحبهم و یحبونه اذلة على المومنین اعزة على الكافرین یجاهدون فى سبیل الله و لا یخافون لومة لائم ذلك فضل الله یؤتیه من یشاء و الله واسع علیم .
اى كسانى كه ایمان آوردهاید، هر كه از شما از دینش بازگردد چه باك; زودا كه خدا مردمى را بیاورد كه دوستشان بدارد و دوستش بدارند . در برابر مؤمنان فروتنند و در برابر كافران سركش; در راه خدا جهاد مىكنند و از ملامت هیچ ملامتگرى نمىهراسند . این فضل خداست كه به هر كس كه خواهد ارزانى دارد، و خداوند بخشاینده و داناست .
بر اساس این آیه شریفه و با توجه به برداشتى كه علامه طباطبایى (قدس سره) در جلد پنجم تفسیر المیزان در توضیح این آیه شریفه داشتهاند و با توجه به روایاتى كه از اهل بیت عصمت و طهارت (ع) رسیده است ما مىتوانیم پیشگویىهایى براى آینده جوامع اسلامى، از جهت فرهنگى، سیاسى و اقتصادى داشته باشیم . از جمله پیشگویىها این است كه در دوران پایانى عمر زمان و یا به تعبیر خود روایات آخرالزمان جوامع اسلامى و مسلمین دچار دو حركت متعاكس از نظر برخورد با ارزشها مىشوند . در آخرالزمان دو گروه مقابل هم قرار مىگیرند: عدهاى گرفتار فساد و فتنه دوره آخرالزمان و دچار مشكلات مىشوند و به عبارتى میكروبهایى كه در آخرالزمان وجود دارند در روح آنها نفوذ مىكند و دین آنها را دچار مشكل مىكند و در نقطه مقابل دقیقا در همان زمان گروه دیگرى وجود دارند كه آنها در برابر این حوادث و این آفات اجتماعى و یا دینى مقاومت و صبورى مىكنند، پایمردى از خودشان نشان مىدهند و آنها مىتوانند از زمینهسازان فرج آقا و مولا امام زمان (ع) باشند
بر اساس پیشگویى قرآن دوره ارتدادى براى جوامع اسلامى و مسلمین ممكن است رخ بدهد و در نقطه مقابل به جاى افرادى كه مرتد شدهاند انسانهاى دیگرى با خصوصیاتى كه آیه شریفه یك یك آنها را ذكر مىكند، جایگزین مىشوند . از این مطلب بر مىآید كه جوامع اسلامى و مخصوصا جوامعى كه از نظر بنیه هاى اعتقادى دچار ضعفهایى هستند یك دوره ارتداد یا برگشت از ارزشهاى دینى را پیش رو خواهند داشت . البته در نقطه مقابل انسانهایى خواهند بود كه جایگزین این انسانهاى مرتد مىشوند .
ارتداد در اینجا به معنى برگشت از اصول اعتقادى نیست; آنچنان كه در فقه مصطلح است . بلكه یك اصطلاح قرآنى است كه به معنى برگشت از ارزشهاست . وقتى كه ما مراجعه به روایات اسلامى مىكنیم مىبینیم در آنها هم نشانههایى بر این موضوع وجود دارد . بر همین اساس، بحثى تنظیم كردهایم به نام آسیب شناسى آخرالزمان، یعنى آفتهایى كه ممكن است گروههایى از مردم و یا ارزشها و مقدسات در دوره آخر الزمان گرفتار آن بشوند . به عبارتى وقتى كه شما خانواده را و برخورد پدر و مادر و فرزندان را در دوره آخر الزمان از دیدگاه روایات مورد دقت قرار مىدهید مىبینید كه آسیبها و آفتهایى در خانوادهها و در ارتباط بین افراد و اعضاء خانواده ممكن است وجود داشته باشد كه اگر همه مؤمنین این آفتها و آسیبها را به دقت از دیدگاه معصومین (ع) مورد مطالعه قرار بدهند چند نتیجه براى آنها خواهد داشت .
نتیجه اول این است كه آنها براى اینكه در دامن این آفتها و آسیبها نیفتند براى خودشان نوعى حراست و حفاظت ایجاد مىكنند . نتیجه دیگر اینكه براى آنها زمینه یك نحوه پیش بینى و زمان شناسى فراهم مىشود . بحث از مقابله دو گروه در آخرالزمان، كه در روایات به آن اشاره شده، از آن رو بر ما لازم است كه ما جایگاه خودمان را و وظیفه خودمان را به شكل روشن در این اتفاقات و وقایعى كه ممكن استبه شكلى در جوامع اسلامى اتفاق بیفتد یا در حال اتفاق باشد، بدانیم و بتوانیم خودمان را در برابر اتفاقهاى ناگوارش مصونیتببخشیم و ان شاء الله از كسانى باشیم كه جزء سربازان و نوكران آقا امام زمان (ع) قرار دارند
در دوره آخرالزمان بر اساس این آیه شریفه یك دوره بازگشت از ارزشها وجود دارد كه شما با مراجعه به روایات تفصیل ، تفسیر و تبیین این بازگشت را به دقت مىبینید . در روایات از یك سو آسیبهایى كه در آخرالزمان متوجه مقدسات و ارزشهایى چون امر به معروف و نهى از منكر، قرآن، اذان، برخورد با علما و ... مىشود ذكر شده است . از سوى دیگر آسیبهایى كه براى آحاد مردم جامعه; مانند علما، حكام، پدر و مادرها، فرزندان، زنان و مردان پیش مىآید یكى یكى به آنها اشاره شده است .
از دیدگاه دیگر مىتوانیم به این قصه این جور نگاه كنیم كه آسیبهایى ممكن است از نظر اقتصادى، سیاسى و اخلاقى و اعتقادى گریبانگیر مردم شود كه علم به این آسیبها نوعى روشنى در ذهن انسان ایجاد مىكند، افقى را باز مىكند كه باعث مىشود انسان مواظبتهاى جدى نسبتبه خودش داشته باشد و وظیفه خودش را بهتر تشخیص دهد .
استاد مطهرى در كتابى كه درباره حضرت مهدى (ع) دارند به همین آیه شریفه اشاره مىكند .
این آیه شریفه مىفرماید: اى كسانى كه ایمان آوردهاید اگر عدهاى از شما در پایبندى به اصول و ارزشهاى دینى دچار برگشت و ارتجاع و ارتداد شدند خداوند متعال گروه دیگرى از مؤمنین را جانشین مىكند كه آنها در مرحله دیندارى و دین باورى بسیار بسیار قوى و خالصانه عمل مىكنند . گروهى كه جانشین شما هستند با این خصوصیات هستند كه «یحبهم و یحبونه» ; آنها خداوند متعال را دوست دارند و خداوند متعال هم ایشان را دوست دارند كه یك پیوند عاطفى دو طرفه بین این گروه از مؤمنین و خداوند و از طرف خداوند با این افراد وجود دارد . از خصوصیات دیگرى كه اینها دارند این است كه در برابر مؤمنین انسانهاى متواضع و فروتنى هستند «اذلة على المؤمنین» كه نشان دهنده ارتباط سالم اجتماعى است كه بین این گروه مؤمنین وجود دارد . ارتداد در اینجا به معنى برگشت از اصول اعتقادى نیست; آنچنان كه در فقه مصطلح است . بلكه یك اصطلاح قرآنى است كه به معنى برگشت از ارزشهاست
صفتبعدى كه خداوند متعال براى این گروه ذكر مىكند مىفرماید: «اعزة على الكافرین»؛ در برابر بیگانگان فكرى و در برابر كسانى كه از نظر فكرى انسانهاى سالمى نیستند و در حد كفر و نفاق هستند، موضعگیرى سخت دارند و هیچ نرمشى در برابر آنها نشان نمىدهند.
صفتبعدى این گروه جانشین این است كه «یجاهدون فى سبیل الله» ; در مسیر خداوند متعال از خودشان و از مال خودشان مایه مىگذارند . اینها روحیه جهادى دارند و در مسیر خدا از همه موجودىهاى خودشان سعى مىكنند كه مصرف كنند . و باز صفت دیگر «و لایخافون لومة لائم»؛ این چنین افرادى كه جانشین گروه مرتد هستند كسانى هستند كه از سرزنش سرزنش كنندگان و ملامتها، از هر سویى كه باشد ترس و ابایى ندارند و در برابر جنگ روانى كه از طرف دشمن به آنها اعمال مىشود مقاومت دارند .
بعد نهایتا خداوند متعال مىفرماید: «ذلك فضل الله یؤتیه من یشاء»؛ این گروه جانشین با این خصوصیات كسانى هستند كه شامل فضل خداوند متعال هستند و بعد مىفرماید: «والله واسع علیم» . از این آیه استفاده مىشود كه در آخرالزمان دو گروه مقابل هم قرار مىگیرند: عدهاى گرفتار فساد و فتنه دوره آخرالزمان و دچار مشكلات مىشوند و به عبارتى میكروبهایى كه در آخرالزمان وجود دارند در روح آنها نفوذ مىكند و دین آنها را دچار مشكل مىكند و در نقطه مقابل دقیقا در همان زمان گروه دیگرى وجود دارند كه آنها در برابر این حوادث و این آفات اجتماعى و یا دینى مقاومت و صبورى مىكنند، پایمردى از خودشان نشان مىدهند و آنها مىتوانند از زمینهسازان فرج آقا و مولا امام زمان (ع) باشند .
بد نیست این مطلب را به عنوان مژده خدمتتان عرض كنم ، مژدهاى كه شاید براى آنها كه معتقد به حركت در مسیر امام زمان (ع) هستند، بشارت بسیار زیبایى باشد و نقطه حركتى باشد براى اینكه هر چه بیشتر ما در مسیر امام زمان (ع) و ترویج فرهنگ اهلبیت (ع) تلاش بیشترى كنیم .
ذیل همین آیه شریفه روایتى است كه در چند تفسیر، از جمله در تفسیر المیزان و مجمع البیان هم نقل شده است. در این روایت آمده است كه وقتى این آیه نازل مىشود از پیامبر اكرم (ص) سؤال مىشود كه این گروه جانشین چه كسانى هستند؟ در یك روایتبسیار كوتاه و زیبا كه براى همه ایرانیان مؤمن مىتواند این مژده خیر و بشارتى باشد آمده است: پیامبر اكرم (ص) دستشان را بر شانه سلمان زدند و فرمودند «من هولاء»؛ این گروه جانشینى كه كاملا معتقد و جدى وارد میدان دین مىشوند و آن آسیبهاى دوره آخرالزمان كمتر مىتواند در آنها نفوذ كند از ایرانیانى هستند كه معتقد و پا برجا هستند و آنها مىتوانند مروج و مؤید دین در آن مقطع زمانى باشند .
این شاید خودش جاى بحث مفصل داشته باشد كه ما مىتوانیم این آیات و روایات را در كنار هم بگذاریم و شوق دیندارى بیشتر و روح فداكارى بیشتر در مسیر دین را در جوانهایمان كه استعداد دیندارى بالاتر و بهترى دارند احیاء كنیم . كه این به صورت جداگانه مىتواند مورد بحث قرار بگیرد . فقط به عنوان یك مژده خواستم خدمتتان عرض بكنم كه در بعضى از روایات، این گروه جانشین از نسل سلمان فارسى هستند و یا به عبارتى صحیحتر كه امام صادق (ع) فرمودند: «به سلمان، سلمان فارسى نگویید، سلمان محمدى (ص) بگویید» و اینها از تبار سلمان محمدى (ص) هستند .
به هر حال این آیه شریفه خبر مىدهد از اینكه در یك قطعهاى از زمان گروهى از امت اسلامى دچار ارتداد و برگشت از ارزشها مىشوند و در زندگى هر یك از آنها یكى از آفتها و میكروبهاى خاص از نظر اقتصادى، سیاسى، اعتقادى و اخلاقى وارد مىشود . گروهى در نقطه مقابل آنها با خصلتهایى كه در آیه شریفه ذكر شده وارد مىشوند و پرچم دفاع از دین را بر دوش مىكشند . دقیقا وقتى كه به روایات رجوع كنیم ما در علائم آخرالزمان مىتوانیم نشانههاى دو گروه را یك یك پیدا كنیم . این گروهى كه از اعوان، انصار و یاران حضرت مهدى (ع) هستند، چند خصوصیتشان در آیه شریفه بیان شده است .
بر اساس پیشگویى قرآن دوره ارتدادى براى جوامع اسلامى و مسلمین ممكن است رخ بدهد و در نقطه مقابل به جاى افرادى كه مرتد شدهاند انسانهاى دیگرى با خصوصیاتى كه آیه شریفه یك یك آنها را ذكر مىكند، جایگزین مىشوند
آنها كسانى هستند كه خدا را دوست دارند و خدا هم آنها را دوست دارد . كسانى هستند كه در برابر مؤمنین فروتنند در برابر كافرین سربلند و عزیز زندگى مىكنند . كسانى هستند كه اهل جهاد هستند و نهایتا كسانى نیستند كه با جنگ روانى از میدان بیرون بروند . این چند خصوصیتى كه در آیه شریفه ذكر مىكند .
اما، كسانى كه حقیقتا پیرو اهلبیت (ع) باشند نشانههاى دیگرى هم دارند كه در روایات به شكل تفصیلى توضیح داده شده است . در مورد گروهى هم كه دچار ارتداد مىشوند در روایات نشانههاى زیادى از ایشان مىبینیم كه مىتوانیم با مطالعه روایات به خصوصیت اخلاقى و نشانههاى تفصیلى این گروه پى ببریم .
مراد ما از بحث آسیبشناسى دوره آخرالزمان این است كه: افرادى را كه در آخرالزمان دچار ارتداد از ارزشها مىشوند به تفصیل طبقه بندى كرده و به خصوصیات آنها پى ببریم .
در روایات بر این مطلب تاكید شده كه آن آسیبها و آفتهایى را كه در آخرالزمان وجود دارد بشناسید; زیرا اگر آنها را نشناسید ممكن است دامن شما را هم بگیرد . لذا اگر ما چنین مطالعه تفصیلى داشته باشیم مىتوانیم جایگاه خودمان را مشخص كنیم كه: آیا ما از كسانى هستیم كه نشانههاى ارتداد از ارزشها در زندگى آنها آشكار استیا از كسانى هستیم كه جانشین این گروه مرتد مىتوانیم باشیم؟
بنابراین بحث از مقابله دو گروه در آخرالزمان، كه در روایات به آن اشاره شده، از آن رو بر ما لازم است كه ما جایگاه خودمان را و وظیفه خودمان را به شكل روشن در این اتفاقات و وقایعى كه ممكن استبه شكلى در جوامع اسلامى اتفاق بیفتد یا در حال اتفاق باشد، بدانیم و بتوانیم خودمان را در برابر اتفاقهاى ناگوارش مصونیتببخشیم و ان شاء الله از كسانى باشیم كه جزء سربازان و نوكران آقا امام زمان (ع) قرار دارند .
در بررسى آیات و روایات مربوط به آخر الزمان مىتوان تقسیم بندىها و طبقه بندىهاى متفاوتى ارایه كرد . یك تقسیم بندى این است كه ما بر اساس گروهها و افراد مختلفى كه در آخرالزمان دچار آسیب و آفت مىشوند به بررسى روایات بپردازیم; یعنى وضعیت زنان، مردان، جوانان و ... را در آخر الزمان به تفكیك مورد بررسى قرار دهیم . تقسیم بندى دیگر این است كه بر اساس آفتها و آسیبهاى مختلفى كه گریبانگیر جوامع اسلامى مىشود، یعنى آفتهاى اعتقادى، اقتصادى، اخلاقى و ... به بررسى روایات بپردازیم . ان شاء الله در قسمتبعدى مقاله در مورد ویژگىهاى منفى مردان و زنان آخرالزمان بیشتر سخن خواهیم گفت .
... ادامه دارد
مهدى نیلىپور
با تشکر از مهدی نیلی ژور
|لينك مطلب| طلوع خورشيد شده در دوشنبه نهم اردیبهشت 1387 ساعت 21:11 توسط مهدی دیندار تابشی |
عبارات و جملاتی هستند كه در وقت مطالعه خواننده را از ظرف زمان و مكان خارج كرده و به شرط آنكه چشمش خیره بر روز و اخبار و حوادث روزانه نمانده باشد او را متذكر میشوند. در ادامه مطلب بعضی از این جملات رو میبینین همچنین متوجه میشین که چرا غیبت اینقدر طولانی شده . موضوع مطلب : امام زمان ( عج ) منبع:تبیان ادامه مطلب
عبارات و جملاتی هستند كه در وقت مطالعه خواننده را از ظرف زمان و مكان خارج كرده و به شرط آنكه چشمش خیره بر روز و اخبار و حوادث روزانه نمانده باشد او را متذكر میشوند.
در ادامه مطلب بعضی از این جملات رو میبینین همچنین متوجه میشین که چرا غیبت اینقدر طولانی شده .
منبع:تبیان
|لينك مطلب| طلوع خورشيد شده در دوشنبه نهم اردیبهشت 1387 ساعت 21:7 توسط مهدی دیندار تابشی |
یا صاحب الزمان ! داستان یوسف را گفتن وشنیدن به بهانه ی توست . شرمنده ایم . می دانیم گناهان ما همان چاه غیبت توست . می دانیم كوتاهیها ، نادانیها و سستیهای ما ، ستمهایی است كه در حق تو كرده ایم . یعقوب به پسران گفت : به جستجوی یوسف برخیزید ، و ما با روسیاهی و شرمندگی ، آمده ایم تا از تو نشانی بگیریم . به ما گفته اند اگر به جستجوی تو برخیزیم ، نشانی از تو می یابیم . اما ای فرزند احمد ! آیا راهی به سوی تو هست تا به دیدارت آییم . اگر بگویند برای یافتن تو باید بیابانها را در نوردیم ، در می نوردیم . اگر بگویند برای دیدار تو باید سر به كوه و صحرا گذاریم ، می گذاریم . ای یوسف زهرا ! خاندان یعقوب پریشان و گرفتار بودند ، ما و خاندانمان نیز گرفتاریم ، روی پریشان ما را بنگر . چهره زردمان را ببین . به ما ترحم كن كه بیچاره ایم و مضطر ای عزیزِ مصرِ وجود ! سراسر جهان را تیره روزی فرا گرفته است . نیازمندیم ! محتاجیم و در عین حال گناهكار از ما بگذر و پیمانه جانمان را از محبت پر كن . یابن الحسن ! برادران یوسف وقتی به نزد او آمدند كالایی – هر چند اندك – آورده بودند ، سفارش نامه ای هم از یعقوب داشتند . اما ... ای آقا ! ای كریم ! ای سرور ! ما درماندگان ، دستمان خالی و رویمان سیاه است . آن كالای اندك را هم نداریم . اما... نه ، كالایی هر چند ناقابل و كم بها آورده ایم . دل شكسته داریم و مقدورمان هم سری است كه در پایت افكنیم . ناامیدیم و به امید آمده ایم . افسرده ایم و چشم به لطف و احسان تو دوخته ایم . سفارش نامه ای هم داریم . پهلوی شكسته مادر مظلومه ات زهرا را به شفاعت آورده ایم . یا صاحب الزمان ! به یقین ، تو از یوسف مهربانتری . تو از یوسف بخشنده تری . به فریادمان برس ، درمانده ایم . ای یوسف گم گشته ! و ای گم گشته ی یعقوب ! یعقوب وار ، چه شبها و روزها كه در فراق تو آرام و قرار نداریم . در دوران پر درد هجران ، اشك می ریزیم و می گوییم : تا به كی حیران و سرگردان تو باشیم . تا به كی رخ نادیده ترا وصف كنیم . با چه زبانی و چه بیانی از اوصاف تو بگوییم و چگونه با تو نجوا كنیم . سخت است بر ما ، كه از دوری تو ، روز و شب اشك بریزیم . سخت است بر ما ، كه مردم نادان تر واگذارند . سخت است بر ما ، كه دوستان ، یاد ترا كوچك شمارند . یا بقّیةالله ! خسته ایم و افسرده ، نالانیم و پژمرده ، گریه امانمان را بریده است . غم دوری ، دیوانه مان كرده است . اما نمی دانیم چه شیرینی و حلاوتی در این درد و دوری است كه می گوییم : كجاست آن كه از غم هجران تو ناشكیبایی كند . تا من نیز در بی قراری ، یاریش دهم كجاست آن چشم گریانی كه از دوری تو اشك بریزد ؟ تا من او را در گریه یاری دهم مولای من ! دیدگانمان از فراق تو بی فروغ گشته اند . و می دانیم پیراهن یوسف ، یادگار ابراهیم ، نزد توست . و ای كاش نسیمی از كوی تو ، بوی آن پیراهن را به مشام جان ما برساند . و ای كاش پیكی ، پیراهن ترا به ارمغان بیاورد تا نور دیدگانمان گردد . ای كاش پیش از مردن ، یك بار ترا به یك نگاه ببینیم . درازی دوران غیبت ، فروغ از چشمانمان برده است كی می شود شب و روز ترا ببینیم و چشمانمان به دیدار تو روشن گردد ؟ شكست و سرافكندگی ، خوار و بی مقدارمان كرده است . كی می شود ترا ببینیم كه پرچم پیروزی را برافراشته ای ؟ و ببینیم طعم تلخ شكست و سرافكندگی را به دشمن چشانده ای . كی می شود كه ببینیم یاغیان و منكران حق را نابود كرده ای ؟ و ببینیم پشت سركشان را شكسته ای . كی می شود كه ببینیم ریشه ستمگران را بركنده ای ؟ و اگر آن روز فرا رسد ... و ما شاهد آن باشیم ، شكرگزار و سپاسگو نجوا می كنیم : الحمدلله رب العالمین . خداکند زودتر بیایی ای مرحم دلهای خسته همه منتظریم موضوع مطلب : امام زمان ( عج ) منبع:تبیان
یا صاحب الزمان ! داستان یوسف را گفتن وشنیدن به بهانه ی توست .
شرمنده ایم .
می دانیم گناهان ما همان چاه غیبت توست .
می دانیم كوتاهیها ، نادانیها و سستیهای ما ، ستمهایی است كه در حق تو كرده ایم .
یعقوب به پسران گفت : به جستجوی یوسف برخیزید ،
و ما با روسیاهی و شرمندگی ، آمده ایم تا از تو نشانی بگیریم .
به ما گفته اند اگر به جستجوی تو برخیزیم ، نشانی از تو می یابیم .
اما ای فرزند احمد ! آیا راهی به سوی تو هست تا به دیدارت آییم .
اگر بگویند برای یافتن تو باید بیابانها را در نوردیم ، در می نوردیم .
اگر بگویند برای دیدار تو باید سر به كوه و صحرا گذاریم ، می گذاریم .
ای یوسف زهرا !
خاندان یعقوب پریشان و گرفتار بودند ،
ما و خاندانمان نیز گرفتاریم ،
روی پریشان ما را بنگر . چهره زردمان را ببین .
به ما ترحم كن كه بیچاره ایم و مضطر
ای عزیزِ مصرِ وجود !
سراسر جهان را تیره روزی فرا گرفته است .
نیازمندیم ! محتاجیم و در عین حال گناهكار
از ما بگذر و پیمانه جانمان را از محبت پر كن .
یابن الحسن !
برادران یوسف وقتی به نزد او آمدند كالایی – هر چند اندك – آورده بودند ،
سفارش نامه ای هم از یعقوب داشتند .
اما ...
ای آقا ! ای كریم ! ای سرور !
ما درماندگان ، دستمان خالی و رویمان سیاه است .
آن كالای اندك را هم نداریم .
اما... نه ،
كالایی هر چند ناقابل و كم بها آورده ایم .
دل شكسته داریم
و مقدورمان هم سری است كه در پایت افكنیم .
ناامیدیم و به امید آمده ایم .
افسرده ایم و چشم به لطف و احسان تو دوخته ایم .
سفارش نامه ای هم داریم .
پهلوی شكسته مادر مظلومه ات زهرا را به شفاعت آورده ایم .
یا صاحب الزمان !
به یقین ، تو از یوسف مهربانتری .
تو از یوسف بخشنده تری .
به فریادمان برس ، درمانده ایم .
ای یوسف گم گشته ! و ای گم گشته ی یعقوب !
یعقوب وار ، چه شبها و روزها كه در فراق تو آرام و قرار نداریم .
در دوران پر درد هجران ، اشك می ریزیم و می گوییم :
تا به كی حیران و سرگردان تو باشیم .
تا به كی رخ نادیده ترا وصف كنیم .
با چه زبانی و چه بیانی از اوصاف تو بگوییم و چگونه با تو نجوا كنیم .
سخت است بر ما ، كه از دوری تو ، روز و شب اشك بریزیم .
سخت است بر ما ، كه مردم نادان تر واگذارند .
سخت است بر ما ، كه دوستان ، یاد ترا كوچك شمارند .
یا بقّیةالله !
خسته ایم و افسرده ،
نالانیم و پژمرده ،
گریه امانمان را بریده است .
غم دوری ، دیوانه مان كرده است .
اما نمی دانیم چه شیرینی و حلاوتی در این درد و دوری است كه می گوییم :
كجاست آن كه از غم هجران تو ناشكیبایی كند .
تا من نیز در بی قراری ، یاریش دهم
كجاست آن چشم گریانی كه از دوری تو اشك بریزد ؟
تا من او را در گریه یاری دهم
مولای من ! دیدگانمان از فراق تو بی فروغ گشته اند .
و می دانیم پیراهن یوسف ، یادگار ابراهیم ، نزد توست .
و ای كاش نسیمی از كوی تو ،
بوی آن پیراهن را به مشام جان ما برساند .
و ای كاش پیكی ، پیراهن ترا به ارمغان بیاورد
تا نور دیدگانمان گردد .
ای كاش پیش از مردن ، یك بار ترا به یك نگاه ببینیم .
درازی دوران غیبت ، فروغ از چشمانمان برده است
كی می شود شب و روز ترا ببینیم و چشمانمان به دیدار تو روشن گردد ؟
شكست و سرافكندگی ، خوار و بی مقدارمان كرده است .
كی می شود ترا ببینیم كه پرچم پیروزی را برافراشته ای ؟
و ببینیم طعم تلخ شكست و سرافكندگی را به دشمن چشانده ای .
كی می شود كه ببینیم یاغیان و منكران حق را نابود كرده ای ؟
و ببینیم پشت سركشان را شكسته ای .
كی می شود كه ببینیم ریشه ستمگران را بركنده ای ؟
و اگر آن روز فرا رسد ...
و ما شاهد آن باشیم ،
شكرگزار و سپاسگو نجوا می كنیم :
الحمدلله رب العالمین .
خداکند زودتر بیایی
ای مرحم دلهای خسته
همه منتظریم
|لينك مطلب| طلوع خورشيد شده در دوشنبه نهم اردیبهشت 1387 ساعت 21:3 توسط مهدی دیندار تابشی |
به فریاد قسم و به سوگنامه دل زخمیام و خسته نه دل ماند و نه دلدار چشمم چنان مست باریدن است که گیوههایم در گل مانده زبانم به شن نشسته و دستانم در باتلاق زندگی فرو رفته و معذور از نوشتن بگویید کجایند آدمیان و پیغمبران و امامان آنان پاک بودند و استوار آنان به درد دنیا خم نمیشدند در چشمشان دنیا حقیر بود و پست آری همین پست دنیا زهر بر آنان داد سرشان بر نیزه هدیه داد و میخ در بر سینهشان کوبید پستی دنیا تیغ بر فرق فرود آورد و گوشواره از گوش کشید و این دنیای پست است که عشق را گریزان کرد و بشر را خودنما حرمت را برچید و غیرت را خرد کرد شرف را بر باد داد و حیا را تکه تکه کرد این دنیای پست است که انسانیت را سر برید برای چه ماندیم و برای چه نسل بعد از خود را میزاییم که هر چه پیش میرویم بیشتر به گل مینشینیم و سرمان را مغرورتر بر آسمان میکشیم پس چه شد که اکنون همه به نمایش خود مشغولند چه شد که همه خود را رنگین به دیگری میشناسانند چه شد که دیگر از آن خود نیستیم هیچ کس در طرح خود نیست هیچ کس پایبند عهد ازلیاش نیست هیچ کس خود را که نه، خدایش را نیز نمیشناسد چه شد ما در پس پرده، پردهای دیگر بر خود کشیدیم چرا وجودمان را با رنگ ننگین میکنیم چرا فراموش کردهایم وجود کیستیم و چه در وجودمان جاری است به خود آییم آنگاه که زمان میآید و مکان نابود میشود دیگر دستگیری نمییابیم کجایی ای دستگیر تنها ماندیم، در نابودها بودنی نیافتیم نیمی از آمدنت ترس دارند و نیمی تردید و اندکی با حضور قلب، آمدنت را طلب میکنند تنهاییم و قدممان یارای رفتن ندارد هر آن وجود منجیات را بیشتر خواهانیم ما را به حال خود وامگذار ما را دستگیری جز تو نیست هان ای پرنده انسان باز ای به این پست خاک و ما را رهنمون باش فصلنامه عصر آدینه- شماره اول- ص114 موضوع مطلب : امام زمان ( عج )
زخمیام و خسته
نه دل ماند و نه دلدار
چشمم چنان مست باریدن است که گیوههایم در گل مانده
زبانم به شن نشسته
و دستانم در باتلاق زندگی فرو رفته و معذور از نوشتن
بگویید کجایند آدمیان و پیغمبران و امامان
آنان پاک بودند و استوار
آنان به درد دنیا خم نمیشدند
در چشمشان دنیا حقیر بود و پست
آری همین پست دنیا زهر بر آنان داد
سرشان بر نیزه هدیه داد و میخ در بر سینهشان کوبید
پستی دنیا تیغ بر فرق فرود آورد و گوشواره از گوش کشید
و این دنیای پست است که عشق را گریزان کرد و بشر را خودنما
حرمت را برچید و غیرت را خرد کرد
شرف را بر باد داد و حیا را تکه تکه کرد
این دنیای پست است که انسانیت را سر برید
برای چه ماندیم و برای چه نسل بعد از خود را میزاییم
که هر چه پیش میرویم بیشتر به گل مینشینیم
و سرمان را مغرورتر بر آسمان میکشیم
پس چه شد که اکنون همه به نمایش خود مشغولند
چه شد که همه خود را رنگین به دیگری میشناسانند
چه شد که دیگر از آن خود نیستیم
هیچ کس در طرح خود نیست
هیچ کس پایبند عهد ازلیاش نیست
هیچ کس خود را که نه، خدایش را نیز نمیشناسد
چه شد ما در پس پرده، پردهای دیگر بر خود کشیدیم
چرا وجودمان را با رنگ ننگین میکنیم
چرا فراموش کردهایم وجود کیستیم و چه در وجودمان جاری است
به خود آییم
آنگاه که زمان میآید و مکان نابود میشود
دیگر دستگیری نمییابیم
کجایی ای دستگیر
تنها ماندیم، در نابودها بودنی نیافتیم
نیمی از آمدنت ترس دارند و نیمی تردید و اندکی با حضور قلب، آمدنت را طلب میکنند
تنهاییم و قدممان یارای رفتن ندارد
هر آن وجود منجیات را بیشتر خواهانیم
ما را به حال خود وامگذار
ما را دستگیری جز تو نیست
هان ای پرنده انسان باز ای به این پست خاک
و ما را رهنمون باش
فصلنامه عصر آدینه- شماره اول- ص114
|لينك مطلب| طلوع خورشيد شده در دوشنبه نهم اردیبهشت 1387 ساعت 21:1 توسط مهدی دیندار تابشی |
سلام مولا جونم! باز هم جمعه رنگ خون شد و من، هنوز چشم انتظار بر لب جاده دل نشستهام... میبینی مرا؟... همان که تنهای تنهاست... مثل همیشه... کفشها را به گوشهای انداخته و محو تماشای پایین رفتن قرص غمناک و سرخ رنگی است که تمام التهاب یک روز را با خودش میبرد. همان که خودش را با سنگ ریزههای کنار جاده مشغول کرده است... آه... از ندبه پر امید صبح تا نوحه دلتنگی غروب فاصلهای است به اندازه یک قلب بیقرار... هنوز امیدوارم... نه به اندازه صبح... به اندازه یک مژه بر هم زدن... به اندازه آن مقدار از خورشید که هنوز رخ در نقاب کوه نکشیده... شاید بیایی از پس آن درخت... آن بید مجنون که دید مرا به انتهای جاده کور کرده... بیایی با آن لبخندی که تصویرش همیشه با من است... لبخندت چقدر زیباست... مردم از کنارم میگذرند و به اشکهایم میخندند... شاید دیوانهام میپندارند... باک نیست!... بر این شب زده خراب دوره گرد حرجی نباشد آن هنگام که چون تویی دلدارش باشی... آخ... غروب شد آقا... دیگر خورشید در افق نیست. جمعه به شب رسید... بید مجنون میرقصد زیر نسیمی که صورت خیسم را به بازی گرفته... سردم میشود... ای کاش بودی و با عبایت شانههای ارزانم را گرما میبخشیدی... از خدا بخواه زندهام نگاه دارد... وعده من و شما جمعه دیگر... همینجا... کنار خرابه دل... چنین که یخ زده ایمان من اگر هر روز هـزار بـار بـیــایـد بـهـــار کـافـی نـیـسـت خودت دعـا کن ای نازنین که برگردی دعای این همه شبزندهدار کافی نیست ... نگاه میکنم به خودم و به دور و برم... سیاهی... سیاهی... شدهام مشکی پررنگ... پرکلاغی... آی که دستت میرسد کاری بکن! تشنهام... تشنه کمی سپیدی که از خویش دریغ کردهام... میخواهم بگویم از آنچه در دلم جاری است... اما مگر من و شما یکی نیستیم؟ اگر این گونه است پس خبر داری از آنچه بر من رفته و میرود... دستم بگیر، مگذار غرق شوم... اینجا میان مردم، در تنهایی... آه تنهایی!... هیچگاه دست از سر دلم بر نمیداری. صورت خیس از اشکم زیر هجوم داغ غربت به سله نشسته... نمیدانم پشت کدام دیوار این شهر آهنی، یاد شما را جا گذاشتهام... دیوارها چقدر بلندند... بلند به اندازه قامت گناهانم... قد و قامت توبههایم آنقدر کوتاه شده که حتی پرچینهای باغ سرما زده همسایه هم برایم به دیوارهای برجی میماند تسخیر ناشدنی. آقا جان دست دلم را بگیر... همان که توبههایش مایه خنده فرشتهها شده... همان که هیچ آبرویی ندارد پیش خدا... همان که هنوز به عشق جمعههایت زنده است... همان که دیشب برای آخرین بار توبهاش را ریختم توی جعبهای از امید و دادمش دست فرشتهای که برساندش دست خدا... روی جعبه نوشته شده بود... «آهسته حمل کنید، محتویات این جعبه شکستنی است». فصلنامه عصر آدینه- شماره اول موضوع مطلب : امام زمان ( عج )
سلام مولا جونم!
باز هم جمعه رنگ خون شد و من، هنوز چشم انتظار بر لب جاده دل نشستهام... میبینی مرا؟... همان که تنهای تنهاست... مثل همیشه... کفشها را به گوشهای انداخته و محو تماشای پایین رفتن قرص غمناک و سرخ رنگی است که تمام التهاب یک روز را با خودش میبرد. همان که خودش را با سنگ ریزههای کنار جاده مشغول کرده است... آه... از ندبه پر امید صبح تا نوحه دلتنگی غروب فاصلهای است به اندازه یک قلب بیقرار... هنوز امیدوارم... نه به اندازه صبح... به اندازه یک مژه بر هم زدن... به اندازه آن مقدار از خورشید که هنوز رخ در نقاب کوه نکشیده... شاید بیایی از پس آن درخت... آن بید مجنون که دید مرا به انتهای جاده کور کرده... بیایی با آن لبخندی که تصویرش همیشه با من است... لبخندت چقدر زیباست...
مردم از کنارم میگذرند و به اشکهایم میخندند... شاید دیوانهام میپندارند... باک نیست!... بر این شب زده خراب دوره گرد حرجی نباشد آن هنگام که چون تویی دلدارش باشی... آخ... غروب شد آقا... دیگر خورشید در افق نیست. جمعه به شب رسید... بید مجنون میرقصد زیر نسیمی که صورت خیسم را به بازی گرفته... سردم میشود... ای کاش بودی و با عبایت شانههای ارزانم را گرما میبخشیدی... از خدا بخواه زندهام نگاه دارد... وعده من و شما جمعه دیگر... همینجا... کنار خرابه دل...
چنین که یخ زده ایمان من اگر هر روز هـزار بـار بـیــایـد بـهـــار کـافـی نـیـسـت
خودت دعـا کن ای نازنین که برگردی دعای این همه شبزندهدار کافی نیست
... نگاه میکنم به خودم و به دور و برم... سیاهی... سیاهی... شدهام مشکی پررنگ... پرکلاغی... آی که دستت میرسد کاری بکن! تشنهام... تشنه کمی سپیدی که از خویش دریغ کردهام... میخواهم بگویم از آنچه در دلم جاری است... اما مگر من و شما یکی نیستیم؟ اگر این گونه است پس خبر داری از آنچه بر من رفته و میرود... دستم بگیر، مگذار غرق شوم... اینجا میان مردم، در تنهایی... آه تنهایی!... هیچگاه دست از سر دلم بر نمیداری.
صورت خیس از اشکم زیر هجوم داغ غربت به سله نشسته... نمیدانم پشت کدام دیوار این شهر آهنی، یاد شما را جا گذاشتهام... دیوارها چقدر بلندند... بلند به اندازه قامت گناهانم... قد و قامت توبههایم آنقدر کوتاه شده که حتی پرچینهای باغ سرما زده همسایه هم برایم به دیوارهای برجی میماند تسخیر ناشدنی.
آقا جان دست دلم را بگیر... همان که توبههایش مایه خنده فرشتهها شده... همان که هیچ آبرویی ندارد پیش خدا... همان که هنوز به عشق جمعههایت زنده است... همان که دیشب برای آخرین بار توبهاش را ریختم توی جعبهای از امید و دادمش دست فرشتهای که برساندش دست خدا... روی جعبه نوشته شده بود... «آهسته حمل کنید، محتویات این جعبه شکستنی است».
فصلنامه عصر آدینه- شماره اول
|لينك مطلب| طلوع خورشيد شده در دوشنبه نهم اردیبهشت 1387 ساعت 21:0 توسط مهدی دیندار تابشی |
به عنوان مطلب نگاه کنین حتما میپرسین این دیگه چه سوالیه اصلا به مطالب وبلاگ ربطی نداره؟ ولی دوستان خوبم رفقا عاشق واقعی بودن خیلی میتونه کمک کنه تا به خدا نزدیک بشی البته تنها راه نیست یکی از راهای نزدیک شدن و عاشق خدا شدن دوست دارم یک خاطره واستون تعریف کنم خاطره از یک عشق واقعی عشقی که بخاطر هوس نیست عشقی که خدا بر اون نظارت داره عشقی که تو این عشق عاشقا از خدا و مولا مهدی کمک میخوان میدونین این جور عشقا رو نمیشه پیدا کرد مخصوصا این دوره زمونه که همه تا هم رو میبینن عاشق هم میشن و فکر میکنن واقعا عاشق شدن در صورتی که عشقشون الکی به عبارتی عشقشون مجازیه و زود تموم میشه حالا سرتون رو درد نیارم برم سراغ خاطره ام چند هفته پیش با یکی آشنا شدم که داشت با یک پرستار آلمانی چت میکرد پرستار عشقش تو بیمارستان آخه میدونین چرا عشقش تو بیمارستانه اونم بیمارستانی اینقدر دور چون تومار مغزی داره چون ممکنه خدا از این دنیا آزادش کنه ولی ببینین چقدر عشق این دو پرنده این دو فرشته پاکه چقدر واقعیه چقدر صافه که با این همه فاصله از هم جدا نمیشن این کسی که خدا اونو با من آشنا کرد تو ایرانه حالا حتما میگین چرا خدا آشنا کنه چون خدا با اینکار به من درس داد به من نشون داد که عشق زمینی میتونه با قدرت خدا نورانی بشه حالا میگین از کجا فهمیدی عشقشون نورانیه شما فکر کنین عاشق کسی شدین که بهتون میگن قراره از دنیا رها بشه بهتون بگن دکترا ازش قطع امید کردن چه کار میشدین خب حالا خداییش چقدر منتظر چنین عشقی میشدیم که شاید یه روز بیاد شایدم نیاد اصلا خیلیا میگن اشتباه منتظر موندن. ولی این آشنای من منتظر عشقش مونده فکر کنین واسش دعا میکنه فکر کنین واسش از مولا مهدی (جونم فداش بشه) درخواست شفا میکنه حالا فقط این عشق به اینجا ختم نمیشه اون طرف تو المان عشق این آشنای من بهش گفته دوست ندارم عاشق کسی باشی که قراره از دنیا بره. حالا جواب میلاشو نمیده تا شاید این آشنای من اونو از یاد ببره.وای خدا ببین چقدر عشقشون پاکه ببین چقدر تو عشقشون وجود خدا حس میشه خوداییش تا حالا چنین عشقی دیده بودین من که تا حالا ندیده بودم اصلا تا قبل از این فکر نمیکردم عشقی بتونه اینقدر پاک و صاف باشه. حتی اونقدر این عشق صافه که این آشنای من به کل برگشته سمت خدا و مولا مهدی(جونم فداش) از اونا خواهش میکنه تا عشقشو بهش برگردونن حالا دیدین واسه چی میگم عشقشون پاک و صافه بدون هیچ گونه ای هوس حالا دیدین واسه چی میگم تو عشقشون نور خدا هست باور کنین وقتی این آشنام واسم تعریف میکرد اشکام میریخت بدون اراده حالا اگر واقعا به این نتیجه رسیدی که عشقشون پاکه واسشون دعا کن از خدا و مولا مهدی(قربونش بشم) بخواین تا این دو نفرو بهم برسونن به خدا قسم که خود خدا هم خوشش میاد میدونم بهتون گوش میکنه پس خواهشن از خدا شفای دوستمون رو بخواه چون فقط خداست که صدای دلها رو میشنوه پس خواهشن از مولا مهدی(قربونش بشم) درخواست کنین که این دو نفر رو بهم برسونن که دلشون اینقدر اذیت نشه به خدا قسم کاری نداره کافی از ته دل از خدا بخواین و به دیگران هم بگین که این کارو انجام بدن بیاین واسه هم دل بسوزونیم واسه هم دعا کنیم بیاین واقعا عشقو درک کنیم بیاین واقعا معنی عشقو بفهمیم بیاین از همین الان تصمیم بگیریم که اگر عاشق شدیم سعی کنیم عشقمون رو به خدا نزدیک کنیم تا خود خدا اون عشقو عاری از هر هوسی کنه و به اون عشق نور بده تا پاک و صاف باشه. پس یادت نره رفیقم یادت نره منتظر مهدی یادت نره عاشق خدا یادت نره واسه این دو نفر دعا کنین خدا صدای قلب همه ی ما ها رو میشنوه. پس بیاین با هم واسشون دعا کنیم واسه اون دوستمون تو المان دعا کنیم شفا پیدا کنه مطمئن باشین خود خدا هم از این دعا خوشش میاد. قولت یادت نره رفیق قول دادی از اینکه قول دادی ممنونم بدون خود مولا مهدی هم خوشحال میشه ژس از ته قلب واسشون دعا کن راستی این آدرس وب خودشه اگر دوست داری بدونی چی میکشن یک سری به وبشون بزن ضرر نمیکنی بیا ببین بخدا دلت میسوزه راست میگم باور کن موضوع مطلب : امام زمان ( عج )
ولی این آشنای من منتظر عشقش مونده فکر کنین واسش دعا میکنه فکر کنین واسش از مولا مهدی (جونم فداش بشه) درخواست شفا میکنه حالا فقط این عشق به اینجا ختم نمیشه اون طرف تو المان عشق این آشنای من بهش گفته دوست ندارم عاشق کسی باشی که قراره از دنیا بره. حالا جواب میلاشو نمیده تا شاید این آشنای من اونو از یاد ببره.وای خدا ببین چقدر عشقشون پاکه ببین چقدر تو عشقشون وجود خدا حس میشه خوداییش تا حالا چنین عشقی دیده بودین من که تا حالا ندیده بودم اصلا تا قبل از این فکر نمیکردم عشقی بتونه اینقدر پاک و صاف باشه. حتی اونقدر این عشق صافه که این آشنای من به کل برگشته سمت خدا و مولا مهدی(جونم فداش) از اونا خواهش میکنه تا عشقشو بهش برگردونن حالا دیدین واسه چی میگم عشقشون پاک و صافه بدون هیچ گونه ای هوس حالا دیدین واسه چی میگم تو عشقشون نور خدا هست باور کنین وقتی این آشنام واسم تعریف میکرد اشکام میریخت بدون اراده حالا اگر واقعا به این نتیجه رسیدی که عشقشون پاکه واسشون دعا کن از خدا و مولا مهدی(قربونش بشم) بخواین تا این دو نفرو بهم برسونن به خدا قسم که خود خدا هم خوشش میاد میدونم بهتون گوش میکنه پس خواهشن از خدا شفای دوستمون رو بخواه چون فقط خداست که صدای دلها رو میشنوه پس خواهشن از مولا مهدی(قربونش بشم) درخواست کنین که این دو نفر رو بهم برسونن که دلشون اینقدر اذیت نشه به خدا قسم کاری نداره کافی از ته دل از خدا بخواین و به دیگران هم بگین که این کارو انجام بدن بیاین واسه هم دل بسوزونیم واسه هم دعا کنیم بیاین واقعا عشقو درک کنیم بیاین واقعا معنی عشقو بفهمیم بیاین از همین الان تصمیم بگیریم که اگر عاشق شدیم سعی کنیم عشقمون رو به خدا نزدیک کنیم تا خود خدا اون عشقو عاری از هر هوسی کنه و به اون عشق نور بده تا پاک و صاف باشه.
پس یادت نره رفیقم
یادت نره منتظر مهدی
یادت نره عاشق خدا
یادت نره واسه این دو نفر دعا کنین خدا صدای قلب همه ی ما ها رو میشنوه.
پس بیاین با هم واسشون دعا کنیم واسه اون دوستمون تو المان دعا کنیم شفا پیدا کنه مطمئن باشین خود خدا هم از این دعا خوشش میاد.
قولت یادت نره رفیق قول دادی
از اینکه قول دادی ممنونم
بدون خود مولا مهدی هم خوشحال میشه
ژس از ته قلب واسشون دعا کن
راستی این آدرس وب خودشه اگر دوست داری بدونی چی میکشن یک سری به وبشون بزن ضرر نمیکنی
بیا ببین بخدا دلت میسوزه راست میگم باور کن
|لينك مطلب| طلوع خورشيد شده در دوشنبه نهم اردیبهشت 1387 ساعت 20:59 توسط مهدی دیندار تابشی |
سلام دوستانم سلام برادرم سلام خواهرم سلام رفیقم سلام منتظر مهدی سلام حسینیا سلام سربازای مهدی سلام بنده های خوب خدا سلام دوستداران اهل بیت چند تا سوال داشتم دیدم سوالای مهمی گفتم بزار این سوالا رو تو وبلاگ مطرح کنم: خوب تاسوعا و عاشورا هم تموم شد البته بماند که "کل یوم عاشورا" ولی خودمونیم اکثیرتمون مثل خود من فقط تاسوعا و عاشورا رو میشناسیم فقط تو همین روزا یاد امام حسین هستیم یاد عاشورا هستیم فقط تو همین روزا واسشون گریه میکنیم حالا بعضی ها هم که سنگ تموم میزارن تا اربعین یاد امام حسین هستن ولی مسئله اینجا نیست! سوالی که واسم پیش اومده اینجا نیست سوالم اینه که این ۱۰ روز یا بیشتر همه ما از پدر بزرگ و مادر بزرگ تا دختر بد حجاب و با حجاب و پسر مو بلند نمیدونم مو کوتاه حالا فرق نمیکنه چون حسینی بودن به ظاهر نیست به دل آدمه رفتیم روضه امام حسین همه رفتیم هیئت سینه زدیم زنجیر زدیم و گریه کردیم نظری دادیم حالا واسه امام حسین یا واسه عابرومون (قراره با خدا و خودمون رو راست باشیم) من به این چبزا کار ندارم خوداییش این چندتا سوال رو بخونین بعد اصلا جواب ندین ولی با خودتون تو قلبتون به خداتون جواب بدین: ۱.حتما تو تاسوعا و عاشورا با خودمون و با امام حسین عهد بستیم حالا بعد از گذشت ۵ روز از عاشورا چقدر به عهدمون وفادار موندیم؟ ۲.چقدر از مایی که تو عاشورا و تاسوعا گریه کردیم فهمیدیم واسه چی عاشورا درست شد؟ ۳.چقدر از ماهای که تو تاسوعا و عاشورا سینه زدیم فهمیدیم و درک کردیم پیامهای عاشورا رو و چقدر به اونها عمل کردیم؟ ۴.چقدر از ماهای که تو تاسوعا و عاشورا زنجیر زدیم هنوز به یاد امام حسین و یارانش هستیم وقتی آب میخوریم چقدر به یاد تشنگی عزیزان کربلا هستیم؟ وقتی به کودکان نگاه میکنیم چقدر یاد کودکان یتیم کربلا میفتیم یا خواهرانی که روضه رفتند چقدر سعی کردن مثل حضرت زینب(ص) باشن؟ ۸.برادرم خواهرم چقدر سعی کردیم مثل امام حسین(ع) و حضرت زینب(ص) بشیم اصلا تصمیمشو گرفتیم!؟ ۹. و در آخر این سوال خیلی مهمه خداییش با خودمون رو راست باشیم اگر الان قرار بود عاشورا بشه دعوت کننده شهر به شهر میومد و میگفت که امام حسین(ع) دارن میرن کربلا یا صدایی میشنیدی که میگفت "کجاست یاری کننده ای" خداییش چند نفر از ماهای که رفتیم روضه و گریه کردیم از دنیا ومال دنیا میزدیم و میرفتیم به جمع کربلایی ها اضافه میشدیم چند نفر از ما میرفتیم سمت کسی که این چند روز خیلی صداش زدیم و با بچه های عزیزش هم دردی کردیم؟ یا به عبارتی چند نفر از ما تصمیم گرفتیم مثل امام حسین(ع) زندگی کنیم و یا چند نفر از ما خودمون رو واسه قیام امام مهدی (عج) آماده کیردیم؟ حالا اگر واقعا به این سوالا فکر کردین و به جواب رسیدین همین الان از همین جا قول بدیم تا دوباره شروع کنیم با خدا عهد ببندیم نمازمون رو همیشه اول وقت بخونیم به یاد ظهر عاشورا موقع نماز باشیم با امام حسین(ع) عهد ببندیم تا هر وقت چششممون به یتیمی یا بی پولی افتاد یاد یتیمان کبرلا بیفتیم و اونا رو رد نکنیم دستشون رو بگیریم به خدا خیلی خوبه با امام زمان عهد ببندیم تا همیشه متتظر و عاشقش باشیم اونم از نوع انتظار سازنده و در آخر خواهرا با حضرت زینب(ص) عهد ببندن و سعی کنن شبیه حضرت بشن و از صبرشون و حیاشون یاد بگیرن. حالا خداییش خواهرا این عکسا رو نگاه کنین و بگین آیا ما واقعا شیعه علی هستیم؟
سلام دوستانم
سلام برادرم سلام خواهرم
سلام رفیقم سلام منتظر مهدی
سلام حسینیا سلام سربازای مهدی
سلام بنده های خوب خدا سلام دوستداران اهل بیت
چند تا سوال داشتم دیدم سوالای مهمی گفتم بزار این سوالا رو تو وبلاگ مطرح کنم:
خوب تاسوعا و عاشورا هم تموم شد البته بماند که "کل یوم عاشورا" ولی خودمونیم اکثیرتمون مثل خود من فقط تاسوعا و عاشورا رو میشناسیم فقط تو همین روزا یاد امام حسین هستیم یاد عاشورا هستیم فقط تو همین روزا واسشون گریه میکنیم حالا بعضی ها هم که سنگ تموم میزارن تا اربعین یاد امام حسین هستن ولی مسئله اینجا نیست! سوالی که واسم پیش اومده اینجا نیست سوالم اینه که این ۱۰ روز یا بیشتر همه ما از پدر بزرگ و مادر بزرگ تا دختر بد حجاب و با حجاب و پسر مو بلند نمیدونم مو کوتاه حالا فرق نمیکنه چون حسینی بودن به ظاهر نیست به دل آدمه رفتیم روضه امام حسین همه رفتیم هیئت سینه زدیم زنجیر زدیم و گریه کردیم نظری دادیم حالا واسه امام حسین یا واسه عابرومون (قراره با خدا و خودمون رو راست باشیم) من به این چبزا کار ندارم خوداییش این چندتا سوال رو بخونین بعد اصلا جواب ندین ولی با خودتون تو قلبتون به خداتون جواب بدین:
۱.حتما تو تاسوعا و عاشورا با خودمون و با امام حسین عهد بستیم حالا بعد از گذشت ۵ روز از عاشورا چقدر به عهدمون وفادار موندیم؟
۲.چقدر از مایی که تو عاشورا و تاسوعا گریه کردیم فهمیدیم واسه چی عاشورا درست شد؟
۳.چقدر از ماهای که تو تاسوعا و عاشورا سینه زدیم فهمیدیم و درک کردیم پیامهای عاشورا رو و چقدر به اونها عمل کردیم؟
۴.چقدر از ماهای که تو تاسوعا و عاشورا زنجیر زدیم هنوز به یاد امام حسین و یارانش هستیم وقتی آب میخوریم چقدر به یاد تشنگی عزیزان کربلا هستیم؟ وقتی به کودکان نگاه میکنیم چقدر یاد کودکان یتیم کربلا میفتیم یا خواهرانی که روضه رفتند چقدر سعی کردن مثل حضرت زینب(ص) باشن؟
۸.برادرم خواهرم چقدر سعی کردیم مثل امام حسین(ع) و حضرت زینب(ص) بشیم اصلا تصمیمشو گرفتیم!؟
۹. و در آخر این سوال خیلی مهمه خداییش با خودمون رو راست باشیم اگر الان قرار بود عاشورا بشه دعوت کننده شهر به شهر میومد و میگفت که امام حسین(ع) دارن میرن کربلا یا صدایی میشنیدی که میگفت "کجاست یاری کننده ای" خداییش چند نفر از ماهای که رفتیم روضه و گریه کردیم از دنیا ومال دنیا میزدیم و میرفتیم به جمع کربلایی ها اضافه میشدیم چند نفر از ما میرفتیم سمت کسی که این چند روز خیلی صداش زدیم و با بچه های عزیزش هم دردی کردیم؟ یا به عبارتی چند نفر از ما تصمیم گرفتیم مثل امام حسین(ع) زندگی کنیم و یا چند نفر از ما خودمون رو واسه قیام امام مهدی (عج) آماده کیردیم؟
حالا اگر واقعا به این سوالا فکر کردین و به جواب رسیدین همین الان از همین جا قول بدیم تا دوباره شروع کنیم با خدا عهد ببندیم نمازمون رو همیشه اول وقت بخونیم به یاد ظهر عاشورا موقع نماز باشیم با امام حسین(ع) عهد ببندیم تا هر وقت چششممون به یتیمی یا بی پولی افتاد یاد یتیمان کبرلا بیفتیم و اونا رو رد نکنیم دستشون رو بگیریم به خدا خیلی خوبه با امام زمان عهد ببندیم تا همیشه متتظر و عاشقش باشیم اونم از نوع انتظار سازنده و در آخر خواهرا با حضرت زینب(ص) عهد ببندن و سعی کنن شبیه حضرت بشن و از صبرشون و حیاشون یاد بگیرن.
حالا خداییش خواهرا این عکسا رو نگاه کنین و بگین آیا ما واقعا شیعه علی هستیم؟
|لينك مطلب| طلوع خورشيد شده در دوشنبه نهم اردیبهشت 1387 ساعت 20:58 توسط مهدی دیندار تابشی |
اشاره: شاید در اذهان بسیاری از مردم این پرسش مطرح باشد كه امام مهدی، علیهالسلام، چگونه حكومتخواهد كرد و نظام سیاسی - اداری كه او برپا میكند چه ویژگیهایی خواهد داشت؟ در پاسخ این پرسش باید گفت كه ویژگیهای حكومت مهدوی همان ویژگیهای حكومت علوی است; با این تفاوت كه حكومت علوی تنها در گسترهای محدود از كره خاك و در مدت زمانی ناچیز برقرار شد و آن حضرت هم به دلیل درگیری در جنگهای داخلی، نتوانستبه همه آنچه كه در نظر داشت جامه عمل پوشد; اما امام مهدی، علیهالسلام، با پیش گرفتن سیره جدش امیرالمؤمنان، علی، علیهالسلام، جهان را تا آستانه برپایی قیامت از عدالت پر میسازد و به همه اهداف خود دست مییابد. در این مقاله شما خواهید دید كه آن حضرت نظارت دقیقی به كارگزاران خود داشتند و اقدامات متعددی را برای حفظ آنها از لغزش و اشتباه معمول میداشتند. كه در مجموع میتوان این اقدامات را به دو دسته اقدامات فكری و فرهنگی و اقدامات اجرایی و حكومتی تقسیم كرد. از جمله مهترین اقدامات اجرایی و حكومتی آن حضرت انتخاب اصلح برای مدیریتبود. در پی ابتدا ویژگیهایی را كه در دیدگاه امام علی، علیهالسلام، باید در یك مدیر شایسته وجود داشته باشد، بررسی كرده و در ادامه مطلب به دیگر اقدامات اجرایی و حكومتی آن حضرت اشاره میكنیم: موضوع مطلب : امام زمان ( عج ) ادامه مطلب
اشاره:
شاید در اذهان بسیاری از مردم این پرسش مطرح باشد كه امام مهدی، علیهالسلام، چگونه حكومتخواهد كرد و نظام سیاسی - اداری كه او برپا میكند چه ویژگیهایی خواهد داشت؟
در پاسخ این پرسش باید گفت كه ویژگیهای حكومت مهدوی همان ویژگیهای حكومت علوی است; با این تفاوت كه حكومت علوی تنها در گسترهای محدود از كره خاك و در مدت زمانی ناچیز برقرار شد و آن حضرت هم به دلیل درگیری در جنگهای داخلی، نتوانستبه همه آنچه كه در نظر داشت جامه عمل پوشد; اما امام مهدی، علیهالسلام، با پیش گرفتن سیره جدش امیرالمؤمنان، علی، علیهالسلام، جهان را تا آستانه برپایی قیامت از عدالت پر میسازد و به همه اهداف خود دست مییابد.
در این مقاله شما خواهید دید كه آن حضرت نظارت دقیقی به كارگزاران خود داشتند و اقدامات متعددی را برای حفظ آنها از لغزش و اشتباه معمول میداشتند. كه در مجموع میتوان این اقدامات را به دو دسته اقدامات فكری و فرهنگی و اقدامات اجرایی و حكومتی تقسیم كرد. از جمله مهترین اقدامات اجرایی و حكومتی آن حضرت انتخاب اصلح برای مدیریتبود.
در پی ابتدا ویژگیهایی را كه در دیدگاه امام علی، علیهالسلام، باید در یك مدیر شایسته وجود داشته باشد، بررسی كرده و در ادامه مطلب به دیگر اقدامات اجرایی و حكومتی آن حضرت اشاره میكنیم:
|لينك مطلب| طلوع خورشيد شده در دوشنبه نهم اردیبهشت 1387 ساعت 20:3 توسط مهدی دیندار تابشی |
مهدویت: مدرس حوزه علمیه قم امام زمان (عج) را منتقم خون امام حسین (ع) دانست و گفت: هدف قیام این دو امام بزرگوار اقامه حکومت عدل در جهان است. حجت الاسلام نجم الدین طبسی، مدرس حوزه علمیه قم در گفت و گو با خبرنگار شبستان ارتباط فرهنگ عاشورا و فرهنگ انتظار را نشأت گرفته از ارتباط مهدی موعود (عج) با حسین بن علی (ع) دانست و اظهار کرد: واقع شدن ظهور امام زمان (عج) در روز عاشورا، وارد شدن قرائت زیارت مخصوص امام حسین (ع) در روز نیمه شعبان، یاد کردن امام حسین (ع) از امام زمان (عج) در میان اصحابش و اشاره به صاحب الزمان (عج) به عنوان منتقم خون امام حسین (ع) در روایات نشانگر ارتباط تنگاتنگ این دو فرهنگ است. وی بر هم زدن بساط ظلم و سیاهی، نفی حکومت ظالمین و بیعت نکردن با آنها را از نقاط مشترک قیام امام حسین (ع) و امام عصر (عج) دانست و گفت: وقتی امام زمان (عج) ظهور می کند، حکومت های فاسد را نفی کرده و بساط ظلم را بر هم می زند. مدرس مرکز تخصصی مهدویت هدف قیام امام حسین (ع) و مهدی موعود (عج) را اقامه حکومت عدل جهانی و برچیدن بساط ظلم عنوان کرد. وی با تاکید بر بیان مسایل مهدویت در ایام محرم گفت: اشاره به ویژگی ها و خصوصیات امام زمان (عج) به عنوان امام حی و زنده عصر ما در مراسم های ماه محرم موجب افزایش آگاهی عموم مردم از مسایل مهدویت و ویژگی های منتظران واقعی می شود. تاکنون بیش از پنجاه کتاب و مقاله به زبان های فارسی، عربی، انگلیسی، اردو و آلمانی از حجت الاسلام طبسی منتشر شده است. امام حسین (ع) در مکه، رهبر فرزانگان، چرایی گریه، چشم اندازی به حکومت جهانی حضرت مهدی (عج) و نشانه هایی از دولت موعود از جمله کتاب های منتشر شده از حجت الاسلام طبسی است. در دعاي ندبه ميخوانيم كجاست انتقام گيرنده خون شهيد كربلاحالا سوال من اين است كه در زمان حال كه كسي از واقعه عاشورا زنده نيست حضرت ولي عصر (عج) از چه كسي انتقام خواهند گرفت؟ موضوع مطلب : امام زمان ( عج ) منابع:EMAMMAHDI و ZOHOOR.IRIB ادامه مطلب
مهدویت: مدرس حوزه علمیه قم امام زمان (عج) را منتقم خون امام حسین (ع) دانست و گفت: هدف قیام این دو امام بزرگوار اقامه حکومت عدل در جهان است.
حجت الاسلام نجم الدین طبسی، مدرس حوزه علمیه قم در گفت و گو با خبرنگار شبستان ارتباط فرهنگ عاشورا و فرهنگ انتظار را نشأت گرفته از ارتباط مهدی موعود (عج) با حسین بن علی (ع) دانست و اظهار کرد: واقع شدن ظهور امام زمان (عج) در روز عاشورا، وارد شدن قرائت زیارت مخصوص امام حسین (ع) در روز نیمه شعبان، یاد کردن امام حسین (ع) از امام زمان (عج) در میان اصحابش و اشاره به صاحب الزمان (عج) به عنوان منتقم خون امام حسین (ع) در روایات نشانگر ارتباط تنگاتنگ این دو فرهنگ است.
وی بر هم زدن بساط ظلم و سیاهی، نفی حکومت ظالمین و بیعت نکردن با آنها را از نقاط مشترک قیام امام حسین (ع) و امام عصر (عج) دانست و گفت: وقتی امام زمان (عج) ظهور می کند، حکومت های فاسد را نفی کرده و بساط ظلم را بر هم می زند.
مدرس مرکز تخصصی مهدویت هدف قیام امام حسین (ع) و مهدی موعود (عج) را اقامه حکومت عدل جهانی و برچیدن بساط ظلم عنوان کرد.
وی با تاکید بر بیان مسایل مهدویت در ایام محرم گفت: اشاره به ویژگی ها و خصوصیات امام زمان (عج) به عنوان امام حی و زنده عصر ما در مراسم های ماه محرم موجب افزایش آگاهی عموم مردم از مسایل مهدویت و ویژگی های منتظران واقعی می شود.
تاکنون بیش از پنجاه کتاب و مقاله به زبان های فارسی، عربی، انگلیسی، اردو و آلمانی از حجت الاسلام طبسی منتشر شده است.
امام حسین (ع) در مکه، رهبر فرزانگان، چرایی گریه، چشم اندازی به حکومت جهانی حضرت مهدی (عج) و نشانه هایی از دولت موعود از جمله کتاب های منتشر شده از حجت الاسلام طبسی است.
در دعاي ندبه ميخوانيم كجاست انتقام گيرنده خون شهيد كربلاحالا سوال من اين است كه در زمان حال كه كسي از واقعه عاشورا زنده نيست حضرت ولي عصر (عج) از چه كسي انتقام خواهند گرفت؟
منابع:EMAMMAHDI و ZOHOOR.IRIB
|لينك مطلب| طلوع خورشيد شده در دوشنبه نهم اردیبهشت 1387 ساعت 20:0 توسط مهدی دیندار تابشی |
از سامرا تا سهله بسيارى دوست دارند بدانند امام در كجا زندگى مىكند. براى روشن شدن اين پرسش بايد محل سكونت امامزمان - عليه السلام - در چهار دوران به اختصار بررسى شود: 1 . دوران پدر بدون شك محل ولادت امام مهدى - عليه السلام - شهر سامرا است . او پس از ولادت تا هنگام شهادت امام حسن عسكرى - عليه السلام - در سامرا و نزد پدرش مىزيست . حكيمه خاتون، دختر امام جواد - عليه السلام - بارها امام عصر - عج الله فرجه الشريف - را در خانه امام عسكرى - عليه السلام - مشاهده كرد . برخى از ياران امام مانند احمد بن اسحاق نيز وى را همان جا ديدهاند . امام در يكى از ملاقاتهايش با ابن اسحاق از جاى برخاست; وارد حجره شد و در حالى كه فرزندش را بر شانه قرار داده بود، بيرون آمد . (1) روزى يعقوب بن منقوش پرسيد: مولاى من، چه كسى امام است؟ فرمود: پرده را كنار بزن . . . او چنان كرد امام عصر - عج الله فرجه الشريف - را ديد . مهدى - عليه السلام - از پس پرده برون آمد و بر زانوى پدر نشست . (2) امام عسگرى، در دقايق پايانى عمر، به عقيد خادم فرمود: وارد اتاق شو و كودكى كه در حال سجده است، نزد من آور . . . (3) . اين روايات گواهى مىدهد امام مهدى - عج الله فرجه الشريف - در حال حيات پدر در شهر سامرا و در خانه وى زندگى مىكرد; اگر چه امام عسكرى او را از نظرها پنهان مىداشت . بر اساس روايت امام صادق - عليه السلام - ، يكى از جاهايى كه امام عصر - عج الله فرجه الشريف - حضور مىيابد، صحراى عرفات در ايام حج است 2 . غيبت صغرا امام، در دوران 74 ساله غيبت صغرا، احتمالا در عراق زندگى مىكرد; زيرا چهار نايب خاصى كه با وى رابطه مستقيم داشتند، در بغداد به سر مىبردند . آنها نامههاى مردم را به وى مىرساندند و پاسخ دريافت مىكردند . امام صادق - عليه السلام - مىفرمايد: براى حضرت قائم دو غيبت است: يكى كوتاه و ديگرى طولانى . در غيبت اول، كسى جز خواص شيعيان وى، جايگاهش را نمىداند . (4) به احتمال قوى نايبان خاص آن حضرت، مصداق خواص به شمار مىآمدند . 3 . غيبت كبرا درباره محل اقامت امام در دوران غيبت كبرا نمىتوان به طور دقيق به محلى خاص اشاره كرد . امام صادق - عليه السلام - به ابوبصير فرمود: نيكوترين منزل مدينه است . (5) علامه مجلسى نيز مىگويد: همين جمله دلالت مىكند آن حضرت غالبا در مدينه و اطراف آن به سر مىبرد . (6) امام باقر - عليه السلام - هم به كوه «ذى طوى» اشاره فرموده است; (7) اما بايد گفت هيچ كس به محل دقيق سكونت امام مهدى - عليه السلام - راه پيدا نمىكند; زيرا امام عصر به ابراهيم بن مهزيار فرمود: پدرم از من پيمان گرفته در سرزمينى پهناور و دوردست زندگى كنم تا از نيرنگهاى گمراهان و متمردان امت تازه به دوران رسيده و گمراه، نهان و مصون باشم . اين پيمان مرا بر فراز تپههاى بلند و ريگزارها و سرزمينهاى مورد اطمينان افكنده است . (8) برخى احتمال مىدهند امام در يكى از جزاير دوردست كه با كشور مغرب چندان فاصله ندارد و به جزيره خضرا معروف است، به سر مىبرد. گروهى نيز با منطبق دانستن اوصاف اين جزيره با مثلثبرمودا، آن مكان را محل سكونت امامزمان - عجل الله فرجه الشريف - مىدانند; زيرا به رغم تلاشهاى فراوان تا كنون كسى به كشف اسرار اين مثلث توفيق نيافته است. بىترديد اين نظر نادرست مىنمايد . (9) به استناد برخى از روايات، امام عصر - عجل الله فرجه الشريف - در زمان غيبت كبرا در همه جا حضور مىيابد، و يوسف وار به طور ناشناس ميان مردم رفت و آمد مىكند . هيچ كس وى را نمىشناسد تا وقتى خداوند به او اجازه دهد خود را معرفى كند; چنانچه به يوسف صديق اجازه داد خود را به برادرانش بشناساند . (10) بر اساس روايت امام صادق - عليه السلام - ، يكى از جاهايى كه امام عصر - عج الله فرجه الشريف - حضور مىيابد، صحراى عرفات در ايام حج است . عبيد بن زراره گفت: از امام صادق - عليه السلام - چنين شنيدم: زمانى فرا رسد كه مردم امام خود را نبينند . او در روزهاى حج مردم را مىبيند ولى مردم او را نمىبينند . (11) محمد بن عثمان، يكى از نواب اربعه، نيز در اين باره مىگويد: والله ان صاحب هذا الامر يحضر الموسم كل سنة فيرى الناس و يعرفهم و يرونه و لايعرفونه; به خدا سوگند، صاحب اين امر همه ساله در مراسم حجحضور پيدا مىكند . مردم را مىبيند و مىشناسد; ولى مردم - با اينكه او را مىبينند - نمىشناسند . (12) 4 . عصر ظهور امامزمان، هنگام ظهور در مسجد سهله (13) اقامت خواهد كرد. دهها هزار پيامبر در اين مسجد نماز گزاردهاند و محل سكونت بزرگانى چون حضرت ابراهيم و ادريس و خضر بوده است. (14) امام صادق - عليه السلام - به ابوبصير فرمود: اى ابامحمد، گويا حضرت قائم را در مسجد سهله مىبينم كه با زن و فرزندانش در آن مستقر مىگردد. به استناد برخى از روايات، امام عصر - عجل الله فرجه الشريف - در زمان غيبت كبرا در همه جا حضور مىيابد، و يوسف وار به طور ناشناس ميان مردم رفت و آمد مىكند . ابوبصير پرسيد: آيا مسجد سهله خانهاش خواهد بود؟ حضرت فرمود: آرى، اين مسجد منزل حضرت ادريس است. خداوند هيچ پيامبرى را برنينگيخت مگر آن كه در اين مسجد نماز گزارد . هر كس در اين مسجد بماند، مانند آن است كه در خيمه رسول خدا اقامت كرده است . هيچ مرد و زن مؤمنى نيست مگر آن كه دلش به سوى آن مسجد پر مىكشد . روز و شبى نيست مگر آن كه فرشتگان به اين مسجد پناه مىبرند و در آن به عبادت خداوند مىپردازند . (15) ناگفته نماند، هم اكنون در سه گوشه اين مسجد سه مقام، با اعمال ويژه، واقع شده است . كه اين مقامها به حضرت ابراهيم و ادريس و خضر منسوبند. پی نوشت در ادامه مطلب روزی در تقویم می نویسند تعطیل به مناسبت ظهور امام زمان (عج) موضوع مطلب : امام زمان ( عج ) ادامه مطلب
از سامرا تا سهله
بسيارى دوست دارند بدانند امام در كجا زندگى مىكند.
براى روشن شدن اين پرسش بايد محل سكونت امامزمان - عليه السلام - در چهار دوران به اختصار بررسى شود:
1 . دوران پدر
بدون شك محل ولادت امام مهدى - عليه السلام - شهر سامرا است . او پس از ولادت تا هنگام شهادت امام حسن عسكرى - عليه السلام - در سامرا و نزد پدرش مىزيست . حكيمه خاتون، دختر امام جواد - عليه السلام - بارها امام عصر - عج الله فرجه الشريف - را در خانه امام عسكرى - عليه السلام - مشاهده كرد . برخى از ياران امام مانند احمد بن اسحاق نيز وى را همان جا ديدهاند . امام در يكى از ملاقاتهايش با ابن اسحاق از جاى برخاست; وارد حجره شد و در حالى كه فرزندش را بر شانه قرار داده بود، بيرون آمد . (1)
روزى يعقوب بن منقوش پرسيد: مولاى من، چه كسى امام است؟ فرمود: پرده را كنار بزن . . . او چنان كرد امام عصر - عج الله فرجه الشريف - را ديد . مهدى - عليه السلام - از پس پرده برون آمد و بر زانوى پدر نشست . (2)
امام عسگرى، در دقايق پايانى عمر، به عقيد خادم فرمود: وارد اتاق شو و كودكى كه در حال سجده است، نزد من آور . . . (3) . اين روايات گواهى مىدهد امام مهدى - عج الله فرجه الشريف - در حال حيات پدر در شهر سامرا و در خانه وى زندگى مىكرد; اگر چه امام عسكرى او را از نظرها پنهان مىداشت . بر اساس روايت امام صادق - عليه السلام - ، يكى از جاهايى كه امام عصر - عج الله فرجه الشريف - حضور مىيابد، صحراى عرفات در ايام حج است
2 . غيبت صغرا
امام، در دوران 74 ساله غيبت صغرا، احتمالا در عراق زندگى مىكرد; زيرا چهار نايب خاصى كه با وى رابطه مستقيم داشتند، در بغداد به سر مىبردند . آنها نامههاى مردم را به وى مىرساندند و پاسخ دريافت مىكردند . امام صادق - عليه السلام - مىفرمايد: براى حضرت قائم دو غيبت است: يكى كوتاه و ديگرى طولانى . در غيبت اول، كسى جز خواص شيعيان وى، جايگاهش را نمىداند . (4) به احتمال قوى نايبان خاص آن حضرت، مصداق خواص به شمار مىآمدند .
3 . غيبت كبرا
درباره محل اقامت امام در دوران غيبت كبرا نمىتوان به طور دقيق به محلى خاص اشاره كرد . امام صادق - عليه السلام - به ابوبصير فرمود: نيكوترين منزل مدينه است . (5) علامه مجلسى نيز مىگويد: همين جمله دلالت مىكند آن حضرت غالبا در مدينه و اطراف آن به سر مىبرد . (6) امام باقر - عليه السلام - هم به كوه «ذى طوى» اشاره فرموده است; (7) اما بايد گفت هيچ كس به محل دقيق سكونت امام مهدى - عليه السلام - راه پيدا نمىكند; زيرا امام عصر به ابراهيم بن مهزيار فرمود: پدرم از من پيمان گرفته در سرزمينى پهناور و دوردست زندگى كنم تا از نيرنگهاى گمراهان و متمردان امت تازه به دوران رسيده و گمراه، نهان و مصون باشم . اين پيمان مرا بر فراز تپههاى بلند و ريگزارها و سرزمينهاى مورد اطمينان افكنده است . (8)
برخى احتمال مىدهند امام در يكى از جزاير دوردست كه با كشور مغرب چندان فاصله ندارد و به جزيره خضرا معروف است، به سر مىبرد. گروهى نيز با منطبق دانستن اوصاف اين جزيره با مثلثبرمودا، آن مكان را محل سكونت امامزمان - عجل الله فرجه الشريف - مىدانند; زيرا به رغم تلاشهاى فراوان تا كنون كسى به كشف اسرار اين مثلث توفيق نيافته است. بىترديد اين نظر نادرست مىنمايد . (9)
به استناد برخى از روايات، امام عصر - عجل الله فرجه الشريف - در زمان غيبت كبرا در همه جا حضور مىيابد، و يوسف وار به طور ناشناس ميان مردم رفت و آمد مىكند . هيچ كس وى را نمىشناسد تا وقتى خداوند به او اجازه دهد خود را معرفى كند; چنانچه به يوسف صديق اجازه داد خود را به برادرانش بشناساند . (10)
بر اساس روايت امام صادق - عليه السلام - ، يكى از جاهايى كه امام عصر - عج الله فرجه الشريف - حضور مىيابد، صحراى عرفات در ايام حج است .
عبيد بن زراره گفت: از امام صادق - عليه السلام - چنين شنيدم: زمانى فرا رسد كه مردم امام خود را نبينند . او در روزهاى حج مردم را مىبيند ولى مردم او را نمىبينند . (11)
محمد بن عثمان، يكى از نواب اربعه، نيز در اين باره مىگويد: والله ان صاحب هذا الامر يحضر الموسم كل سنة فيرى الناس و يعرفهم و يرونه و لايعرفونه; به خدا سوگند، صاحب اين امر همه ساله در مراسم حجحضور پيدا مىكند . مردم را مىبيند و مىشناسد; ولى مردم - با اينكه او را مىبينند - نمىشناسند . (12)
4 . عصر ظهور
امامزمان، هنگام ظهور در مسجد سهله (13) اقامت خواهد كرد. دهها هزار پيامبر در اين مسجد نماز گزاردهاند و محل سكونت بزرگانى چون حضرت ابراهيم و ادريس و خضر بوده است. (14) امام صادق - عليه السلام - به ابوبصير فرمود: اى ابامحمد، گويا حضرت قائم را در مسجد سهله مىبينم كه با زن و فرزندانش در آن مستقر مىگردد.
به استناد برخى از روايات، امام عصر - عجل الله فرجه الشريف - در زمان غيبت كبرا در همه جا حضور مىيابد، و يوسف وار به طور ناشناس ميان مردم رفت و آمد مىكند .
ابوبصير پرسيد:
آيا مسجد سهله خانهاش خواهد بود؟
حضرت فرمود: آرى، اين مسجد منزل حضرت ادريس است. خداوند هيچ پيامبرى را برنينگيخت مگر آن كه در اين مسجد نماز گزارد . هر كس در اين مسجد بماند، مانند آن است كه در خيمه رسول خدا اقامت كرده است . هيچ مرد و زن مؤمنى نيست مگر آن كه دلش به سوى آن مسجد پر مىكشد . روز و شبى نيست مگر آن كه فرشتگان به اين مسجد پناه مىبرند و در آن به عبادت خداوند مىپردازند . (15)
ناگفته نماند، هم اكنون در سه گوشه اين مسجد سه مقام، با اعمال ويژه، واقع شده است . كه اين مقامها به حضرت ابراهيم و ادريس و خضر منسوبند.
پی نوشت در ادامه مطلب
|لينك مطلب| طلوع خورشيد شده در دوشنبه نهم اردیبهشت 1387 ساعت 19:52 توسط مهدی دیندار تابشی |
از آنكه روي گردانده نااميد مشو! و خلَّف فينا رايةَ الحقِّ، مَن تَقدَّمها مَرق، و مَن تَخلَّف عَنها زَهق، و مَن لَزِمها لَحَق، دليلُها مَكيثُ الكَلام، بَطِىءُ القِيام، سَريعٌ إذا قَام، فإذا أنتُم أَلَنتم لَه رِقابَكم و أَشَرتم إليه بِأَصابِعِكم جاءَهُ المَوتُ فذَهَب بِه فَلَبِثتُم بَعدَه ماشاءَ اللَّهُ، حتَّى يُطلِعَ اللَّهُ لَكم مَن يَجمَعُكم و يَضُمُّ نَشرَكم، فلاتَطمَعوا فِى غَيرِ مُقبِلٍ و لاتَيأَسُوا مِن مُدْبِرٍ، فإنَّ المُدْبرَ عَسى أن تَزِلَّ بِهِ إِحدَى قائِمَتَيْهِ و تَثبُتَ الأُخرَى، فَتَرجِعَا حتَّى تَثْبُتا جَمِيعاً.(1) او (يعني: پيامبر) پرچم حق را برافراشت و در ميان ما به يادگار گذارد. آن كس كه از زير سايه اين پرچم پاى پيش نهد، از شريعت اسلام خارج گردد و آن كس كه از پيروىاش سر باز زند، به هلاكت رسد و سرانجام كسى كه زير سايه اين پرچم به پيش رود راه سعادت پيموده. پرچمدار اين پرچم با شكيبايى و آرامش سخن گويد و با كُندى و تأنى در اجراى كارها بپا خيزد؛ امّا چون بپا خواست بسى شتاب كند تا به پيروزى نهايى رسد. پس آنگاه كه سر در گرو فرمانش نهاديد و با سرانگشت به سويشاشاره كرديد، دوران او سپرى شده، مرگش فرا رسد. از آن پس ناگزير مدتى كه مشيت الهى اقتضا كند در انتظار به سر بريد. آنگاه خداوند شخصيتى را برانگيزد تا شما را] كه به اختلاف و جدايى گراييدهايد] جمع كند و پراكندگى شما را سامان بخشد. پس به كسى (چيزى) كه رو نكرده دل مبنديد و از آن كه رو گردانده نااميد مشويد.(2) آگاه باشيد كه آل محمّد -صلى الله عليه و آله- مانند ستارگان اين گنبد مينا باشند؛ آن هنگام كه يكى از آنها غروب كند ديگرى بدرخشد. گويى چنان است كه در پرتو آل محمد -صلى الله عليه و آله- نعمتهاى الهى را بر شما فراوان و تمام شده مىبينم و آنچه را كه آرزويش را در دل مىپرورانديد بدان دست يافتهايد. ابن ابى الحديد مىنويسد: امام اين خطبه را در سومين جمعه زمامدارى خود ايراد فرمود و ضمن آن به مطالبى پيرامون احوال خود اشاره كرد. وى سپس همچون ديگر شارحان، هدف از بيان اين خطبه را پيشگويى از مهدى و توصيف آن حضرت دانسته، مىگويد: شخصى را كه خدا برمىانگيزد از اهلبيت است و اين سخن اشاره به مهدى آخرالزمان مىباشد و در نزد ما (اهلتسنن) موجود نيست و از اين پس وجود پيدا خواهد كرد و به عقيده اماميه اكنون موجود مىباشد.(3) معناى و لاتَيأَسُوا مِن مُدْبِرٍ اين است كه از كسى كه روگردانده نا اميد مشويد؛ و مصداق آن غيبت حضرت مهدى و روگردانى آن حضرت از تصدّى رياست و زعامت ظاهرى است تا هنگام ظهور. ابن ابى الحديد براى فرار از پذيرفتن ولادت آن بزرگوار و غيبتش، به تكاپو افتاده و خواسته وانمود كند لازمه مُدْبِر بودن، موجود بودن است و در صورت وجود نداشتن، تعبير به ادبار و روگردانى غلط است و مفهوم عقلانى ندارد. آنگاه كلمه و لاتَيأَسُوا مِن مُدْبِرٍ را چنين معنا مىكند كه هرگاه اين مهدى از دنيا رفت و فرزندانش را به جانشينى برگزيد و كار يكى از آنها به اضطراب و ناپايدارى گراييد، مأيوس نشويد و به شكّ نيفتيد و نگوييد شايد ما در پيروى اينان دچار اشتباه شدهايم. حال آنكه اعتقاد شيعه مخالف نظر ابن ابي الحديد بوده و معتقد است امام زمان به دنيا آمده و اكنون در غيبت به سر ميبرد. روزی در تقویم مینویسند تعطیل به مناسبت ظهور امام زمان (عج) موضوع مطلب : امام زمان ( عج ) منابع در ادامه مطلب: ادامه مطلب
از آنكه روي گردانده نااميد مشو!
و خلَّف فينا رايةَ الحقِّ، مَن تَقدَّمها مَرق، و مَن تَخلَّف عَنها زَهق، و مَن لَزِمها لَحَق، دليلُها مَكيثُ الكَلام، بَطِىءُ القِيام، سَريعٌ إذا قَام، فإذا أنتُم أَلَنتم لَه رِقابَكم و أَشَرتم إليه بِأَصابِعِكم جاءَهُ المَوتُ فذَهَب بِه فَلَبِثتُم بَعدَه ماشاءَ اللَّهُ، حتَّى يُطلِعَ اللَّهُ لَكم مَن يَجمَعُكم و يَضُمُّ نَشرَكم، فلاتَطمَعوا فِى غَيرِ مُقبِلٍ و لاتَيأَسُوا مِن مُدْبِرٍ، فإنَّ المُدْبرَ عَسى أن تَزِلَّ بِهِ إِحدَى قائِمَتَيْهِ و تَثبُتَ الأُخرَى، فَتَرجِعَا حتَّى تَثْبُتا جَمِيعاً.(1)
او (يعني: پيامبر) پرچم حق را برافراشت و در ميان ما به يادگار گذارد. آن كس كه از زير سايه اين پرچم پاى پيش نهد، از شريعت اسلام خارج گردد و آن كس كه از پيروىاش سر باز زند، به هلاكت رسد و سرانجام كسى كه زير سايه اين پرچم به پيش رود راه سعادت پيموده.
پرچمدار اين پرچم با شكيبايى و آرامش سخن گويد و با كُندى و تأنى در اجراى كارها بپا خيزد؛ امّا چون بپا خواست بسى شتاب كند تا به پيروزى نهايى رسد. پس آنگاه كه سر در گرو فرمانش نهاديد و با سرانگشت به سويشاشاره كرديد، دوران او سپرى شده، مرگش فرا رسد.
از آن پس ناگزير مدتى كه مشيت الهى اقتضا كند در انتظار به سر بريد. آنگاه خداوند شخصيتى را برانگيزد تا شما را] كه به اختلاف و جدايى گراييدهايد] جمع كند و پراكندگى شما را سامان بخشد. پس به كسى (چيزى) كه رو نكرده دل مبنديد و از آن كه رو گردانده نااميد مشويد.(2)
آگاه باشيد كه آل محمّد -صلى الله عليه و آله- مانند ستارگان اين گنبد مينا باشند؛ آن هنگام كه يكى از آنها غروب كند ديگرى بدرخشد.
گويى چنان است كه در پرتو آل محمد -صلى الله عليه و آله- نعمتهاى الهى را بر شما فراوان و تمام شده مىبينم و آنچه را كه آرزويش را در دل مىپرورانديد بدان دست يافتهايد.
ابن ابى الحديد مىنويسد:
امام اين خطبه را در سومين جمعه زمامدارى خود ايراد فرمود و ضمن آن به مطالبى پيرامون احوال خود اشاره كرد.
وى سپس همچون ديگر شارحان، هدف از بيان اين خطبه را پيشگويى از مهدى و توصيف آن حضرت دانسته، مىگويد:
شخصى را كه خدا برمىانگيزد از اهلبيت است و اين سخن اشاره به مهدى آخرالزمان مىباشد و در نزد ما (اهلتسنن) موجود نيست و از اين پس وجود پيدا خواهد كرد و به عقيده اماميه اكنون موجود مىباشد.(3)
معناى و لاتَيأَسُوا مِن مُدْبِرٍ اين است كه از كسى كه روگردانده نا اميد مشويد؛ و مصداق آن غيبت حضرت مهدى و روگردانى آن حضرت از تصدّى رياست و زعامت ظاهرى است تا هنگام ظهور.
ابن ابى الحديد براى فرار از پذيرفتن ولادت آن بزرگوار و غيبتش، به تكاپو افتاده و خواسته وانمود كند لازمه مُدْبِر بودن، موجود بودن است و در صورت وجود نداشتن، تعبير به ادبار و روگردانى غلط است و مفهوم عقلانى ندارد. آنگاه كلمه و لاتَيأَسُوا مِن مُدْبِرٍ را چنين معنا مىكند كه هرگاه اين مهدى از دنيا رفت و فرزندانش را به جانشينى برگزيد و كار يكى از آنها به اضطراب و ناپايدارى گراييد، مأيوس نشويد و به شكّ نيفتيد و نگوييد شايد ما در پيروى اينان دچار اشتباه شدهايم.
حال آنكه اعتقاد شيعه مخالف نظر ابن ابي الحديد بوده و معتقد است امام زمان به دنيا آمده و اكنون در غيبت به سر ميبرد.
روزی در تقویم مینویسند
تعطیل به مناسبت ظهور امام زمان (عج)
منابع در ادامه مطلب:
|لينك مطلب| طلوع خورشيد شده در دوشنبه نهم اردیبهشت 1387 ساعت 19:49 توسط مهدی دیندار تابشی |
نعمت در پرده غیبت(1) اشاره: پرسش درباره فایده امام غایب، نتیجه برداشتى خاص از مفهوم غیبت است. اصلاح این برداشت از آنجا كه، با درك چگونگى بهرهمندى از وجود حجت الهى مرتبط است، از ضرورتهاى عصر حاضر به شمار مىرود. در سایه توجه به فایدههاى عظیم «بود» و «نبود عملى امامت» مىتوان خود را همواره در پیشگاه امام عصر(عج) حاضر دانست و با درك نعمت وجودى او در راستاى انتظار ظهور، به اجر مجالست و معیت با امام(عج) دست یافت. مقاله حاضر، تلاشى است براى تبیین این مفاهیم، باشد كه در پیشگاه آن وجود مقدّس پذیرفته گردد. موضوع مطلب : امام زمان ( عج ) ادامه مطلب
نعمت در پرده غیبت(1)
پرسش درباره فایده امام غایب، نتیجه برداشتى خاص از مفهوم غیبت است.
اصلاح این برداشت از آنجا كه، با درك چگونگى بهرهمندى از وجود حجت الهى مرتبط است، از ضرورتهاى عصر حاضر به شمار مىرود.
در سایه توجه به فایدههاى عظیم «بود» و «نبود عملى امامت» مىتوان خود را همواره در پیشگاه امام عصر(عج) حاضر دانست و با درك نعمت وجودى او در راستاى انتظار ظهور، به اجر مجالست و معیت با امام(عج) دست یافت.
مقاله حاضر، تلاشى است براى تبیین این مفاهیم، باشد كه در پیشگاه آن وجود مقدّس پذیرفته گردد.
|لينك مطلب| طلوع خورشيد شده در دوشنبه نهم اردیبهشت 1387 ساعت 19:46 توسط مهدی دیندار تابشی |