صفحه در حال بارگذاري است! لطفا کمي صبر کنيد...
Loading by : BAHAR-20
خدمات وبلاگ نویسان جوان
Bahar-20
كد پرواز پرندگان
درباره وبلاگ اي منتظران گنج نهان مي آيدآرامش جان عاشقان مي آيدبر بام سحر طلايه داران ظهور گفتند كه صاحب الزما ن مي آيدمطالب اين وبلاگ برگ سبزي است تحفه ي درويش سخن از ماندگار فرياد رس است(( انتظار مقدم دلدار با يد مي كشيد ))نوشته شده توسط مهدی دیندار تابشی عاشق مهدی ( عج ) عضو شورای پایگاه مقاومت شهدای یالقوزآغاجشماره های تماس با من:0935804996700989379005692 منو اصلي صفحه نخست پست الكترونيك آرشيو مطالب خانگي سازي ذخيره كردن صفحه اضافه به علاقه مند يها طلوع خورشيدهاي غروب كرده هفته چهارم مهر 1388هفته سوم مهر 1388هفته دوم مهر 1388هفته سوم شهریور 1388هفته چهارم مرداد 1388هفته سوم اردیبهشت 1388هفته دوم اردیبهشت 1388هفته چهارم فروردین 1388هفته سوم فروردین 1388هفته دوم بهمن 1387هفته دوم دی 1387هفته چهارم آذر 1387هفته سوم آذر 1387هفته دوم آذر 1387هفته اوّل آذر 1387هفته چهارم آبان 1387هفته سوم آبان 1387هفته دوم آبان 1387هفته چهارم مهر 1387هفته سوم مهر 1387هفته دوم مهر 1387هفته اوّل مهر 1387هفته چهارم شهریور 1387هفته سوم شهریور 1387هفته دوم شهریور 1387هفته اوّل شهریور 1387هفته چهارم مرداد 1387هفته چهارم تیر 1387هفته دوم خرداد 1387هفته چهارم اردیبهشت 1387هفته سوم اردیبهشت 1387هفته دوم اردیبهشت 1387هفته اوّل اردیبهشت 1387 آرشيو موضوعي امام زمان عج ولادت ها و شهادت های آسمونی از ملک تا ملکوت اس ام اس مهدوي قرآن و ترنم وحی پيوندها .:: قالب ساز ::. .:: اخرالزمان ومهدويت ::. دورنالار زندگي_هستي_نيستي سرزمین رویايی تنهایان ( وبلاگ ديگر من و داداش رامين) روزگار رهايي در انتظار يار دختری تنهای تنها انتظار فرج فاطیما خرابات نشین پیامبر امید ایمان ما ساحل نشین اشک دچار باید بود عاشق تنها شکست عشق عاشقان گل نرگس گل نرگسم به آن ياس سپيد قسمت ميدهم ... mir شرح بي نهايت بانوي صحرا نشين انتظار حجّت ماه من بسوي ظهور شميم يار كي ميايي مهربونم هميشه تنها شمیم یار- میعادگاه عاشقان و منتظران امام زمان عج- گل نرگس-مهدی موعود پخش ایران (پایگاه خبری شیعه) گل نرگس بيا در انتظار حضرت مهدي(عج) غرفه ي ناز بانوي بي حرم عضو شو بازي كن جايزه ببر جهان در انتظار دولت جهانی امام مهدی عج منتظران مهدي ( عج ) طلوع خورشيد دوستان آمار با معرفت ها افراد آنلاين: تعداد بازديدها: امکانات مولای من شعر امام زمان عج مولای من! - شعر مهدویت مولای من! مولای من! بیآمدنت هر كار ناتمام است كه زمین در عطش عدالت میسوزد و آسمان را غمباد چركینی است كه جز به گریه نخواهد مرد آه كه بی تو بر زمین خدا چهها رفت ـ و بر ما ـ بی تو ابرهای سترون دل را در حسرت شكفتن در حسرت سبز ماندن به گریه نشاندند بی تو دریا را به جرم خروش تازیانه زدند و كوه را به گناه ایستادن به گلوله بستند بی تو قناریهای عاشق را بر نطعی خارینه سر بریدند بی تو صحرا صحرا شقایق را در نفس سمومی زهرناك خاكستر كردند بی تو زمین به كسالت تن داد و آسمان به اسارت رخوت اما دلهای ما هیچگاه تسلیم كسالت نشد و دستهایمان تا قلّهای بر پیشانی آسمان بالا رفت و دعای فرج خواندیم و نماز را با شمشیر، قامت بستیم بی تو... بی تو... روزی در تقویم می نویسند تعطیل به مناسبت ظهور امام زمان عج موضوع مطلب: امام زمان عج |لينك مطلب| طلوع خورشيد شده در دوشنبه هجدهم شهریور 1387 ساعت 13:51 توسط مهدی دیندار تابشی | یک جمله ی اخلاقی حدیث هنگامي كه هارون از سفر حج مراجعت مي نمود بهلول در سر راه او ايستاده بود و به آواز بلند سه مرتبه صدا زد : هارون هارون پرسيد كه اين صدا از كيست؟ گفتند : بهلول مجنون است رو به بهلول كرد و گفت مي داني من كيستم؟ بهلول گفت : « تو آن كسي هستي كه اگر در مشرق ظلم كنند و تو در مغرب باشي ، مسئوليت آن ظلم با تو بوده و در روز قيامت باز خواست خواهي شد» هارون گريه كرد وگفت از من حاجتي بخواه بهلول گفت : حاجت من اين است كه دستور دهي گناهان مرا بخشند و مرا داخل بهشت كنند. هارون گفت اين كار از من ساخته نيست ولي قرضهاي تو را مي پردازم بهلول پاسخ داد كه با اموال مردم قرض پرداخت نمي شود شما اموال مردم را به خودشان برگردانيد، هارون گفت دستور ميدهم براي تأمين معاش تو حقوق دايمي بپردازند. بهلول گفت : « ما همه بندگان خدا هستيم آيا ممكن است خداوند تو را در نظر گرفته باشد و مرا فراموش كند ؟ » سلام یکروز مردی خدمت پیامبر (ص) رسید و عرض کرد : « به من چیزی بیاموز که به بهشت برم. » پیامبر چون میدانستند خیلی کم پیش می آید که این مرد خدمتشان بیاد و باید جمله ای بگویند که همیشه به یاد مرد باشد و در همه شئون کاربرد داشته باشد. فرمودند : « چیزی که برای خود نمی پسندی برای دیگران هم مپسند. » کمی در باره این جمله فکر کنید.مصداقش را در همه لحظات زندگیتان پیدا کنید. من چندتا برایتان می گویم: « شاید خیلی ساده باشند ولی به نظر من همین مسائل ساده هم در این جمله صدق می کنند و هم برای ساختن و خود شناسی پایه و اساس هستند. » ۱- اکثر اوقات روز که در اتوبوس می نشینید یک طرف آفتاب و یک طرف سایه است.فرض کنید دو صندلی کنار هم که یکی در سایه و یکی در آفتاب باشد خالی اند.شما خوب اکثرا روی صندلی ای که در سایه است می نشینید.حال فکر کنید کسی بیاد و بخواد کنار شما بشینه . شما چه می کنید؟ ( بقیش با خودتون ) ۲- هیچ کس ( از آقایون و بخشی کوچک از خانم ها ) دوست ندارند اعضای خانواده شان در جامعه مشکل اجتماعی داشته باشند.اگر کسی دوست نداشته باشه که کسی به خواهرش در خیابان به قول عرف «متلک» بگوید.خوب .... ۳- اگر شما انشاء الله پدر یا مادر شدید خوب دوست ندارید بچه هایتان جلوی شما گارد بگیرند یا گستاخی کنند و یا خیلی کارهایی که ما ها در ذهنمون هست. خوب رفتار خودتان با پدر و مادرتان ... ۴- اگر خانه کسی رفتید مهمانی.معمولا و حتما دوست دارید میزبان همیشه کنار شما بشیند و با شما صحبت و گپ و گفتگو کند . به حرفهایتان توجه کند. به حرفهایتان عکس العمل مناسب نشان دهد. نگذارد لحظه ای احساس دلتنگی خانه خودتان را بکنید. خوب به رفتار خودتان با میمانهایتان فکر کنید ... ۵- و یا بلفرض شما در اداره ای کارمند هستید.دوست دارید اگر ارباب رجوع باشید خیلی زود کارتان و قانونی کارتان راه بیفتد. شما کارمند - چگونه با ارباب رجوع رفتار می کنید...؟ به نظر من ضرب المثل «کوه به کوه نمیرسه ولی آدم به آدم میرسه.» از همینجا نشات میگیره. حتی این جمله در مسائل سیاسی و بزرگ هم جلوه می کند. خوشحال میشم بقیه مثالها را شما بگین ... موضوع مطلب: از ملک تا ملکوت |لينك مطلب| طلوع خورشيد شده در دوشنبه هجدهم شهریور 1387 ساعت 13:46 توسط مهدی دیندار تابشی | راز طولانی شدن...؟ در انتظار یار راز طولانی شدن ؟ - در انتظار یار راز طولانی شدن ؟ عبارات و جملاتی هستند كه در وقت مطالعه خواننده را از ظرف زمان و مكان خارج كرده و به شرط آنكه چشمش خیره بر روز و اخبار و حوادث روزانه نمانده باشد او را متذكر میشوند. اولی آیهای بود كه در لابهلای چند بیت شعر بر سنگ گور یك شهید والامقام، در بهشت زهرای تهران نوشته شده بود. عصاره آن همان آیه باشد که بر قلبم حك شده است: اول: «لن تنالوا البرّ حتّی تنفقوا مما تحبون»، هرگز به مقام ابرار، صاحبان بَر، نمیرسند مگر آنكه انفاق كنند آنچه را كه دوستتر دارند. پوشیده نیست كه جنّات نعیم یكی از هدایا و نعمات خداوند به ابرار است. این رتبه شایسته همان مردان است كه در طرفةالعینی جان شیرین را تقدیم حضرت دوست ساختند. «هر كه شد كشته او نیك سرانجام افتاد». كمیت و كیفیت خدمتگزاری هماره بسته «آگاهی و توانایی» است و كمیت و كیفیت صله و تحفه صاحب نعمت نیز در نسبت با قدرت و دارایی او نیست. آن زمان كه آزادهمردی چون حسین، جمله دارایی خود را در ظهری داغ، بیطلب مابهازاء، بر سر دست گرفت و تقدیم آستان حضرت دوست ساخت، آن شرف را یافت كه به قول جناب سید محمد مهدی میرباقری، روز حسین علیه السلام محور ایامالله شود. پاسخ دلنشین امام محمد باقر علیه السلام خطاب به یكی از علاقمندان اهل بیت است كه خود را شیعه امام معرفی میكرد. حضرت میپرسند: اگر مالی داشته باشی در چه طریقی خرج میكنی؟ میگوید: (مثلاً) برای خود چنین و چنان خرید میكنم و... امام میفرماید: تو از دوستداران مایی و نه از شیعیان ما. ما اگر چیزی داشته باشیم همه را به شیعیان میبخشیم. هر یك از ما، سهمی از دارایی را در طریق امام و اهلبیت علیهم السلام صرف میكنیم و سهم بزرگتری را برای خود نگه میداریم. اصل و محور خودمانیم و امام در حاشیه زندگی ما جای دارد. سنتهایی را به جای میآوریم آن هم به امید پاداش و استخوان سبك كردن و با هزار ترفند نیز آن سهم را كم و كمتر میكنیم. وه كه اگر دانسته شود آن مردان نیك از قبیله ایمان و رستگاری چگونه جبران میكنند و چهسان مینوازند، به یكباره چونان حسین علیه السلام در طریق حق، همه دانستهها را در طریق امام حق و مبین ایثار میكردیم. دوم: روزی در تقویم می نویسند تعطیل به مناسبت ظهور امام زمان عج موضوع مطلب: امام زمان عج ادامه مطلب |لينك مطلب| طلوع خورشيد شده در دوشنبه هجدهم شهریور 1387 ساعت 13:43 توسط مهدی دیندار تابشی | توصیه های امام زمان عج : دعای ندبه یکی از بازرگانان اصفهانی که مورد اعتماد گروهی از دانشمندان بود در عالم رویا به محضر امام زمان (عج) مشرف می شود و از ایشان می پرسد: "فرج شما کی خواهد رسید؟" می فرمایند : "نزدیک است. به شیعیان ما بگویید دعای ندبه را روزهای جمعه بخوانند" ای آشنای غربت جمعه ظهور کن یک مرتبه ز کوچه ما هم عبور کن حک شد به روی بال قنوت نمازمان این خواهش قدیمی آقا ظهور کن چشم انتظار قایق صیاد ماندهام محض خدا بیا و مرا صید تور کن من را که دور ماندهام از خاک کربلا آقا بیا و همسفر بال نور کن یک شب بیا میان حسینیه عزا یادی ز روضههای كنار تنور كن "شمس" روزی در تقویم می نویسند تعطیل به مناسبت ظهور امام زمان عج موضوع مطلب: امام زمان عج |لينك مطلب| طلوع خورشيد شده در یکشنبه هفدهم شهریور 1387 ساعت 13:40 توسط مهدی دیندار تابشی | به نام او که خالق یاس و نرگس است یا رب المهدی بحق المهدی اشف صدر المهدی بظهور الحجت ای روح دعا سلام مهدی 1170 بهار وخزان گذشت ونیامدی0سالهاست نگاهم پشت پنجره ای که متعلق به فرداست قاب گردیده وگرد وغبار هجران برآن سایه افکنده0 عمری است که برای آمدنت بی قرارم0 یابن الزهرا،ببین از فراقت سخت بارانیم0 ببین ثانیه ها چگونه از هجر تو بغض کرده وبه هق هق افتاده اند0 آقا جان!حیف نیست ماه شب چهادره پشت ابرهای تیره وپاره پاره پنهان بماند،حیف نیست دیده را شوق وصا ل باشد ولی فروغ دیده نباشد0 بیا وقرار دل بیقرارم شو0 بیا وصداقت آینه را به زلال آبی نگاهت پیوند بزن0 بیا تا سر به دامانت بگذارم وعقده های چندین ساله ام را باز کنم0 تو که معنای سبز لحظه هایی بیا تو که ترنم الطاف حق تعالی بیا0 بیا که از هجرت چون اسپندی بر آتشم0 یوسف فاطمه!کی طنین دلنواز انا بقیه ا000 تو از کعبه مقصود جانها را معطر می نماید0 کی کعبه به خود می بالد وزمین بر قامت دلربایت طواف عشق می گزارد وجان در سعی وصفای نگاه تو محرم می شود ومناسک حج وقربان را بجای می آورد0 برای آمدنت تمام دلهای عشاق دنیا را به ضریح چشمهای قشنگ وعباس گونه ات گره زده ایم ودر مراسم اعتکاف شبهای فراق برای گرفتن حاجتمان دست به دعا برداشته ایم0 آقا جان برای آن لحظه که سبز پوش با پرچم یالثارات الحسین در انتهای افق غباری بپا می شود وتو با ذوالفقار حیدر وسوار بر اسب سفید قصه ها می آیی لحظه ها را بدست باد می سپارم0 بگذار صادقانه بگویم که کهانسالترین آرزوی دلم آرزوی وصال توست!آرزویی که برای بدست آوردنش تمام کلافهای عمرم را به بازار معشوق فروشان برده ام وخودم را در جرگه خریداران یوسف زهرا(س) قرار داده ام0 نازنینم!تو زیبا ترین دلیل برای شبهای قدر وشب زنده داریهای منی تو ضیاعین ودلیل امن یجیب منی 0 آقا جان! می خواهم برایت قصه بگویم 0 قصه سیب وگندم ومردی که سالهاست در میان مردم چشمم ایستاده،قصه خوشه خوشه انتظار وچشمانی که درو میکنند،قصه باران وسطرهایی که دلواپس پونه هاست،قصه اسب وخیال آمدن تو در باران،قصه هایی که مشق هر شب من است0 کاش می شد واژه ها را شست وانتظارراتفسیر کرد ولی افسوس000 میدانی مرز انتظار کجاست!؟آنجا که قطره اشک منتظری سدی از دلواپسی ساخته وقطره قطره انتظار را ذخیره می کند،آنجا که وجودش چون جرعه ای آب از تشنه ای رفع عطش می کند آنگاه که می فرماید اگر شیعیان ما مرا به اندازه قطره ای آب بخواهند هر لحظه ظهور من نزدیکتر می شد0 حس می کنم نزدیکی آنقدر نزدیک که با آمدن یک نسیم تو را احساس کرد وبویید0 خوب می دانم که آخر دل سنگ وطلسم نحس قصه را می شکنی وآنگاه زمان وصل وجان نثاری می رسد0 پس بیا از پس کوچه های انتظار ،بیا که شعرهایم بی قافیه مانده اند،بیا که با آمدنت گم میشود در تبسم تو بغض چندین ساله ام،بیا که غزلهایم مضمون ندارند ومثنوی عشق نا تمام است0 محبوبم!هر روز که میگذردبیشتر از قبل دلم برایت تنگ می شود0 عشق تو سراسر وجودم را فرا گرفته و اگر دلم را بشکافی بر لوح آن نام تو هگ گردیده وکنون ای بهار عشق!می ترسم از خزان عمرترسم از ندیدن است بگو که تا خزان من آیا فرصت بهار دیدن است؟ یابن الزهرا!"لیت شعری أین استقرت بک النوی"0 کاش میدانستم که کجا وکی دلها به ظهور تو آرام خواهند گرفت0 بنفسی أنت! به جانم سوگند که تا طلوع صبح صادق به انتظارت خواهم ماند ولحظه ها را با تمام سنگینی به دوش می کشم وسکوت ثانیه ها را به ازای فریاد زمان تحمل می کنم فقط برای رسیدن به لحظه با شکوه وصا لت0 آقا جان! دروادی انتظار زمان را بنگر که چگونه از هجر تو همچون شمع ذره ذره آب می گردد0 کی می آیی که قطره ها به دریا بپیوندند؟خیبر گشای فاطمه(س) کی می آیی؟ کی می آیی که کران تا بیکران دلم را برایت چراغانی کنم وچشمانم را فرش قدومت نمایم؟ بیا که بهار بی صبرانه مشتاق آمدن توست وقلبم جویبار اشکهایی که هرروز وشب برای فراق تو ریخته می شوند0 یاس سفیدم!بیا که با ظهورت آیه"والنهار اذا تجلی" تأویل گردد0 بیا که چشمه سار وجودم سخت خشکیده وفریاد العطش برآورده،بیا تا از نرگس چشمانت عطری برای سجاده ام بگیرم0بیا ومرا زائر شهر قاصدکها کن،بیا000 دلم برای ورود هر عشقی غیر از عشق تو بن بست است ودیده ام جز برای فراق تو نمی بارد0 بیا که هجر توآیه"ان عذابی لشدید" را تفسیر می نماید0 آقا جان!بحق کوچه وچادر خاکی بیا،بیا که سید علی ماتنهاست وچاهی ندارد که غصه هایش را بااو در میان بگذارد0 بیا ورأس سبز شاپرکهایی باش که در جستجوی قبر یاس سرگردان کوچه های هاشمیند0 ای پیدا ترین پنهان من! تا تو بیایی مروارید چشمانم رابرای سلامتیت صدقه می دهم وبرای آمدنت روزه سکوت می گیرم وبا جام وصال تو افطار می نمایم0 نذر کرده ام که بیایی تا جان شیرین را فرش قدمها یت نمایم0 پس بیا که نذر خود را ادا کنم0 ای آفتاب عمر! تا تو بیایی انتظار را قاب میکنم وبر لوح دلم می کوبم0 فریاد را حبس می کنم وبه سکوت اجازه حضور می دهم0 در نبود تو جام تلخ فراق را سر می کشم وسر به دوش هجران می نهم وبرای آمدنت دعا می کنم0 به امید آنروز هزار وصد وهفتادمین شمع را روشن می کنیم ومنتظرت می مانیم0 به خدای کعبه می سپارمت وسبد سبد نرگس ویاس چشم براهی میکنم0 کاش می شد که خدا اجازه ظهورت می داد کاش می شد که در این دیار غربت ومیان موج غمها به سکوت سرد وسنگین رخصت خاتمه می داد کاش می شد جمعه ما شاهد ابروی زیبای تو می شد دیده نا قابل ما فرش کیسوی تو می شد کاش می شد انتظار منتظر بپایان رسد وهوا میزبان یاسها و نسترنها خاک پای مهدی زهرا شود کاش می شد تو هم از انتظار خسته شوی و برای فرج دعا کنی کاش می شد000 روزی در تقویم می نویسند تعطیل به مناسبت ظهور امام زمان عج موضوع مطلب: امام زمان عج |لينك مطلب| طلوع خورشيد شده در یکشنبه هفدهم شهریور 1387 ساعت 13:35 توسط مهدی دیندار تابشی | ماه عفو عفت و بخشش و بندگی يكى ديگر از اوقات مهم ماه شعبان براى سالك إلى اللّه آخرين جمعه آن است. از كتاب «عيون» از «عبد السلام بن صالح هروى» نقل شده كه مىگويد: در آخرين جمعه شعبان به ديدن ابى الحسن على بن موسى الرضا عليهما السّلام رفتم، حضرت فرمودند: «ابا صلت بيشتر شعبان گذشت واين آخرين جمعه آن است، كوتاهى گذشته خود را در اين ماه جبران كن بسيار دعا و استغفار كن و خيلى قرآن بخوان، و از گناهانت توبه كن، تا وقتى ماه رمضان مىآيد مخلص براى خدا باشى و هيچ امانتى بگردنت نباشد مگر اين كه آن را رد كنى و هيچ كينهاى از مؤمنى در دلت نباشد مگر اين كه آن را از بين ببرى و از هر گناهى كه انجام مىدهى، دست بردار. تقواى خدا را پيشه كن و در نهان و آشكارت به او توكل كن «و كسى كه به خدا توكل كند خدا براى او كافى خواهد بود.» و در باقيمانده اين شهر اين دعا را زياد تكرار كن:اللّهم إن لم تكن غفرت لنا في ما مضى من شعبان، فاغفر لنا في ما بقي منه، خدايا اگر در اين مدت كه از شعبان گذشته، ما را نبخشيدهاى، در مدتى كه از آن مانده ما را بيامرز، زيرا خداوند متعال باحترام ماه رمضان، در اين ماه افراد زيادى را از آتش رها مىكند». اين فرمايشات حضرت عليه السّلام پيام و دستور العملى براى اهلش در اين مورد و تمام موارد مانند آن است. بنابراين آن را حفظ كرده، غنيمت بدان و به آن عمل كن. موضوع مطلب: از ملک تا ملکوت |لينك مطلب| طلوع خورشيد شده در یکشنبه هفدهم شهریور 1387 ساعت 13:20 توسط مهدی دیندار تابشی |
درباره وبلاگ
اي منتظران گنج نهان مي آيدآرامش جان عاشقان مي آيدبر بام سحر طلايه داران ظهور گفتند كه صاحب الزما ن مي آيدمطالب اين وبلاگ برگ سبزي است تحفه ي درويش سخن از ماندگار فرياد رس است(( انتظار مقدم دلدار با يد مي كشيد ))نوشته شده توسط مهدی دیندار تابشی عاشق مهدی ( عج ) عضو شورای پایگاه مقاومت شهدای یالقوزآغاجشماره های تماس با من:0935804996700989379005692
منو اصلي
صفحه نخست
آرشيو موضوعي
امام زمان عج ولادت ها و شهادت های آسمونی از ملک تا ملکوت اس ام اس مهدوي قرآن و ترنم وحی
پيوندها
.:: قالب ساز ::.
.:: اخرالزمان ومهدويت ::.
دورنالار زندگي_هستي_نيستي سرزمین رویايی تنهایان ( وبلاگ ديگر من و داداش رامين) روزگار رهايي در انتظار يار دختری تنهای تنها انتظار فرج فاطیما خرابات نشین پیامبر امید ایمان ما ساحل نشین اشک دچار باید بود عاشق تنها شکست عشق عاشقان گل نرگس گل نرگسم به آن ياس سپيد قسمت ميدهم ... mir شرح بي نهايت بانوي صحرا نشين انتظار حجّت ماه من بسوي ظهور شميم يار كي ميايي مهربونم هميشه تنها شمیم یار- میعادگاه عاشقان و منتظران امام زمان عج- گل نرگس-مهدی موعود پخش ایران (پایگاه خبری شیعه) گل نرگس بيا در انتظار حضرت مهدي(عج) غرفه ي ناز بانوي بي حرم عضو شو بازي كن جايزه ببر جهان در انتظار دولت جهانی امام مهدی عج منتظران مهدي ( عج )
طلوع خورشيد دوستان
آمار با معرفت ها
افراد آنلاين: تعداد بازديدها:
امکانات
مولای من! - شعر مهدویت مولای من! مولای من! بیآمدنت هر كار ناتمام است كه زمین در عطش عدالت میسوزد و آسمان را غمباد چركینی است كه جز به گریه نخواهد مرد آه كه بی تو بر زمین خدا چهها رفت ـ و بر ما ـ بی تو ابرهای سترون دل را در حسرت شكفتن در حسرت سبز ماندن به گریه نشاندند بی تو دریا را به جرم خروش تازیانه زدند و كوه را به گناه ایستادن به گلوله بستند بی تو قناریهای عاشق را بر نطعی خارینه سر بریدند بی تو صحرا صحرا شقایق را در نفس سمومی زهرناك خاكستر كردند بی تو زمین به كسالت تن داد و آسمان به اسارت رخوت اما دلهای ما هیچگاه تسلیم كسالت نشد و دستهایمان تا قلّهای بر پیشانی آسمان بالا رفت و دعای فرج خواندیم و نماز را با شمشیر، قامت بستیم بی تو... بی تو... روزی در تقویم می نویسند تعطیل به مناسبت ظهور امام زمان عج موضوع مطلب: امام زمان عج
مولای من!
بیآمدنت
هر كار ناتمام است
كه زمین در عطش عدالت میسوزد
و آسمان را
غمباد چركینی است
كه جز به گریه نخواهد مرد
آه كه بی تو
بر زمین خدا چهها رفت
ـ و بر ما ـ
بی تو ابرهای سترون
دل را در حسرت شكفتن
در حسرت سبز ماندن
به گریه نشاندند
بی تو دریا را
به جرم خروش
تازیانه زدند
و كوه را
به گناه ایستادن
به گلوله بستند
بی تو قناریهای عاشق را
بر نطعی خارینه
سر بریدند
بی تو صحرا صحرا شقایق را
در نفس سمومی زهرناك
خاكستر كردند
بی تو زمین به كسالت تن داد
و آسمان به اسارت رخوت
اما دلهای ما
هیچگاه تسلیم كسالت نشد
و دستهایمان
تا قلّهای بر پیشانی آسمان
بالا رفت
و دعای فرج خواندیم
و نماز را
با شمشیر، قامت بستیم
بی تو...
روزی در تقویم می نویسند تعطیل
به مناسبت ظهور امام زمان عج
موضوع مطلب: امام زمان عج
|لينك مطلب| طلوع خورشيد شده در دوشنبه هجدهم شهریور 1387 ساعت 13:51 توسط مهدی دیندار تابشی |
هنگامي كه هارون از سفر حج مراجعت مي نمود بهلول در سر راه او ايستاده بود و به آواز بلند سه مرتبه صدا زد : هارون هارون پرسيد كه اين صدا از كيست؟ گفتند : بهلول مجنون است رو به بهلول كرد و گفت مي داني من كيستم؟ بهلول گفت : « تو آن كسي هستي كه اگر در مشرق ظلم كنند و تو در مغرب باشي ، مسئوليت آن ظلم با تو بوده و در روز قيامت باز خواست خواهي شد» هارون گريه كرد وگفت از من حاجتي بخواه بهلول گفت : حاجت من اين است كه دستور دهي گناهان مرا بخشند و مرا داخل بهشت كنند. هارون گفت اين كار از من ساخته نيست ولي قرضهاي تو را مي پردازم بهلول پاسخ داد كه با اموال مردم قرض پرداخت نمي شود شما اموال مردم را به خودشان برگردانيد، هارون گفت دستور ميدهم براي تأمين معاش تو حقوق دايمي بپردازند. بهلول گفت : « ما همه بندگان خدا هستيم آيا ممكن است خداوند تو را در نظر گرفته باشد و مرا فراموش كند ؟ » سلام یکروز مردی خدمت پیامبر (ص) رسید و عرض کرد : « به من چیزی بیاموز که به بهشت برم. » پیامبر چون میدانستند خیلی کم پیش می آید که این مرد خدمتشان بیاد و باید جمله ای بگویند که همیشه به یاد مرد باشد و در همه شئون کاربرد داشته باشد. فرمودند : « چیزی که برای خود نمی پسندی برای دیگران هم مپسند. » کمی در باره این جمله فکر کنید.مصداقش را در همه لحظات زندگیتان پیدا کنید. من چندتا برایتان می گویم: « شاید خیلی ساده باشند ولی به نظر من همین مسائل ساده هم در این جمله صدق می کنند و هم برای ساختن و خود شناسی پایه و اساس هستند. » ۱- اکثر اوقات روز که در اتوبوس می نشینید یک طرف آفتاب و یک طرف سایه است.فرض کنید دو صندلی کنار هم که یکی در سایه و یکی در آفتاب باشد خالی اند.شما خوب اکثرا روی صندلی ای که در سایه است می نشینید.حال فکر کنید کسی بیاد و بخواد کنار شما بشینه . شما چه می کنید؟ ( بقیش با خودتون ) ۲- هیچ کس ( از آقایون و بخشی کوچک از خانم ها ) دوست ندارند اعضای خانواده شان در جامعه مشکل اجتماعی داشته باشند.اگر کسی دوست نداشته باشه که کسی به خواهرش در خیابان به قول عرف «متلک» بگوید.خوب .... ۳- اگر شما انشاء الله پدر یا مادر شدید خوب دوست ندارید بچه هایتان جلوی شما گارد بگیرند یا گستاخی کنند و یا خیلی کارهایی که ما ها در ذهنمون هست. خوب رفتار خودتان با پدر و مادرتان ... ۴- اگر خانه کسی رفتید مهمانی.معمولا و حتما دوست دارید میزبان همیشه کنار شما بشیند و با شما صحبت و گپ و گفتگو کند . به حرفهایتان توجه کند. به حرفهایتان عکس العمل مناسب نشان دهد. نگذارد لحظه ای احساس دلتنگی خانه خودتان را بکنید. خوب به رفتار خودتان با میمانهایتان فکر کنید ... ۵- و یا بلفرض شما در اداره ای کارمند هستید.دوست دارید اگر ارباب رجوع باشید خیلی زود کارتان و قانونی کارتان راه بیفتد. شما کارمند - چگونه با ارباب رجوع رفتار می کنید...؟ به نظر من ضرب المثل «کوه به کوه نمیرسه ولی آدم به آدم میرسه.» از همینجا نشات میگیره. حتی این جمله در مسائل سیاسی و بزرگ هم جلوه می کند. خوشحال میشم بقیه مثالها را شما بگین ... موضوع مطلب: از ملک تا ملکوت
سه مرتبه صدا زد : هارون
هارون پرسيد كه اين صدا از كيست؟
گفتند : بهلول مجنون است
رو به بهلول كرد و گفت مي داني من كيستم؟
بهلول گفت : « تو آن كسي هستي كه اگر در
مشرق ظلم كنند و تو در مغرب باشي ، مسئوليت آن ظلم با تو بوده و در روز قيامت باز خواست
خواهي شد»
هارون گريه كرد وگفت از من حاجتي بخواه
بهلول گفت : حاجت من اين است كه
دستور دهي گناهان مرا بخشند و مرا داخل بهشت كنند. هارون گفت اين كار از من ساخته نيست
ولي قرضهاي تو را مي پردازم بهلول پاسخ داد كه با اموال مردم قرض پرداخت نمي شود
شما اموال مردم را به خودشان برگردانيد،
هارون گفت دستور ميدهم براي تأمين معاش تو حقوق
دايمي بپردازند.
بهلول گفت : « ما همه بندگان خدا هستيم آيا ممكن است خداوند تو را در نظر
گرفته باشد و مرا فراموش كند ؟ »
سلام
یکروز مردی خدمت پیامبر (ص) رسید و عرض کرد : « به من چیزی بیاموز که به بهشت برم. »
پیامبر چون میدانستند خیلی کم پیش می آید که این مرد خدمتشان بیاد و باید جمله ای بگویند که همیشه به یاد مرد باشد و در همه شئون کاربرد داشته باشد. فرمودند : « چیزی که برای خود نمی پسندی برای دیگران هم مپسند. »
کمی در باره این جمله فکر کنید.مصداقش را در همه لحظات زندگیتان پیدا کنید. من چندتا برایتان می گویم: « شاید خیلی ساده باشند ولی به نظر من همین مسائل ساده هم در این جمله صدق می کنند و هم برای ساختن و خود شناسی پایه و اساس هستند. »
۱- اکثر اوقات روز که در اتوبوس می نشینید یک طرف آفتاب و یک طرف سایه است.فرض کنید دو صندلی کنار هم که یکی در سایه و یکی در آفتاب باشد خالی اند.شما خوب اکثرا روی صندلی ای که در سایه است می نشینید.حال فکر کنید کسی بیاد و بخواد کنار شما بشینه . شما چه می کنید؟
( بقیش با خودتون )
۲- هیچ کس ( از آقایون و بخشی کوچک از خانم ها ) دوست ندارند اعضای خانواده شان در جامعه مشکل اجتماعی داشته باشند.اگر کسی دوست نداشته باشه که کسی به خواهرش در خیابان به قول عرف «متلک» بگوید.خوب ....
۳- اگر شما انشاء الله پدر یا مادر شدید خوب دوست ندارید بچه هایتان جلوی شما گارد بگیرند یا گستاخی کنند و یا خیلی کارهایی که ما ها در ذهنمون هست. خوب رفتار خودتان با پدر و مادرتان ...
۴- اگر خانه کسی رفتید مهمانی.معمولا و حتما دوست دارید میزبان همیشه کنار شما بشیند و با شما صحبت و گپ و گفتگو کند . به حرفهایتان توجه کند. به حرفهایتان عکس العمل مناسب نشان دهد. نگذارد لحظه ای احساس دلتنگی خانه خودتان را بکنید. خوب به رفتار خودتان با میمانهایتان فکر کنید ...
۵- و یا بلفرض شما در اداره ای کارمند هستید.دوست دارید اگر ارباب رجوع باشید خیلی زود کارتان و قانونی کارتان راه بیفتد. شما کارمند - چگونه با ارباب رجوع رفتار می کنید...؟
به نظر من ضرب المثل «کوه به کوه نمیرسه ولی آدم به آدم میرسه.» از همینجا نشات میگیره.
حتی این جمله در مسائل سیاسی و بزرگ هم جلوه می کند.
خوشحال میشم بقیه مثالها را شما بگین ...
موضوع مطلب: از ملک تا ملکوت
|لينك مطلب| طلوع خورشيد شده در دوشنبه هجدهم شهریور 1387 ساعت 13:46 توسط مهدی دیندار تابشی |
راز طولانی شدن ؟ - در انتظار یار راز طولانی شدن ؟ عبارات و جملاتی هستند كه در وقت مطالعه خواننده را از ظرف زمان و مكان خارج كرده و به شرط آنكه چشمش خیره بر روز و اخبار و حوادث روزانه نمانده باشد او را متذكر میشوند. اولی آیهای بود كه در لابهلای چند بیت شعر بر سنگ گور یك شهید والامقام، در بهشت زهرای تهران نوشته شده بود. عصاره آن همان آیه باشد که بر قلبم حك شده است: اول: «لن تنالوا البرّ حتّی تنفقوا مما تحبون»، هرگز به مقام ابرار، صاحبان بَر، نمیرسند مگر آنكه انفاق كنند آنچه را كه دوستتر دارند. پوشیده نیست كه جنّات نعیم یكی از هدایا و نعمات خداوند به ابرار است. این رتبه شایسته همان مردان است كه در طرفةالعینی جان شیرین را تقدیم حضرت دوست ساختند. «هر كه شد كشته او نیك سرانجام افتاد». كمیت و كیفیت خدمتگزاری هماره بسته «آگاهی و توانایی» است و كمیت و كیفیت صله و تحفه صاحب نعمت نیز در نسبت با قدرت و دارایی او نیست. آن زمان كه آزادهمردی چون حسین، جمله دارایی خود را در ظهری داغ، بیطلب مابهازاء، بر سر دست گرفت و تقدیم آستان حضرت دوست ساخت، آن شرف را یافت كه به قول جناب سید محمد مهدی میرباقری، روز حسین علیه السلام محور ایامالله شود. پاسخ دلنشین امام محمد باقر علیه السلام خطاب به یكی از علاقمندان اهل بیت است كه خود را شیعه امام معرفی میكرد. حضرت میپرسند: اگر مالی داشته باشی در چه طریقی خرج میكنی؟ میگوید: (مثلاً) برای خود چنین و چنان خرید میكنم و... امام میفرماید: تو از دوستداران مایی و نه از شیعیان ما. ما اگر چیزی داشته باشیم همه را به شیعیان میبخشیم. هر یك از ما، سهمی از دارایی را در طریق امام و اهلبیت علیهم السلام صرف میكنیم و سهم بزرگتری را برای خود نگه میداریم. اصل و محور خودمانیم و امام در حاشیه زندگی ما جای دارد. سنتهایی را به جای میآوریم آن هم به امید پاداش و استخوان سبك كردن و با هزار ترفند نیز آن سهم را كم و كمتر میكنیم. وه كه اگر دانسته شود آن مردان نیك از قبیله ایمان و رستگاری چگونه جبران میكنند و چهسان مینوازند، به یكباره چونان حسین علیه السلام در طریق حق، همه دانستهها را در طریق امام حق و مبین ایثار میكردیم. دوم: روزی در تقویم می نویسند تعطیل به مناسبت ظهور امام زمان عج موضوع مطلب: امام زمان عج ادامه مطلب
عبارات و جملاتی هستند كه در وقت مطالعه خواننده را از ظرف زمان و مكان خارج كرده و به شرط آنكه چشمش خیره بر روز و اخبار و حوادث روزانه نمانده باشد او را متذكر میشوند.
اولی آیهای بود كه در لابهلای چند بیت شعر بر سنگ گور یك شهید والامقام، در بهشت زهرای تهران نوشته شده بود. عصاره آن همان آیه باشد که بر قلبم حك شده است:
«لن تنالوا البرّ حتّی تنفقوا مما تحبون»، هرگز به مقام ابرار، صاحبان بَر، نمیرسند مگر آنكه انفاق كنند آنچه را كه دوستتر دارند.
پوشیده نیست كه جنّات نعیم یكی از هدایا و نعمات خداوند به ابرار است.
این رتبه شایسته همان مردان است كه در طرفةالعینی جان شیرین را تقدیم حضرت دوست ساختند. «هر كه شد كشته او نیك سرانجام افتاد». كمیت و كیفیت خدمتگزاری هماره بسته «آگاهی و توانایی» است و كمیت و كیفیت صله و تحفه صاحب نعمت نیز در نسبت با قدرت و دارایی او نیست.
آن زمان كه آزادهمردی چون حسین، جمله دارایی خود را در ظهری داغ، بیطلب مابهازاء، بر سر دست گرفت و تقدیم آستان حضرت دوست ساخت، آن شرف را یافت كه به قول جناب سید محمد مهدی میرباقری، روز حسین علیه السلام محور ایامالله شود.
پاسخ دلنشین امام محمد باقر علیه السلام خطاب به یكی از علاقمندان اهل بیت است كه خود را شیعه امام معرفی میكرد. حضرت میپرسند: اگر مالی داشته باشی در چه طریقی خرج میكنی؟ میگوید: (مثلاً) برای خود چنین و چنان خرید میكنم و... امام میفرماید: تو از دوستداران مایی و نه از شیعیان ما. ما اگر چیزی داشته باشیم همه را به شیعیان میبخشیم.
هر یك از ما، سهمی از دارایی را در طریق امام و اهلبیت علیهم السلام صرف میكنیم و سهم بزرگتری را برای خود نگه میداریم. اصل و محور خودمانیم و امام در حاشیه زندگی ما جای دارد. سنتهایی را به جای میآوریم آن هم به امید پاداش و استخوان سبك كردن و با هزار ترفند نیز آن سهم را كم و كمتر میكنیم.
وه كه اگر دانسته شود آن مردان نیك از قبیله ایمان و رستگاری چگونه جبران میكنند و چهسان مینوازند، به یكباره چونان حسین علیه السلام در طریق حق، همه دانستهها را در طریق امام حق و مبین ایثار میكردیم.
دوم:
|لينك مطلب| طلوع خورشيد شده در دوشنبه هجدهم شهریور 1387 ساعت 13:43 توسط مهدی دیندار تابشی |
یکی از بازرگانان اصفهانی که مورد اعتماد گروهی از دانشمندان بود در عالم رویا به محضر امام زمان (عج) مشرف می شود و از ایشان می پرسد: "فرج شما کی خواهد رسید؟" می فرمایند : "نزدیک است. به شیعیان ما بگویید دعای ندبه را روزهای جمعه بخوانند" ای آشنای غربت جمعه ظهور کن یک مرتبه ز کوچه ما هم عبور کن حک شد به روی بال قنوت نمازمان این خواهش قدیمی آقا ظهور کن چشم انتظار قایق صیاد ماندهام محض خدا بیا و مرا صید تور کن من را که دور ماندهام از خاک کربلا آقا بیا و همسفر بال نور کن یک شب بیا میان حسینیه عزا یادی ز روضههای كنار تنور كن "شمس" روزی در تقویم می نویسند تعطیل به مناسبت ظهور امام زمان عج موضوع مطلب: امام زمان عج
می فرمایند :
"نزدیک است. به شیعیان ما بگویید دعای ندبه را روزهای جمعه بخوانند"
ای آشنای غربت جمعه ظهور کن یک مرتبه ز کوچه ما هم عبور کن
حک شد به روی بال قنوت نمازمان این خواهش قدیمی آقا ظهور کن
چشم انتظار قایق صیاد ماندهام محض خدا بیا و مرا صید تور کن
من را که دور ماندهام از خاک کربلا آقا بیا و همسفر بال نور کن
یک شب بیا میان حسینیه عزا یادی ز روضههای كنار تنور كن
"شمس"
|لينك مطلب| طلوع خورشيد شده در یکشنبه هفدهم شهریور 1387 ساعت 13:40 توسط مهدی دیندار تابشی |
یا رب المهدی بحق المهدی اشف صدر المهدی بظهور الحجت ای روح دعا سلام مهدی 1170 بهار وخزان گذشت ونیامدی0سالهاست نگاهم پشت پنجره ای که متعلق به فرداست قاب گردیده وگرد وغبار هجران برآن سایه افکنده0 عمری است که برای آمدنت بی قرارم0 یابن الزهرا،ببین از فراقت سخت بارانیم0 ببین ثانیه ها چگونه از هجر تو بغض کرده وبه هق هق افتاده اند0 آقا جان!حیف نیست ماه شب چهادره پشت ابرهای تیره وپاره پاره پنهان بماند،حیف نیست دیده را شوق وصا ل باشد ولی فروغ دیده نباشد0 بیا وقرار دل بیقرارم شو0 بیا وصداقت آینه را به زلال آبی نگاهت پیوند بزن0 بیا تا سر به دامانت بگذارم وعقده های چندین ساله ام را باز کنم0 تو که معنای سبز لحظه هایی بیا تو که ترنم الطاف حق تعالی بیا0 بیا که از هجرت چون اسپندی بر آتشم0 یوسف فاطمه!کی طنین دلنواز انا بقیه ا000 تو از کعبه مقصود جانها را معطر می نماید0 کی کعبه به خود می بالد وزمین بر قامت دلربایت طواف عشق می گزارد وجان در سعی وصفای نگاه تو محرم می شود ومناسک حج وقربان را بجای می آورد0 برای آمدنت تمام دلهای عشاق دنیا را به ضریح چشمهای قشنگ وعباس گونه ات گره زده ایم ودر مراسم اعتکاف شبهای فراق برای گرفتن حاجتمان دست به دعا برداشته ایم0 آقا جان برای آن لحظه که سبز پوش با پرچم یالثارات الحسین در انتهای افق غباری بپا می شود وتو با ذوالفقار حیدر وسوار بر اسب سفید قصه ها می آیی لحظه ها را بدست باد می سپارم0 بگذار صادقانه بگویم که کهانسالترین آرزوی دلم آرزوی وصال توست!آرزویی که برای بدست آوردنش تمام کلافهای عمرم را به بازار معشوق فروشان برده ام وخودم را در جرگه خریداران یوسف زهرا(س) قرار داده ام0 نازنینم!تو زیبا ترین دلیل برای شبهای قدر وشب زنده داریهای منی تو ضیاعین ودلیل امن یجیب منی 0 آقا جان! می خواهم برایت قصه بگویم 0 قصه سیب وگندم ومردی که سالهاست در میان مردم چشمم ایستاده،قصه خوشه خوشه انتظار وچشمانی که درو میکنند،قصه باران وسطرهایی که دلواپس پونه هاست،قصه اسب وخیال آمدن تو در باران،قصه هایی که مشق هر شب من است0 کاش می شد واژه ها را شست وانتظارراتفسیر کرد ولی افسوس000 میدانی مرز انتظار کجاست!؟آنجا که قطره اشک منتظری سدی از دلواپسی ساخته وقطره قطره انتظار را ذخیره می کند،آنجا که وجودش چون جرعه ای آب از تشنه ای رفع عطش می کند آنگاه که می فرماید اگر شیعیان ما مرا به اندازه قطره ای آب بخواهند هر لحظه ظهور من نزدیکتر می شد0 حس می کنم نزدیکی آنقدر نزدیک که با آمدن یک نسیم تو را احساس کرد وبویید0 خوب می دانم که آخر دل سنگ وطلسم نحس قصه را می شکنی وآنگاه زمان وصل وجان نثاری می رسد0 پس بیا از پس کوچه های انتظار ،بیا که شعرهایم بی قافیه مانده اند،بیا که با آمدنت گم میشود در تبسم تو بغض چندین ساله ام،بیا که غزلهایم مضمون ندارند ومثنوی عشق نا تمام است0 محبوبم!هر روز که میگذردبیشتر از قبل دلم برایت تنگ می شود0 عشق تو سراسر وجودم را فرا گرفته و اگر دلم را بشکافی بر لوح آن نام تو هگ گردیده وکنون ای بهار عشق!می ترسم از خزان عمرترسم از ندیدن است بگو که تا خزان من آیا فرصت بهار دیدن است؟ یابن الزهرا!"لیت شعری أین استقرت بک النوی"0 کاش میدانستم که کجا وکی دلها به ظهور تو آرام خواهند گرفت0 بنفسی أنت! به جانم سوگند که تا طلوع صبح صادق به انتظارت خواهم ماند ولحظه ها را با تمام سنگینی به دوش می کشم وسکوت ثانیه ها را به ازای فریاد زمان تحمل می کنم فقط برای رسیدن به لحظه با شکوه وصا لت0 آقا جان! دروادی انتظار زمان را بنگر که چگونه از هجر تو همچون شمع ذره ذره آب می گردد0 کی می آیی که قطره ها به دریا بپیوندند؟خیبر گشای فاطمه(س) کی می آیی؟ کی می آیی که کران تا بیکران دلم را برایت چراغانی کنم وچشمانم را فرش قدومت نمایم؟ بیا که بهار بی صبرانه مشتاق آمدن توست وقلبم جویبار اشکهایی که هرروز وشب برای فراق تو ریخته می شوند0 یاس سفیدم!بیا که با ظهورت آیه"والنهار اذا تجلی" تأویل گردد0 بیا که چشمه سار وجودم سخت خشکیده وفریاد العطش برآورده،بیا تا از نرگس چشمانت عطری برای سجاده ام بگیرم0بیا ومرا زائر شهر قاصدکها کن،بیا000 دلم برای ورود هر عشقی غیر از عشق تو بن بست است ودیده ام جز برای فراق تو نمی بارد0 بیا که هجر توآیه"ان عذابی لشدید" را تفسیر می نماید0 آقا جان!بحق کوچه وچادر خاکی بیا،بیا که سید علی ماتنهاست وچاهی ندارد که غصه هایش را بااو در میان بگذارد0 بیا ورأس سبز شاپرکهایی باش که در جستجوی قبر یاس سرگردان کوچه های هاشمیند0 ای پیدا ترین پنهان من! تا تو بیایی مروارید چشمانم رابرای سلامتیت صدقه می دهم وبرای آمدنت روزه سکوت می گیرم وبا جام وصال تو افطار می نمایم0 نذر کرده ام که بیایی تا جان شیرین را فرش قدمها یت نمایم0 پس بیا که نذر خود را ادا کنم0 ای آفتاب عمر! تا تو بیایی انتظار را قاب میکنم وبر لوح دلم می کوبم0 فریاد را حبس می کنم وبه سکوت اجازه حضور می دهم0 در نبود تو جام تلخ فراق را سر می کشم وسر به دوش هجران می نهم وبرای آمدنت دعا می کنم0 به امید آنروز هزار وصد وهفتادمین شمع را روشن می کنیم ومنتظرت می مانیم0 به خدای کعبه می سپارمت وسبد سبد نرگس ویاس چشم براهی میکنم0 کاش می شد که خدا اجازه ظهورت می داد کاش می شد که در این دیار غربت ومیان موج غمها به سکوت سرد وسنگین رخصت خاتمه می داد کاش می شد جمعه ما شاهد ابروی زیبای تو می شد دیده نا قابل ما فرش کیسوی تو می شد کاش می شد انتظار منتظر بپایان رسد وهوا میزبان یاسها و نسترنها خاک پای مهدی زهرا شود کاش می شد تو هم از انتظار خسته شوی و برای فرج دعا کنی کاش می شد000 روزی در تقویم می نویسند تعطیل به مناسبت ظهور امام زمان عج موضوع مطلب: امام زمان عج
ای روح دعا سلام مهدی
1170 بهار وخزان گذشت ونیامدی0سالهاست نگاهم پشت پنجره ای که متعلق به فرداست قاب گردیده وگرد وغبار هجران برآن سایه افکنده0
عمری است که برای آمدنت بی قرارم0 یابن الزهرا،ببین از فراقت سخت بارانیم0 ببین ثانیه ها چگونه از هجر تو بغض کرده وبه هق هق افتاده اند0
آقا جان!حیف نیست ماه شب چهادره پشت ابرهای تیره وپاره پاره پنهان بماند،حیف نیست دیده را شوق وصا ل باشد ولی فروغ دیده نباشد0
بیا وقرار دل بیقرارم شو0 بیا وصداقت آینه را به زلال آبی نگاهت پیوند بزن0 بیا تا سر به دامانت بگذارم وعقده های چندین ساله ام را باز کنم0 تو که معنای سبز لحظه هایی بیا تو که ترنم الطاف حق تعالی بیا0
بیا که از هجرت چون اسپندی بر آتشم0 یوسف فاطمه!کی طنین دلنواز انا بقیه ا000 تو از کعبه مقصود جانها را معطر می نماید0 کی کعبه به خود می بالد وزمین بر قامت دلربایت طواف عشق می گزارد وجان در سعی وصفای نگاه تو محرم می شود ومناسک حج وقربان را بجای می آورد0 برای آمدنت تمام دلهای عشاق دنیا را به ضریح چشمهای قشنگ وعباس گونه ات گره زده ایم ودر مراسم اعتکاف شبهای فراق برای گرفتن حاجتمان دست به دعا برداشته ایم0 آقا جان برای آن لحظه که سبز پوش با پرچم یالثارات الحسین در انتهای افق غباری بپا می شود وتو با ذوالفقار حیدر وسوار بر اسب سفید قصه ها می آیی لحظه ها را بدست باد می سپارم0
بگذار صادقانه بگویم که کهانسالترین آرزوی دلم آرزوی وصال توست!آرزویی که برای بدست آوردنش تمام کلافهای عمرم را به بازار معشوق فروشان برده ام وخودم را در جرگه خریداران یوسف زهرا(س) قرار داده ام0
نازنینم!تو زیبا ترین دلیل برای شبهای قدر وشب زنده داریهای منی تو ضیاعین ودلیل امن یجیب منی 0
آقا جان! می خواهم برایت قصه بگویم 0 قصه سیب وگندم ومردی که سالهاست در میان مردم چشمم ایستاده،قصه خوشه خوشه انتظار وچشمانی که درو میکنند،قصه باران وسطرهایی که دلواپس پونه هاست،قصه اسب وخیال آمدن تو در باران،قصه هایی که مشق هر شب من است0
کاش می شد واژه ها را شست وانتظارراتفسیر کرد ولی افسوس000
میدانی مرز انتظار کجاست!؟آنجا که قطره اشک منتظری سدی از دلواپسی ساخته وقطره قطره انتظار را ذخیره می کند،آنجا که وجودش چون جرعه ای آب از تشنه ای رفع عطش می کند آنگاه که می فرماید اگر شیعیان ما مرا به اندازه قطره ای آب بخواهند هر لحظه ظهور من نزدیکتر می شد0
حس می کنم نزدیکی آنقدر نزدیک که با آمدن یک نسیم تو را احساس کرد وبویید0
خوب می دانم که آخر دل سنگ وطلسم نحس قصه را می شکنی وآنگاه زمان وصل وجان نثاری می رسد0
پس بیا از پس کوچه های انتظار ،بیا که شعرهایم بی قافیه مانده اند،بیا که با آمدنت گم میشود در تبسم تو بغض چندین ساله ام،بیا که غزلهایم مضمون ندارند ومثنوی عشق نا تمام است0
محبوبم!هر روز که میگذردبیشتر از قبل دلم برایت تنگ می شود0 عشق تو سراسر وجودم را فرا گرفته و اگر دلم را بشکافی بر لوح آن نام تو هگ گردیده وکنون ای بهار عشق!می ترسم از خزان عمرترسم از ندیدن است بگو که تا خزان من آیا فرصت بهار دیدن است؟
یابن الزهرا!"لیت شعری أین استقرت بک النوی"0 کاش میدانستم که کجا وکی دلها به ظهور تو آرام خواهند گرفت0
بنفسی أنت!
به جانم سوگند که تا طلوع صبح صادق به انتظارت خواهم ماند ولحظه ها را با تمام سنگینی به دوش می کشم وسکوت ثانیه ها را به ازای فریاد زمان تحمل می کنم فقط برای رسیدن به لحظه با شکوه وصا لت0
آقا جان!
دروادی انتظار زمان را بنگر که چگونه از هجر تو همچون شمع ذره ذره آب می گردد0 کی می آیی که قطره ها به دریا بپیوندند؟خیبر گشای فاطمه(س) کی می آیی؟
بیا که بهار بی صبرانه مشتاق آمدن توست وقلبم جویبار اشکهایی که هرروز وشب برای فراق تو ریخته می شوند0
یاس سفیدم!بیا که با ظهورت آیه"والنهار اذا تجلی" تأویل گردد0 بیا که چشمه سار وجودم سخت خشکیده وفریاد العطش برآورده،بیا تا از نرگس چشمانت عطری برای سجاده ام بگیرم0بیا ومرا زائر شهر قاصدکها کن،بیا000
دلم برای ورود هر عشقی غیر از عشق تو بن بست است ودیده ام جز برای فراق تو نمی بارد0 بیا که هجر توآیه"ان عذابی لشدید" را تفسیر می نماید0 آقا جان!بحق کوچه وچادر خاکی بیا،بیا که سید علی ماتنهاست وچاهی ندارد که غصه هایش را بااو در میان بگذارد0 بیا ورأس سبز شاپرکهایی باش که در جستجوی قبر یاس سرگردان کوچه های هاشمیند0
ای پیدا ترین پنهان من!
تا تو بیایی مروارید چشمانم رابرای سلامتیت صدقه می دهم وبرای آمدنت روزه سکوت می گیرم وبا جام وصال تو افطار می نمایم0 نذر کرده ام که بیایی تا جان شیرین را فرش قدمها یت نمایم0 پس بیا که نذر خود را ادا کنم0
ای آفتاب عمر!
تا تو بیایی انتظار را قاب میکنم وبر لوح دلم می کوبم0 فریاد را حبس می کنم وبه سکوت اجازه حضور می دهم0 در نبود تو جام تلخ فراق را سر می کشم وسر به دوش هجران می نهم وبرای آمدنت دعا می کنم0 به امید آنروز هزار وصد وهفتادمین شمع را روشن می کنیم ومنتظرت می مانیم0
به خدای کعبه می سپارمت وسبد سبد نرگس ویاس چشم براهی میکنم0
کاش می شد که خدا
اجازه ظهورت می داد
کاش می شد
که در این دیار غربت
ومیان موج غمها
به سکوت سرد وسنگین
رخصت خاتمه می داد
جمعه ما
شاهد ابروی زیبای تو می شد
دیده نا قابل ما
فرش کیسوی تو می شد
انتظار منتظر بپایان رسد
وهوا میزبان یاسها و
نسترنها
خاک پای مهدی زهرا شود
تو هم از انتظار خسته شوی و
برای فرج دعا کنی
کاش می شد000
|لينك مطلب| طلوع خورشيد شده در یکشنبه هفدهم شهریور 1387 ساعت 13:35 توسط مهدی دیندار تابشی |
يكى ديگر از اوقات مهم ماه شعبان براى سالك إلى اللّه آخرين جمعه آن است. از كتاب «عيون» از «عبد السلام بن صالح هروى» نقل شده كه مىگويد: در آخرين جمعه شعبان به ديدن ابى الحسن على بن موسى الرضا عليهما السّلام رفتم، حضرت فرمودند: «ابا صلت بيشتر شعبان گذشت واين آخرين جمعه آن است، كوتاهى گذشته خود را در اين ماه جبران كن بسيار دعا و استغفار كن و خيلى قرآن بخوان، و از گناهانت توبه كن، تا وقتى ماه رمضان مىآيد مخلص براى خدا باشى و هيچ امانتى بگردنت نباشد مگر اين كه آن را رد كنى و هيچ كينهاى از مؤمنى در دلت نباشد مگر اين كه آن را از بين ببرى و از هر گناهى كه انجام مىدهى، دست بردار. تقواى خدا را پيشه كن و در نهان و آشكارت به او توكل كن «و كسى كه به خدا توكل كند خدا براى او كافى خواهد بود.» و در باقيمانده اين شهر اين دعا را زياد تكرار كن:اللّهم إن لم تكن غفرت لنا في ما مضى من شعبان، فاغفر لنا في ما بقي منه،
يكى ديگر از اوقات مهم ماه شعبان براى سالك إلى اللّه آخرين جمعه آن است. از كتاب «عيون» از «عبد السلام بن صالح هروى» نقل شده كه مىگويد:
در آخرين جمعه شعبان به ديدن ابى الحسن على بن موسى الرضا عليهما السّلام رفتم، حضرت فرمودند: «ابا صلت بيشتر شعبان گذشت واين آخرين جمعه آن است،
كوتاهى گذشته خود را در اين ماه جبران كن بسيار دعا و استغفار كن و خيلى قرآن بخوان، و از گناهانت توبه كن، تا وقتى ماه رمضان مىآيد مخلص براى خدا باشى
و هيچ امانتى بگردنت نباشد مگر اين كه آن را رد كنى و هيچ كينهاى از مؤمنى در دلت نباشد مگر اين كه آن را از بين ببرى و از هر گناهى كه انجام مىدهى، دست بردار. تقواى خدا را پيشه كن و در نهان و آشكارت به او توكل كن «و كسى كه به خدا توكل كند خدا براى او كافى خواهد بود.» و
در باقيمانده اين شهر اين دعا را زياد تكرار كن:اللّهم إن لم تكن غفرت لنا في ما مضى من شعبان، فاغفر لنا في ما بقي منه،
خدايا اگر در اين مدت كه از شعبان گذشته، ما را نبخشيدهاى، در مدتى كه از آن مانده ما را بيامرز، زيرا خداوند متعال باحترام ماه رمضان، در اين ماه افراد زيادى را از آتش رها مىكند».
اين فرمايشات حضرت عليه السّلام پيام و دستور العملى براى اهلش در اين مورد و تمام موارد مانند آن است. بنابراين آن را حفظ كرده، غنيمت بدان و به آن عمل كن.
|لينك مطلب| طلوع خورشيد شده در یکشنبه هفدهم شهریور 1387 ساعت 13:20 توسط مهدی دیندار تابشی |