صفحه در حال بارگذاري است! لطفا کمي صبر کنيد...
Loading by : BAHAR-20
خدمات وبلاگ نویسان جوان
Bahar-20
كد پرواز پرندگان
درباره وبلاگ اي منتظران گنج نهان مي آيدآرامش جان عاشقان مي آيدبر بام سحر طلايه داران ظهور گفتند كه صاحب الزما ن مي آيدمطالب اين وبلاگ برگ سبزي است تحفه ي درويش سخن از ماندگار فرياد رس است(( انتظار مقدم دلدار با يد مي كشيد ))نوشته شده توسط مهدی دیندار تابشی عاشق مهدی ( عج ) عضو شورای پایگاه مقاومت شهدای یالقوزآغاجشماره های تماس با من:0935804996700989379005692 منو اصلي صفحه نخست پست الكترونيك آرشيو مطالب خانگي سازي ذخيره كردن صفحه اضافه به علاقه مند يها طلوع خورشيدهاي غروب كرده هفته چهارم مهر 1388هفته سوم مهر 1388هفته دوم مهر 1388هفته سوم شهریور 1388هفته چهارم مرداد 1388هفته سوم اردیبهشت 1388هفته دوم اردیبهشت 1388هفته چهارم فروردین 1388هفته سوم فروردین 1388هفته دوم بهمن 1387هفته دوم دی 1387هفته چهارم آذر 1387هفته سوم آذر 1387هفته دوم آذر 1387هفته اوّل آذر 1387هفته چهارم آبان 1387هفته سوم آبان 1387هفته دوم آبان 1387هفته چهارم مهر 1387هفته سوم مهر 1387هفته دوم مهر 1387هفته اوّل مهر 1387هفته چهارم شهریور 1387هفته سوم شهریور 1387هفته دوم شهریور 1387هفته اوّل شهریور 1387هفته چهارم مرداد 1387هفته چهارم تیر 1387هفته دوم خرداد 1387هفته چهارم اردیبهشت 1387هفته سوم اردیبهشت 1387هفته دوم اردیبهشت 1387هفته اوّل اردیبهشت 1387 آرشيو موضوعي امام زمان عج ولادت ها و شهادت های آسمونی از ملک تا ملکوت اس ام اس مهدوي قرآن و ترنم وحی پيوندها .:: قالب ساز ::. .:: اخرالزمان ومهدويت ::. دورنالار زندگي_هستي_نيستي سرزمین رویايی تنهایان ( وبلاگ ديگر من و داداش رامين) روزگار رهايي در انتظار يار دختری تنهای تنها انتظار فرج فاطیما خرابات نشین پیامبر امید ایمان ما ساحل نشین اشک دچار باید بود عاشق تنها شکست عشق عاشقان گل نرگس گل نرگسم به آن ياس سپيد قسمت ميدهم ... mir شرح بي نهايت بانوي صحرا نشين انتظار حجّت ماه من بسوي ظهور شميم يار كي ميايي مهربونم هميشه تنها شمیم یار- میعادگاه عاشقان و منتظران امام زمان عج- گل نرگس-مهدی موعود پخش ایران (پایگاه خبری شیعه) گل نرگس بيا در انتظار حضرت مهدي(عج) غرفه ي ناز بانوي بي حرم عضو شو بازي كن جايزه ببر جهان در انتظار دولت جهانی امام مهدی عج منتظران مهدي ( عج ) طلوع خورشيد دوستان آمار با معرفت ها افراد آنلاين: تعداد بازديدها: امکانات عاشقانه یه کودک فایل تصویری/ عاشقانه با امام زمان (ع) با زبان شیرین کودکانه نام فایل تصویری حجم فایل دانلود از سرور پرشین گیگ (مستقیم) دانلود از سرور پارسا اسپیس (غیر مستقیم) نیایش با مولا (عج) از زبان کودکانه ۵.۲۷ مگابایت لینک دانلود لینک دانلود روزی در تقویم می نویسند تعطیل به مناسبت ظهور امام زمان عج موضوع مطلب : امام زمان عج |لينك مطلب| طلوع خورشيد شده در شنبه هجدهم مهر 1388 ساعت 13:31 توسط مهدی دیندار تابشی | کوله بار گناه و دعا برای ظهور «آقا بیا» برایمان یک حرف ساده است دل ها ولی ز باده ی سرخ گناه مست آقا ! نیا که باطن دل های ما گچی ست محرم شدیم به هر چه تباه و گناه هست آقا ! ببین که بی تو زمین هم دلش گرفت از این همه ریا و تظاهر دلش شکست با این همه گناه که در کوله ی من است آقا ! منو دعای ظهورت !!! چگونه است؟؟؟ "خراباتی" روزی در تقویم می نویسند تعطیل به مناسبت ظهور امام زمان عج موضوع مطلب : امام زمان عج |لينك مطلب| طلوع خورشيد شده در شنبه هجدهم مهر 1388 ساعت 13:17 توسط مهدی دیندار تابشی | شیطان شناسی؛ محورهای نفوذ شیطان شیطان شناسی؛ محورهای نفوذ شیطان با وجود این حقیقت که شیطان در عمل گمراه کردن انسان ها، محدودیت ها و ناتوانی هایی دارد که نداشتن استدلال و منطق از آن جمله است، توانمندی و استعدادهایی هم به اذن خدا در او وجود دارد که محورهای نفوذ جهت القاء و اغوای او معروف هستند. ذیلاً به نمونه هایی از آن اشاره می شود: 1- ایجاد وسوسه در انسان: شیطان از طریق القای شک و تردید در افکار و اعمال عقلانی و متمایل کردن افراد به خواهش های بی تعادل نفسانی، آنها را دچار وسوسه نموده و مقدمه انجام عمل خلاف را فراهم می آورد. 2- زیبا جلوه دادن گناه انسان: شیطان با استفاده از تمایلات نفسانی جاذبه های مادی و غریزی اعمال را طوری در نظر افراد سست ایمان زیبا جلوه می دهد که حدود و حقوق فردی و اجتماعی و عقلانی عمل فراموش شده و فرد بدون احساس گناه، مرتکب خطا و اغوای شیطان می شود. 3- انکار خدا توسط انسان های فریب خورده: انسان های مغرور و فریب خورده، چنان در خودشیفتگی و انانیت غوطه ور می شوند که خود را بی نیاز از رحمت و نعمات الهی تصور نموده، دست به طغیان و سرکشی می زنند و خود را در معرض نابودی و شکست قرار می دهند. 4- توبه و استغفار را انکار کردن: فریب خوردگان بر اثر ناامیدی، که از القائات شیطان است، امکان جبران و بازگشت به سلامتی را انکار نموده، قدمی در راه اصلاح خود و دیگران برنمی دارند، زیرا امیدواری به توبه و استغفار از نشانه های ایمان و مقدمه نجات است. 5- به تأخیر انداختن زمان توبه: وقتی آیه توبه نازل شد، شیطان بسیار ناامید و خشمگین شد و به فکر چاره افتاد. شیطان و دستیاران او با این امید خوشحال شدند که هم توبه کردن را از یاد مردم می بریم و هم زمان توبه را به تأخیر انداخته، فرصت توبه را به افراد نمی دهیم. 6- فریب انسان ها با زبان زیبا: بسیاری از شیاطین و منافقین فریب خورده توسط شیطان، بدون اینکه عمل سالم و صالحی داشته باشند، چنان در بیان توانمند نشان می دهند که تعجب افراد ظاهربین را بر می انگیزند. و اساساً بیشتر اهل حرف و سخن هستند تا اهل عمل سالم. 7- وعده جاودانگی به انسان محدود: شیطان به انسان که در نشئه روحانی باقی و جاویدان است، به دروغ وعده جاودانگی در دنیای محدود و موقت را می دهد و با آرزوهای فریبکارانه دنیایی، قیامت و حساب را از یاد او برده و او را به جاودانگی در جهنم مبتلا می کند. 8- از بین بردن جاودانگی روح تخیل افراد: وهم و خیال اسلحه شیطان است و اگر خیال با عقل مهار نشود، رابطه انسان را از واقعیات و حقایق عالم، از جمله جاودانگی روح الهی به تباهی برده و او را اسیر دنیای نفسانی و بی اعتدال می کند. 9- گذاشتن باطل در برابر حق: شیطان در برابر همه چیز حقیقی که اصل آن غیر قابل انکار است، موجودی خیالی و غیر واقعی و ضد حقیقت؛ یعنی، باطل را قرار داده و انسان های ظاهربین و بی فکر و بی استدلال را فریب می دهد و به تباهی می کشاند. 10- کوچک و آسان نمایاندن گناهان بزرگ: شیطان برعکس انسان های ساده اندیش به خوبی میداند که گناه و انحراف، مانند دانه ای است که در وجود آدمی و نفس ضعیف او خانه کرده و به تدریج فرد را به تکرار کارهای خلاف عقل و دین ترغیب می نماید و بر همین اساس، ارتکاب گناهان کوچک را دروازه گناهان بزرگ به شمار می آورد. 11- غفلت از قیامت با آرزوهای دراز دنیایی: از شیوه های شیطان برای فریب دادن انسان های غافل، این است که آرزوهای دراز را برای انسان ها مانند هدفی اساسی در آورده و عمر کوتاه انسان را در پی تحقق آرزوهای دراز به تباهی می کشاند و آینده محتوم و مهم؛ یعنی، روز قیامت را از یاد او می برد. 12- ایجاد شک و تردید نسبت به حقایق: اولین قدم فریب و اغوای شیطان، ایجاد شک و تردید در انسان های ضعیف نسبت به حقایق می باشد؛ زیرا پس از سلب ایمان و یقین از انسان است که شیطان می تواند تمام فریب های خود را انجام دهد. اساساً باید توجه داشت که شیطان در انسان های مردد طمع می کند. 13- شک درباره انبیاء: از دشمنی های بزرگ و فریب های شیطان این است که انسان های سطحی و ضعیف النفس را نسبت به حقانیت انبیای الهی دچار تردید می نماید. و برای این افراد فریب خورده، عقل آسیب پذیر و محدود و یا نیروهای ناشناخته و غیر واقعی را به عنوان منبع هدایت انسان ها معرفی می کند. برگرفته از کتاب سایه های خورشید، مرجع کامل شیطان شناسی بخش اول: کلیات بحث شیطان شناسی بخش دوم: شیطان در معارف دینی بخش سوم: بررسی روانشناختی شیطان بخش چهارم: محورهای نفوذ شیطان بخش پنجم: روش های مقابله با شیطان بخش ششم: شیطان شناسی در ادب، حکمت و سوء تفاهم ها جهت خرید کتاب سایه های خورشید کلیک کنید. جهت خرید سی دی شیطان شناسی کلیک کنید. جهت خرید کتاب گناهان کبیره اینجا کلیک کنید. جهت خرید کتب اسلامی کلیک کنید. جهت خرید کتب حکمت و عرفان کلیک کنید. جهت خرید کتب سیاسی کلیک کنید. جهت خرید نرم افزارهای چند رسانه ای کلیک کنید. جهت خرید نرم افزارهای تبیان کلیک کنید. موضوع مطلب: از ملك تا ملكوت |لينك مطلب| طلوع خورشيد شده در شنبه هجدهم مهر 1388 ساعت 11:9 توسط مهدی دیندار تابشی | قرآن، دارويي بدون عوارض جانبي اثر قرآن بر دل مؤمنان و ستمگران "و ننزل من القرآن ما هو شفاء و رحمة للمؤمنین و لا یزید الظالمین الاخسارا" این آیه شریفه، هشتاد و دومین آیه سوره مباركه اسرا مىباشد. در این سوره، خداوند چندین بار راجع به قرآن كریم سخن به میان آورده، میفرماید این قرآن، خلق را به راستترین و استوارترین راه هدایت مىكند و اهل ایمان را كه نیكوكار باشند به اجر و ثواب عظیم بشارت مىدهد. در آیات 82 الى 100 این سوره خداوند براى بار دوم در این سوره، قرآن كریم را معجزه و آیت پیامبر اكرم صلى الله علیه وآله معرفى مىكند و همچنین رحمت و بركتش مىخواند. معناى آیه : كلمه "من" گاهى براى تبعیض و گاهى بیانیه است. علامه طباطبایى كلمه "من " را در این آیه "بیانیه" دانستهاند زیرا شفاء و رحمت مخصوص قسمتى از قرآن نیست بلكه اثر قطعى همه آیات قرآن است. بنابراین معناى آیه به این صورت خواهد شد: "ما آنچه را كه شفاء و رحمت است را نازل مىكنیم ..." (1) اما بعضى از مفسران این را احتمال دادهاند كه "من" در آیه به همان معناى تبعیض است و اشاره به نزول تدریجى قرآن مىباشد (بخصوص اینكه جمله ننزل فعل مضارع است) در این صورت معناى آیه چنین خواهد شد: "ما قرآن را نازل مىكنیم و هر بخشى از آن كه نازل مىشود به تنهایى مایه شفاء و رحمت است و..." (2) قرآن شفاء است در آیه بالا، خداوند قرآن كریم را شفاء نامیده است. دلهاى آدمیان نیز احوالی دارد كه اگر قرآن را با آن احوال مقایسه كنیم، خواهیم دید كه همان نسبتى را دارد كه یك داروى معالج با مرض دارد. انسان همانطور كه سلامتى و بیماری جسمى دارد سلامتى و بیماری روحى هم دارد، و همانطور كه اختلال در نظام جسمى او باعث مىشود كه دچار مرضهای جسمى شود همچنین اختلال در نظام روحى او باعث مىشود به مرضهاى روحى مبتلا شود، و همانطور كه براى مرضهاى جسمیاش دوایى است، براى مرضهاى روحى نیز درمانى دارد. قرآن رحمت است براى كسى كه طالب رحمت بوده و آن را براى خویش بخواهد. قرآن شفاء از برای كفر، شرك، جهل، فساد و هر رذیلتى است، البته براى كسى كه بخواهد براى خداوند تعالى خالص شود. خداوند در میان مؤمنان گروهى را چنین معرفى مىكند كه در دلهایشان مرض دارند و این مرض غیر كفر و نفاق صریح است و مىفرماید: "لئن لم ینثه المنافقون و الذین فى قلوبهم مرض و المرجفون فى المدینة لنغرینك بهم" (3) و نیز مىفرماید: "و لیقول الذین فى قلوبهم مرض و الكافرون ماذا ارادالله بهذا مثلا" (4) و اینكه قرآن كریم آن را مرض خوانده قطعا چیزیست كه ثبات قلب و استقامت نفس را مختل مىسازد، از قبیل شك و ریب كه هم آدمى را در باطن دچار اضطراب و تزلزل نموده به سوى باطل و پیروى هوى متمایل مىسازد و هم با ایمان - البته با نازلترین درجه ایمان منافات ندارد و عموم مردم با ایمان نیز دچار آن هستند و خود یكى از نواقص، نسبت به مراتب عالیه ایمان، شرك شمرده مىشود و خداوند در این باره مىفرماید: "ولا یؤمن اكثرهم بالله الا و هم مشركون" (5) و نیز مىفرماید: "فلا و ربك لا یؤمنون حتى یحكمون فیما شجر بینهم ثم لا یجدون فى انفسهم حرجا مما قضیت و سلموا تسلیما " (6) اما چرا خداوند قرآن را شفاى دل مؤمنین نامیده است؟ قرآن كریم با حجتهاى قاطع خود، شكها و تردیدها را در راه عقاید حق از بین برده با مواعظ شافى خود و داستانهاى آموزنده و عبرتانگیز، مثلهاى دلنشین، وعده و وعید، انذار و تبشیرش و احكام و شرایعش با تمامى آفات دلها مبارزه كرده همه را ریشهكن مىسازد، بدین جهتخداوند قرآن را شفاى دل مؤمنان نامیده است. (7) مسعدة بن صدقة از امام جعفر صادق علیه السلام نقل مىكند كه "و انما الشفاء فى علم القرآن" (8) قرآن رحمت است چرا خداوند بعد از اینكه قرآن را شفاء براى مؤمنان معرفى مىكند آن را رحمت نیز مىخواند؟ رحمت افاضهاى است كه به وسیله آن كمبودها جبران گشته حوایج برآورده مىشود. قرآن دل آدمى را به نور علم و یقین روشن مىسازد و تاریكیهاى جهل و شك را از آن دور مىكند و آن را به زیور ملكات فاضله مىآراید. (9) آیت الله مكارم شیرازى مىنویسد: "شفاء" اشاره به "پاكسازى"، و "رحمت" اشاره به "نوسازى" است (10) قرآن براى مردم و اهل قرآن رحمت است و شكى در آن نیست و اهل قرآن كریم، ائمه هدى هستند كه خداوند مىفرمایند: "ثم اورثنا الكتاب الذین اصطفینا من عبادنا." (11) قرآن براى كسانى رحمت است كه به فرایض آن عمل مىكنند و آنچه را كه در قرآن حلال استحلال، و آنچه را كه حرام است، حرام مىدانند. پس اینان مؤمنان هستند كه وارد بهشت مىشوند و عذاب نمىشوند، بلكه از عذاب نجات مىیابند. (12) همچنین در قرآن، شفا از افراط و تفریط در تفكرات و شعور انسان است. پس این قرآن، عقل را از راههاى غیر حقیقى حفظ مىكند، انسان را در راههایى كه مثمر ثمر باشد، آزاد مىگذارد، او را از استفاده كردن نیرو و توانش در جاهایى كه فایده ندارد، باز مىدارد، به او برنامه سالم دقیق مىدهد، فعالیت انسان را نتیجهدار کرده، از راههاى غیر حقیقى باز مىدارد. (13) قرآن مؤمنان را صحت و استقامت افزوده و سعادتى بر سعادتشان اضافه مىكند و اگر در كافران هم چیزى بیفزاید، چیز جز نقص و خسران نخواهد بود قرآن رحمت است براى كسى كه طلب رحمت مىكند و رحمت را براى خویش مىخواهد. قرآن شفاء از كفر، شرك، جهل، فساد و هر رذیلتى است، البته براى كسى كه بخواهد براى خداوند تعالى خالص شود. (14) قرآن كریم از آن جهت كه شفاء است، اول دل را انواع مرضها و انحرافات پاك مىكند و زمینه را براى جاى دادن فضایل آماده مىسازد; از آن جهت كه رحمت است صحت و استقامت اصلى و فطرى دل را به او باز مىگرداند; از آن جهت كه شفاء است محل دل را از موانعى كه ضد سعادت است پاك كرده آماده پذیرش سعادت مىسازد; از آن جهت كه رحمت است هیبت سعادت به او داده نعمت استقامت و یقین را در آن جایگزین مىكند. بنابراین قرآن كریم هم شفاء استبراى دلها و هم رحمت; همچنانكه هدایت و رحمتبراى نفوسِ در معرضِ ضلالت است. "ماهو شفاء و رحمة" (15) نظیر آیه "هدى و رحمة لقوم یؤمنون" (16) و جمله "و مغفرة و رحمة" مىباشد. (17) قرآن، فزونى خسارت براى ستمگران "و لا یزید الظالمین الا خسارا"، مراد از ظالمین قهرا كفار خواهد بود زیرا سیاق آیه بیانگر اثرى است كه قرآن در غیر مؤمنان دارد. البته بنا به گفته بعضى از مفسران كفار غیر مشركین منظور است. و اگر آیه شریفه حكم مزید خسران را معلق بهوصف ظلم كرد براى این بوده كه بهعلتحكم هم اشاره كرده باشد و بفهماند كه قرآن در ایشان جز زیاد شدن خسران اثرى ندارد; زیرا با ارتكاب كفر به خود ستم كردهاند. كلمه "خسار" به معناى ضرر دادن از اصل سرمایه است، كفار مانند همه افراد یك سرمایه اصلى داشتند و آن دین فطریشان بود كه هر دل ساده و سالمى به آن ملهم است، ولى ایشان به خاطر كفرى كه به خدا و آیات او ورزیدند از این سرمایه اصلى كاستند و چون به قرآن كفر ورزیدند و بدون منطق و دلیل بلكه به ستم از آن اعراض نمودند، همین قرآن خسران ایشان را دو چندان نموده نقصى روى نقص قبلیشان اضافه كرد. رحمت افاضهاى است كه به وسیله آن كمبودها جبران گشته حوایج برآورده مىشود. قرآن دل آدمى را به نور علم و یقین روشن مىسازد و تاریكیهاى جهل و شك را از آن دور مىكند و آن را به زیور ملكات فاضله مىآراید البته این در صورتى است كه از آن فطرت اصلى چیزى در دلهایشان مانده باشد و گرنه هیچ اثرى در آنها نخواهد داشت و لذا به جاى اینكه بفرماید: "یزید الظالمین خسارا" كه به معنى "در ستمگران خسران را زیادتر مىكند" فرمود: " ولا یزیدالظالمین الاخسارا" كه به معنى "در ظالمان اثرى جز خسران ندارد" یعنى در آن كسانى كه از فطرت اصلیشان چیزى نمانده هیچ اثر ندارد و در آن كسانى كه هنوز از موهبت فطریشان مختصرى مانده این اثر را دارد كه كمترش مىكند. (18) این خسران و نقصان نیز از جهت تكذیب و كفر آنها به قرآن كریم است. همچنین خداوند مىفرماید: "فزادتهم رجسا الى رجسهم". (19) در این قسمت زیاد شدن خسران كفار را خداوند مجازا به خود قرآن نسبت داده زیرا خسران ایشان در حقیقت اثر كفر خود آنان و سوء اختیارشان و شقاوت نفوسشان است. (20) در حدیثى كه منسوب به امام محمد باقر علیه السلام است مىخوانیم كه حضرت مىفرمایند: جبرئیل بر پیامبر اكرم صلى الله علیه وآله نازل شد و فرمود: "و لا یزید الظالمین آل محمد حقهم الاخسارا". (21) قرآن دارویى بدون عوارض جانبى با این اوصاف كه خداوند قرآن كریم را شفاء و رحمتبراى مؤمنان خوانده در واقع آن را به عنوان یك دارو براى امراض جسمى و روحى معرفى كرده است. داروى دردهاى جسمانى غالبا اثرهاى نامطلوبى روى ارگانهاى بدن مىگذارند تا آنجا كه در حدیث معروفى آمده: "هیچ دوایى نیست مگر اینكه خود سرچشمه بیمارى دیگرى است." (22) اما این داروى شفابخش هیچگونه اثر نامطلوب روى جان و فكر و روح آدمى ندارد، بلكه برعكس تمامى آن خیر و بركت است. در یكى از عبارات نهج البلاغه مىخوانیم: "شفاء لا تخشى اسقامه " یعنى اینكه "قرآن داروى شفابخشى است كه هیچ بیمارى از آن بر نمىخیزد." (23) كوتاه سخن این كه قرآن مؤمنان را صحت و استقامت افزوده و سعادتى بر سعادتشان اضافه مىكند و اگر در كافران هم چیزى بیفزاید، چیز جز نقص و خسران نخواهد بود. تنظیم برای تبیان: حسین عسگری 1) ترجمه المیزان ، ج 25، ص 309 2) تفسیر نمونه،ج 12، ص 237 3) احزاب، 60 4) مدثر، 31 5) یوسف: 106 6) نساء 65 7) الصافى فى تفسیر القرآن، ج1، ص 986 و المیزان، ج 25، ص 310 8) تفسیر نور الثقلین، ج 3، ص213 و 214 9) ترجمه المیزان ،ج 25، ص 310 10) تفسیر نمونه، ج 12، ص 237 11) تفسیر نور الثقلین، ج 3، ص213 12) تفسیر المراغى، ج 5 ، ص86 13) تفسیر فى ظلال القرآن، ج 5، ص 63 و 64 14) تفسیر كاشف، ج 5، ص 77 و 78 15) یوسف، 111 16) نساء، 96 17) ترجمه المیزان ، ج 25، ص 311 18) همان منبع، ج 25، ص 311 و 312 19) الكشاف، ج 2، ص 465 20) طباطبایى: همان منبع، ج 25، ص 311 و 312 21) الصافى فى تفسیر القرآن، ج1، ص 986 ; نور الثقلین، ص 213 و 214 22) سفینة البحار 23) فیض الاسلام: نهجالبلاغه، خطبه 198 موضوع مطلب: قرآن وترنم وحی |لينك مطلب| طلوع خورشيد شده در شنبه هجدهم مهر 1388 ساعت 10:58 توسط مهدی دیندار تابشی | شناسنامه خدا آیا صفحه شناسنامه خودت را دیده ای؟ نسبت میان خود با پدر و مادرت کاملا گویاست. در واقع شناسنامه همان نسبت نامه است. اما آیا خدا هم شناسنامه دارد؟ پاسخ: این سوال عجیب ولی واقعی را از که می توان پرسید؟ غیر از خود خدا، پاسخ این پرسش دست یافتنی نیست؟ پیامبر اکرم (ص) فرمودند: در شب معراج خداوند به من امر فرمود: اقرء یا محمد نسیته ربک قل هو الله احد ترجمه: ای محمد شناسنامه پروردگارت، سوره توحید را بخوان. واقعا در این شناسنامه آنچه ذکر شده است، یگانگی، بی همتایی، بی نیازی، نه زادن و نه زاده شدن است. لذا در رکعت هر نماز توصیه شده است تا ابتدا بسبت خدای را بخوانیم. شناسنامه اهل بیت (ع) (انسان ها) در رکعت دوم هر نماز مستحب است که سوره انا انزلناه خوانده شود زیرا شناسنامه انسان های کامل است، یعنی اهل بیت زیرا تمامی فرشتگان در شب قدر انیان کامل وارد می شوند و با اجازه او امور بندگان را تنظیم می کنند. ما نیز در نماز با یاد خدا در ررکعت اول و شناخت و خضوع به درگاه او و در رکعت دوم با توسل به کامل ترین انسان های محبوب خدا دست دعا و چشم امید به ملکوت او می آویزیم. خداوندا ما را با راز نماز همراه جاویدان گردان. موضوع مطلب: از ملك تا ملكوت |لينك مطلب| طلوع خورشيد شده در شنبه هجدهم مهر 1388 ساعت 10:48 توسط مهدی دیندار تابشی |
درباره وبلاگ
اي منتظران گنج نهان مي آيدآرامش جان عاشقان مي آيدبر بام سحر طلايه داران ظهور گفتند كه صاحب الزما ن مي آيدمطالب اين وبلاگ برگ سبزي است تحفه ي درويش سخن از ماندگار فرياد رس است(( انتظار مقدم دلدار با يد مي كشيد ))نوشته شده توسط مهدی دیندار تابشی عاشق مهدی ( عج ) عضو شورای پایگاه مقاومت شهدای یالقوزآغاجشماره های تماس با من:0935804996700989379005692
منو اصلي
صفحه نخست
آرشيو موضوعي
امام زمان عج ولادت ها و شهادت های آسمونی از ملک تا ملکوت اس ام اس مهدوي قرآن و ترنم وحی
پيوندها
.:: قالب ساز ::.
.:: اخرالزمان ومهدويت ::.
دورنالار زندگي_هستي_نيستي سرزمین رویايی تنهایان ( وبلاگ ديگر من و داداش رامين) روزگار رهايي در انتظار يار دختری تنهای تنها انتظار فرج فاطیما خرابات نشین پیامبر امید ایمان ما ساحل نشین اشک دچار باید بود عاشق تنها شکست عشق عاشقان گل نرگس گل نرگسم به آن ياس سپيد قسمت ميدهم ... mir شرح بي نهايت بانوي صحرا نشين انتظار حجّت ماه من بسوي ظهور شميم يار كي ميايي مهربونم هميشه تنها شمیم یار- میعادگاه عاشقان و منتظران امام زمان عج- گل نرگس-مهدی موعود پخش ایران (پایگاه خبری شیعه) گل نرگس بيا در انتظار حضرت مهدي(عج) غرفه ي ناز بانوي بي حرم عضو شو بازي كن جايزه ببر جهان در انتظار دولت جهانی امام مهدی عج منتظران مهدي ( عج )
طلوع خورشيد دوستان
آمار با معرفت ها
افراد آنلاين: تعداد بازديدها:
امکانات
فایل تصویری/ عاشقانه با امام زمان (ع) با زبان شیرین کودکانه نام فایل تصویری حجم فایل دانلود از سرور پرشین گیگ (مستقیم) دانلود از سرور پارسا اسپیس (غیر مستقیم) نیایش با مولا (عج) از زبان کودکانه ۵.۲۷ مگابایت لینک دانلود لینک دانلود
نام فایل تصویری
حجم فایل
دانلود از سرور پرشین گیگ (مستقیم)
دانلود از سرور پارسا اسپیس (غیر مستقیم)
نیایش با مولا (عج) از زبان کودکانه
۵.۲۷ مگابایت
لینک دانلود
روزی در تقویم می نویسند تعطیل
به مناسبت ظهور امام زمان عج
موضوع مطلب : امام زمان عج
|لينك مطلب| طلوع خورشيد شده در شنبه هجدهم مهر 1388 ساعت 13:31 توسط مهدی دیندار تابشی |
«آقا بیا» برایمان یک حرف ساده است دل ها ولی ز باده ی سرخ گناه مست آقا ! نیا که باطن دل های ما گچی ست محرم شدیم به هر چه تباه و گناه هست آقا ! ببین که بی تو زمین هم دلش گرفت از این همه ریا و تظاهر دلش شکست با این همه گناه که در کوله ی من است آقا ! منو دعای ظهورت !!! چگونه است؟؟؟ "خراباتی" روزی در تقویم می نویسند تعطیل به مناسبت ظهور امام زمان عج موضوع مطلب : امام زمان عج
«آقا بیا» برایمان یک حرف ساده است
دل ها ولی ز باده ی سرخ گناه مست
آقا ! نیا که باطن دل های ما گچی ست
محرم شدیم به هر چه تباه و گناه هست
آقا ! ببین که بی تو زمین هم دلش گرفت
از این همه ریا و تظاهر دلش شکست
با این همه گناه که در کوله ی من است
آقا ! منو دعای ظهورت !!! چگونه است؟؟؟
"خراباتی"
|لينك مطلب| طلوع خورشيد شده در شنبه هجدهم مهر 1388 ساعت 13:17 توسط مهدی دیندار تابشی |
شیطان شناسی؛ محورهای نفوذ شیطان با وجود این حقیقت که شیطان در عمل گمراه کردن انسان ها، محدودیت ها و ناتوانی هایی دارد که نداشتن استدلال و منطق از آن جمله است، توانمندی و استعدادهایی هم به اذن خدا در او وجود دارد که محورهای نفوذ جهت القاء و اغوای او معروف هستند. ذیلاً به نمونه هایی از آن اشاره می شود: 1- ایجاد وسوسه در انسان: شیطان از طریق القای شک و تردید در افکار و اعمال عقلانی و متمایل کردن افراد به خواهش های بی تعادل نفسانی، آنها را دچار وسوسه نموده و مقدمه انجام عمل خلاف را فراهم می آورد. 2- زیبا جلوه دادن گناه انسان: شیطان با استفاده از تمایلات نفسانی جاذبه های مادی و غریزی اعمال را طوری در نظر افراد سست ایمان زیبا جلوه می دهد که حدود و حقوق فردی و اجتماعی و عقلانی عمل فراموش شده و فرد بدون احساس گناه، مرتکب خطا و اغوای شیطان می شود. 3- انکار خدا توسط انسان های فریب خورده: انسان های مغرور و فریب خورده، چنان در خودشیفتگی و انانیت غوطه ور می شوند که خود را بی نیاز از رحمت و نعمات الهی تصور نموده، دست به طغیان و سرکشی می زنند و خود را در معرض نابودی و شکست قرار می دهند. 4- توبه و استغفار را انکار کردن: فریب خوردگان بر اثر ناامیدی، که از القائات شیطان است، امکان جبران و بازگشت به سلامتی را انکار نموده، قدمی در راه اصلاح خود و دیگران برنمی دارند، زیرا امیدواری به توبه و استغفار از نشانه های ایمان و مقدمه نجات است. 5- به تأخیر انداختن زمان توبه: وقتی آیه توبه نازل شد، شیطان بسیار ناامید و خشمگین شد و به فکر چاره افتاد. شیطان و دستیاران او با این امید خوشحال شدند که هم توبه کردن را از یاد مردم می بریم و هم زمان توبه را به تأخیر انداخته، فرصت توبه را به افراد نمی دهیم. 6- فریب انسان ها با زبان زیبا: بسیاری از شیاطین و منافقین فریب خورده توسط شیطان، بدون اینکه عمل سالم و صالحی داشته باشند، چنان در بیان توانمند نشان می دهند که تعجب افراد ظاهربین را بر می انگیزند. و اساساً بیشتر اهل حرف و سخن هستند تا اهل عمل سالم. 7- وعده جاودانگی به انسان محدود: شیطان به انسان که در نشئه روحانی باقی و جاویدان است، به دروغ وعده جاودانگی در دنیای محدود و موقت را می دهد و با آرزوهای فریبکارانه دنیایی، قیامت و حساب را از یاد او برده و او را به جاودانگی در جهنم مبتلا می کند. 8- از بین بردن جاودانگی روح تخیل افراد: وهم و خیال اسلحه شیطان است و اگر خیال با عقل مهار نشود، رابطه انسان را از واقعیات و حقایق عالم، از جمله جاودانگی روح الهی به تباهی برده و او را اسیر دنیای نفسانی و بی اعتدال می کند. 9- گذاشتن باطل در برابر حق: شیطان در برابر همه چیز حقیقی که اصل آن غیر قابل انکار است، موجودی خیالی و غیر واقعی و ضد حقیقت؛ یعنی، باطل را قرار داده و انسان های ظاهربین و بی فکر و بی استدلال را فریب می دهد و به تباهی می کشاند. 10- کوچک و آسان نمایاندن گناهان بزرگ: شیطان برعکس انسان های ساده اندیش به خوبی میداند که گناه و انحراف، مانند دانه ای است که در وجود آدمی و نفس ضعیف او خانه کرده و به تدریج فرد را به تکرار کارهای خلاف عقل و دین ترغیب می نماید و بر همین اساس، ارتکاب گناهان کوچک را دروازه گناهان بزرگ به شمار می آورد. 11- غفلت از قیامت با آرزوهای دراز دنیایی: از شیوه های شیطان برای فریب دادن انسان های غافل، این است که آرزوهای دراز را برای انسان ها مانند هدفی اساسی در آورده و عمر کوتاه انسان را در پی تحقق آرزوهای دراز به تباهی می کشاند و آینده محتوم و مهم؛ یعنی، روز قیامت را از یاد او می برد. 12- ایجاد شک و تردید نسبت به حقایق: اولین قدم فریب و اغوای شیطان، ایجاد شک و تردید در انسان های ضعیف نسبت به حقایق می باشد؛ زیرا پس از سلب ایمان و یقین از انسان است که شیطان می تواند تمام فریب های خود را انجام دهد. اساساً باید توجه داشت که شیطان در انسان های مردد طمع می کند. 13- شک درباره انبیاء: از دشمنی های بزرگ و فریب های شیطان این است که انسان های سطحی و ضعیف النفس را نسبت به حقانیت انبیای الهی دچار تردید می نماید. و برای این افراد فریب خورده، عقل آسیب پذیر و محدود و یا نیروهای ناشناخته و غیر واقعی را به عنوان منبع هدایت انسان ها معرفی می کند. برگرفته از کتاب سایه های خورشید، مرجع کامل شیطان شناسی بخش اول: کلیات بحث شیطان شناسی بخش دوم: شیطان در معارف دینی بخش سوم: بررسی روانشناختی شیطان بخش چهارم: محورهای نفوذ شیطان بخش پنجم: روش های مقابله با شیطان بخش ششم: شیطان شناسی در ادب، حکمت و سوء تفاهم ها جهت خرید کتاب سایه های خورشید کلیک کنید. جهت خرید سی دی شیطان شناسی کلیک کنید. جهت خرید کتاب گناهان کبیره اینجا کلیک کنید. جهت خرید کتب اسلامی کلیک کنید. جهت خرید کتب حکمت و عرفان کلیک کنید. جهت خرید کتب سیاسی کلیک کنید. جهت خرید نرم افزارهای چند رسانه ای کلیک کنید.
شیطان شناسی؛ محورهای نفوذ شیطان
با وجود این حقیقت که شیطان در عمل گمراه کردن انسان ها، محدودیت ها و ناتوانی هایی دارد که نداشتن استدلال و منطق از آن جمله است، توانمندی و استعدادهایی هم به اذن خدا در او وجود دارد که محورهای نفوذ جهت القاء و اغوای او معروف هستند.
ذیلاً به نمونه هایی از آن اشاره می شود:
1- ایجاد وسوسه در انسان: شیطان از طریق القای شک و تردید در افکار و اعمال عقلانی و متمایل کردن افراد به خواهش های بی تعادل نفسانی، آنها را دچار وسوسه نموده و مقدمه انجام عمل خلاف را فراهم می آورد.
2- زیبا جلوه دادن گناه انسان: شیطان با استفاده از تمایلات نفسانی جاذبه های مادی و غریزی اعمال را طوری در نظر افراد سست ایمان زیبا جلوه می دهد که حدود و حقوق فردی و اجتماعی و عقلانی عمل فراموش شده و فرد بدون احساس گناه، مرتکب خطا و اغوای شیطان می شود.
3- انکار خدا توسط انسان های فریب خورده: انسان های مغرور و فریب خورده، چنان در خودشیفتگی و انانیت غوطه ور می شوند که خود را بی نیاز از رحمت و نعمات الهی تصور نموده، دست به طغیان و سرکشی می زنند و خود را در معرض نابودی و شکست قرار می دهند.
4- توبه و استغفار را انکار کردن: فریب خوردگان بر اثر ناامیدی، که از القائات شیطان است، امکان جبران و بازگشت به سلامتی را انکار نموده، قدمی در راه اصلاح خود و دیگران برنمی دارند، زیرا امیدواری به توبه و استغفار از نشانه های ایمان و مقدمه نجات است.
5- به تأخیر انداختن زمان توبه: وقتی آیه توبه نازل شد، شیطان بسیار ناامید و خشمگین شد و به فکر چاره افتاد. شیطان و دستیاران او با این امید خوشحال شدند که هم توبه کردن را از یاد مردم می بریم و هم زمان توبه را به تأخیر انداخته، فرصت توبه را به افراد نمی دهیم.
6- فریب انسان ها با زبان زیبا: بسیاری از شیاطین و منافقین فریب خورده توسط شیطان، بدون اینکه عمل سالم و صالحی داشته باشند، چنان در بیان توانمند نشان می دهند که تعجب افراد ظاهربین را بر می انگیزند. و اساساً بیشتر اهل حرف و سخن هستند تا اهل عمل سالم.
7- وعده جاودانگی به انسان محدود: شیطان به انسان که در نشئه روحانی باقی و جاویدان است، به دروغ وعده جاودانگی در دنیای محدود و موقت را می دهد و با آرزوهای فریبکارانه دنیایی، قیامت و حساب را از یاد او برده و او را به جاودانگی در جهنم مبتلا می کند.
8- از بین بردن جاودانگی روح تخیل افراد: وهم و خیال اسلحه شیطان است و اگر خیال با عقل مهار نشود، رابطه انسان را از واقعیات و حقایق عالم، از جمله جاودانگی روح الهی به تباهی برده و او را اسیر دنیای نفسانی و بی اعتدال می کند.
9- گذاشتن باطل در برابر حق: شیطان در برابر همه چیز حقیقی که اصل آن غیر قابل انکار است، موجودی خیالی و غیر واقعی و ضد حقیقت؛ یعنی، باطل را قرار داده و انسان های ظاهربین و بی فکر و بی استدلال را فریب می دهد و به تباهی می کشاند.
10- کوچک و آسان نمایاندن گناهان بزرگ: شیطان برعکس انسان های ساده اندیش به خوبی میداند که گناه و انحراف، مانند دانه ای است که در وجود آدمی و نفس ضعیف او خانه کرده و به تدریج فرد را به تکرار کارهای خلاف عقل و دین ترغیب می نماید و بر همین اساس، ارتکاب گناهان کوچک را دروازه گناهان بزرگ به شمار می آورد.
11- غفلت از قیامت با آرزوهای دراز دنیایی: از شیوه های شیطان برای فریب دادن انسان های غافل، این است که آرزوهای دراز را برای انسان ها مانند هدفی اساسی در آورده و عمر کوتاه انسان را در پی تحقق آرزوهای دراز به تباهی می کشاند و آینده محتوم و مهم؛ یعنی، روز قیامت را از یاد او می برد.
12- ایجاد شک و تردید نسبت به حقایق: اولین قدم فریب و اغوای شیطان، ایجاد شک و تردید در انسان های ضعیف نسبت به حقایق می باشد؛ زیرا پس از سلب ایمان و یقین از انسان است که شیطان می تواند تمام فریب های خود را انجام دهد. اساساً باید توجه داشت که شیطان در انسان های مردد طمع می کند.
13- شک درباره انبیاء: از دشمنی های بزرگ و فریب های شیطان این است که انسان های سطحی و ضعیف النفس را نسبت به حقانیت انبیای الهی دچار تردید می نماید. و برای این افراد فریب خورده، عقل آسیب پذیر و محدود و یا نیروهای ناشناخته و غیر واقعی را به عنوان منبع هدایت انسان ها معرفی می کند.
بخش اول: کلیات بحث شیطان شناسی
بخش دوم: شیطان در معارف دینی
بخش سوم: بررسی روانشناختی شیطان
بخش چهارم: محورهای نفوذ شیطان
بخش پنجم: روش های مقابله با شیطان
بخش ششم: شیطان شناسی در ادب، حکمت و سوء تفاهم ها
جهت خرید کتاب سایه های خورشید کلیک کنید.
جهت خرید سی دی شیطان شناسی کلیک کنید.
جهت خرید کتاب گناهان کبیره اینجا کلیک کنید.
جهت خرید کتب اسلامی کلیک کنید.
جهت خرید کتب حکمت و عرفان کلیک کنید.
جهت خرید کتب سیاسی کلیک کنید.
جهت خرید نرم افزارهای تبیان کلیک کنید.
موضوع مطلب: از ملك تا ملكوت
|لينك مطلب| طلوع خورشيد شده در شنبه هجدهم مهر 1388 ساعت 11:9 توسط مهدی دیندار تابشی |
اثر قرآن بر دل مؤمنان و ستمگران "و ننزل من القرآن ما هو شفاء و رحمة للمؤمنین و لا یزید الظالمین الاخسارا" این آیه شریفه، هشتاد و دومین آیه سوره مباركه اسرا مىباشد. در این سوره، خداوند چندین بار راجع به قرآن كریم سخن به میان آورده، میفرماید این قرآن، خلق را به راستترین و استوارترین راه هدایت مىكند و اهل ایمان را كه نیكوكار باشند به اجر و ثواب عظیم بشارت مىدهد. در آیات 82 الى 100 این سوره خداوند براى بار دوم در این سوره، قرآن كریم را معجزه و آیت پیامبر اكرم صلى الله علیه وآله معرفى مىكند و همچنین رحمت و بركتش مىخواند. معناى آیه : كلمه "من" گاهى براى تبعیض و گاهى بیانیه است. علامه طباطبایى كلمه "من " را در این آیه "بیانیه" دانستهاند زیرا شفاء و رحمت مخصوص قسمتى از قرآن نیست بلكه اثر قطعى همه آیات قرآن است. بنابراین معناى آیه به این صورت خواهد شد: "ما آنچه را كه شفاء و رحمت است را نازل مىكنیم ..." (1) اما بعضى از مفسران این را احتمال دادهاند كه "من" در آیه به همان معناى تبعیض است و اشاره به نزول تدریجى قرآن مىباشد (بخصوص اینكه جمله ننزل فعل مضارع است) در این صورت معناى آیه چنین خواهد شد: "ما قرآن را نازل مىكنیم و هر بخشى از آن كه نازل مىشود به تنهایى مایه شفاء و رحمت است و..." (2) قرآن شفاء است در آیه بالا، خداوند قرآن كریم را شفاء نامیده است. دلهاى آدمیان نیز احوالی دارد كه اگر قرآن را با آن احوال مقایسه كنیم، خواهیم دید كه همان نسبتى را دارد كه یك داروى معالج با مرض دارد. انسان همانطور كه سلامتى و بیماری جسمى دارد سلامتى و بیماری روحى هم دارد، و همانطور كه اختلال در نظام جسمى او باعث مىشود كه دچار مرضهای جسمى شود همچنین اختلال در نظام روحى او باعث مىشود به مرضهاى روحى مبتلا شود، و همانطور كه براى مرضهاى جسمیاش دوایى است، براى مرضهاى روحى نیز درمانى دارد.
اثر قرآن بر دل مؤمنان و ستمگران
"و ننزل من القرآن ما هو شفاء و رحمة للمؤمنین و لا یزید الظالمین الاخسارا"
این آیه شریفه، هشتاد و دومین آیه سوره مباركه اسرا مىباشد. در این سوره، خداوند چندین بار راجع به قرآن كریم سخن به میان آورده، میفرماید این قرآن، خلق را به راستترین و استوارترین راه هدایت مىكند و اهل ایمان را كه نیكوكار باشند به اجر و ثواب عظیم بشارت مىدهد. در آیات 82 الى 100 این سوره خداوند براى بار دوم در این سوره، قرآن كریم را معجزه و آیت پیامبر اكرم صلى الله علیه وآله معرفى مىكند و همچنین رحمت و بركتش مىخواند.
معناى آیه : كلمه "من" گاهى براى تبعیض و گاهى بیانیه است. علامه طباطبایى كلمه "من " را در این آیه "بیانیه" دانستهاند زیرا شفاء و رحمت مخصوص قسمتى از قرآن نیست بلكه اثر قطعى همه آیات قرآن است. بنابراین معناى آیه به این صورت خواهد شد: "ما آنچه را كه شفاء و رحمت است را نازل مىكنیم ..." (1) اما بعضى از مفسران این را احتمال دادهاند كه "من" در آیه به همان معناى تبعیض است و اشاره به نزول تدریجى قرآن مىباشد (بخصوص اینكه جمله ننزل فعل مضارع است) در این صورت معناى آیه چنین خواهد شد: "ما قرآن را نازل مىكنیم و هر بخشى از آن كه نازل مىشود به تنهایى مایه شفاء و رحمت است و..." (2)
قرآن شفاء است
قرآن رحمت است براى كسى كه طالب رحمت بوده و آن را براى خویش بخواهد. قرآن شفاء از برای كفر، شرك، جهل، فساد و هر رذیلتى است، البته براى كسى كه بخواهد براى خداوند تعالى خالص شود.
خداوند در میان مؤمنان گروهى را چنین معرفى مىكند كه در دلهایشان مرض دارند و این مرض غیر كفر و نفاق صریح است و مىفرماید: "لئن لم ینثه المنافقون و الذین فى قلوبهم مرض و المرجفون فى المدینة لنغرینك بهم" (3) و نیز مىفرماید: "و لیقول الذین فى قلوبهم مرض و الكافرون ماذا ارادالله بهذا مثلا" (4) و اینكه قرآن كریم آن را مرض خوانده قطعا چیزیست كه ثبات قلب و استقامت نفس را مختل مىسازد، از قبیل شك و ریب كه هم آدمى را در باطن دچار اضطراب و تزلزل نموده به سوى باطل و پیروى هوى متمایل مىسازد و هم با ایمان - البته با نازلترین درجه ایمان منافات ندارد و عموم مردم با ایمان نیز دچار آن هستند و خود یكى از نواقص، نسبت به مراتب عالیه ایمان، شرك شمرده مىشود و خداوند در این باره مىفرماید: "ولا یؤمن اكثرهم بالله الا و هم مشركون" (5) و نیز مىفرماید: "فلا و ربك لا یؤمنون حتى یحكمون فیما شجر بینهم ثم لا یجدون فى انفسهم حرجا مما قضیت و سلموا تسلیما " (6)
اما چرا خداوند قرآن را شفاى دل مؤمنین نامیده است؟
قرآن كریم با حجتهاى قاطع خود، شكها و تردیدها را در راه عقاید حق از بین برده با مواعظ شافى خود و داستانهاى آموزنده و عبرتانگیز، مثلهاى دلنشین، وعده و وعید، انذار و تبشیرش و احكام و شرایعش با تمامى آفات دلها مبارزه كرده همه را ریشهكن مىسازد، بدین جهتخداوند قرآن را شفاى دل مؤمنان نامیده است. (7) مسعدة بن صدقة از امام جعفر صادق علیه السلام نقل مىكند كه "و انما الشفاء فى علم القرآن" (8)
چرا خداوند بعد از اینكه قرآن را شفاء براى مؤمنان معرفى مىكند آن را رحمت نیز مىخواند؟
رحمت افاضهاى است كه به وسیله آن كمبودها جبران گشته حوایج برآورده مىشود. قرآن دل آدمى را به نور علم و یقین روشن مىسازد و تاریكیهاى جهل و شك را از آن دور مىكند و آن را به زیور ملكات فاضله مىآراید. (9) آیت الله مكارم شیرازى مىنویسد: "شفاء" اشاره به "پاكسازى"، و "رحمت" اشاره به "نوسازى" است (10) قرآن براى مردم و اهل قرآن رحمت است و شكى در آن نیست و اهل قرآن كریم، ائمه هدى هستند كه خداوند مىفرمایند: "ثم اورثنا الكتاب الذین اصطفینا من عبادنا." (11)
قرآن براى كسانى رحمت است كه به فرایض آن عمل مىكنند و آنچه را كه در قرآن حلال استحلال، و آنچه را كه حرام است، حرام مىدانند. پس اینان مؤمنان هستند كه وارد بهشت مىشوند و عذاب نمىشوند، بلكه از عذاب نجات مىیابند. (12) همچنین در قرآن، شفا از افراط و تفریط در تفكرات و شعور انسان است. پس این قرآن، عقل را از راههاى غیر حقیقى حفظ مىكند، انسان را در راههایى كه مثمر ثمر باشد، آزاد مىگذارد، او را از استفاده كردن نیرو و توانش در جاهایى كه فایده ندارد، باز مىدارد، به او برنامه سالم دقیق مىدهد، فعالیت انسان را نتیجهدار کرده، از راههاى غیر حقیقى باز مىدارد. (13)
قرآن مؤمنان را صحت و استقامت افزوده و سعادتى بر سعادتشان اضافه مىكند
و اگر در كافران هم چیزى بیفزاید، چیز جز نقص و خسران نخواهد بود
قرآن رحمت است براى كسى كه طلب رحمت مىكند و رحمت را براى خویش مىخواهد. قرآن شفاء از كفر، شرك، جهل، فساد و هر رذیلتى است، البته براى كسى كه بخواهد براى خداوند تعالى خالص شود. (14)
قرآن كریم از آن جهت كه شفاء است، اول دل را انواع مرضها و انحرافات پاك مىكند و زمینه را براى جاى دادن فضایل آماده مىسازد; از آن جهت كه رحمت است صحت و استقامت اصلى و فطرى دل را به او باز مىگرداند; از آن جهت كه شفاء است محل دل را از موانعى كه ضد سعادت است پاك كرده آماده پذیرش سعادت مىسازد; از آن جهت كه رحمت است هیبت سعادت به او داده نعمت استقامت و یقین را در آن جایگزین مىكند. بنابراین قرآن كریم هم شفاء استبراى دلها و هم رحمت; همچنانكه هدایت و رحمتبراى نفوسِ در معرضِ ضلالت است. "ماهو شفاء و رحمة" (15) نظیر آیه "هدى و رحمة لقوم یؤمنون" (16) و جمله "و مغفرة و رحمة" مىباشد. (17)
"و لا یزید الظالمین الا خسارا"، مراد از ظالمین قهرا كفار خواهد بود زیرا سیاق آیه بیانگر اثرى است كه قرآن در غیر مؤمنان دارد. البته بنا به گفته بعضى از مفسران كفار غیر مشركین منظور است. و اگر آیه شریفه حكم مزید خسران را معلق بهوصف ظلم كرد براى این بوده كه بهعلتحكم هم اشاره كرده باشد و بفهماند كه قرآن در ایشان جز زیاد شدن خسران اثرى ندارد; زیرا با ارتكاب كفر به خود ستم كردهاند.
كلمه "خسار" به معناى ضرر دادن از اصل سرمایه است، كفار مانند همه افراد یك سرمایه اصلى داشتند و آن دین فطریشان بود كه هر دل ساده و سالمى به آن ملهم است، ولى ایشان به خاطر كفرى كه به خدا و آیات او ورزیدند از این سرمایه اصلى كاستند و چون به قرآن كفر ورزیدند و بدون منطق و دلیل بلكه به ستم از آن اعراض نمودند، همین قرآن خسران ایشان را دو چندان نموده نقصى روى نقص قبلیشان اضافه كرد.
رحمت افاضهاى است كه به وسیله آن كمبودها جبران گشته حوایج برآورده مىشود. قرآن دل آدمى را به نور علم و یقین روشن مىسازد و تاریكیهاى جهل و شك را از آن دور مىكند و آن را به زیور ملكات فاضله مىآراید
البته این در صورتى است كه از آن فطرت اصلى چیزى در دلهایشان مانده باشد و گرنه هیچ اثرى در آنها نخواهد داشت و لذا به جاى اینكه بفرماید: "یزید الظالمین خسارا" كه به معنى "در ستمگران خسران را زیادتر مىكند" فرمود: " ولا یزیدالظالمین الاخسارا" كه به معنى "در ظالمان اثرى جز خسران ندارد" یعنى در آن كسانى كه از فطرت اصلیشان چیزى نمانده هیچ اثر ندارد و در آن كسانى كه هنوز از موهبت فطریشان مختصرى مانده این اثر را دارد كه كمترش مىكند. (18) این خسران و نقصان نیز از جهت تكذیب و كفر آنها به قرآن كریم است.
همچنین خداوند مىفرماید: "فزادتهم رجسا الى رجسهم". (19) در این قسمت زیاد شدن خسران كفار را خداوند مجازا به خود قرآن نسبت داده زیرا خسران ایشان در حقیقت اثر كفر خود آنان و سوء اختیارشان و شقاوت نفوسشان است. (20) در حدیثى كه منسوب به امام محمد باقر علیه السلام است مىخوانیم كه حضرت مىفرمایند: جبرئیل بر پیامبر اكرم صلى الله علیه وآله نازل شد و فرمود: "و لا یزید الظالمین آل محمد حقهم الاخسارا". (21)
با این اوصاف كه خداوند قرآن كریم را شفاء و رحمتبراى مؤمنان خوانده در واقع آن را به عنوان یك دارو براى امراض جسمى و روحى معرفى كرده است. داروى دردهاى جسمانى غالبا اثرهاى نامطلوبى روى ارگانهاى بدن مىگذارند تا آنجا كه در حدیث معروفى آمده: "هیچ دوایى نیست مگر اینكه خود سرچشمه بیمارى دیگرى است." (22) اما این داروى شفابخش هیچگونه اثر نامطلوب روى جان و فكر و روح آدمى ندارد، بلكه برعكس تمامى آن خیر و بركت است. در یكى از عبارات نهج البلاغه مىخوانیم: "شفاء لا تخشى اسقامه " یعنى اینكه "قرآن داروى شفابخشى است كه هیچ بیمارى از آن بر نمىخیزد." (23) كوتاه سخن این كه قرآن مؤمنان را صحت و استقامت افزوده و سعادتى بر سعادتشان اضافه مىكند و اگر در كافران هم چیزى بیفزاید، چیز جز نقص و خسران نخواهد بود.
تنظیم برای تبیان: حسین عسگری
1) ترجمه المیزان ، ج 25، ص 309
2) تفسیر نمونه،ج 12، ص 237
3) احزاب، 60
4) مدثر، 31
5) یوسف: 106
6) نساء 65
7) الصافى فى تفسیر القرآن، ج1، ص 986
و المیزان، ج 25، ص 310
8) تفسیر نور الثقلین، ج 3، ص213 و 214
9) ترجمه المیزان ،ج 25، ص 310
10) تفسیر نمونه، ج 12، ص 237
11) تفسیر نور الثقلین، ج 3، ص213
12) تفسیر المراغى، ج 5 ، ص86
13) تفسیر فى ظلال القرآن، ج 5، ص 63 و 64
14) تفسیر كاشف، ج 5، ص 77 و 78
15) یوسف، 111
16) نساء، 96
17) ترجمه المیزان ، ج 25، ص 311
18) همان منبع، ج 25، ص 311 و 312
19) الكشاف، ج 2، ص 465
20) طباطبایى: همان منبع، ج 25، ص 311 و 312
21) الصافى فى تفسیر القرآن، ج1، ص 986 ; نور الثقلین، ص 213 و 214
22) سفینة البحار
23) فیض الاسلام: نهجالبلاغه، خطبه 198
موضوع مطلب: قرآن وترنم وحی
|لينك مطلب| طلوع خورشيد شده در شنبه هجدهم مهر 1388 ساعت 10:58 توسط مهدی دیندار تابشی |
آیا صفحه شناسنامه خودت را دیده ای؟ نسبت میان خود با پدر و مادرت کاملا گویاست. در واقع شناسنامه همان نسبت نامه است. اما آیا خدا هم شناسنامه دارد؟ پاسخ: این سوال عجیب ولی واقعی را از که می توان پرسید؟ غیر از خود خدا، پاسخ این پرسش دست یافتنی نیست؟ پیامبر اکرم (ص) فرمودند: در شب معراج خداوند به من امر فرمود: اقرء یا محمد نسیته ربک قل هو الله احد ترجمه: ای محمد شناسنامه پروردگارت، سوره توحید را بخوان. واقعا در این شناسنامه آنچه ذکر شده است، یگانگی، بی همتایی، بی نیازی، نه زادن و نه زاده شدن است. لذا در رکعت هر نماز توصیه شده است تا ابتدا بسبت خدای را بخوانیم. شناسنامه اهل بیت (ع) (انسان ها) در رکعت دوم هر نماز مستحب است که سوره انا انزلناه خوانده شود زیرا شناسنامه انسان های کامل است، یعنی اهل بیت زیرا تمامی فرشتگان در شب قدر انیان کامل وارد می شوند و با اجازه او امور بندگان را تنظیم می کنند. ما نیز در نماز با یاد خدا در ررکعت اول و شناخت و خضوع به درگاه او و در رکعت دوم با توسل به کامل ترین انسان های محبوب خدا دست دعا و چشم امید به ملکوت او می آویزیم. خداوندا ما را با راز نماز همراه جاویدان گردان. موضوع مطلب: از ملك تا ملكوت
آیا صفحه شناسنامه خودت را دیده ای؟ نسبت میان خود با پدر و مادرت کاملا گویاست. در واقع شناسنامه همان نسبت نامه است. اما آیا خدا هم شناسنامه دارد؟
پاسخ: این سوال عجیب ولی واقعی را از که می توان پرسید؟ غیر از خود خدا، پاسخ این پرسش دست یافتنی نیست؟
پیامبر اکرم (ص) فرمودند: در شب معراج خداوند به من امر فرمود: اقرء یا محمد نسیته ربک قل هو الله احد
ترجمه: ای محمد شناسنامه پروردگارت، سوره توحید را بخوان.
واقعا در این شناسنامه آنچه ذکر شده است، یگانگی، بی همتایی، بی نیازی، نه زادن و نه زاده شدن است. لذا در رکعت هر نماز توصیه شده است تا ابتدا بسبت خدای را بخوانیم.
در رکعت دوم هر نماز مستحب است که سوره انا انزلناه خوانده شود زیرا شناسنامه انسان های کامل است، یعنی اهل بیت زیرا تمامی فرشتگان در شب قدر انیان کامل وارد می شوند و با اجازه او امور بندگان را تنظیم می کنند. ما نیز در نماز با یاد خدا در ررکعت اول و شناخت و خضوع به درگاه او و در رکعت دوم با توسل به کامل ترین انسان های محبوب خدا دست دعا و چشم امید به ملکوت او می آویزیم.
خداوندا ما را با راز نماز همراه جاویدان گردان.
|لينك مطلب| طلوع خورشيد شده در شنبه هجدهم مهر 1388 ساعت 10:48 توسط مهدی دیندار تابشی |