صفحه در حال بارگذاري است! لطفا کمي صبر کنيد...
Loading by : BAHAR-20
خدمات وبلاگ نویسان جوان
Bahar-20
كد پرواز پرندگان
درباره وبلاگ اي منتظران گنج نهان مي آيدآرامش جان عاشقان مي آيدبر بام سحر طلايه داران ظهور گفتند كه صاحب الزما ن مي آيدمطالب اين وبلاگ برگ سبزي است تحفه ي درويش سخن از ماندگار فرياد رس است(( انتظار مقدم دلدار با يد مي كشيد ))نوشته شده توسط مهدی دیندار تابشی عاشق مهدی ( عج ) عضو شورای پایگاه مقاومت شهدای یالقوزآغاجشماره های تماس با من:0935804996700989379005692 منو اصلي صفحه نخست پست الكترونيك آرشيو مطالب خانگي سازي ذخيره كردن صفحه اضافه به علاقه مند يها طلوع خورشيدهاي غروب كرده هفته چهارم مهر 1388هفته سوم مهر 1388هفته دوم مهر 1388هفته سوم شهریور 1388هفته چهارم مرداد 1388هفته سوم اردیبهشت 1388هفته دوم اردیبهشت 1388هفته چهارم فروردین 1388هفته سوم فروردین 1388هفته دوم بهمن 1387هفته دوم دی 1387هفته چهارم آذر 1387هفته سوم آذر 1387هفته دوم آذر 1387هفته اوّل آذر 1387هفته چهارم آبان 1387هفته سوم آبان 1387هفته دوم آبان 1387هفته چهارم مهر 1387هفته سوم مهر 1387هفته دوم مهر 1387هفته اوّل مهر 1387هفته چهارم شهریور 1387هفته سوم شهریور 1387هفته دوم شهریور 1387هفته اوّل شهریور 1387هفته چهارم مرداد 1387هفته چهارم تیر 1387هفته دوم خرداد 1387هفته چهارم اردیبهشت 1387هفته سوم اردیبهشت 1387هفته دوم اردیبهشت 1387هفته اوّل اردیبهشت 1387 آرشيو موضوعي امام زمان عج ولادت ها و شهادت های آسمونی از ملک تا ملکوت اس ام اس مهدوي قرآن و ترنم وحی پيوندها .:: قالب ساز ::. .:: اخرالزمان ومهدويت ::. دورنالار زندگي_هستي_نيستي سرزمین رویايی تنهایان ( وبلاگ ديگر من و داداش رامين) روزگار رهايي در انتظار يار دختری تنهای تنها انتظار فرج فاطیما خرابات نشین پیامبر امید ایمان ما ساحل نشین اشک دچار باید بود عاشق تنها شکست عشق عاشقان گل نرگس گل نرگسم به آن ياس سپيد قسمت ميدهم ... mir شرح بي نهايت بانوي صحرا نشين انتظار حجّت ماه من بسوي ظهور شميم يار كي ميايي مهربونم هميشه تنها شمیم یار- میعادگاه عاشقان و منتظران امام زمان عج- گل نرگس-مهدی موعود پخش ایران (پایگاه خبری شیعه) گل نرگس بيا در انتظار حضرت مهدي(عج) غرفه ي ناز بانوي بي حرم عضو شو بازي كن جايزه ببر جهان در انتظار دولت جهانی امام مهدی عج منتظران مهدي ( عج ) طلوع خورشيد دوستان آمار با معرفت ها افراد آنلاين: تعداد بازديدها: امکانات خدا و کودک کودکي که آماده تولد بود نزد خدا رفت و از او پرسيد: مي گويند فردا شما مرا به زمين مي فرستيد، اما من به اين کوچکي وبدون هيچ کمکي چگونه مي توانم براي زندگي به آنجا بروم؟ خداوند پاسخ داد: در ميان تعداد بسياري از فرشتگان،من يکي را براي تو در نظر گرفته ام، او از تو نگهداري خواهد کرد اما کودک هنوزاطمينان نداشت که مي خواهد برود يا نه،گفت : اما اينجا در بهشت، من هيچ کاري جز خنديدن و آواز خواندن ندارم و اين ها براي شادي من کافي هستند. خداوند لبخند زد: فرشته تو برايت آواز خواهد خواند و هر روز به تو لبخند خواهد زد تو عشق او را احساس خواهي کرد و شاد خواهي بود کودک ادامه داد: من چگونه مي توانم بفهمم مردم چه ميگويند وقتي زبان آنها را نمي دانم؟... خداوند او را نوازش کرد و گفت: فرشتهّ تو، زيباترين و شيرينترين واژه هايي را که ممکن است بشنوي در گوش تو زمزمه خواهد کرد و با دقت و صبوري به تو ياد خواهد داد که چگونه صحبت کني. کودک با ناراحتي گفت: وقتي مي خواهم با شما صحبت کنم ،چه کنم؟ اما خدا براي اين سوال هم پاسخي داشت: فرشته ات دست هايت را در کنار هم قرار خواهد داد و به تو ياد مي دهد که چگونه دعا کني. کودک سرش را برگرداند و پرسيد: شنيده ام که در زمين انسان هاي بدي هم زندگي مي کنند،چه کسي از من محافظت خواهد کرد؟ فرشته ات از تو مواظبت خواهد کرد ،حتي اگر به قيمت جانش تمام شود . کودک با نگراني ادامه داد: اما من هميشه به اين دليل که ديگر نمي توانم شما را ببينم ناراحت خواهم بود. خداوند لبخند زد و گفت: فرشته ات هميشه دربارهّ من با تو صحبت خواهد کرد و به تو راه بازگشت نزد من را خواهد آموخت،گر چه من هميشه در کنار تو خواهم بود در آن هنگام بهشت آرام بود اما صداهايي از زمين شنيده مي شد. کودک فهميد که به زودي بايد سفرش را آغاز کند. او به آرامي يک سوال ديگر از خداوند پرسيد: خدايا !اگر من بايد همين حالا بروم پس لطفآ نام فرشته ام را به من بگوييد.. خداوند شانهّ او را نوازش کرد و پاسخ داد: نام فرشته ات اهميتي ندارد، مي تواني او را ... *** مـادر*** صدا کني. موضوع مطلب: از ملك تا ملكوت |لينك مطلب| طلوع خورشيد شده در پنجشنبه بیست و سوم مهر 1388 ساعت 8:27 توسط مهدی دیندار تابشی | شیطان شناسی؛ محورهای نفوذ شیطان شیطان شناسی؛ محورهای نفوذ شیطان با وجود این حقیقت که شیطان در عمل گمراه کردن انسان ها، محدودیت ها و ناتوانی هایی دارد که نداشتن استدلال و منطق از آن جمله است، توانمندی و استعدادهایی هم به اذن خدا در او وجود دارد که محورهای نفوذ جهت القاء و اغوای او معروف هستند. ذیلاً به نمونه هایی از آن اشاره می شود: 1- ایجاد وسوسه در انسان: شیطان از طریق القای شک و تردید در افکار و اعمال عقلانی و متمایل کردن افراد به خواهش های بی تعادل نفسانی، آنها را دچار وسوسه نموده و مقدمه انجام عمل خلاف را فراهم می آورد. 2- زیبا جلوه دادن گناه انسان: شیطان با استفاده از تمایلات نفسانی جاذبه های مادی و غریزی اعمال را طوری در نظر افراد سست ایمان زیبا جلوه می دهد که حدود و حقوق فردی و اجتماعی و عقلانی عمل فراموش شده و فرد بدون احساس گناه، مرتکب خطا و اغوای شیطان می شود. 3- انکار خدا توسط انسان های فریب خورده: انسان های مغرور و فریب خورده، چنان در خودشیفتگی و انانیت غوطه ور می شوند که خود را بی نیاز از رحمت و نعمات الهی تصور نموده، دست به طغیان و سرکشی می زنند و خود را در معرض نابودی و شکست قرار می دهند. 4- توبه و استغفار را انکار کردن: فریب خوردگان بر اثر ناامیدی، که از القائات شیطان است، امکان جبران و بازگشت به سلامتی را انکار نموده، قدمی در راه اصلاح خود و دیگران برنمی دارند، زیرا امیدواری به توبه و استغفار از نشانه های ایمان و مقدمه نجات است. 5- به تأخیر انداختن زمان توبه: وقتی آیه توبه نازل شد، شیطان بسیار ناامید و خشمگین شد و به فکر چاره افتاد. شیطان و دستیاران او با این امید خوشحال شدند که هم توبه کردن را از یاد مردم می بریم و هم زمان توبه را به تأخیر انداخته، فرصت توبه را به افراد نمی دهیم. 6- فریب انسان ها با زبان زیبا: بسیاری از شیاطین و منافقین فریب خورده توسط شیطان، بدون اینکه عمل سالم و صالحی داشته باشند، چنان در بیان توانمند نشان می دهند که تعجب افراد ظاهربین را بر می انگیزند. و اساساً بیشتر اهل حرف و سخن هستند تا اهل عمل سالم. 7- وعده جاودانگی به انسان محدود: شیطان به انسان که در نشئه روحانی باقی و جاویدان است، به دروغ وعده جاودانگی در دنیای محدود و موقت را می دهد و با آرزوهای فریبکارانه دنیایی، قیامت و حساب را از یاد او برده و او را به جاودانگی در جهنم مبتلا می کند. 8- از بین بردن جاودانگی روح تخیل افراد: وهم و خیال اسلحه شیطان است و اگر خیال با عقل مهار نشود، رابطه انسان را از واقعیات و حقایق عالم، از جمله جاودانگی روح الهی به تباهی برده و او را اسیر دنیای نفسانی و بی اعتدال می کند. 9- گذاشتن باطل در برابر حق: شیطان در برابر همه چیز حقیقی که اصل آن غیر قابل انکار است، موجودی خیالی و غیر واقعی و ضد حقیقت؛ یعنی، باطل را قرار داده و انسان های ظاهربین و بی فکر و بی استدلال را فریب می دهد و به تباهی می کشاند. 10- کوچک و آسان نمایاندن گناهان بزرگ: شیطان برعکس انسان های ساده اندیش به خوبی میداند که گناه و انحراف، مانند دانه ای است که در وجود آدمی و نفس ضعیف او خانه کرده و به تدریج فرد را به تکرار کارهای خلاف عقل و دین ترغیب می نماید و بر همین اساس، ارتکاب گناهان کوچک را دروازه گناهان بزرگ به شمار می آورد. 11- غفلت از قیامت با آرزوهای دراز دنیایی: از شیوه های شیطان برای فریب دادن انسان های غافل، این است که آرزوهای دراز را برای انسان ها مانند هدفی اساسی در آورده و عمر کوتاه انسان را در پی تحقق آرزوهای دراز به تباهی می کشاند و آینده محتوم و مهم؛ یعنی، روز قیامت را از یاد او می برد. 12- ایجاد شک و تردید نسبت به حقایق: اولین قدم فریب و اغوای شیطان، ایجاد شک و تردید در انسان های ضعیف نسبت به حقایق می باشد؛ زیرا پس از سلب ایمان و یقین از انسان است که شیطان می تواند تمام فریب های خود را انجام دهد. اساساً باید توجه داشت که شیطان در انسان های مردد طمع می کند. 13- شک درباره انبیاء: از دشمنی های بزرگ و فریب های شیطان این است که انسان های سطحی و ضعیف النفس را نسبت به حقانیت انبیای الهی دچار تردید می نماید. و برای این افراد فریب خورده، عقل آسیب پذیر و محدود و یا نیروهای ناشناخته و غیر واقعی را به عنوان منبع هدایت انسان ها معرفی می کند. برگرفته از کتاب سایه های خورشید، مرجع کامل شیطان شناسی بخش اول: کلیات بحث شیطان شناسی بخش دوم: شیطان در معارف دینی بخش سوم: بررسی روانشناختی شیطان بخش چهارم: محورهای نفوذ شیطان بخش پنجم: روش های مقابله با شیطان بخش ششم: شیطان شناسی در ادب، حکمت و سوء تفاهم ها جهت خرید کتاب سایه های خورشید کلیک کنید. جهت خرید سی دی شیطان شناسی کلیک کنید. جهت خرید کتاب گناهان کبیره اینجا کلیک کنید. جهت خرید کتب اسلامی کلیک کنید. جهت خرید کتب حکمت و عرفان کلیک کنید. جهت خرید کتب سیاسی کلیک کنید. جهت خرید نرم افزارهای چند رسانه ای کلیک کنید. جهت خرید نرم افزارهای تبیان کلیک کنید. موضوع مطلب: از ملك تا ملكوت |لينك مطلب| طلوع خورشيد شده در شنبه هجدهم مهر 1388 ساعت 11:9 توسط مهدی دیندار تابشی | شناسنامه خدا آیا صفحه شناسنامه خودت را دیده ای؟ نسبت میان خود با پدر و مادرت کاملا گویاست. در واقع شناسنامه همان نسبت نامه است. اما آیا خدا هم شناسنامه دارد؟ پاسخ: این سوال عجیب ولی واقعی را از که می توان پرسید؟ غیر از خود خدا، پاسخ این پرسش دست یافتنی نیست؟ پیامبر اکرم (ص) فرمودند: در شب معراج خداوند به من امر فرمود: اقرء یا محمد نسیته ربک قل هو الله احد ترجمه: ای محمد شناسنامه پروردگارت، سوره توحید را بخوان. واقعا در این شناسنامه آنچه ذکر شده است، یگانگی، بی همتایی، بی نیازی، نه زادن و نه زاده شدن است. لذا در رکعت هر نماز توصیه شده است تا ابتدا بسبت خدای را بخوانیم. شناسنامه اهل بیت (ع) (انسان ها) در رکعت دوم هر نماز مستحب است که سوره انا انزلناه خوانده شود زیرا شناسنامه انسان های کامل است، یعنی اهل بیت زیرا تمامی فرشتگان در شب قدر انیان کامل وارد می شوند و با اجازه او امور بندگان را تنظیم می کنند. ما نیز در نماز با یاد خدا در ررکعت اول و شناخت و خضوع به درگاه او و در رکعت دوم با توسل به کامل ترین انسان های محبوب خدا دست دعا و چشم امید به ملکوت او می آویزیم. خداوندا ما را با راز نماز همراه جاویدان گردان. موضوع مطلب: از ملك تا ملكوت |لينك مطلب| طلوع خورشيد شده در شنبه هجدهم مهر 1388 ساعت 10:48 توسط مهدی دیندار تابشی | 150 اصل برای زندگی دینی 150 اصل برای زندگی دینی شماره اول: مقدمه و طرح بحث گرایش بشر معاصر به دین و لزوم تدوین منشور عقاید جهان معاصر را ، عصر صنعت و تكنیك مى دانند ، زیرا بشر در قرن اخیر به پیشرفهاى چشمگیرى در این زمینه دست یافته است ، و جا دارد كه این امر از ویژگیهاى آن به شمار آید. ولى در كنار این ویژگى، پدیده فرهنگى عظیمى نیز وجود دارد، كه همانا توجه انسان معاصر به دین و مفاهیم دینى است . گرایش به دین ، از اصیلترین و كهنترین گرایشهاى انسانى است كه تاریخ از آن یاد كرده و مى كند، و به گواه اسناد و مدارك متقن پس از رنسانس و دگرگونى در روشهاى علمى و سرانجام تسلط انسان بر طبیعت مادى، در اثر برخى از عوامل سیاسى و فرهنگى، توجه به دین كمرنگ گشت و یك نوع بى اعتنایى نسبت به دین در جوامع غربى رخ داد. آنگاه رفته رفته این بیمارى به کشورهاى شرقى نیز سرایت كرد و گروهى را تحت تأثیر قرار داد ، و این موج تا آنجا پیش رفت كه تصور شد علم جدید مى تواند به همه نیازهاى بشر پاسخ گوید و خواسته هایى را كه دین تأمین مى كرد ، برآورده سازد . این مجموعه نوشتار به جهانیان اعلام مى كند كه اصول عقاید و معارف دینى اهل بیت در قلمرو عقیده و عمل، همین است كه در این منشور آمده است و هر نوع مطلبى كه به ما نسبت داده شده و با اصول و مفاهیم مندرج در آن مطابق نباشد ، تهمتى بیش نبوده و هیچگونه ارزش و اعتبارى نخواهد داشت. ولى بروز یك رشته عوامل و پدیده هاى ویرانگر ، بر این تصوّر خط بطلان كشید و ثابت كرد كه بشر هیچگاه از دین و رهبریهاى آن بى نیاز نبوده و هیچ چیز جایگزین مذهب نخواهد شد. از میان این عوامل ، سه عامل را یاد آور مى شویم: 1 . بروز جنگهاى جهانى در قرن بیستم. 2 . فروپاشى كانون خانواده در اثر گسترش فساد اخلاقى. 3 . شكست و بى اعتبارى برخى از فرضیه هاى علمى. عوامل یاد شده و نظایر آن سبب شد كه بشر بار دیگر به فطرت انسانى خویش بازگردد، و به دین و معارف آن روى آورد. در حقیقت، پس از یك دوره فترت كه بشر خود را از مزایاى دین محروم ساخته بود ، بسان انسانى تشنه ، جویاى آب زلال و گواراى « دین » گردید. این موضوع به قدرى روشن است كه نیاز به دلیل و گواهى ندارد ، و كسانى كه در جریان رویدادهاى جهانى قرار دارند، به خوبى از آن آگاهند. این گرایش نوظهور تا جایى است كه دین ، بار دیگر در مراكز علمى سطح بالا ، مورد توجه قرار گرفته ، و متفكران و استادان در باره آن سخن مى گویند ، و هفته یا ماهى نمى گذرد كه دهها مقاله و كتاب پیرامون دین و دین شناسى منتشر نگردد . اما نكته نگران كننده اى وجود دارد و آن اینكه اگر این تشنگى به صورت صحیح برطرف نگردد، و خداى ناكرده اندیشه هاى خام و نادرست به عنوان دین، جولان یابند، انسان معاصر گمشده خود را نیافته، و بار دیگر از این روى برخواهد تافت. ما كه آیین اسلام را آخرین و كاملترین شریعت آسمانى مى دانیم و معتقدیم كه این دین نیازهاى بشر را تا روز رستاخیز در كلّیّه شئون حیات فردى و اجتماعى برآورده ساخته است ، باید براى پیاده كردن مفاهیم عالى آن ، از ابراز و ادوات گوناگون بهره بگیریم و از این فرصت كمیاب براى نشر تعالیم دینىِ صحیح استفاده كنیم . از سوى دیگر باور ما بر آن است كه مكتب اهل بیت همان اسلام حقیقى و اصیل است كه توسط قرآن و عترت پیامبر اكرم صلى الله علیه وآله به دست ما رسیده است ، و در حقیقت ، روش اهل بیت شاهراهى است كه ، بدون دخالت دستهاى آلوده ، ما را به سرچشمه حقیقت رهبرى مى كند . جویندگان حقیقت كه مى خواهند حقایق دینى را از طریق آخرین صاحب شریعت آسمانى ، پیامبر گرامى اسلام صلى الله علیه وآله و عترت مطهّر آن حضرت ـ سلام الله علیهم اجمعین ـ فرا گیرند ، با مراجعه این نگارش فشرده ، چراغى روشن فرا راه خویش خواهند یافت . آرى آنان مى توانند با مطالعه این مجموعه اطمینان آور به واقعیت مكتب اهل بیت علیهم السلام دست یافته و براى كسب آگاهى بیشتر نیز به كتابهایى كه ارجاع داده مى شود رجوع نمایند . این مجموعه نوشتار به جهانیان اعلام مى كند كه اصول عقاید و معارف دینى اهل بیت در قلمرو عقیده و عمل، همین است كه در این منشور آمده است و هر نوع مطلبى كه به ما نسبت داده شده و با اصول و مفاهیم مندرج در آن مطابق نباشد ، تهمتى بیش نبوده و هیچگونه ارزش و اعتبارى نخواهد داشت. این مجموعه که بر اساس کتاب منشور عقاید امامیه تهیه شده است، 150 اصل را در قالب 18 فصل تقدیم خواهد نمود. که در شماره های آتی تک تک فصول بطور مبسوط تبیین خواهد شد. در فلش زیر می توانید چکیده اصول صد و پنجاهگانه و فهرست مطالب این مجموعه را ببینید تنظیم برای تبیان: گروه دین و اندیشه - حسین عسگری موضوع مطلب: از ملك تا ملكوت |لينك مطلب| طلوع خورشيد شده در دوشنبه سیزدهم مهر 1388 ساعت 13:27 توسط مهدی دیندار تابشی | شب های سر فرازی ویژه نامه شب های قدر شب سرنوشت آغاز شب های قدر شب مهم دعای شب های قدر اعمال شب های قدر قدر در تفاسیر شب قدر شب حضرت فاطمه امشب شب قدر است شب قدر؛ شب توبه نقش انسان در مقدرات شب قدر ارتباط شب قدر با حالات اشخاص جایگاه معرفتی شب قدر امام زمان صاحب شب قدر رابطه شب قدر با حجت زمان SMS شب های قدر شب قدر همراه علامه طباطبایی پایگاه قرآنی پایگاه علوی تصاویر ویژه Screensaver تهیه و تنظیم : سید پیمان صابری طراح گرافیک : فرحناز قمصری |لينك مطلب| طلوع خورشيد شده در جمعه بیستم شهریور 1388 ساعت 1:43 توسط مهدی دیندار تابشی | شهر نور - ویژه نامه ماه مبارک رمضان دعای امروز (فلش) ختم قرآن و مسابقه آیههای دلانگیز فضایل ماه خدا احکام روزه مفاتیح الجنان آدرس محافل شرح دعاهای روزانه ، آیة الله امجد شرح دعاهای روزانه ، آیة الله مجتهدی صدای سخن عشق (ترتیل) در پیشگاه جانان (مناجات صوتی) جدول اوقات شرعی نقاط مختلف دنیا یک صدا؛ یک سوال؛ یک جایزه مسابقه عکسهای شهر نور ماه رمضان و تبیان کتابخانه تخصصی روزه و رمضان ویژهنامه سالهای پیشین تصاویر ویژه Screensaver ::: این ویژه نامه در طول ماه مبارک رمضان به روز خواهد شد ::: تهیه و تنظیم مطالب : حسین عسگری طراح گرافیک : لیلا علی محمدی |لينك مطلب| طلوع خورشيد شده در شنبه سی و یکم مرداد 1388 ساعت 12:53 توسط مهدی دیندار تابشی | عرفه ؛ باران رحمت اسرار وقوف در عرفات پیامبران در سرزمین عرفات منتخبی از دعای عرفه امام سجاد علیه السلام دعای عرفه، سیر اندیشه در آفاق جهان محتوای دعای روح بخش عرفه عرفات؛ سرزمین اشک و دعا دیدار با امام زمان(عج) در عرفات راهها پیموده ام تا کوی تو سیراب از باران عرفه اعمال شب و روز عرفه دعای حضرت عباس علیه السلام در روز عرفه (صوتی) تدبیر در مضامین دعای عرفه مهمتر از قرائت آن است حركت مسلم بن عقیل(ع) به سوی كوفه مسلم بن عقیل؛ یار وفادار حسین علیه السلام شهادت حضرت مسلم علیه السلام در مدح و مصائب حضرت مسلم علیه السلام نجوا با یار ( بخش هایی از دعای عرفه – صوتی ) مراسم دعای عرفه در صحرای عرفات (تصویری) نوای غم ( مرثیه سرایی شهادت حضرت مسلم علیه السلام ) دعای عرفه (نرم افزار موبایل) ویژه نامه عرفه ( استان زنجان ) تصاویر ویژه Screensaver موضوع مطلب: از ملك تا ملكوت |لينك مطلب| طلوع خورشيد شده در یکشنبه هفدهم آذر 1387 ساعت 13:43 توسط مهدی دیندار تابشی | پرواز به دیار عاشقی چرا كعبه،كعبه است؟ نقش كعبه در قبله سخنی از دیروز برای امروز (سخنی از یار سفر كرده) اسرار طواف به دور كعبه تفاوت حج با دیگر عبادات حضور امام زمان(عج) در حج پیوند حج با امامت و ولایت امتیازی برای شیعیان قربانی كردن آرزوها توصیف حج از منظر امام رضا علیه السلام حج تجسمی از معاد آثار علمی و فرهنگی حج منافع حج از منظر علامه طباطبایی(ره) چهره واقعی حاجیان درحج اسرار اعمال حج سفرنامههای حج آداب و اسرار حج(سخنرانی آیة الله جوادی آملی) آموزش مناسك حج و عمره به صورت انیمیشن فیلم جوان آمریكایی شیعه شده در حج دعای كمیل در مدینه( فیلم) توصیههای حجة الاسلام والمسلمین قرائتی به حجاج (فیلم) فیلمهای از مدینه و مسجدالحرام آلبوم تصاویر از دیار دوست نرمافزارهایی جهت استفاده در موبایل زنگ موبایل نوای دلنشین (صوتی) فصل عاشقی زمزم عشق تصاویر ویژه Screensaver (کتابخانه حج) ویژه های حج موضوع مطلب: از ملك تا ملكوت |لينك مطلب| طلوع خورشيد شده در پنجشنبه چهاردهم آذر 1387 ساعت 13:40 توسط مهدی دیندار تابشی | سالروز ازدواج پاک ترین زوج هستی تبریک به مناسبت فرا رسیدن سالروز ازدواج زیباترین زوج هستی علی(علیه السلام) و فاطمه (سلام الله علیها) علی (ع) بهترین شوهر است! خواستگاری پر از عشق وحیا ازدواج دونور گونه های زمین گل می اندازد همسرداری برترین بانو تا آخرین نفس حمایتت می کنم! خانواده ای با وسعت دریا رهبر در جایگاه پدر شوهر! (ماجرای ازدواج دختر آقای حداد عادل) خرده نیاز های زن وشوهری لطفا با انگیزه ازدواج کنید مجردهای همراه تبیان بخوانند! خواستگاری ( فلش ) هدیه ای از جانب خدا ( فلش ) شادمانه ها(مولودی) تصاویر ویژه متحرک تصاویر ویژه Screensaver ویژه نامه ی انجمن خانواده تبیان آن دو کبوتری که عاشقانه بهم پیوستند عاشقانه زیستند و عاشقانه باز بهم رسیدند تا ابدیت . . . و تبریک به آن مهربانانی که پیوند آسمانیشان در این ایام احیاگر سیره پاک علوی و فاطمی خواهد شد " خانه جدیدتان محل یاد خدا " موضوع مطلب: از ملك تا ملكوت |لينك مطلب| طلوع خورشيد شده در شنبه نهم آذر 1387 ساعت 13:20 توسط مهدی دیندار تابشی | سیمای یوسف در یوسف سیما مقدمه پخش بیست و دومین قسمت سریال "یوسف پیامبر"، بهانه ای خجسته به دست داد تا بار دیگر با تدبر درآیات کتاب الهی، کام جانمان را با شکربارترین سوره قرآن شیرین کنیم. این سریال که با کارگردانی "فرج الله سلحشور" فیلمساز نام آشنای عرصه سینما و تلویزیون، روی صحنه می رود، با تمام حرفها و حدیثهای له و علیه و با اعتراف به اینکه هیچ اثرهنری و صنعت بشری تمام عیار و کامل نیست، اثری در خور ستایش، مخاطب پسند، و با لحاظ امکانات و بضاعت سینمایی کشورما تا حدود زیادی مقبول وموفق است. اما نظر به رسالت گرانی که این سریال بر دوش دارد باید گفت "یوسف پیامبر" نیز مثل هر سریال تاریخی و دینی دیگر، بری از یک سلسله انتقادها و ایرادها به خصوص در حوزه پیام رسانی، داستان پردازی و سناریونویسی نبوده و نیست. البته اظهار نظر در خصوص جنبه های فنی و سینمایی سریال یاد شده، همچون جلوه های بصری، صحنه آرایی، لوکیشن ها ، میزانسن ها(1)، افکتهای رایانه ای و نظایر آن مجالی فراختر از این مقال می طلبد؛ مضاف بر اینکه نگارنده نیز برعدم اهلیت خود برای ورود به چنین عرصه هایی کاملا معترف است. آنچه از راقم این سطور به عنوان کارشناس معارف دینی، انتظار می رود؛ تحلیل و بررسی محتوایی سریال ازمنظر دینی و خاستگاه قرآنی است . پیش از ورود به اصل بحث، تذکار دو نکته ضروری می نماید: یکم اینکه اگر ازخامه این کمترین، نقد و نظری بر این سریال می رود هیچگاه به معنای نادیده انگاشتن زحمات پر رنج عوامل پیدا و پنهان تولید این سریال نبوده و نیست. دوم آنکه نوشتار حاضر صرفا ناظر به قسمت اخیر فیلم یاد شده است و میزان اقبال و عنایت خوانندگان عزیز می تواند سبب ساز طرح نقد و بررسی کلی تر یا استمرارآن گردد. فاصله یوسف سیما تا یوسف قرآن به عقیده ما کارگردان محترم"یوسف پیامبر" در قسمت اخیر این سریال، به رغم دغدغه دینی وخلوص نیتی که دارد؛ چنانکه باید نتوانسته به روایت قرآن وفادار باشد گواینکه این سخن درباره برخی قسمتهای پیشتر نیز به گونه ای دیگر قابل تعمیم است. توضیح مطلب اینکه بر مبنای روایت قرآن، یوسف پیامبر بری از هرگونه خطا، اشتباه و نسیان است چه اینکه او در زمره مخلصین(به فتح لام) است(2) و شیطان به هیچ روی بر مخلَصین چیرگی ندارد(3). این در حالی است که در قسمت اخیر این سریال مشاهده شد که یوسف پیامبر به دلیل غفلت و فراموشی یاد خدا، دست توسل به دامن غیر خدا درزده، نجات و رهایی خویش را از کسی دیگر(عزیز و بزرگ مصریان) می جوید. به نظر می رسد کارگردان محترم در پرداخت این قسمت از ماجرای حضرت یوسف علیه السلام، منابع دیگری چون نوشته های اهل کتاب یا پاره ای روایتهای مرفوعه و ضعیف السند را - که در آثار برخی از مفسران مسلمان آمده است – اصل و مبنای کار خود قرار داده است. این مسأله، اما درست برخلاف اظهار نظرایشان مبنی بر طراز قرار دادن منابع متقنی همچون تفسیر گرانسنگ"المیزان" در تولید این سریال می باشد.(4) البته با توجه به اختصار داستان حضرت یوسف علیه السلام در قرآن، این انتظار نابجاست که کارگردانی بتواند با دیدگاهی حصرگرایانه و صرفا با تکیه بر متن ومنبعی واحد، فیلم وسریالی چنین طولانی (45 قسمت) بسازد اما حداقل می توان توقع داشت آنجا که پای اعتقاد دینی توده مردم در میان است برای طرح مسأله خطیری چون عصمت پیامبران، اندکی محتاطانه تر قدم برداشته مبادا از نص صریح قرآن وسنت اصیل فاصله گرفته شود. باری! به اصل بحث بازگردیم؛ در تفسیر آیه شریفه" وَ قَالَ لِلَّذِى ظَنَّ أَنَّهُ نَاجٍ مِّنْهُمَا اذْكُرْنىِ عِندَ رَبِّكَ فَأَنسَئهُ الشَّیْطَنُ ذِكْرَ رَبِّهِ فَلَبِثَ فىِ السِّجْنِ بِضْعَ سِنِین" (5) دو دیدگاه عمده وجود دارد که اکثر قریب به اتفاق مفسران یکی از این دو قول را برگرفته اند. دیدگاه اول: عده ای بر این باورند که ضمیر در کلمات " فَأنسَهُ" و" رَبِّهِ" به یوسف بر می گردد. بر مبنای این انگاره، تفسیر آیه شریفه این می شود که حضرت یوسف به یکی از آن دو که می پنداشت اهل نجات است (ساقی) توسل کرد و گفت: "نزد آقای خود از من یاد کن"، چرا که شیطان یاد خدا را از خاطر یوسف برد و به جای توسل به خالق به مخلوق خدا متوسل شد ودر نتیجه این فراموشی و غفلت کمتر از ده سال دیگر در زندان ماند. تفسیر "مجمع البیان" (ج12، ص322) از میان تفاسیر کهن و تفسیر "هدایت" (ج1، ص345)در زمان معاصر، و برخی تفاسیر روایی نظیر الدر المنثور فی تفسیر المأثور( ج4، ص 21)، تفسیر قمی( ج1، ص345) و تفسیر عیاشى( ج 2، ص 177) بدین قول گراییده اند. دیدگاه دوم: به عقیده برخی دیگر، عبارت " وَ قَالَ الَّذِى نجََا مِنهُْمَا وَ ادَّكَرَ بَعْدَ أُمَّة .."(6)در سه آیه بعد، شاهد بر این مدعاست که ضمیر در هر دو کلمه یاد شده، به زندانی آزاد شده(ساقی شاه) بر می گردد. بر مبنای این قول، تفسیر آیه این می شود که یوسف به رفیق زندانی خود که اهل نجات بود متوسل شد و از وی خواست تا نزد عزیز مصر از یوسف یاد کند اما شیطان شخص ناجی را دچار نسیان کرد و در نتیجه این فراموشی، حضرت یوسف حدود 7سال دیگر در زندان درنگ کرد. صاحب تفسیر المیزان(ج11، ص 181)، تفسیر "الأمثل فی تفسیر كتاب الله المنزل"( ج7، ص: 212)، أطیب البیان( ج7، ص: 202)، احسن الحدیث(ج5، ص 127) و اغلب تفاسیر معاصر، دیدگاه اخیر را پذیرفته اند. علامه طباطبایی در تفسیر المیزان پس از تفسیر آیه مزبور در ضمن بحثی روایی بر آن است که اغلب روایت هایی که به پیامبر یا اهل بیت(علیهم السلام) نسبت داده می شود مبنی بر اینکه یوسف علیه السلام دچار خبط و خطا شد و به جای توسل به خدا، دامن مخلوق را گرفت و... بر خلاف نص صریح قرآن است. ممکن است این سوال مطرح شود که به هر حال عبارت " اذْكُرْنىِ عِندَ رَبِّكَ " حاکی از آن است که یوسف علیه السلام به غیر خدا متوسل شد و این منافی با مقام توحید وشرک به خداست. از نظر مرحوم علامه، توسل به اسباب در صورتی شرک انگاشته می شود که آدمی صرفا به آن اسباب و علل تکیه واعتماد ورزد ولی اگر کسی اسباب طبیعی را در طول علت حقیقی اشیاء بداند نه تنها شرک نیست که عین توحید است زیرا حق تعالی خود می فرماید: یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَابْتَغُوا إِلَیهِ الْوَسِیلَةَ...(7) اینک جای این سوال باقی است که کارگردان محترم سریال یوسف پیامبر تا چه اندازه توانسته است به نص قرآن و تفاسیری چون المیزان وفادار بماند؟ ابوالقاسم شکوری کارشناس دینی سایت تبیان پی نوشت ها: 1- میزانسن یعنی: به صحنه آوردن یک کنش؛ و اولین بار به کارگردانی نمایشنامه اطلاق شد. نظریه پردازان سینما، که این اصطلاح را به کارگردانی فیلم هم تعمیم داده اند، آن را برای تاکید برکنترل کارگردان بر آنچه که در قاب فیلم دیده می شود به کار می برند. 2- إِنَّهُ مِنْ عِبَادِنَا الْمُخْلَصِینَ(یوسف/24) یوسف از بندگان مخلص ما بود! 3- حجر/40 4- ایشان در مصاحبه خود با سایت سیما فیلم اظهار داشته که طراز ما در «یوسف پیامبر» تفسیر المیزان بوده است. 5- یوسف/42؛ و به آن یکی از آن دو نفر، که میدانست رهایی مییابد، گفت: «مرا نزد صاحبت [= سلطان مصر] یادآوری کن!» ولی شیطان یادآوری او را نزد صاحبش از خاطر وی برد؛ و بدنبال آن، (یوسف) چند سال در زندان باقی ماند. 6- یوسف/45؛ و یکی از آن دو که نجات یافته بود -و بعد از مدتی به خاطرش آمد- گفت: «من تأویل آن را به شما خبر میدهم؛ مرا (به سراغ آن جوان زندانی) بفرستید!» 7- مائده/35؛ ای کسانی که ایمان آوردهاید! از (مخالفت فرمان) خدا بپرهیزید! و وسیلهای برای تقرب به او بجوئید! موضوع مطلب: از ملك تا ملكوت |لينك مطلب| طلوع خورشيد شده در پنجشنبه هفتم آذر 1387 ساعت 13:42 توسط مهدی دیندار تابشی | چه فرق است بین رفتن و نرفتن؟! " لبیک اللهم لبیک ... " چه بسیار بندگان خدا که این روزها را در حریم امن خدا در خانه مهر و رحمت در وادی صفا و مروت سعی میکنند.عاشقانه بر گرد خانه دوست میچرخند عارفانه دست به دعا بلند میکنند . با دل لبریز از شوق و چشم سرشار از اشک ، با معبودشان نجوا میکنند . و چه بسیارند بندگان خدا که در حسرت دیدار خانه دوست صبح را در یاد او به شب میرسانند و شب را با نجوای با او به صبح پیوند میزنند.در میان همه بندگان پاک خدا چه آنان که رفته اند و چه آنان که مانده اند ، بسیارند کسانی که این روزها از جام های پیاپی که از سبوی عشق خدا در پیمانه دلشان ریخته میشود سیراب میشوند که خدا مانع مکان را از میان خود و بنده اش برداشته است .میان بنده و معبود هیچ دیواری ، هیچ راهی و هیچ سدی مانع نیست . دلت که با او باشد انگار در خانه او هستی . او که درخانه دل تو باشد انگار تو میهمان او هستی .وقتی تو در او غرق باشی و او به تو نزدیک ، چه تفاوت که کجا باشی و در کدام خانه ؟این روزها روزهای میهمانی خداست . باقی مانده از آن میهمانی مبارک که چه زود گذشت . باز خدا میخواهد لطفش را کاملتر کند . میخواهد بازهم از باران لطفش فرو ببارد. شاید از میان تشنگان کسی به هوای سیراب شدن دستی دراز کند . زهی سعادت آن لب تشنه که این روزها سیراب شود. خوشا آن دل که این روزها میهمان خدا باشد .«التماس دعا»موضوع مطلب: از ملك تا ملكوت |لينك مطلب| طلوع خورشيد شده در یکشنبه سوم آذر 1387 ساعت 13:4 توسط مهدی دیندار تابشی | سایتی به عنوان(کثافت کاری های حضرت محمد تویک پست پیش درمورد سایتی نوشته بودم (پستی به نام دروغ های شاخ دار) ظاهرا همون موقع فیلتر شده ولی امروز باز بهش بر خوردم حتما حتما بهش یه سر بزنید. واقعا ادم چقدر باید عقده ای باشه http://mpahlavi33.blogspot.com/2008/05/blog-post.html به نظر شما این تصویر چه چیز را نشان میدهد(به نظر من عقل و شعور یه مشت ادم عقده ای ) مدیر این وبلاگ یه ادمی هست که خواهان ازادی غربی ها هست اینجوری داره خودشو نشون میده عقده کرده ادم اگه ادم درستی باشه به دین دیگران توهین و تهمیت نمیزنه این همه حرف از ) س ک س) تو وبلاگش نمیزنه و اما نظر بازدیدکنندگان سایت رو میتونید تعدا کمیشو در زیر بخونید دوستان معتقد به حقانیت قرآن سلام. اومدم تا ازتون بخوام که خودتونو با دفاع از قرآن در این سایت و امثال این سایت خسته نکنید. حقانیت قرآن سالهاست که ثابت شده و یکی از دلایل حقانیتش همین اهانتهایی هست که بهش میشه. اگه چیزی بی اصلالت باشه آیا اصلا کسی براش اهمیت داره که برای رد کردنش بالبال بزنه؟! پس مطمئن باشید که هدف از طراحی چنین سایتهایی صرفا مشغول کردن ذهن شما عزیزان به چیزایی هست که هیچ فایده ای نداره. پس بریم و به ابتکار عمل رو ما به دست بگیریم نه این که منفعلانه عمل کنیم. به نام خداوند بخشاینده و بخشایشگرسلام قبلا هم گفتم ولی نظرم رو برای نشان دادن جرات نکردید تایید کنید حالا گفتم با یه اسم جدید بیام شاید تایید کنیدمسائلی که در این سایت گفته میشود همه اش در کتب دینی و عقائدی ما آمده و پاسخ آنها از سالها قبل گفته شدهبهمین دلیل از کاربرین عزیز خواهشمندم پنبه را از گوش خود در آورده و قران را با ترجمه معتبر مثل ترجمه اقای مکارم شیرازی مطالعه کنند و هر جا سوال یا شبهه ای برایشان پیش آمد کافیست به یک روحانی یا همان آخوند مراجعه و از او بپرسند یا به سایتهایی مانند سایتhttp://www.tebyan.ir/مراجعه و در قسمت پرسش و پاسخ بروند و سوال خود را کاملا بپرسند تا یک جواب زیبا و دلنشین بگیرند و به مکر و حیله افرادی مثل رضا فاضلی پی ببرند.حق یارتانمهدوی باشید اره ما زرشک هستیم ما یه مشت مسلمون زرشک عوضی هستیم تو چی ؟؟؟؟؟؟ تو یه ادم خوب و متفکر هستی؟؟؟تو و طرفدارات همه ادمهای عاقلی هستید؟؟؟؟خوبه افکار جالبی داری اما بازم بهت میگم من همیشه با تو می جنگم(((( شما نسل فراموش شده هستید))) اقای کامی که اومدی به حرفهای مردم می خندی و اونها رو گذاشتی برای مسخره کردن به نظر خودت حرفایی که خودت می زنی جالبه؟؟؟؟؟خدای تو میگه مردم رو مسخره کن و به اونها بخند؟؟؟؟؟خدای تو میگه به همه چیز فحش بده و ادمها رو به باد انتقاد بکش ؟؟؟حد اقل خدای ما که تو و طرفداران تو اونو قبول ندارید میگه کسی رو هیچ وقت مسخره نکنید چون همه ما انسان هستیم وعقاید همه برای خودشون محترمه و باید به اونها احترام گذاشت مانی جان همانطور که گفتم هر چند وقت یکبار می آیم و بعضی شبهات را پاسخ می دهم. مانی من میدانم که خودت هم داری ایرادات غیر واقعی به دین و قرآن میگیری پس چرا لجاجت میکنی؟ البته من نمی گویم ایمان بیاور ولی به دین و اعتقادات مردم توهین نکن.سال پنجم هجرت: جنگ خندق يا احزاب که با لشکرکشي اعراب و توطنه يهوديان بني قريظه اتفاق افتاد و به شکست آنان انجاميد.بعد از اين ماجرا پيامبر يهوديان بني قريظه را محاصره کرد و درنهايت با حکميت سعد بن معاذ حکم کتاب تورات در مورد عهد شکنان نسبت به آنان اجرا شد و مردان بني قريظه به قتل رسيدند و زنان آنها به اسارت در آمدند و اموالشان توقيف شد سوره ۲ آیات ۲۳ و ۲۴و اگر در آنچه بر بنده خود نازل كردهايم شك داريد پس اگر راست مىگوييد سورهاى مانند آن بياوريد و گواهان خود را غير خدا فرا خوانيد. پس اگر نكرديد و هرگز نمىتوانيد كرد از آن آتشى كه سوختش مردمان و سنگها هستند و براى كافران آماده شده بپرهيزيد.۲- سوره ۱۷ آیه ۸۸بگو اگر انس و جن گرد آيند تا نظير اين قرآن را بياورند مانند آن را نخواهند آورد هر چند برخى از آنها پشتيبان برخى [ديگر] باشند.۳- سوره ۱۱ آیات ۱۳ و ۱۴يا مىگويند اين [قرآن] را به دروغ ساخته است بگو اگر راست مىگوييد ده سوره برساختهشده مانند آن بياوريد و غير از خدا هر كه را مىتوانيد فرا خوانيد. و اگر آنها دعوت شما را نپذيرفتند بدانيد با علم الهي نازل شده و هيچ معبودي جز او نيست آيا با اينحال تسليم ميشويد؟ بسم الله الرحمن الرحیمدرود خداوند بر محمد(ص) و خاندان طاهرشفکر نمی کنم این چند روز دنیا ارزش خواندن و فکر کردن به مزخرفاتی که سلمان رشدی و امثال اون که با گرفتن پول از صهیونیست و ... اقدام به نوشتن این اراجیف و بدین ترتیب فروش دنیا و آخرت خود می کنند حتی ارزش نگاه کردن هم داشته باشه..به مصداق آیه مبارک "مکروا و مکروالله ولله خيرماکرين" به امید خدا روزی عذاب الهی بر شما مانند خیلی های دیگر نازل خواهد شد.امید است که با ظهور حضرت مهدی (عج) زمین از وجود یکایک شما و پاک و طاهر شود.تو که هیچی...هزاران سال پیش هم امثال تو وقتی چنین مزخرفاتی رو سر هم می کردند قرآن کریم آنها را به مصداق آیه شریف 23 سوره بقره http://www.parsquran.com/data/show.php?sura=2&ayat=23آنها را دعوت به مبارزه کرده که اگر می توانید یک سوره مانند قرآن بیاورید...نتیجه چه شد؟ ... آیه هایی ساخته می شد که خودشان با گفتنشان از خنده روده بر می شدند...امیدوارم به امید خدا اگر تو و امثال تو هدایت شدید که شکر خدا مگر نه به دست حضرت قائم (عج) و یاران او از صحنه زمین پاک شوید. سلام نمی دانم به کدام قبله نمازمی کنی وکدام خدارامی پرستی وازچه دین وآیین هستی بنظرمیرسد نویسنده مطالب درحق مسلمانان جهان کم لطفی می نمایدآرزو میکنم درهرمرام ومنسب هستید خداهدایت بکند فقط میتونم بگم برای رضا فاضلی متاسفم!!! داری اشتباه می کنی!ولی تا زمانی که داری نفس می کشی فرصت توبه داری.برگشتن پیش همون خدایی که به بعضی انقدر فرصت می ده که تا می تونن خوبی ذخیره کنن و سعادتمند بشن و به بعضی انقدر فرصت می ده، که تا می تونن بدی و تیره روزی به حساب شخصیشون توی اون دنیا بفرستن.حواسمون باشه که جزو کدوم دسته ایم.فرقی نداره دینت چی باشه و کی باشی. مهم اینه که بتونی "خوب" زندگی کنی.خوب باشی و خوبی کنی، و رضایت دلچسب درونی رو احساس کنی. سلام بر بنده قدر نشناس خداخیلی نارحت شدم وقتی که این وب رو دیدم!خیلی دوست دارم بدونم یه آدم چطور میتونه در مورد اعتقادات یک گروه این طور اظهار نظر بکنه!اگر واقعا به فکر مردم هستی!واقعا میخای خدمت کنی!و مطمئنی که این راهی که مردم میرن به بیراهه است!و میدونی که اسلام راه خدا نیست!(البته من خودم معتقدم که همه راهها راه خداست و راهی به جز راه خدا وجود نداره یعنی اصلا نمیتونه وجود داشته باشه)تحقیق کن که راه درست چیه!بعد میتونه در اختیار بقیه بزاری!البته نکته ای که از نظر من خیلی مهمه اینه که حتی اون موقع هم که راه حق رو پیدا کردی باز هم به اعتقادات مردم توهین نکنی!اعتقادات هر کس برای خودش محترمه!البته من چندتا سوال دارم که اگر دوست داشتی جوایش رو برام ایمیل کن اگر هم دوست نداشتی با خودت صادق باش و به خودت جواب بده:آیا اصلا اون راه درست رو میشناسی؟!(اگر آره که به نظر من سازنده اش اینه که تو اون راه درسته رو به ما نشون بدی اگر هم نه چطوری میتونی راه درست رو ندونی ولی راه غلط رو متوجه بشی)آیا به نظر خودت درسته که به اعتقاد دیگران توهین بشه؟!به نظر خودت ممکنه که شرایط زندگیت باعث شده هیچ فحشی برای دادن به یه همچین موجودی ندارم . اصلا لیاقت فحش شنیدن رو نداری . من متدین نیستم اما از موجوداتی مثل تو متنفرم . قبل از من خیلیا اومدن و گفتن دست از این کارت بر دار . اگه قرار بود درست بشه الان همچین وبلاگی نبود .حتی بی دین ترین ها هم می دونن که نباید به دین بقیه توهین کنن . نمی دونم تو از کجا اومدی ؟ خیلی مسخره بود.به نظر من که خیلی کوته فکری آقا.کاشکی یه ذره فقط دور و برت رو می دیدی.البته شاید هم دیدی ولی خودت رو به کوری زدی.واقعاً واسه شما متأسفام.به قول شاعر که می گه:آنکس که نداند و بداند که ندانددر جهل مرکب ابد الدهر بماند یکم به عاقبتت فکر کن . من خیلی متدین نیستم اما موسی به دین خود عیسی به دین خود .هر چی هستی واسه خودت باش به بقیه چکار داری؟اومدیمو خدایی که نفی میکنیش وجود داشته باشه اگه اون دنیا یقه ات رو بگیره که تو چرا بنده های ساده منو غافل کردی چی میگی البته کسی که با این اراجیف منکر خدا بشه همون بهتر که زودتر تکلیفش معلوم شه.خدا لعنت کنه کسایی رو که قصد رخنه تو وجود ما جوونا رو دارن بالخص رضا فاضلی که از صاحب اسمش خجالت نمی کشه! ببینم اصلا همه حرفهای تو قبوله و کاملا منطقی و دلیل علمی داره خوب؟اما میشه منو در این مورد راهنمائی کنی که اگه اون الله که در قرآن اومده و وجود نداره . پس میشه بگی همون خدائی که در اول نوشته هات گفتی منظور از اینها نفی خداوند نیست ؟کجاست؟ شاید میخوای بگی که خدائی که در انجیل و... اومده واقعیه؟شاید هم نظرت ایننه که اصلا خداوند پیامبر و فرستاده ای نداره . هان؟ اینه منظورت؟ به نام همان خدایی که تو علم جنگ را برای او برداشتی و تو هیچ میدانی که با خالق خودت اقامه دعوی کردیبماند.و من عاشق خدا هستم . همان خدایی که تو ازش ایراد می گیری نمی دونی که چه خدای مهربانی داریم و تو بی معرفت از لات ها بیاموز رسم نان و نمک را کسانی که ادعا می کنند اگر یکبار نان ونمک تو را بخورند نمکدان نمی شکنند و تو از قبل از تولدت نان و نمک خدا رو خوردی و نمکدان شکستی ای نادان که در نادانی تو مشهور عالمی خوب بدان که تمام واو به واو و حرف به حرف قران و کلمه به کلمه و سطر به سطر قران راز است این در حد تو و امثال تو نیست که در مورد قران اظهار نظر کنید قران حافظان دارد همچون علامه سید محمد حسین طباطبایی روحی له الفداه که صاحب تفسیر المیزان است و تو چقدر از صاحب تفسیر اطلاع داری آیا تو و دوستان نامرد تو تفسیر ا لمیزان را خوانده اید تا بفهمید که قران رمز است نه اینکه تو از روی معنی کلمه های قران به آن ایراد می گیری.بی معرفتی و نمکدان شکستن هم حدی داردامید وارم عاقبت کارهای شومت را ببینی تا به خدای ما بی حرمتی نکنی امید وارم به راه راست بیایی الان جوونی حالیت نیست پیر که بشی صف اول مسجدا رو نمیدی به هیچ کس خدا تو قران راجع به ادم های مثل تو فرموده که بر چشم و گوش انها به خاطر کار های بدی که انجام داده اند مهر زده ام پس در صدد هدایت کسانی که من رحمت خود را بر انها حرام کرده ام ب نیایید بهت پیشنهاد میکنم به جای اینکه بری مطالب ضد قران رو سرچ کنی فقط یک بار برو در مورد مطالب قران به صورت کلی تحقیق کن اینکه میگی در مورد زنان اینطور گفته باید بگم که وضعیت زن در عرب جاهل خیلی بد بوده ولی با اینحال از طرف خدا بوسیله قران حمایت میشن زنان شوهر مرده از جامعشون ترد میشدن واسه همین میگه که اونها رو جای غنایم جنگی در اختیار شماست. یا اینکه عذابهای الهی در مورد کسانی که اگه یکیش به تور تو بخوره از ته دل میگی این عذابها کمشونه. قران یک معجزه هست با اینکه 1400سال پیش برای هدایت عرب جاهل بوده ولی هنوز مارو هم که توی عصر فناوری و اطلاعات هستیم چقدر خوب راهنمایی میکنه تو مگه جاهل هستی یا درکت فراتر از ادمهاست که میای ایراد از حرف خدا میگیری قران باید از زیباییهای بهشت و بدی های جهنم چیزی میگفت که در درک ادم باشه خلاصه حرف در این مورد زیاده به قول سقراط میگه درک مخلوقات خدا به خدا مثل درک یک بیسکویت به ادم هست پس به حرفهای خدا ایراد نگیر اگه به ایراد گرفتنه برو انجیل و توراتو بخون که چقدر سطحی نوشته شده اتفاقا شیمبل جان وقتی در هر کامنتت این همه حرفای رکیک میزنی هیچکس حرفاتو دی نمیگیرهاصولا ادما وقتی جدی گرفته نمیشن با این جور حرف زدن میخوان خودشون رو نشون بدن و جلب توجه کنندر ضمن حضرت ابراهیم بتهای دستساز مردم جاهل رو شکست به دستور خدای یگانههیچکس قادر نیست که ذره ای اسیب به خداوند برسونه کسانی که مورد خشم خدا قرار میگیرند امثال شما هستند که انقدر به ذات مقدس خدا و انبیا توهین میکنید خداوند هم هنوز از شما نا امید نشده روزی که نا امید بشه شما رو به سزای اعمال و حرفاتون خواهد رساندشک نکنید فقط خیلی دلم میخواد بدونم چه جوابی در پیشگاه خداوند خواهید داشت. موضوع مطلب: از ملک تا ملکوت |لينك مطلب| طلوع خورشيد شده در پنجشنبه یازدهم مهر 1387 ساعت 16:15 توسط مهدی دیندار تابشی | دروغ های شاخ دار چند روز پيش با يه وبلاگ اشنا شدم واقعا جاي تاسف داردعنوان وبلاگحضرت محمد بدون سانسور و خميني يک بيمار روانيو....متاسفانه بلاگفا نمپذیرفت که من همچین ادرسی رو تو پستها بزارم میتونید ادرس را از اینجا برداریداين همه توهين تهمت به اسلام و...بد تر از اين که امار بازديد کننده اش در روز بين 1000 تا 2000هستشما هم يه سري بزنيد سمت راست وبلاگ روببيند تون روم چه نظراتي داشده ميشه ميشه گفت حداقل فکر بيست نفر رو در روز خدشه دار ميکنه اينها يک عده اش دروغ محض است و يک عده اش هم سوء استفاده از تاريخ در مورد ازدواج پيامبر با عايشه همونطورکه سمت راست اين وبلگ مشاهده ميکنيد اين مطالب به نيت مغشوش ساختن ذهن مسلمانان هست و براي اينکار از چند شگرد استفاده ميکننديکي از اين شگردها گفتن دروغهاي ناب و دست اوله اگر موضوعات عنوان شده در سمت وبلاگ را مطالعه کنيد همه موضعات برعليه اسلام است و معلوم است براي تشويش و منحرف ساختن ذهن مخاطبان است البته نظير اين وبلگها فراوانه اما قضيه عايشه يک ايه اي در قرآن داريم که به پيامبر ميفرمايد از اين به بعد ديگر نبايد زن بگيري و همين مقدار کافي است و حق نداري تجديد فراش کني در نگاه اول چنين به نظر ميرسد که خدا هم از دست زن گرفتنها ي پيامبر ناراحت شده و ميخواد جلوش را بگيره در حاليکه اينطور نيست جريان اين بود که در زمان صدر اسلام يکي از راههاي الفت طايفه اي اين بود که دختري را به ان طايفه ميدادند يا دختري را ميگرفتند و اين يک رسم متداول بود زمان پيامبر هم خيلي از طوائف اصرار داشتند که پيامبر زني از آنان را لااقل فقط به عقد بگيرد و اين تبديل به مشکل شده بود و پيامبر ميديد اگر از طرف او رد شود تبديل به کينه و رقابتهاي طايفه اي خواهد شد به همين خاطر خداوند کار پيامبر را راحت کرد و اين ايه نازل شد تنها زني که پيامبر بر آن عشق ميورزيد اولين زنش يعني حضرت خديجه بود و با اينکه خديجه 15 سال از پيامبر بزرگتر بود ولي اصرار داشت که با پيامبر که هنوز پيامبر هم نشده بود ازدواج کند و پيامبر هم قبول کرد و تا خديجه زنده بود پيامبر با هيچ زني ازدواج نکردپيامبر و خديجه اگه اشتباه نکنم 17 سال يا 27 سال باهم زندگي کردن از اين دوتا خارج نيست و بعد از خديجه هم همه ازدواجهاي پيامبر طبق آنچه که گفتم جنبه مصلحتي براي الفت ايمان آوردن طوائف در مورد عايشه يک قول اين است که حضرت با اصرار ابوبکر و اظهار علاقه خود عايشه اين ازدواج را براي نرم شدن طايفه ابوبکر براي اسلام اوردن قبول کرد در مورد سن عايشه بعضي از مورخين گفته اند نه سال هرچند اين سن براي ازدواج از نظر شرعي صحيح است اما قول قوي تر که تحقيق شده است هيجده سال است و اين سن طبق بيان خود عايشه است تحقيق شده است اقاي مشيري که تو يکي از سخن راني هاش اينجور مي فرمايد *** ميگفت برو جلو اگه بر گردي خدا ميبرتت جهنم اگه پشت به دشمن کني باز مستقيم ميري تو جهنم يه جور ميتوني پشت به دشمن کني بر گردي تجديد قوا کني اگه غير از اين پشت به دشمن کني ميري تو جهنم برو جلو بکشي بهشت مال توه کشته بشي ميري تو بهشتاما به امام حسين که برسي کشته بشه بايد براش گريه کرد اما اگه برادر من يا پسر منو شما شهيد بشه بايد بهش تبریک گفتدر مورد اين حرفهاي مشيريکمي فکر کني فرقش کاملا معلومهما از اينکه امام حسين چنين مقامي داره که خداوند اون رو شهيد راه خود قرار داده است به او افرين ميگيم از اينکه شامل اين ايه شده که ولا تحسبن الذين قتلوا في سبيل الله امواتا بل احياء عند ربهم يرزقون معنايش يعني اي مردم کسانيکه در راه خدا شهيد ميشوند را مرده حساب نياريدبلکه انها زنده اند و نزد خداوند از مقربان هستند و روزي ميخورندخب اين تبريک گفتن داره ديگه حال چه امام حسين باشه چه شهيد کوچه شما باشه اگر واقعا به اين مقام رسيده باشد واقعا بايد بهش تبريک گفت اما در عين حال ما از اينکه امام را از دست داده ايم و از فيض وجودش محروم شده ايم اين گريه دارد اينکه عده اي جمع شود و کسي را که نماينده خدا روي زمين بود به جاي اينکه روي تخم چشماممون بذاريم با اون وضع کشته شود به بدنش اينقدر جسارت شود فرزندان پيامبر اواره کوه و بيابان شود روسري از سر زينبي که در دامان پيامبر بزرگ شده بود بردارند اينها گريه دارد تازه طبق روايان اين گريه براي خودمان هم نفع داردچقدر روايت در اثر گريه بر امام حسين وجود داردلذا فرمودند اگر مصيبت امام حسين هم شما را بر گريه نيانداخت حالت گريه به خودتان بگيريدو اصطلاحا تباکي کنيد محزون باشيداين هم ثواب دارد در زمان رسول اکرم و بعد از ايشون عده ي زيادي اقدام به جعل حديث و نسبت دادن به ايشون کردن که بعد از حضرت و در سايه ي حمايت حکام جائر اين کار افزايش پيدا کردو اين دست روايات در کتب اهل سنت فراوونه و اين سايتها با استناد به چنين روايات دروغيني اين همه به اسلام هجوم ميارنيک چيز ديگه که واقعا ادم خندش ميگيره معرفي يك خداي بيسواد،احمق،رذل،رياكاروضعيف از سوي محمد به نظر شما خنده نداره؟اين يک دروغه روايات صحيح ما ان قدر خدا را جدي معرفي كرده كه همه مانده اند. منبع: منتظرخسته موضوع مطلب: از ملک تا ملکوت |لينك مطلب| طلوع خورشيد شده در پنجشنبه یازدهم مهر 1387 ساعت 16:11 توسط مهدی دیندار تابشی | (( التماس دعا )) وقتی میبینم كسی برای دعا كردن دستش به سوی آسمون هست بهش میگم «التماس دعا» ولی میشنوم: «محتاجیم به دعا»!!! اما فکر میکنم بهتر باشه وقتی دستمون رو به آسمون بود و تو گفتی «التماس دعا» بگیم : باشه گُلم همین الان برات دعا میكنم شاید كه« مرغ آمین» توی راه باشه و دعای ما رو اجابت كنه!!! پس ای بهترین و عزیزترین بندهی خدا یادت باشه كه اگه داشتی دعا میكردی و كسی حاجتی داشت و بهت گفت: «التماس دعا» بهش نگی «محتاجیم به دعا»!!! و همون لحظه از صمیم قلبت برای برآورده شدن حاجت دلش براش دعا كنی... (اون موقع مطمئن باش خدای مهربون هم خواسته ی تو رو برآورده میكنه و بنا به مصلحتت؛ تو رو به آرزوهای قشنگت میرسونه) «التماس دعا» موضوع مطلب: از ملك تا ملكوت |لينك مطلب| طلوع خورشيد شده در دوشنبه هشتم مهر 1387 ساعت 15:28 توسط مهدی دیندار تابشی | و نسیم عبورت .... از آن روز که به استقبالت آمدیم و از آسمان ها جستجویت کردیم ویافتیم ، نهال هلالت را درافق دلمان کاشتیم و هر روز با اشک دیده و سوز دل پروراندیم و ماهتاب حضور فراخنای جان و جهانمان را بر افروخت . اما چه زود زمین وآسمان پلک ها از پس هم نهادند و طراوت حضورت را از افق دلمان زدودند و ما را در سوز و حسرت جدائیت نشاندند . رمضان چه زیبا در محفلمان آشیان کرده بودی و چه مهربان با دل ما خو گرفته بودی. رمضان چه آهسته و لطیف دربر ما وزیدی و جانمان را در نرمای مهربانی هایت نوازیدی و اینک چه سوزمندانه از میان ما میگذری ونسیم عبورت از ساز وجودمان ناله بر می انگیزد و بر دلمان شراره میریزد . تو میروی و مارا با سنگینی عهد و پیمانت تنها میگذاری ، تو میروی و نمی دانیم اندوهناک دوریت باشیم یا هراسناک حفظ امانت حرمتت ... رمضان ! ای ماه عزیز! ای ماه میهمانی خدا ! تو پای از میان ما بر میکشی و اندوه و هراس بر جانمان مینشانی . ای صمیمی ترین یار آنگاه که فروغ رویت را از پنجره نگاهمان بر دمید ، سراچه دلمان لبریز از شادمانی گشت . بدرود ای آنکه خورشید حضورت تابناکترین روزها و نورانی ترین ساعت ها را ارزانیمان کرد . ای که عصای اعجازت از سنگ دلهامان چشمه های گریه جاری ساخت و پولاد قلبمان به گرمای حضورت نرم و روان گشت . با تو بدورد میگوییم ،اما نه از ملامت و دلسردی که با ناچاری و چشمه های فضل و برکتی که در رمضان بودید و از مقابل دیدگان حسرت بار ما گذشتید بی آنکه از گوارای حیات بخشتان نوش کنیم . رمضان تو میروی و این مائیم که به دنبالت از کاسه دیدگانمان آب جدایی میفشانیم و چنین ناله سر میکشیم : خداحافظ ای که آسمانی ترین معنا ها را در شریان لحظه هایمان جاری کردی . ای که گنجینه عبادت بودی و در تو هزار بال در آسمان امل پر کشیدیم . خداحافظ ای که در تو پرنده آرزوها به اوج آسمان سر سایید . خداحافظ ای ماه میهمانی خدا ! ای ماه عزیز ! ای رمضان ! .خداحافظ ای ماه بزرگ خدا ای عید دوستان خدا . خداحافظ ای که زنگار از آیینه دلمان ستردی . ای خدای رمضان! با گذشتن این ماه تو نیز از گناهان ما درگذر . کنون که زیور رمضان را از اندام زمین و زمان بر میگیری از تن ما نیز جامه نا موزون گناه و عصیان بر افکن . موضوع مطلب: از ملك تا ملكوت |لينك مطلب| طلوع خورشيد شده در یکشنبه هفتم مهر 1387 ساعت 22:13 توسط مهدی دیندار تابشی | شیطان شناسی...!!!؟؟؟... این لینک را ببینید. بیوگرافی شیطان كید ضعیف شیطان ترفندهای شیطانی در حوزه عمل اجتماعی دیروز شیطان را دیدم تهدیدهای شیطان در مورد انسان آیا انسان در برابر شیطان مجبور است؟ شیطان و راههای اغواگری انسان دار و دسته شیطان امنیت مخلصان از وسوسههای شیطانی چراغ سبز به شیطان آژیر خطر شیطان علائم دعوتهای شیطان گرگ ایمانخوار گپ و گفتی با شیطان تجسم شیطان به صورت انسان باطل است چرا به شیطان مهلت داده شد؟! شیطان، انسان و جنگ نابرابر در محضر خوبان (سخنرانی در باب شیطان) بیوگرافی شیطان شیطان، نخستین كسى بود كه بعضى كارها را مرتكب شد و پیش از او كسى آنها را انجام نداده بود. و آنها از این قرارند: - اولین كسى كه قیاس نمود و خود را از حضرت آدم علیه السلام برتر و بالاتر دانست و گفت : من از آتشم و او از خاك در حالى كه آتش از خاك بالاتر است .(1) - اولین كسى كه در پیشگاه با عظمت الهى تكبر نمود و به دستور خالق خود عمل نكرد.(2) - اولین كسى كه كه معصیت و نافرمانى خدا را كرد و آشكارا با او مخالفت نمود.(3) - اولین كسى كه به دروغ گفت : خدا گفته از این درخت نخورید، چون درخت جاوید است و اگر كسى از آن بخورد تا ابد زنده مى ماند و با خدا شریك مى شود.(4) - اولین كسى كه كه قسم به دروغ خورد و گفت : من شما را نصیحت مى كنم .(5) شیطان اولین كسى است كه صورت هاى مجسمه و بت را ساخت - اولین كسى كه نماز خواند و یك ركعت آن چهار هزار سال طول كشید.(6) - اولین كسى كه كه غنا و آواز خواند، همان زمانى كه آدم علیه السلام از درخت نهى شده خورد.(7) - اولین كسى كه نوحه خواند و گریست ؛ چون او را به زمین فرستادند، به یاد بهشت و نعمتهاى آن نوحه و گریه كرد. - اولین كسى كه لواط كرد آنگاه که به میان قوم لوط آمد.(8) - اولین كسى كه دستور ساختن منجنیق را داد تا حضرت ابراهیم علیه السلام را با آن در آتش اندازند. - اولین كسى كه دستور ساختن نوره را در زمان حضرت سلیمان داد، براى این كه موهاى اضافى پاى بلقیس پادشاه سبا را از بین ببرند.(8) - اولین كسى كه دستور ساختن شیشه را داد تا حضرت سلیمان علیه السلام آن را روى خندق گذارد و بلقیس را آزمایش كند.(9) - اولین كسى كه عبادت و بندگى او، فرشتگان را به تعجب در آورد! - اولین كسى كه به خداى خود اعتراض كرد.(10) - اولین كسى كه شبیه شدن به دیگران را مطرح و مردم را به آن تشویق كرد.(11) - اولین كسى كه كه سحر و جادو كرد و آن دو را به مردم یاد داد.(12) - اولین كسى كه براى زیبایى ، زلف گذاشت .(13) اولین كسى كه شبیه شدن به دیگران را مطرح و مردم را به آن تشویق كرد. - اولین كسى كه نقاشى كرد و چهره كشید.(14) - اولین كسى كه آتش حسدش شعله ور شد.(15) - اولین كسى كه به ناحق مخاصمه و جدال كرد. - اولین كسى كه خداى تعالى به او لعنت نمود( و از ناراحتى فریاد كشید.(16) - اولین كسى كه به خدا كفر ورزید.(17) - اولین كسى كه گریه دروغى نمود.(18) - اولین كسى كه عبادت و خلقت خود را ستود. - اولین كسى كه صورت هاى مجسمه و بت را ساخت .(19) ----------------------------------------- پی نوشت ها: 1-اعراف (7)، آیه 12. 2-تفسیر قمى ، ص 32، بحار، ج 60، ص 274؛ المیزان ، ج 8، ص 59. 3- حجر(15)، آیه 31. 4- طه (20)، آیه 20. 5- اعراف (7)، آیه 21. 6- نهج البلاغه ، خطبه قاصعه . 7- تفسیر عیاشى ، ج 1، ص 4، بحار، ج 60، ص 199، 219. 8-علل الشرایع ، ج 2، ص 233، بحار، ج 93، ص 306. 9- بحار، ج 14، ص 112. 10- سوره نمل ، آیه 44. 11- كتاب سلیم بن قیس . 12- بقره (2)، آیه 102. 13- كتاب ابلیس ، ص 164 و 165. 14- مكاسب ، شیخ انصارى ، مكاسب محرمه . 15- در المنثور، ج 1، ص 51؛ خصال ، ج 1، ص 50؛ بحار، ج 60، ص 222 و 281. 16- ص (38)، آیه 78. 17- ص (38)، آیه 74. 18- تفسیر عیاشى ، ج 1، ص 40؛ خصال ؛ ج 1، ص 50؛ بحار، ج 60؛ ص 199، 219. 19- مائده (5)، آیه 89. منبع: صالحی حاجی آبادی، نعمت الله، شیطان در کمین گاه. موضوع مطلب: از ملك تا ملكوت |لينك مطلب| طلوع خورشيد شده در یکشنبه هفتم مهر 1387 ساعت 21:35 توسط مهدی دیندار تابشی | چند جمله با خدا چند جمله با خدا گفتم: چقدر احساس تنهایی میکنم . گفتی: فانی قریب .:: من که نزدیکم (بقره/۱۸۶) ::. ---------------------------------گفتم: تو همیشه نزدیکی؛ من دورم. کاش میشد بهت نزدیک شم . گفتی: و اذکر ربک فی نفسک تضرعا و خیفة و دون الجهر من القول بالغدو و الأصال .:: هر صبح و عصر، پروردگارت رو پیش خودت، با خوف و تضرع، و با صدای آهسته یاد کن (اعراف/۲۰۵) ::. -------------------------------- گفتم: این هم توفیق میخواهد! گفتی: ألا تحبون ان یغفرالله لکم .:: دوست ندارید خدا ببخشدتون؟! (نور/۲۲) ::. -------------------------------- گفتم: معلومه که دوست دارم منو ببخشی . گفتی: و استغفروا ربکم ثم توبوا الیه .:: پس از خدا بخواید ببخشدتون و بعد توبه کنید (هود/۹۰) ::. -------------------------------- گفتم: با این همه گناه. آخه چیکار میتونم بکنم؟ گفتی: الم یعلموا ان الله هو یقبل التوبة عن عباده .:: مگه نمیدونید خداست که توبه رو از بندههاش قبول میکنه؟! (توبه/۱۰۴) ::. -------------------------------- گفتم: دیگه روی توبه ندارم ... گفتی: الله العزیز العلیم غافر الذنب و قابل التوب .:: (ولی) خدا عزیزه و دانا، او آمرزندهی گناه هست و پذیرندهی توبه (غافر/۲-۳ ) ::. -------------------------------- گفتم: با این همه گناه، برای کدوم گناهم توبه کنم؟ گفتی: ان الله یغفر الذنوب جمیعا .:: خدا همهی گناهها رو میبخشه (زمر/۵۳) ::. -------------------------------- گفتم: یعنی بازم بیام؟ بازم منو میبخشی؟ گفتی: و من یغفر الذنوب الا الله .:: به جز خدا کیه که گناهان رو ببخشه؟ (آل عمران/۱۳۵) ::. ---------------------------------- گفتم: نمیدونم چرا همیشه در مقابل این کلامت کم میارم! آتیشم میزنه؛ ذوبم میکنه؛ عاشق میشم! توبه میکنم گفتی: ان الله یحب التوابین و یحب المتطهرین .:: خدا هم توبهکنندهها و هم اونایی که پاک هستند رو دوست داره (بقره/۲۲۲) ::. -------------------------------- ناخواسته گفتم: الهی و ربی من لی غیرک گفتی: الیس الله بکاف عبده .:: خدا برای بندهاش کافی نیست؟ (زمر/۳۶) ::. -------------------------------- گفتم: در برابر این همه مهربونیت چیکار میتونم بکنم؟ گفتی:یا ایها الذین آمنوا اذکروا الله ذکرا کثیرا و سبحوه بکرة و اصیلا هو الذی یصلی علیکم و ملائکته لیخرجکم من الظلمت الی النور و کان بالمؤمنین رحیما .:: ای مؤمنین! خدا رو زیاد یاد کنید و صبح و شب تسبیحش کنید. او کسی هست که خودش و فرشتههاش بر شما درود و رحمت میفرستن تا شما رو از تاریکیها به سوی روشنایی بیرون بیارن . خدا نسبت به مؤمنین مهربونه (احزاب/۴۱-۴۳) :: موضوع مطلب: از ملک تا ملکوت |لينك مطلب| طلوع خورشيد شده در یکشنبه هفتم مهر 1387 ساعت 14:46 توسط مهدی دیندار تابشی | انسان و شب هاي سرنوشت ساز ( شبهای قدر اين شبها بهترين موقع است كه.... سلام بازم شب هاي قدر... بازم خواستن يه عالمه آرزو... شب هاي قدر بهترين بهونه است واسه ي حرف زدن با خداي مهربون... بهترين بهونه است واسه ي توبه كردن... نمي دونم اگه اين ماه بگذره بايد چي كار كنم... آخه هيچ ماهي مثل اين ماه نيست...انقدر شب و روزش قشنگه كه دلمون براش تنگ مي شه... دوست دارم امشب به خدا بگم كه منو ببخشه...شايد خيلي بد بودم اما ازش مي خواهم با تمام وجود ازش مي خواهم منو ببخشه... بياين به خدا بگيم ما هنوز نا اميد نيستيم...هنوز دوستش داريم... بياين بگيم كه اگه بهترين بندش نباشيم بدترينشون هم نيستيم... بياين با زبون خودمون بگيم كه كمكمون كنه... بياين بگيم كه كدوم دنيا رو بيشتر دوست داريم... بياين بهش بگيم كه مي خواهيم كمكمون كنه دستمون رو بگيره... مطمئنم كمك مي كنه...بياين بگيم توي اين شهر بزرگ كسايي هستن كه شباي سرد پاييز رو دارن توي پارك ها مي خوابن...ولي بعضي هامون انقدر خونمون بزرگه كه توش گم مي شيم... بياين بگيم كه بهشون كمك كنه... بياين به خدا بگيم كه مردمايي هستن كه پول دوا و دكترشون رو ندارن پس بهشون كمك كنه... بياين به خدا بگيم كه مشكلات همه ي آدما رو حل كنه... بياين بازبون مهر و محبت بگيم كه خدا جون امشب مي خوام ازت به خاطر همه ي محبت ها تشكر كنم ... به خاطر همه ي نعمت هايي كه تا به حال بهم دادي ازت ممنونم... بياين به خدا بگم كه تو اين دنياي بزرگ فقط اونه كه مي تونه كمكمون كنه... وقتي امشب قرآن رو روي سر گرفتي بلند داد بزن و بگو : الهي العفو ...!!! الهي العفو ...!!! موضوع مطلب: از ملك تا ملكوت |لينك مطلب| طلوع خورشيد شده در پنجشنبه بیست و هشتم شهریور 1387 ساعت 14:12 توسط مهدی دیندار تابشی | یک جمله ی اخلاقی حدیث هنگامي كه هارون از سفر حج مراجعت مي نمود بهلول در سر راه او ايستاده بود و به آواز بلند سه مرتبه صدا زد : هارون هارون پرسيد كه اين صدا از كيست؟ گفتند : بهلول مجنون است رو به بهلول كرد و گفت مي داني من كيستم؟ بهلول گفت : « تو آن كسي هستي كه اگر در مشرق ظلم كنند و تو در مغرب باشي ، مسئوليت آن ظلم با تو بوده و در روز قيامت باز خواست خواهي شد» هارون گريه كرد وگفت از من حاجتي بخواه بهلول گفت : حاجت من اين است كه دستور دهي گناهان مرا بخشند و مرا داخل بهشت كنند. هارون گفت اين كار از من ساخته نيست ولي قرضهاي تو را مي پردازم بهلول پاسخ داد كه با اموال مردم قرض پرداخت نمي شود شما اموال مردم را به خودشان برگردانيد، هارون گفت دستور ميدهم براي تأمين معاش تو حقوق دايمي بپردازند. بهلول گفت : « ما همه بندگان خدا هستيم آيا ممكن است خداوند تو را در نظر گرفته باشد و مرا فراموش كند ؟ » سلام یکروز مردی خدمت پیامبر (ص) رسید و عرض کرد : « به من چیزی بیاموز که به بهشت برم. » پیامبر چون میدانستند خیلی کم پیش می آید که این مرد خدمتشان بیاد و باید جمله ای بگویند که همیشه به یاد مرد باشد و در همه شئون کاربرد داشته باشد. فرمودند : « چیزی که برای خود نمی پسندی برای دیگران هم مپسند. » کمی در باره این جمله فکر کنید.مصداقش را در همه لحظات زندگیتان پیدا کنید. من چندتا برایتان می گویم: « شاید خیلی ساده باشند ولی به نظر من همین مسائل ساده هم در این جمله صدق می کنند و هم برای ساختن و خود شناسی پایه و اساس هستند. » ۱- اکثر اوقات روز که در اتوبوس می نشینید یک طرف آفتاب و یک طرف سایه است.فرض کنید دو صندلی کنار هم که یکی در سایه و یکی در آفتاب باشد خالی اند.شما خوب اکثرا روی صندلی ای که در سایه است می نشینید.حال فکر کنید کسی بیاد و بخواد کنار شما بشینه . شما چه می کنید؟ ( بقیش با خودتون ) ۲- هیچ کس ( از آقایون و بخشی کوچک از خانم ها ) دوست ندارند اعضای خانواده شان در جامعه مشکل اجتماعی داشته باشند.اگر کسی دوست نداشته باشه که کسی به خواهرش در خیابان به قول عرف «متلک» بگوید.خوب .... ۳- اگر شما انشاء الله پدر یا مادر شدید خوب دوست ندارید بچه هایتان جلوی شما گارد بگیرند یا گستاخی کنند و یا خیلی کارهایی که ما ها در ذهنمون هست. خوب رفتار خودتان با پدر و مادرتان ... ۴- اگر خانه کسی رفتید مهمانی.معمولا و حتما دوست دارید میزبان همیشه کنار شما بشیند و با شما صحبت و گپ و گفتگو کند . به حرفهایتان توجه کند. به حرفهایتان عکس العمل مناسب نشان دهد. نگذارد لحظه ای احساس دلتنگی خانه خودتان را بکنید. خوب به رفتار خودتان با میمانهایتان فکر کنید ... ۵- و یا بلفرض شما در اداره ای کارمند هستید.دوست دارید اگر ارباب رجوع باشید خیلی زود کارتان و قانونی کارتان راه بیفتد. شما کارمند - چگونه با ارباب رجوع رفتار می کنید...؟ به نظر من ضرب المثل «کوه به کوه نمیرسه ولی آدم به آدم میرسه.» از همینجا نشات میگیره. حتی این جمله در مسائل سیاسی و بزرگ هم جلوه می کند. خوشحال میشم بقیه مثالها را شما بگین ... موضوع مطلب: از ملک تا ملکوت |لينك مطلب| طلوع خورشيد شده در دوشنبه هجدهم شهریور 1387 ساعت 13:46 توسط مهدی دیندار تابشی | ماه عفو عفت و بخشش و بندگی يكى ديگر از اوقات مهم ماه شعبان براى سالك إلى اللّه آخرين جمعه آن است. از كتاب «عيون» از «عبد السلام بن صالح هروى» نقل شده كه مىگويد: در آخرين جمعه شعبان به ديدن ابى الحسن على بن موسى الرضا عليهما السّلام رفتم، حضرت فرمودند: «ابا صلت بيشتر شعبان گذشت واين آخرين جمعه آن است، كوتاهى گذشته خود را در اين ماه جبران كن بسيار دعا و استغفار كن و خيلى قرآن بخوان، و از گناهانت توبه كن، تا وقتى ماه رمضان مىآيد مخلص براى خدا باشى و هيچ امانتى بگردنت نباشد مگر اين كه آن را رد كنى و هيچ كينهاى از مؤمنى در دلت نباشد مگر اين كه آن را از بين ببرى و از هر گناهى كه انجام مىدهى، دست بردار. تقواى خدا را پيشه كن و در نهان و آشكارت به او توكل كن «و كسى كه به خدا توكل كند خدا براى او كافى خواهد بود.» و در باقيمانده اين شهر اين دعا را زياد تكرار كن:اللّهم إن لم تكن غفرت لنا في ما مضى من شعبان، فاغفر لنا في ما بقي منه، خدايا اگر در اين مدت كه از شعبان گذشته، ما را نبخشيدهاى، در مدتى كه از آن مانده ما را بيامرز، زيرا خداوند متعال باحترام ماه رمضان، در اين ماه افراد زيادى را از آتش رها مىكند». اين فرمايشات حضرت عليه السّلام پيام و دستور العملى براى اهلش در اين مورد و تمام موارد مانند آن است. بنابراين آن را حفظ كرده، غنيمت بدان و به آن عمل كن. موضوع مطلب: از ملک تا ملکوت |لينك مطلب| طلوع خورشيد شده در یکشنبه هفدهم شهریور 1387 ساعت 13:20 توسط مهدی دیندار تابشی | ماه بندگي حلول ماه مبارک رمضان ( ماه نزول قرآن) را به همه مسلمانان جهان تبریک عرض می نمایم امیدوارم که طاعات و عبادات همه شما عزیزان در این ماه عزیز مورد قبول درگاه حق قرار بگیرد! التماس دعا موضوع مطلب : از ملك تا ملكوت |لينك مطلب| طلوع خورشيد شده در سه شنبه دوازدهم شهریور 1387 ساعت 13:20 توسط مهدی دیندار تابشی | اعتراف و طلب توبه . . . ( سحيفه ي سجاديه ) اى مهربانترين مهربانان و اى كسى كه آمرزش طلبان گرد او گردند و اى كسى كه بندگانت را به پذيرفتن توبه عادت دادهاى و اى كسى كه از عمل ايشان به مقدار اندك خشنود شدهاى و اى كسى كه اندك ايشان را پاداش فراوان دادهاى و اى كسى كه اجابت دعا را بر ايشان ضمانت كردهاى به تو پناه مىبرم از آنكه در گناه اصرار ورزم و براى آنچه در آن كوتاهى كردهام، از تو آمرزش مىطلبم و براى هر عملى كه از انجامش فرو ماندهام از تو يارى مىجويم موضوع مطلب : از ملك تا ملكوت ادامه مطلب |لينك مطلب| طلوع خورشيد شده در پنجشنبه هفتم شهریور 1387 ساعت 12:14 توسط مهدی دیندار تابشی | مدیر کاروان قابض الارواح ملکوت الموت عزرائیل سلام تا چه حد به فکر مرگ هستید؟ |لينك مطلب| طلوع خورشيد شده در شنبه بیست و دوم تیر 1387 ساعت 13:16 توسط مهدی دیندار تابشی |
درباره وبلاگ
اي منتظران گنج نهان مي آيدآرامش جان عاشقان مي آيدبر بام سحر طلايه داران ظهور گفتند كه صاحب الزما ن مي آيدمطالب اين وبلاگ برگ سبزي است تحفه ي درويش سخن از ماندگار فرياد رس است(( انتظار مقدم دلدار با يد مي كشيد ))نوشته شده توسط مهدی دیندار تابشی عاشق مهدی ( عج ) عضو شورای پایگاه مقاومت شهدای یالقوزآغاجشماره های تماس با من:0935804996700989379005692
منو اصلي
صفحه نخست
آرشيو موضوعي
امام زمان عج ولادت ها و شهادت های آسمونی از ملک تا ملکوت اس ام اس مهدوي قرآن و ترنم وحی
پيوندها
.:: قالب ساز ::.
.:: اخرالزمان ومهدويت ::.
دورنالار زندگي_هستي_نيستي سرزمین رویايی تنهایان ( وبلاگ ديگر من و داداش رامين) روزگار رهايي در انتظار يار دختری تنهای تنها انتظار فرج فاطیما خرابات نشین پیامبر امید ایمان ما ساحل نشین اشک دچار باید بود عاشق تنها شکست عشق عاشقان گل نرگس گل نرگسم به آن ياس سپيد قسمت ميدهم ... mir شرح بي نهايت بانوي صحرا نشين انتظار حجّت ماه من بسوي ظهور شميم يار كي ميايي مهربونم هميشه تنها شمیم یار- میعادگاه عاشقان و منتظران امام زمان عج- گل نرگس-مهدی موعود پخش ایران (پایگاه خبری شیعه) گل نرگس بيا در انتظار حضرت مهدي(عج) غرفه ي ناز بانوي بي حرم عضو شو بازي كن جايزه ببر جهان در انتظار دولت جهانی امام مهدی عج منتظران مهدي ( عج )
طلوع خورشيد دوستان
آمار با معرفت ها
افراد آنلاين: تعداد بازديدها:
امکانات
کودکي که آماده تولد بود نزد خدا رفت و از او پرسيد: مي گويند فردا شما مرا به زمين مي فرستيد، اما من به اين کوچکي وبدون هيچ کمکي چگونه مي توانم براي زندگي به آنجا بروم؟ خداوند پاسخ داد: در ميان تعداد بسياري از فرشتگان،من يکي را براي تو در نظر گرفته ام، او از تو نگهداري خواهد کرد اما کودک هنوزاطمينان نداشت که مي خواهد برود يا نه،گفت : اما اينجا در بهشت، من هيچ کاري جز خنديدن و آواز خواندن ندارم و اين ها براي شادي من کافي هستند. خداوند لبخند زد: فرشته تو برايت آواز خواهد خواند و هر روز به تو لبخند خواهد زد تو عشق او را احساس خواهي کرد و شاد خواهي بود کودک ادامه داد: من چگونه مي توانم بفهمم مردم چه ميگويند وقتي زبان آنها را نمي دانم؟... خداوند او را نوازش کرد و گفت: فرشتهّ تو، زيباترين و شيرينترين واژه هايي را که ممکن است بشنوي در گوش تو زمزمه خواهد کرد و با دقت و صبوري به تو ياد خواهد داد که چگونه صحبت کني. کودک با ناراحتي گفت: وقتي مي خواهم با شما صحبت کنم ،چه کنم؟ اما خدا براي اين سوال هم پاسخي داشت: فرشته ات دست هايت را در کنار هم قرار خواهد داد و به تو ياد مي دهد که چگونه دعا کني. کودک سرش را برگرداند و پرسيد: شنيده ام که در زمين انسان هاي بدي هم زندگي مي کنند،چه کسي از من محافظت خواهد کرد؟ فرشته ات از تو مواظبت خواهد کرد ،حتي اگر به قيمت جانش تمام شود . کودک با نگراني ادامه داد: اما من هميشه به اين دليل که ديگر نمي توانم شما را ببينم ناراحت خواهم بود. خداوند لبخند زد و گفت: فرشته ات هميشه دربارهّ من با تو صحبت خواهد کرد و به تو راه بازگشت نزد من را خواهد آموخت،گر چه من هميشه در کنار تو خواهم بود در آن هنگام بهشت آرام بود اما صداهايي از زمين شنيده مي شد. کودک فهميد که به زودي بايد سفرش را آغاز کند. او به آرامي يک سوال ديگر از خداوند پرسيد: خدايا !اگر من بايد همين حالا بروم پس لطفآ نام فرشته ام را به من بگوييد.. خداوند شانهّ او را نوازش کرد و پاسخ داد: نام فرشته ات اهميتي ندارد، مي تواني او را ... *** مـادر*** صدا کني. موضوع مطلب: از ملك تا ملكوت
موضوع مطلب: از ملك تا ملكوت
|لينك مطلب| طلوع خورشيد شده در پنجشنبه بیست و سوم مهر 1388 ساعت 8:27 توسط مهدی دیندار تابشی |
شیطان شناسی؛ محورهای نفوذ شیطان با وجود این حقیقت که شیطان در عمل گمراه کردن انسان ها، محدودیت ها و ناتوانی هایی دارد که نداشتن استدلال و منطق از آن جمله است، توانمندی و استعدادهایی هم به اذن خدا در او وجود دارد که محورهای نفوذ جهت القاء و اغوای او معروف هستند. ذیلاً به نمونه هایی از آن اشاره می شود: 1- ایجاد وسوسه در انسان: شیطان از طریق القای شک و تردید در افکار و اعمال عقلانی و متمایل کردن افراد به خواهش های بی تعادل نفسانی، آنها را دچار وسوسه نموده و مقدمه انجام عمل خلاف را فراهم می آورد. 2- زیبا جلوه دادن گناه انسان: شیطان با استفاده از تمایلات نفسانی جاذبه های مادی و غریزی اعمال را طوری در نظر افراد سست ایمان زیبا جلوه می دهد که حدود و حقوق فردی و اجتماعی و عقلانی عمل فراموش شده و فرد بدون احساس گناه، مرتکب خطا و اغوای شیطان می شود. 3- انکار خدا توسط انسان های فریب خورده: انسان های مغرور و فریب خورده، چنان در خودشیفتگی و انانیت غوطه ور می شوند که خود را بی نیاز از رحمت و نعمات الهی تصور نموده، دست به طغیان و سرکشی می زنند و خود را در معرض نابودی و شکست قرار می دهند. 4- توبه و استغفار را انکار کردن: فریب خوردگان بر اثر ناامیدی، که از القائات شیطان است، امکان جبران و بازگشت به سلامتی را انکار نموده، قدمی در راه اصلاح خود و دیگران برنمی دارند، زیرا امیدواری به توبه و استغفار از نشانه های ایمان و مقدمه نجات است. 5- به تأخیر انداختن زمان توبه: وقتی آیه توبه نازل شد، شیطان بسیار ناامید و خشمگین شد و به فکر چاره افتاد. شیطان و دستیاران او با این امید خوشحال شدند که هم توبه کردن را از یاد مردم می بریم و هم زمان توبه را به تأخیر انداخته، فرصت توبه را به افراد نمی دهیم. 6- فریب انسان ها با زبان زیبا: بسیاری از شیاطین و منافقین فریب خورده توسط شیطان، بدون اینکه عمل سالم و صالحی داشته باشند، چنان در بیان توانمند نشان می دهند که تعجب افراد ظاهربین را بر می انگیزند. و اساساً بیشتر اهل حرف و سخن هستند تا اهل عمل سالم. 7- وعده جاودانگی به انسان محدود: شیطان به انسان که در نشئه روحانی باقی و جاویدان است، به دروغ وعده جاودانگی در دنیای محدود و موقت را می دهد و با آرزوهای فریبکارانه دنیایی، قیامت و حساب را از یاد او برده و او را به جاودانگی در جهنم مبتلا می کند. 8- از بین بردن جاودانگی روح تخیل افراد: وهم و خیال اسلحه شیطان است و اگر خیال با عقل مهار نشود، رابطه انسان را از واقعیات و حقایق عالم، از جمله جاودانگی روح الهی به تباهی برده و او را اسیر دنیای نفسانی و بی اعتدال می کند. 9- گذاشتن باطل در برابر حق: شیطان در برابر همه چیز حقیقی که اصل آن غیر قابل انکار است، موجودی خیالی و غیر واقعی و ضد حقیقت؛ یعنی، باطل را قرار داده و انسان های ظاهربین و بی فکر و بی استدلال را فریب می دهد و به تباهی می کشاند. 10- کوچک و آسان نمایاندن گناهان بزرگ: شیطان برعکس انسان های ساده اندیش به خوبی میداند که گناه و انحراف، مانند دانه ای است که در وجود آدمی و نفس ضعیف او خانه کرده و به تدریج فرد را به تکرار کارهای خلاف عقل و دین ترغیب می نماید و بر همین اساس، ارتکاب گناهان کوچک را دروازه گناهان بزرگ به شمار می آورد. 11- غفلت از قیامت با آرزوهای دراز دنیایی: از شیوه های شیطان برای فریب دادن انسان های غافل، این است که آرزوهای دراز را برای انسان ها مانند هدفی اساسی در آورده و عمر کوتاه انسان را در پی تحقق آرزوهای دراز به تباهی می کشاند و آینده محتوم و مهم؛ یعنی، روز قیامت را از یاد او می برد. 12- ایجاد شک و تردید نسبت به حقایق: اولین قدم فریب و اغوای شیطان، ایجاد شک و تردید در انسان های ضعیف نسبت به حقایق می باشد؛ زیرا پس از سلب ایمان و یقین از انسان است که شیطان می تواند تمام فریب های خود را انجام دهد. اساساً باید توجه داشت که شیطان در انسان های مردد طمع می کند. 13- شک درباره انبیاء: از دشمنی های بزرگ و فریب های شیطان این است که انسان های سطحی و ضعیف النفس را نسبت به حقانیت انبیای الهی دچار تردید می نماید. و برای این افراد فریب خورده، عقل آسیب پذیر و محدود و یا نیروهای ناشناخته و غیر واقعی را به عنوان منبع هدایت انسان ها معرفی می کند. برگرفته از کتاب سایه های خورشید، مرجع کامل شیطان شناسی بخش اول: کلیات بحث شیطان شناسی بخش دوم: شیطان در معارف دینی بخش سوم: بررسی روانشناختی شیطان بخش چهارم: محورهای نفوذ شیطان بخش پنجم: روش های مقابله با شیطان بخش ششم: شیطان شناسی در ادب، حکمت و سوء تفاهم ها جهت خرید کتاب سایه های خورشید کلیک کنید. جهت خرید سی دی شیطان شناسی کلیک کنید. جهت خرید کتاب گناهان کبیره اینجا کلیک کنید. جهت خرید کتب اسلامی کلیک کنید. جهت خرید کتب حکمت و عرفان کلیک کنید. جهت خرید کتب سیاسی کلیک کنید. جهت خرید نرم افزارهای چند رسانه ای کلیک کنید.
شیطان شناسی؛ محورهای نفوذ شیطان
با وجود این حقیقت که شیطان در عمل گمراه کردن انسان ها، محدودیت ها و ناتوانی هایی دارد که نداشتن استدلال و منطق از آن جمله است، توانمندی و استعدادهایی هم به اذن خدا در او وجود دارد که محورهای نفوذ جهت القاء و اغوای او معروف هستند.
ذیلاً به نمونه هایی از آن اشاره می شود:
1- ایجاد وسوسه در انسان: شیطان از طریق القای شک و تردید در افکار و اعمال عقلانی و متمایل کردن افراد به خواهش های بی تعادل نفسانی، آنها را دچار وسوسه نموده و مقدمه انجام عمل خلاف را فراهم می آورد.
2- زیبا جلوه دادن گناه انسان: شیطان با استفاده از تمایلات نفسانی جاذبه های مادی و غریزی اعمال را طوری در نظر افراد سست ایمان زیبا جلوه می دهد که حدود و حقوق فردی و اجتماعی و عقلانی عمل فراموش شده و فرد بدون احساس گناه، مرتکب خطا و اغوای شیطان می شود.
3- انکار خدا توسط انسان های فریب خورده: انسان های مغرور و فریب خورده، چنان در خودشیفتگی و انانیت غوطه ور می شوند که خود را بی نیاز از رحمت و نعمات الهی تصور نموده، دست به طغیان و سرکشی می زنند و خود را در معرض نابودی و شکست قرار می دهند.
4- توبه و استغفار را انکار کردن: فریب خوردگان بر اثر ناامیدی، که از القائات شیطان است، امکان جبران و بازگشت به سلامتی را انکار نموده، قدمی در راه اصلاح خود و دیگران برنمی دارند، زیرا امیدواری به توبه و استغفار از نشانه های ایمان و مقدمه نجات است.
5- به تأخیر انداختن زمان توبه: وقتی آیه توبه نازل شد، شیطان بسیار ناامید و خشمگین شد و به فکر چاره افتاد. شیطان و دستیاران او با این امید خوشحال شدند که هم توبه کردن را از یاد مردم می بریم و هم زمان توبه را به تأخیر انداخته، فرصت توبه را به افراد نمی دهیم.
6- فریب انسان ها با زبان زیبا: بسیاری از شیاطین و منافقین فریب خورده توسط شیطان، بدون اینکه عمل سالم و صالحی داشته باشند، چنان در بیان توانمند نشان می دهند که تعجب افراد ظاهربین را بر می انگیزند. و اساساً بیشتر اهل حرف و سخن هستند تا اهل عمل سالم.
7- وعده جاودانگی به انسان محدود: شیطان به انسان که در نشئه روحانی باقی و جاویدان است، به دروغ وعده جاودانگی در دنیای محدود و موقت را می دهد و با آرزوهای فریبکارانه دنیایی، قیامت و حساب را از یاد او برده و او را به جاودانگی در جهنم مبتلا می کند.
8- از بین بردن جاودانگی روح تخیل افراد: وهم و خیال اسلحه شیطان است و اگر خیال با عقل مهار نشود، رابطه انسان را از واقعیات و حقایق عالم، از جمله جاودانگی روح الهی به تباهی برده و او را اسیر دنیای نفسانی و بی اعتدال می کند.
9- گذاشتن باطل در برابر حق: شیطان در برابر همه چیز حقیقی که اصل آن غیر قابل انکار است، موجودی خیالی و غیر واقعی و ضد حقیقت؛ یعنی، باطل را قرار داده و انسان های ظاهربین و بی فکر و بی استدلال را فریب می دهد و به تباهی می کشاند.
10- کوچک و آسان نمایاندن گناهان بزرگ: شیطان برعکس انسان های ساده اندیش به خوبی میداند که گناه و انحراف، مانند دانه ای است که در وجود آدمی و نفس ضعیف او خانه کرده و به تدریج فرد را به تکرار کارهای خلاف عقل و دین ترغیب می نماید و بر همین اساس، ارتکاب گناهان کوچک را دروازه گناهان بزرگ به شمار می آورد.
11- غفلت از قیامت با آرزوهای دراز دنیایی: از شیوه های شیطان برای فریب دادن انسان های غافل، این است که آرزوهای دراز را برای انسان ها مانند هدفی اساسی در آورده و عمر کوتاه انسان را در پی تحقق آرزوهای دراز به تباهی می کشاند و آینده محتوم و مهم؛ یعنی، روز قیامت را از یاد او می برد.
12- ایجاد شک و تردید نسبت به حقایق: اولین قدم فریب و اغوای شیطان، ایجاد شک و تردید در انسان های ضعیف نسبت به حقایق می باشد؛ زیرا پس از سلب ایمان و یقین از انسان است که شیطان می تواند تمام فریب های خود را انجام دهد. اساساً باید توجه داشت که شیطان در انسان های مردد طمع می کند.
13- شک درباره انبیاء: از دشمنی های بزرگ و فریب های شیطان این است که انسان های سطحی و ضعیف النفس را نسبت به حقانیت انبیای الهی دچار تردید می نماید. و برای این افراد فریب خورده، عقل آسیب پذیر و محدود و یا نیروهای ناشناخته و غیر واقعی را به عنوان منبع هدایت انسان ها معرفی می کند.
بخش اول: کلیات بحث شیطان شناسی
بخش دوم: شیطان در معارف دینی
بخش سوم: بررسی روانشناختی شیطان
بخش چهارم: محورهای نفوذ شیطان
بخش پنجم: روش های مقابله با شیطان
بخش ششم: شیطان شناسی در ادب، حکمت و سوء تفاهم ها
جهت خرید کتاب سایه های خورشید کلیک کنید.
جهت خرید سی دی شیطان شناسی کلیک کنید.
جهت خرید کتاب گناهان کبیره اینجا کلیک کنید.
جهت خرید کتب اسلامی کلیک کنید.
جهت خرید کتب حکمت و عرفان کلیک کنید.
جهت خرید کتب سیاسی کلیک کنید.
جهت خرید نرم افزارهای تبیان کلیک کنید.
|لينك مطلب| طلوع خورشيد شده در شنبه هجدهم مهر 1388 ساعت 11:9 توسط مهدی دیندار تابشی |
آیا صفحه شناسنامه خودت را دیده ای؟ نسبت میان خود با پدر و مادرت کاملا گویاست. در واقع شناسنامه همان نسبت نامه است. اما آیا خدا هم شناسنامه دارد؟ پاسخ: این سوال عجیب ولی واقعی را از که می توان پرسید؟ غیر از خود خدا، پاسخ این پرسش دست یافتنی نیست؟ پیامبر اکرم (ص) فرمودند: در شب معراج خداوند به من امر فرمود: اقرء یا محمد نسیته ربک قل هو الله احد ترجمه: ای محمد شناسنامه پروردگارت، سوره توحید را بخوان. واقعا در این شناسنامه آنچه ذکر شده است، یگانگی، بی همتایی، بی نیازی، نه زادن و نه زاده شدن است. لذا در رکعت هر نماز توصیه شده است تا ابتدا بسبت خدای را بخوانیم. شناسنامه اهل بیت (ع) (انسان ها) در رکعت دوم هر نماز مستحب است که سوره انا انزلناه خوانده شود زیرا شناسنامه انسان های کامل است، یعنی اهل بیت زیرا تمامی فرشتگان در شب قدر انیان کامل وارد می شوند و با اجازه او امور بندگان را تنظیم می کنند. ما نیز در نماز با یاد خدا در ررکعت اول و شناخت و خضوع به درگاه او و در رکعت دوم با توسل به کامل ترین انسان های محبوب خدا دست دعا و چشم امید به ملکوت او می آویزیم. خداوندا ما را با راز نماز همراه جاویدان گردان. موضوع مطلب: از ملك تا ملكوت
آیا صفحه شناسنامه خودت را دیده ای؟ نسبت میان خود با پدر و مادرت کاملا گویاست. در واقع شناسنامه همان نسبت نامه است. اما آیا خدا هم شناسنامه دارد؟
پاسخ: این سوال عجیب ولی واقعی را از که می توان پرسید؟ غیر از خود خدا، پاسخ این پرسش دست یافتنی نیست؟
پیامبر اکرم (ص) فرمودند: در شب معراج خداوند به من امر فرمود: اقرء یا محمد نسیته ربک قل هو الله احد
ترجمه: ای محمد شناسنامه پروردگارت، سوره توحید را بخوان.
واقعا در این شناسنامه آنچه ذکر شده است، یگانگی، بی همتایی، بی نیازی، نه زادن و نه زاده شدن است. لذا در رکعت هر نماز توصیه شده است تا ابتدا بسبت خدای را بخوانیم.
در رکعت دوم هر نماز مستحب است که سوره انا انزلناه خوانده شود زیرا شناسنامه انسان های کامل است، یعنی اهل بیت زیرا تمامی فرشتگان در شب قدر انیان کامل وارد می شوند و با اجازه او امور بندگان را تنظیم می کنند. ما نیز در نماز با یاد خدا در ررکعت اول و شناخت و خضوع به درگاه او و در رکعت دوم با توسل به کامل ترین انسان های محبوب خدا دست دعا و چشم امید به ملکوت او می آویزیم.
خداوندا ما را با راز نماز همراه جاویدان گردان.
|لينك مطلب| طلوع خورشيد شده در شنبه هجدهم مهر 1388 ساعت 10:48 توسط مهدی دیندار تابشی |
150 اصل برای زندگی دینی شماره اول: مقدمه و طرح بحث گرایش بشر معاصر به دین و لزوم تدوین منشور عقاید جهان معاصر را ، عصر صنعت و تكنیك مى دانند ، زیرا بشر در قرن اخیر به پیشرفهاى چشمگیرى در این زمینه دست یافته است ، و جا دارد كه این امر از ویژگیهاى آن به شمار آید. ولى در كنار این ویژگى، پدیده فرهنگى عظیمى نیز وجود دارد، كه همانا توجه انسان معاصر به دین و مفاهیم دینى است . گرایش به دین ، از اصیلترین و كهنترین گرایشهاى انسانى است كه تاریخ از آن یاد كرده و مى كند، و به گواه اسناد و مدارك متقن پس از رنسانس و دگرگونى در روشهاى علمى و سرانجام تسلط انسان بر طبیعت مادى، در اثر برخى از عوامل سیاسى و فرهنگى، توجه به دین كمرنگ گشت و یك نوع بى اعتنایى نسبت به دین در جوامع غربى رخ داد. آنگاه رفته رفته این بیمارى به کشورهاى شرقى نیز سرایت كرد و گروهى را تحت تأثیر قرار داد ، و این موج تا آنجا پیش رفت كه تصور شد علم جدید مى تواند به همه نیازهاى بشر پاسخ گوید و خواسته هایى را كه دین تأمین مى كرد ، برآورده سازد . این مجموعه نوشتار به جهانیان اعلام مى كند كه اصول عقاید و معارف دینى اهل بیت در قلمرو عقیده و عمل، همین است كه در این منشور آمده است و هر نوع مطلبى كه به ما نسبت داده شده و با اصول و مفاهیم مندرج در آن مطابق نباشد ، تهمتى بیش نبوده و هیچگونه ارزش و اعتبارى نخواهد داشت. ولى بروز یك رشته عوامل و پدیده هاى ویرانگر ، بر این تصوّر خط بطلان كشید و ثابت كرد كه بشر هیچگاه از دین و رهبریهاى آن بى نیاز نبوده و هیچ چیز جایگزین مذهب نخواهد شد. از میان این عوامل ، سه عامل را یاد آور مى شویم: 1 . بروز جنگهاى جهانى در قرن بیستم. 2 . فروپاشى كانون خانواده در اثر گسترش فساد اخلاقى. 3 . شكست و بى اعتبارى برخى از فرضیه هاى علمى. عوامل یاد شده و نظایر آن سبب شد كه بشر بار دیگر به فطرت انسانى خویش بازگردد، و به دین و معارف آن روى آورد. در حقیقت، پس از یك دوره فترت كه بشر خود را از مزایاى دین محروم ساخته بود ، بسان انسانى تشنه ، جویاى آب زلال و گواراى « دین » گردید. این موضوع به قدرى روشن است كه نیاز به دلیل و گواهى ندارد ، و كسانى كه در جریان رویدادهاى جهانى قرار دارند، به خوبى از آن آگاهند. این گرایش نوظهور تا جایى است كه دین ، بار دیگر در مراكز علمى سطح بالا ، مورد توجه قرار گرفته ، و متفكران و استادان در باره آن سخن مى گویند ، و هفته یا ماهى نمى گذرد كه دهها مقاله و كتاب پیرامون دین و دین شناسى منتشر نگردد . اما نكته نگران كننده اى وجود دارد و آن اینكه اگر این تشنگى به صورت صحیح برطرف نگردد، و خداى ناكرده اندیشه هاى خام و نادرست به عنوان دین، جولان یابند، انسان معاصر گمشده خود را نیافته، و بار دیگر از این روى برخواهد تافت. ما كه آیین اسلام را آخرین و كاملترین شریعت آسمانى مى دانیم و معتقدیم كه این دین نیازهاى بشر را تا روز رستاخیز در كلّیّه شئون حیات فردى و اجتماعى برآورده ساخته است ، باید براى پیاده كردن مفاهیم عالى آن ، از ابراز و ادوات گوناگون بهره بگیریم و از این فرصت كمیاب براى نشر تعالیم دینىِ صحیح استفاده كنیم . از سوى دیگر باور ما بر آن است كه مكتب اهل بیت همان اسلام حقیقى و اصیل است كه توسط قرآن و عترت پیامبر اكرم صلى الله علیه وآله به دست ما رسیده است ، و در حقیقت ، روش اهل بیت شاهراهى است كه ، بدون دخالت دستهاى آلوده ، ما را به سرچشمه حقیقت رهبرى مى كند . جویندگان حقیقت كه مى خواهند حقایق دینى را از طریق آخرین صاحب شریعت آسمانى ، پیامبر گرامى اسلام صلى الله علیه وآله و عترت مطهّر آن حضرت ـ سلام الله علیهم اجمعین ـ فرا گیرند ، با مراجعه این نگارش فشرده ، چراغى روشن فرا راه خویش خواهند یافت . آرى آنان مى توانند با مطالعه این مجموعه اطمینان آور به واقعیت مكتب اهل بیت علیهم السلام دست یافته و براى كسب آگاهى بیشتر نیز به كتابهایى كه ارجاع داده مى شود رجوع نمایند . این مجموعه نوشتار به جهانیان اعلام مى كند كه اصول عقاید و معارف دینى اهل بیت در قلمرو عقیده و عمل، همین است كه در این منشور آمده است و هر نوع مطلبى كه به ما نسبت داده شده و با اصول و مفاهیم مندرج در آن مطابق نباشد ، تهمتى بیش نبوده و هیچگونه ارزش و اعتبارى نخواهد داشت. این مجموعه که بر اساس کتاب منشور عقاید امامیه تهیه شده است، 150 اصل را در قالب 18 فصل تقدیم خواهد نمود. که در شماره های آتی تک تک فصول بطور مبسوط تبیین خواهد شد. در فلش زیر می توانید چکیده اصول صد و پنجاهگانه و فهرست مطالب این مجموعه را ببینید تنظیم برای تبیان: گروه دین و اندیشه - حسین عسگری موضوع مطلب: از ملك تا ملكوت
150 اصل برای زندگی دینی
گرایش بشر معاصر به دین و لزوم تدوین منشور عقاید
جهان معاصر را ، عصر صنعت و تكنیك مى دانند ، زیرا بشر در قرن اخیر به پیشرفهاى چشمگیرى در این زمینه دست یافته است ، و جا دارد كه این امر از ویژگیهاى آن به شمار آید. ولى در كنار این ویژگى، پدیده فرهنگى عظیمى نیز وجود دارد، كه همانا توجه انسان معاصر به دین و مفاهیم دینى است .
گرایش به دین ، از اصیلترین و كهنترین گرایشهاى انسانى است كه تاریخ از آن یاد كرده و مى كند، و به گواه اسناد و مدارك متقن پس از رنسانس و دگرگونى در روشهاى علمى و سرانجام تسلط انسان بر طبیعت مادى، در اثر برخى از عوامل سیاسى و فرهنگى، توجه به دین كمرنگ گشت و یك نوع بى اعتنایى نسبت به دین در جوامع غربى رخ داد. آنگاه رفته رفته این بیمارى به کشورهاى شرقى نیز سرایت كرد و گروهى را تحت تأثیر قرار داد ، و این موج تا آنجا پیش رفت كه تصور شد علم جدید مى تواند به همه نیازهاى بشر پاسخ گوید و خواسته هایى را كه دین تأمین مى كرد ، برآورده سازد .
این مجموعه نوشتار به جهانیان اعلام مى كند كه اصول عقاید و معارف دینى اهل بیت در قلمرو عقیده و عمل، همین است كه در این منشور آمده است و هر نوع مطلبى كه به ما نسبت داده شده و با اصول و مفاهیم مندرج در آن مطابق نباشد ، تهمتى بیش نبوده و هیچگونه ارزش و اعتبارى نخواهد داشت.
ولى بروز یك رشته عوامل و پدیده هاى ویرانگر ، بر این تصوّر خط بطلان كشید و ثابت كرد كه بشر هیچگاه از دین و رهبریهاى آن بى نیاز نبوده و هیچ چیز جایگزین مذهب نخواهد شد. از میان این عوامل ، سه عامل را یاد آور مى شویم:
1 . بروز جنگهاى جهانى در قرن بیستم.
2 . فروپاشى كانون خانواده در اثر گسترش فساد اخلاقى.
3 . شكست و بى اعتبارى برخى از فرضیه هاى علمى.
عوامل یاد شده و نظایر آن سبب شد كه بشر بار دیگر به فطرت انسانى خویش بازگردد، و به دین و معارف آن روى آورد. در حقیقت، پس از یك دوره فترت كه بشر خود را از مزایاى دین محروم ساخته بود ، بسان انسانى تشنه ، جویاى آب زلال و گواراى « دین » گردید.
این موضوع به قدرى روشن است كه نیاز به دلیل و گواهى ندارد ، و كسانى كه در جریان رویدادهاى جهانى قرار دارند، به خوبى از آن آگاهند. این گرایش نوظهور تا جایى است كه دین ، بار دیگر در مراكز علمى سطح بالا ، مورد توجه قرار گرفته ، و متفكران و استادان در باره آن سخن مى گویند ، و هفته یا ماهى نمى گذرد كه دهها مقاله و كتاب پیرامون دین و دین شناسى منتشر نگردد .
اما نكته نگران كننده اى وجود دارد و آن اینكه اگر این تشنگى به صورت صحیح برطرف نگردد، و خداى ناكرده اندیشه هاى خام و نادرست به عنوان دین، جولان یابند، انسان معاصر گمشده خود را نیافته، و بار دیگر از این روى برخواهد تافت.
ما كه آیین اسلام را آخرین و كاملترین شریعت آسمانى مى دانیم و معتقدیم كه این دین نیازهاى بشر را تا روز رستاخیز در كلّیّه شئون حیات فردى و اجتماعى برآورده ساخته است ، باید براى پیاده كردن مفاهیم عالى آن ، از ابراز و ادوات گوناگون بهره بگیریم و از این فرصت كمیاب براى نشر تعالیم دینىِ صحیح استفاده كنیم .
از سوى دیگر باور ما بر آن است كه مكتب اهل بیت همان اسلام حقیقى و اصیل است كه توسط قرآن و عترت پیامبر اكرم صلى الله علیه وآله به دست ما رسیده است ، و در حقیقت ، روش اهل بیت شاهراهى است كه ، بدون دخالت دستهاى آلوده ، ما را به سرچشمه حقیقت رهبرى مى كند .
جویندگان حقیقت كه مى خواهند حقایق دینى را از طریق آخرین صاحب شریعت آسمانى ، پیامبر گرامى اسلام صلى الله علیه وآله و عترت مطهّر آن حضرت ـ سلام الله علیهم اجمعین ـ فرا گیرند ، با مراجعه این نگارش فشرده ، چراغى روشن فرا راه خویش خواهند یافت . آرى آنان مى توانند با مطالعه این مجموعه اطمینان آور به واقعیت مكتب اهل بیت علیهم السلام دست یافته و براى كسب آگاهى بیشتر نیز به كتابهایى كه ارجاع داده مى شود رجوع نمایند .
این مجموعه که بر اساس کتاب منشور عقاید امامیه تهیه شده است، 150 اصل را در قالب 18 فصل تقدیم خواهد نمود. که در شماره های آتی تک تک فصول بطور مبسوط تبیین خواهد شد.
در فلش زیر می توانید چکیده اصول صد و پنجاهگانه و فهرست مطالب این مجموعه را ببینید
تنظیم برای تبیان: گروه دین و اندیشه - حسین عسگری
|لينك مطلب| طلوع خورشيد شده در دوشنبه سیزدهم مهر 1388 ساعت 13:27 توسط مهدی دیندار تابشی |
شب سرنوشت آغاز شب های قدر شب مهم دعای شب های قدر اعمال شب های قدر قدر در تفاسیر شب قدر شب حضرت فاطمه امشب شب قدر است شب قدر؛ شب توبه نقش انسان در مقدرات شب قدر ارتباط شب قدر با حالات اشخاص جایگاه معرفتی شب قدر امام زمان صاحب شب قدر رابطه شب قدر با حجت زمان SMS شب های قدر شب قدر همراه علامه طباطبایی پایگاه قرآنی پایگاه علوی تصاویر ویژه Screensaver تهیه و تنظیم : سید پیمان صابری طراح گرافیک : فرحناز قمصری
تهیه و تنظیم : سید پیمان صابری
طراح گرافیک : فرحناز قمصری
|لينك مطلب| طلوع خورشيد شده در جمعه بیستم شهریور 1388 ساعت 1:43 توسط مهدی دیندار تابشی |
دعای امروز (فلش) ختم قرآن و مسابقه آیههای دلانگیز فضایل ماه خدا احکام روزه مفاتیح الجنان آدرس محافل شرح دعاهای روزانه ، آیة الله امجد شرح دعاهای روزانه ، آیة الله مجتهدی صدای سخن عشق (ترتیل) در پیشگاه جانان (مناجات صوتی) جدول اوقات شرعی نقاط مختلف دنیا یک صدا؛ یک سوال؛ یک جایزه مسابقه عکسهای شهر نور ماه رمضان و تبیان کتابخانه تخصصی روزه و رمضان ویژهنامه سالهای پیشین تصاویر ویژه Screensaver ::: این ویژه نامه در طول ماه مبارک رمضان به روز خواهد شد ::: تهیه و تنظیم مطالب : حسین عسگری طراح گرافیک : لیلا علی محمدی
::: این ویژه نامه در طول ماه مبارک رمضان به روز خواهد شد :::
تهیه و تنظیم مطالب : حسین عسگری
طراح گرافیک : لیلا علی محمدی
|لينك مطلب| طلوع خورشيد شده در شنبه سی و یکم مرداد 1388 ساعت 12:53 توسط مهدی دیندار تابشی |
اسرار وقوف در عرفات پیامبران در سرزمین عرفات منتخبی از دعای عرفه امام سجاد علیه السلام دعای عرفه، سیر اندیشه در آفاق جهان محتوای دعای روح بخش عرفه عرفات؛ سرزمین اشک و دعا دیدار با امام زمان(عج) در عرفات راهها پیموده ام تا کوی تو سیراب از باران عرفه اعمال شب و روز عرفه دعای حضرت عباس علیه السلام در روز عرفه (صوتی) تدبیر در مضامین دعای عرفه مهمتر از قرائت آن است حركت مسلم بن عقیل(ع) به سوی كوفه مسلم بن عقیل؛ یار وفادار حسین علیه السلام شهادت حضرت مسلم علیه السلام در مدح و مصائب حضرت مسلم علیه السلام نجوا با یار ( بخش هایی از دعای عرفه – صوتی ) مراسم دعای عرفه در صحرای عرفات (تصویری) نوای غم ( مرثیه سرایی شهادت حضرت مسلم علیه السلام ) دعای عرفه (نرم افزار موبایل) ویژه نامه عرفه ( استان زنجان ) تصاویر ویژه Screensaver موضوع مطلب: از ملك تا ملكوت
Screensaver
|لينك مطلب| طلوع خورشيد شده در یکشنبه هفدهم آذر 1387 ساعت 13:43 توسط مهدی دیندار تابشی |
چرا كعبه،كعبه است؟ نقش كعبه در قبله سخنی از دیروز برای امروز (سخنی از یار سفر كرده) اسرار طواف به دور كعبه تفاوت حج با دیگر عبادات حضور امام زمان(عج) در حج پیوند حج با امامت و ولایت امتیازی برای شیعیان قربانی كردن آرزوها توصیف حج از منظر امام رضا علیه السلام حج تجسمی از معاد آثار علمی و فرهنگی حج منافع حج از منظر علامه طباطبایی(ره) چهره واقعی حاجیان درحج اسرار اعمال حج سفرنامههای حج آداب و اسرار حج(سخنرانی آیة الله جوادی آملی) آموزش مناسك حج و عمره به صورت انیمیشن فیلم جوان آمریكایی شیعه شده در حج دعای كمیل در مدینه( فیلم) توصیههای حجة الاسلام والمسلمین قرائتی به حجاج (فیلم) فیلمهای از مدینه و مسجدالحرام آلبوم تصاویر از دیار دوست نرمافزارهایی جهت استفاده در موبایل زنگ موبایل نوای دلنشین (صوتی) فصل عاشقی زمزم عشق تصاویر ویژه Screensaver (کتابخانه حج) ویژه های حج موضوع مطلب: از ملك تا ملكوت
|لينك مطلب| طلوع خورشيد شده در پنجشنبه چهاردهم آذر 1387 ساعت 13:40 توسط مهدی دیندار تابشی |
تبریک به مناسبت فرا رسیدن سالروز ازدواج زیباترین زوج هستی علی(علیه السلام) و فاطمه (سلام الله علیها) علی (ع) بهترین شوهر است! خواستگاری پر از عشق وحیا ازدواج دونور گونه های زمین گل می اندازد همسرداری برترین بانو تا آخرین نفس حمایتت می کنم! خانواده ای با وسعت دریا رهبر در جایگاه پدر شوهر! (ماجرای ازدواج دختر آقای حداد عادل) خرده نیاز های زن وشوهری لطفا با انگیزه ازدواج کنید مجردهای همراه تبیان بخوانند! خواستگاری ( فلش ) هدیه ای از جانب خدا ( فلش ) شادمانه ها(مولودی) تصاویر ویژه متحرک تصاویر ویژه Screensaver ویژه نامه ی انجمن خانواده تبیان
تبریک به مناسبت فرا رسیدن سالروز ازدواج
زیباترین زوج هستی
علی(علیه السلام) و فاطمه (سلام الله علیها)
ویژه نامه ی انجمن خانواده تبیان
آن دو کبوتری که عاشقانه بهم پیوستند
عاشقانه زیستند و
عاشقانه باز
بهم رسیدند تا ابدیت
.
و تبریک به آن مهربانانی که پیوند آسمانیشان در این ایام
احیاگر سیره پاک علوی و فاطمی خواهد شد
" خانه جدیدتان محل یاد خدا "
|لينك مطلب| طلوع خورشيد شده در شنبه نهم آذر 1387 ساعت 13:20 توسط مهدی دیندار تابشی |
مقدمه پخش بیست و دومین قسمت سریال "یوسف پیامبر"، بهانه ای خجسته به دست داد تا بار دیگر با تدبر درآیات کتاب الهی، کام جانمان را با شکربارترین سوره قرآن شیرین کنیم. این سریال که با کارگردانی "فرج الله سلحشور" فیلمساز نام آشنای عرصه سینما و تلویزیون، روی صحنه می رود، با تمام حرفها و حدیثهای له و علیه و با اعتراف به اینکه هیچ اثرهنری و صنعت بشری تمام عیار و کامل نیست، اثری در خور ستایش، مخاطب پسند، و با لحاظ امکانات و بضاعت سینمایی کشورما تا حدود زیادی مقبول وموفق است. اما نظر به رسالت گرانی که این سریال بر دوش دارد باید گفت "یوسف پیامبر" نیز مثل هر سریال تاریخی و دینی دیگر، بری از یک سلسله انتقادها و ایرادها به خصوص در حوزه پیام رسانی، داستان پردازی و سناریونویسی نبوده و نیست. البته اظهار نظر در خصوص جنبه های فنی و سینمایی سریال یاد شده، همچون جلوه های بصری، صحنه آرایی، لوکیشن ها ، میزانسن ها(1)، افکتهای رایانه ای و نظایر آن مجالی فراختر از این مقال می طلبد؛ مضاف بر اینکه نگارنده نیز برعدم اهلیت خود برای ورود به چنین عرصه هایی کاملا معترف است. آنچه از راقم این سطور به عنوان کارشناس معارف دینی، انتظار می رود؛ تحلیل و بررسی محتوایی سریال ازمنظر دینی و خاستگاه قرآنی است . پیش از ورود به اصل بحث، تذکار دو نکته ضروری می نماید: یکم اینکه اگر ازخامه این کمترین، نقد و نظری بر این سریال می رود هیچگاه به معنای نادیده انگاشتن زحمات پر رنج عوامل پیدا و پنهان تولید این سریال نبوده و نیست. دوم آنکه نوشتار حاضر صرفا ناظر به قسمت اخیر فیلم یاد شده است و میزان اقبال و عنایت خوانندگان عزیز می تواند سبب ساز طرح نقد و بررسی کلی تر یا استمرارآن گردد. فاصله یوسف سیما تا یوسف قرآن به عقیده ما کارگردان محترم"یوسف پیامبر" در قسمت اخیر این سریال، به رغم دغدغه دینی وخلوص نیتی که دارد؛ چنانکه باید نتوانسته به روایت قرآن وفادار باشد گواینکه این سخن درباره برخی قسمتهای پیشتر نیز به گونه ای دیگر قابل تعمیم است. توضیح مطلب اینکه بر مبنای روایت قرآن، یوسف پیامبر بری از هرگونه خطا، اشتباه و نسیان است چه اینکه او در زمره مخلصین(به فتح لام) است(2) و شیطان به هیچ روی بر مخلَصین چیرگی ندارد(3). این در حالی است که در قسمت اخیر این سریال مشاهده شد که یوسف پیامبر به دلیل غفلت و فراموشی یاد خدا، دست توسل به دامن غیر خدا درزده، نجات و رهایی خویش را از کسی دیگر(عزیز و بزرگ مصریان) می جوید. به نظر می رسد کارگردان محترم در پرداخت این قسمت از ماجرای حضرت یوسف علیه السلام، منابع دیگری چون نوشته های اهل کتاب یا پاره ای روایتهای مرفوعه و ضعیف السند را - که در آثار برخی از مفسران مسلمان آمده است – اصل و مبنای کار خود قرار داده است. این مسأله، اما درست برخلاف اظهار نظرایشان مبنی بر طراز قرار دادن منابع متقنی همچون تفسیر گرانسنگ"المیزان" در تولید این سریال می باشد.(4) البته با توجه به اختصار داستان حضرت یوسف علیه السلام در قرآن، این انتظار نابجاست که کارگردانی بتواند با دیدگاهی حصرگرایانه و صرفا با تکیه بر متن ومنبعی واحد، فیلم وسریالی چنین طولانی (45 قسمت) بسازد اما حداقل می توان توقع داشت آنجا که پای اعتقاد دینی توده مردم در میان است برای طرح مسأله خطیری چون عصمت پیامبران، اندکی محتاطانه تر قدم برداشته مبادا از نص صریح قرآن وسنت اصیل فاصله گرفته شود. باری! به اصل بحث بازگردیم؛ در تفسیر آیه شریفه" وَ قَالَ لِلَّذِى ظَنَّ أَنَّهُ نَاجٍ مِّنْهُمَا اذْكُرْنىِ عِندَ رَبِّكَ فَأَنسَئهُ الشَّیْطَنُ ذِكْرَ رَبِّهِ فَلَبِثَ فىِ السِّجْنِ بِضْعَ سِنِین" (5) دو دیدگاه عمده وجود دارد که اکثر قریب به اتفاق مفسران یکی از این دو قول را برگرفته اند. دیدگاه اول: عده ای بر این باورند که ضمیر در کلمات " فَأنسَهُ" و" رَبِّهِ" به یوسف بر می گردد. بر مبنای این انگاره، تفسیر آیه شریفه این می شود که حضرت یوسف به یکی از آن دو که می پنداشت اهل نجات است (ساقی) توسل کرد و گفت: "نزد آقای خود از من یاد کن"، چرا که شیطان یاد خدا را از خاطر یوسف برد و به جای توسل به خالق به مخلوق خدا متوسل شد ودر نتیجه این فراموشی و غفلت کمتر از ده سال دیگر در زندان ماند. تفسیر "مجمع البیان" (ج12، ص322) از میان تفاسیر کهن و تفسیر "هدایت" (ج1، ص345)در زمان معاصر، و برخی تفاسیر روایی نظیر الدر المنثور فی تفسیر المأثور( ج4، ص 21)، تفسیر قمی( ج1، ص345) و تفسیر عیاشى( ج 2، ص 177) بدین قول گراییده اند. دیدگاه دوم: به عقیده برخی دیگر، عبارت " وَ قَالَ الَّذِى نجََا مِنهُْمَا وَ ادَّكَرَ بَعْدَ أُمَّة .."(6)در سه آیه بعد، شاهد بر این مدعاست که ضمیر در هر دو کلمه یاد شده، به زندانی آزاد شده(ساقی شاه) بر می گردد. بر مبنای این قول، تفسیر آیه این می شود که یوسف به رفیق زندانی خود که اهل نجات بود متوسل شد و از وی خواست تا نزد عزیز مصر از یوسف یاد کند اما شیطان شخص ناجی را دچار نسیان کرد و در نتیجه این فراموشی، حضرت یوسف حدود 7سال دیگر در زندان درنگ کرد. صاحب تفسیر المیزان(ج11، ص 181)، تفسیر "الأمثل فی تفسیر كتاب الله المنزل"( ج7، ص: 212)، أطیب البیان( ج7، ص: 202)، احسن الحدیث(ج5، ص 127) و اغلب تفاسیر معاصر، دیدگاه اخیر را پذیرفته اند. علامه طباطبایی در تفسیر المیزان پس از تفسیر آیه مزبور در ضمن بحثی روایی بر آن است که اغلب روایت هایی که به پیامبر یا اهل بیت(علیهم السلام) نسبت داده می شود مبنی بر اینکه یوسف علیه السلام دچار خبط و خطا شد و به جای توسل به خدا، دامن مخلوق را گرفت و... بر خلاف نص صریح قرآن است. ممکن است این سوال مطرح شود که به هر حال عبارت " اذْكُرْنىِ عِندَ رَبِّكَ " حاکی از آن است که یوسف علیه السلام به غیر خدا متوسل شد و این منافی با مقام توحید وشرک به خداست. از نظر مرحوم علامه، توسل به اسباب در صورتی شرک انگاشته می شود که آدمی صرفا به آن اسباب و علل تکیه واعتماد ورزد ولی اگر کسی اسباب طبیعی را در طول علت حقیقی اشیاء بداند نه تنها شرک نیست که عین توحید است زیرا حق تعالی خود می فرماید: یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَابْتَغُوا إِلَیهِ الْوَسِیلَةَ...(7) اینک جای این سوال باقی است که کارگردان محترم سریال یوسف پیامبر تا چه اندازه توانسته است به نص قرآن و تفاسیری چون المیزان وفادار بماند؟ ابوالقاسم شکوری کارشناس دینی سایت تبیان پی نوشت ها: 1- میزانسن یعنی: به صحنه آوردن یک کنش؛ و اولین بار به کارگردانی نمایشنامه اطلاق شد. نظریه پردازان سینما، که این اصطلاح را به کارگردانی فیلم هم تعمیم داده اند، آن را برای تاکید برکنترل کارگردان بر آنچه که در قاب فیلم دیده می شود به کار می برند. 2- إِنَّهُ مِنْ عِبَادِنَا الْمُخْلَصِینَ(یوسف/24) یوسف از بندگان مخلص ما بود! 3- حجر/40 4- ایشان در مصاحبه خود با سایت سیما فیلم اظهار داشته که طراز ما در «یوسف پیامبر» تفسیر المیزان بوده است. 5- یوسف/42؛ و به آن یکی از آن دو نفر، که میدانست رهایی مییابد، گفت: «مرا نزد صاحبت [= سلطان مصر] یادآوری کن!» ولی شیطان یادآوری او را نزد صاحبش از خاطر وی برد؛ و بدنبال آن، (یوسف) چند سال در زندان باقی ماند. 6- یوسف/45؛ و یکی از آن دو که نجات یافته بود -و بعد از مدتی به خاطرش آمد- گفت: «من تأویل آن را به شما خبر میدهم؛ مرا (به سراغ آن جوان زندانی) بفرستید!» 7- مائده/35؛ ای کسانی که ایمان آوردهاید! از (مخالفت فرمان) خدا بپرهیزید! و وسیلهای برای تقرب به او بجوئید! موضوع مطلب: از ملك تا ملكوت
مقدمه
پخش بیست و دومین قسمت سریال "یوسف پیامبر"، بهانه ای خجسته به دست داد تا بار دیگر با تدبر درآیات کتاب الهی، کام جانمان را با شکربارترین سوره قرآن شیرین کنیم.
این سریال که با کارگردانی "فرج الله سلحشور" فیلمساز نام آشنای عرصه سینما و تلویزیون، روی صحنه می رود، با تمام حرفها و حدیثهای له و علیه و با اعتراف به اینکه هیچ اثرهنری و صنعت بشری تمام عیار و کامل نیست، اثری در خور ستایش، مخاطب پسند، و با لحاظ امکانات و بضاعت سینمایی کشورما تا حدود زیادی مقبول وموفق است.
اما نظر به رسالت گرانی که این سریال بر دوش دارد باید گفت "یوسف پیامبر" نیز مثل هر سریال تاریخی و دینی دیگر، بری از یک سلسله انتقادها و ایرادها به خصوص در حوزه پیام رسانی، داستان پردازی و سناریونویسی نبوده و نیست.
البته اظهار نظر در خصوص جنبه های فنی و سینمایی سریال یاد شده، همچون جلوه های بصری، صحنه آرایی، لوکیشن ها ، میزانسن ها(1)، افکتهای رایانه ای و نظایر آن مجالی فراختر از این مقال می طلبد؛ مضاف بر اینکه نگارنده نیز برعدم اهلیت خود برای ورود به چنین عرصه هایی کاملا معترف است.
آنچه از راقم این سطور به عنوان کارشناس معارف دینی، انتظار می رود؛ تحلیل و بررسی محتوایی سریال ازمنظر دینی و خاستگاه قرآنی است .
پیش از ورود به اصل بحث، تذکار دو نکته ضروری می نماید:
یکم اینکه اگر ازخامه این کمترین، نقد و نظری بر این سریال می رود هیچگاه به معنای نادیده انگاشتن زحمات پر رنج عوامل پیدا و پنهان تولید این سریال نبوده و نیست.
دوم آنکه نوشتار حاضر صرفا ناظر به قسمت اخیر فیلم یاد شده است و میزان اقبال و عنایت خوانندگان عزیز می تواند سبب ساز طرح نقد و بررسی کلی تر یا استمرارآن گردد.
فاصله یوسف سیما تا یوسف قرآن
به عقیده ما کارگردان محترم"یوسف پیامبر" در قسمت اخیر این سریال، به رغم دغدغه دینی وخلوص نیتی که دارد؛ چنانکه باید نتوانسته به روایت قرآن وفادار باشد گواینکه این سخن درباره برخی قسمتهای پیشتر نیز به گونه ای دیگر قابل تعمیم است.
توضیح مطلب اینکه بر مبنای روایت قرآن، یوسف پیامبر بری از هرگونه خطا، اشتباه و نسیان است چه اینکه او در زمره مخلصین(به فتح لام) است(2) و شیطان به هیچ روی بر مخلَصین چیرگی ندارد(3).
این در حالی است که در قسمت اخیر این سریال مشاهده شد که یوسف پیامبر به دلیل غفلت و فراموشی یاد خدا، دست توسل به دامن غیر خدا درزده، نجات و رهایی خویش را از کسی دیگر(عزیز و بزرگ مصریان) می جوید.
به نظر می رسد کارگردان محترم در پرداخت این قسمت از ماجرای حضرت یوسف علیه السلام، منابع دیگری چون نوشته های اهل کتاب یا پاره ای روایتهای مرفوعه و ضعیف السند را - که در آثار برخی از مفسران مسلمان آمده است – اصل و مبنای کار خود قرار داده است.
این مسأله، اما درست برخلاف اظهار نظرایشان مبنی بر طراز قرار دادن منابع متقنی همچون تفسیر گرانسنگ"المیزان" در تولید این سریال می باشد.(4)
البته با توجه به اختصار داستان حضرت یوسف علیه السلام در قرآن، این انتظار نابجاست که کارگردانی بتواند با دیدگاهی حصرگرایانه و صرفا با تکیه بر متن ومنبعی واحد، فیلم وسریالی چنین طولانی (45 قسمت) بسازد اما حداقل می توان توقع داشت آنجا که پای اعتقاد دینی توده مردم در میان است برای طرح مسأله خطیری چون عصمت پیامبران، اندکی محتاطانه تر قدم برداشته مبادا از نص صریح قرآن وسنت اصیل فاصله گرفته شود.
باری! به اصل بحث بازگردیم؛ در تفسیر آیه شریفه" وَ قَالَ لِلَّذِى ظَنَّ أَنَّهُ نَاجٍ مِّنْهُمَا اذْكُرْنىِ عِندَ رَبِّكَ فَأَنسَئهُ الشَّیْطَنُ ذِكْرَ رَبِّهِ فَلَبِثَ فىِ السِّجْنِ بِضْعَ سِنِین" (5) دو دیدگاه عمده وجود دارد که اکثر قریب به اتفاق مفسران یکی از این دو قول را برگرفته اند.
دیدگاه اول:
عده ای بر این باورند که ضمیر در کلمات " فَأنسَهُ" و" رَبِّهِ" به یوسف بر می گردد.
بر مبنای این انگاره، تفسیر آیه شریفه این می شود که حضرت یوسف به یکی از آن دو که می پنداشت اهل نجات است (ساقی) توسل کرد و گفت: "نزد آقای خود از من یاد کن"، چرا که شیطان یاد خدا را از خاطر یوسف برد و به جای توسل به خالق به مخلوق خدا متوسل شد ودر نتیجه این فراموشی و غفلت کمتر از ده سال دیگر در زندان ماند.
تفسیر "مجمع البیان" (ج12، ص322) از میان تفاسیر کهن و تفسیر "هدایت" (ج1، ص345)در زمان معاصر، و برخی تفاسیر روایی نظیر الدر المنثور فی تفسیر المأثور( ج4، ص 21)، تفسیر قمی( ج1، ص345) و تفسیر عیاشى( ج 2، ص 177) بدین قول گراییده اند.
دیدگاه دوم:
به عقیده برخی دیگر، عبارت " وَ قَالَ الَّذِى نجََا مِنهُْمَا وَ ادَّكَرَ بَعْدَ أُمَّة .."(6)در سه آیه بعد، شاهد بر این مدعاست که ضمیر در هر دو کلمه یاد شده، به زندانی آزاد شده(ساقی شاه) بر می گردد.
بر مبنای این قول، تفسیر آیه این می شود که یوسف به رفیق زندانی خود که اهل نجات بود متوسل شد و از وی خواست تا نزد عزیز مصر از یوسف یاد کند اما شیطان شخص ناجی را دچار نسیان کرد و در نتیجه این فراموشی، حضرت یوسف حدود 7سال دیگر در زندان درنگ کرد.
صاحب تفسیر المیزان(ج11، ص 181)، تفسیر "الأمثل فی تفسیر كتاب الله المنزل"( ج7، ص: 212)، أطیب البیان( ج7، ص: 202)، احسن الحدیث(ج5، ص 127) و اغلب تفاسیر معاصر، دیدگاه اخیر را پذیرفته اند.
علامه طباطبایی در تفسیر المیزان پس از تفسیر آیه مزبور در ضمن بحثی روایی بر آن است که اغلب روایت هایی که به پیامبر یا اهل بیت(علیهم السلام) نسبت داده می شود مبنی بر اینکه یوسف علیه السلام دچار خبط و خطا شد و به جای توسل به خدا، دامن مخلوق را گرفت و... بر خلاف نص صریح قرآن است.
ممکن است این سوال مطرح شود که به هر حال عبارت " اذْكُرْنىِ عِندَ رَبِّكَ " حاکی از آن است که یوسف علیه السلام به غیر خدا متوسل شد و این منافی با مقام توحید وشرک به خداست.
از نظر مرحوم علامه، توسل به اسباب در صورتی شرک انگاشته می شود که آدمی صرفا به آن اسباب و علل تکیه واعتماد ورزد ولی اگر کسی اسباب طبیعی را در طول علت حقیقی اشیاء بداند نه تنها شرک نیست که عین توحید است زیرا حق تعالی خود می فرماید:
یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَابْتَغُوا إِلَیهِ الْوَسِیلَةَ...(7)
اینک جای این سوال باقی است که کارگردان محترم سریال یوسف پیامبر تا چه اندازه توانسته است به نص قرآن و تفاسیری چون المیزان وفادار بماند؟
ابوالقاسم شکوری
کارشناس دینی سایت تبیان
پی نوشت ها:
1- میزانسن یعنی: به صحنه آوردن یک کنش؛ و اولین بار به کارگردانی نمایشنامه اطلاق شد. نظریه پردازان سینما، که این اصطلاح را به کارگردانی فیلم هم تعمیم داده اند، آن را برای تاکید برکنترل کارگردان بر آنچه که در قاب فیلم دیده می شود به کار می برند.
2- إِنَّهُ مِنْ عِبَادِنَا الْمُخْلَصِینَ(یوسف/24) یوسف از بندگان مخلص ما بود!
3- حجر/40
4- ایشان در مصاحبه خود با سایت سیما فیلم اظهار داشته که طراز ما در «یوسف پیامبر» تفسیر المیزان بوده است.
5- یوسف/42؛ و به آن یکی از آن دو نفر، که میدانست رهایی مییابد، گفت: «مرا نزد صاحبت [= سلطان مصر] یادآوری کن!» ولی شیطان یادآوری او را نزد صاحبش از خاطر وی برد؛ و بدنبال آن، (یوسف) چند سال در زندان باقی ماند.
6- یوسف/45؛ و یکی از آن دو که نجات یافته بود -و بعد از مدتی به خاطرش آمد- گفت: «من تأویل آن را به شما خبر میدهم؛ مرا (به سراغ آن جوان زندانی) بفرستید!»
7- مائده/35؛ ای کسانی که ایمان آوردهاید! از (مخالفت فرمان) خدا بپرهیزید! و وسیلهای برای تقرب به او بجوئید!
|لينك مطلب| طلوع خورشيد شده در پنجشنبه هفتم آذر 1387 ساعت 13:42 توسط مهدی دیندار تابشی |
" لبیک اللهم لبیک ... " چه بسیار بندگان خدا که این روزها را در حریم امن خدا در خانه مهر و رحمت در وادی صفا و مروت سعی میکنند.عاشقانه بر گرد خانه دوست میچرخند عارفانه دست به دعا بلند میکنند . با دل لبریز از شوق و چشم سرشار از اشک ، با معبودشان نجوا میکنند . و چه بسیارند بندگان خدا که در حسرت دیدار خانه دوست صبح را در یاد او به شب میرسانند و شب را با نجوای با او به صبح پیوند میزنند.در میان همه بندگان پاک خدا چه آنان که رفته اند و چه آنان که مانده اند ، بسیارند کسانی که این روزها از جام های پیاپی که از سبوی عشق خدا در پیمانه دلشان ریخته میشود سیراب میشوند که خدا مانع مکان را از میان خود و بنده اش برداشته است .میان بنده و معبود هیچ دیواری ، هیچ راهی و هیچ سدی مانع نیست . دلت که با او باشد انگار در خانه او هستی . او که درخانه دل تو باشد انگار تو میهمان او هستی .وقتی تو در او غرق باشی و او به تو نزدیک ، چه تفاوت که کجا باشی و در کدام خانه ؟این روزها روزهای میهمانی خداست . باقی مانده از آن میهمانی مبارک که چه زود گذشت . باز خدا میخواهد لطفش را کاملتر کند . میخواهد بازهم از باران لطفش فرو ببارد. شاید از میان تشنگان کسی به هوای سیراب شدن دستی دراز کند . زهی سعادت آن لب تشنه که این روزها سیراب شود. خوشا آن دل که این روزها میهمان خدا باشد .«التماس دعا»موضوع مطلب: از ملك تا ملكوت
" لبیک اللهم لبیک ... "
چه بسیار بندگان خدا که این روزها را در حریم امن خدا در خانه مهر و رحمت در وادی صفا و مروت سعی میکنند.
عاشقانه بر گرد خانه دوست میچرخند عارفانه دست به دعا بلند میکنند . با دل لبریز از شوق و چشم سرشار از اشک ، با معبودشان نجوا میکنند . و چه بسیارند بندگان خدا که در حسرت دیدار خانه دوست صبح را در یاد او به شب میرسانند و شب را با نجوای با او به صبح پیوند میزنند.
در میان همه بندگان پاک خدا چه آنان که رفته اند و چه آنان که مانده اند ، بسیارند کسانی که این روزها از جام های پیاپی که از سبوی عشق خدا در پیمانه دلشان ریخته میشود سیراب میشوند که خدا مانع مکان را از میان خود و بنده اش برداشته است .
میان بنده و معبود هیچ دیواری ، هیچ راهی و هیچ سدی مانع نیست . دلت که با او باشد انگار در خانه او هستی . او که درخانه دل تو باشد انگار تو میهمان او هستی .وقتی تو در او غرق باشی و او به تو نزدیک ، چه تفاوت که کجا باشی و در کدام خانه ؟
این روزها روزهای میهمانی خداست . باقی مانده از آن میهمانی مبارک که چه زود گذشت . باز خدا میخواهد لطفش را کاملتر کند . میخواهد بازهم از باران لطفش فرو ببارد. شاید از میان تشنگان کسی به هوای سیراب شدن دستی دراز کند . زهی سعادت آن لب تشنه که این روزها سیراب شود. خوشا آن دل که این روزها میهمان خدا باشد .
«التماس دعا»
|لينك مطلب| طلوع خورشيد شده در یکشنبه سوم آذر 1387 ساعت 13:4 توسط مهدی دیندار تابشی |
تویک پست پیش درمورد سایتی نوشته بودم (پستی به نام دروغ های شاخ دار) ظاهرا همون موقع فیلتر شده ولی امروز باز بهش بر خوردم حتما حتما بهش یه سر بزنید. واقعا ادم چقدر باید عقده ای باشه http://mpahlavi33.blogspot.com/2008/05/blog-post.html به نظر شما این تصویر چه چیز را نشان میدهد(به نظر من عقل و شعور یه مشت ادم عقده ای ) مدیر این وبلاگ یه ادمی هست که خواهان ازادی غربی ها هست اینجوری داره خودشو نشون میده عقده کرده ادم اگه ادم درستی باشه به دین دیگران توهین و تهمیت نمیزنه این همه حرف از ) س ک س) تو وبلاگش نمیزنه و اما نظر بازدیدکنندگان سایت رو میتونید تعدا کمیشو در زیر بخونید دوستان معتقد به حقانیت قرآن سلام. اومدم تا ازتون بخوام که خودتونو با دفاع از قرآن در این سایت و امثال این سایت خسته نکنید. حقانیت قرآن سالهاست که ثابت شده و یکی از دلایل حقانیتش همین اهانتهایی هست که بهش میشه. اگه چیزی بی اصلالت باشه آیا اصلا کسی براش اهمیت داره که برای رد کردنش بالبال بزنه؟! پس مطمئن باشید که هدف از طراحی چنین سایتهایی صرفا مشغول کردن ذهن شما عزیزان به چیزایی هست که هیچ فایده ای نداره. پس بریم و به ابتکار عمل رو ما به دست بگیریم نه این که منفعلانه عمل کنیم. به نام خداوند بخشاینده و بخشایشگرسلام قبلا هم گفتم ولی نظرم رو برای نشان دادن جرات نکردید تایید کنید حالا گفتم با یه اسم جدید بیام شاید تایید کنیدمسائلی که در این سایت گفته میشود همه اش در کتب دینی و عقائدی ما آمده و پاسخ آنها از سالها قبل گفته شدهبهمین دلیل از کاربرین عزیز خواهشمندم پنبه را از گوش خود در آورده و قران را با ترجمه معتبر مثل ترجمه اقای مکارم شیرازی مطالعه کنند و هر جا سوال یا شبهه ای برایشان پیش آمد کافیست به یک روحانی یا همان آخوند مراجعه و از او بپرسند یا به سایتهایی مانند سایتhttp://www.tebyan.ir/مراجعه و در قسمت پرسش و پاسخ بروند و سوال خود را کاملا بپرسند تا یک جواب زیبا و دلنشین بگیرند و به مکر و حیله افرادی مثل رضا فاضلی پی ببرند.حق یارتانمهدوی باشید اره ما زرشک هستیم ما یه مشت مسلمون زرشک عوضی هستیم تو چی ؟؟؟؟؟؟ تو یه ادم خوب و متفکر هستی؟؟؟تو و طرفدارات همه ادمهای عاقلی هستید؟؟؟؟خوبه افکار جالبی داری اما بازم بهت میگم من همیشه با تو می جنگم(((( شما نسل فراموش شده هستید))) اقای کامی که اومدی به حرفهای مردم می خندی و اونها رو گذاشتی برای مسخره کردن به نظر خودت حرفایی که خودت می زنی جالبه؟؟؟؟؟خدای تو میگه مردم رو مسخره کن و به اونها بخند؟؟؟؟؟خدای تو میگه به همه چیز فحش بده و ادمها رو به باد انتقاد بکش ؟؟؟حد اقل خدای ما که تو و طرفداران تو اونو قبول ندارید میگه کسی رو هیچ وقت مسخره نکنید چون همه ما انسان هستیم وعقاید همه برای خودشون محترمه و باید به اونها احترام گذاشت مانی جان همانطور که گفتم هر چند وقت یکبار می آیم و بعضی شبهات را پاسخ می دهم. مانی من میدانم که خودت هم داری ایرادات غیر واقعی به دین و قرآن میگیری پس چرا لجاجت میکنی؟ البته من نمی گویم ایمان بیاور ولی به دین و اعتقادات مردم توهین نکن.سال پنجم هجرت: جنگ خندق يا احزاب که با لشکرکشي اعراب و توطنه يهوديان بني قريظه اتفاق افتاد و به شکست آنان انجاميد.بعد از اين ماجرا پيامبر يهوديان بني قريظه را محاصره کرد و درنهايت با حکميت سعد بن معاذ حکم کتاب تورات در مورد عهد شکنان نسبت به آنان اجرا شد و مردان بني قريظه به قتل رسيدند و زنان آنها به اسارت در آمدند و اموالشان توقيف شد سوره ۲ آیات ۲۳ و ۲۴و اگر در آنچه بر بنده خود نازل كردهايم شك داريد پس اگر راست مىگوييد سورهاى مانند آن بياوريد و گواهان خود را غير خدا فرا خوانيد. پس اگر نكرديد و هرگز نمىتوانيد كرد از آن آتشى كه سوختش مردمان و سنگها هستند و براى كافران آماده شده بپرهيزيد.۲- سوره ۱۷ آیه ۸۸بگو اگر انس و جن گرد آيند تا نظير اين قرآن را بياورند مانند آن را نخواهند آورد هر چند برخى از آنها پشتيبان برخى [ديگر] باشند.۳- سوره ۱۱ آیات ۱۳ و ۱۴يا مىگويند اين [قرآن] را به دروغ ساخته است بگو اگر راست مىگوييد ده سوره برساختهشده مانند آن بياوريد و غير از خدا هر كه را مىتوانيد فرا خوانيد. و اگر آنها دعوت شما را نپذيرفتند بدانيد با علم الهي نازل شده و هيچ معبودي جز او نيست آيا با اينحال تسليم ميشويد؟ بسم الله الرحمن الرحیمدرود خداوند بر محمد(ص) و خاندان طاهرشفکر نمی کنم این چند روز دنیا ارزش خواندن و فکر کردن به مزخرفاتی که سلمان رشدی و امثال اون که با گرفتن پول از صهیونیست و ... اقدام به نوشتن این اراجیف و بدین ترتیب فروش دنیا و آخرت خود می کنند حتی ارزش نگاه کردن هم داشته باشه..به مصداق آیه مبارک "مکروا و مکروالله ولله خيرماکرين" به امید خدا روزی عذاب الهی بر شما مانند خیلی های دیگر نازل خواهد شد.امید است که با ظهور حضرت مهدی (عج) زمین از وجود یکایک شما و پاک و طاهر شود.تو که هیچی...هزاران سال پیش هم امثال تو وقتی چنین مزخرفاتی رو سر هم می کردند قرآن کریم آنها را به مصداق آیه شریف 23 سوره بقره http://www.parsquran.com/data/show.php?sura=2&ayat=23آنها را دعوت به مبارزه کرده که اگر می توانید یک سوره مانند قرآن بیاورید...نتیجه چه شد؟ ... آیه هایی ساخته می شد که خودشان با گفتنشان از خنده روده بر می شدند...امیدوارم به امید خدا اگر تو و امثال تو هدایت شدید که شکر خدا مگر نه به دست حضرت قائم (عج) و یاران او از صحنه زمین پاک شوید. سلام نمی دانم به کدام قبله نمازمی کنی وکدام خدارامی پرستی وازچه دین وآیین هستی بنظرمیرسد نویسنده مطالب درحق مسلمانان جهان کم لطفی می نمایدآرزو میکنم درهرمرام ومنسب هستید خداهدایت بکند فقط میتونم بگم برای رضا فاضلی متاسفم!!! داری اشتباه می کنی!ولی تا زمانی که داری نفس می کشی فرصت توبه داری.برگشتن پیش همون خدایی که به بعضی انقدر فرصت می ده که تا می تونن خوبی ذخیره کنن و سعادتمند بشن و به بعضی انقدر فرصت می ده، که تا می تونن بدی و تیره روزی به حساب شخصیشون توی اون دنیا بفرستن.حواسمون باشه که جزو کدوم دسته ایم.فرقی نداره دینت چی باشه و کی باشی. مهم اینه که بتونی "خوب" زندگی کنی.خوب باشی و خوبی کنی، و رضایت دلچسب درونی رو احساس کنی. سلام بر بنده قدر نشناس خداخیلی نارحت شدم وقتی که این وب رو دیدم!خیلی دوست دارم بدونم یه آدم چطور میتونه در مورد اعتقادات یک گروه این طور اظهار نظر بکنه!اگر واقعا به فکر مردم هستی!واقعا میخای خدمت کنی!و مطمئنی که این راهی که مردم میرن به بیراهه است!و میدونی که اسلام راه خدا نیست!(البته من خودم معتقدم که همه راهها راه خداست و راهی به جز راه خدا وجود نداره یعنی اصلا نمیتونه وجود داشته باشه)تحقیق کن که راه درست چیه!بعد میتونه در اختیار بقیه بزاری!البته نکته ای که از نظر من خیلی مهمه اینه که حتی اون موقع هم که راه حق رو پیدا کردی باز هم به اعتقادات مردم توهین نکنی!اعتقادات هر کس برای خودش محترمه!البته من چندتا سوال دارم که اگر دوست داشتی جوایش رو برام ایمیل کن اگر هم دوست نداشتی با خودت صادق باش و به خودت جواب بده:آیا اصلا اون راه درست رو میشناسی؟!(اگر آره که به نظر من سازنده اش اینه که تو اون راه درسته رو به ما نشون بدی اگر هم نه چطوری میتونی راه درست رو ندونی ولی راه غلط رو متوجه بشی)آیا به نظر خودت درسته که به اعتقاد دیگران توهین بشه؟!به نظر خودت ممکنه که شرایط زندگیت باعث شده هیچ فحشی برای دادن به یه همچین موجودی ندارم . اصلا لیاقت فحش شنیدن رو نداری . من متدین نیستم اما از موجوداتی مثل تو متنفرم . قبل از من خیلیا اومدن و گفتن دست از این کارت بر دار . اگه قرار بود درست بشه الان همچین وبلاگی نبود .حتی بی دین ترین ها هم می دونن که نباید به دین بقیه توهین کنن . نمی دونم تو از کجا اومدی ؟ خیلی مسخره بود.به نظر من که خیلی کوته فکری آقا.کاشکی یه ذره فقط دور و برت رو می دیدی.البته شاید هم دیدی ولی خودت رو به کوری زدی.واقعاً واسه شما متأسفام.به قول شاعر که می گه:آنکس که نداند و بداند که ندانددر جهل مرکب ابد الدهر بماند یکم به عاقبتت فکر کن . من خیلی متدین نیستم اما موسی به دین خود عیسی به دین خود .هر چی هستی واسه خودت باش به بقیه چکار داری؟اومدیمو خدایی که نفی میکنیش وجود داشته باشه اگه اون دنیا یقه ات رو بگیره که تو چرا بنده های ساده منو غافل کردی چی میگی البته کسی که با این اراجیف منکر خدا بشه همون بهتر که زودتر تکلیفش معلوم شه.خدا لعنت کنه کسایی رو که قصد رخنه تو وجود ما جوونا رو دارن بالخص رضا فاضلی که از صاحب اسمش خجالت نمی کشه! ببینم اصلا همه حرفهای تو قبوله و کاملا منطقی و دلیل علمی داره خوب؟اما میشه منو در این مورد راهنمائی کنی که اگه اون الله که در قرآن اومده و وجود نداره . پس میشه بگی همون خدائی که در اول نوشته هات گفتی منظور از اینها نفی خداوند نیست ؟کجاست؟ شاید میخوای بگی که خدائی که در انجیل و... اومده واقعیه؟شاید هم نظرت ایننه که اصلا خداوند پیامبر و فرستاده ای نداره . هان؟ اینه منظورت؟ به نام همان خدایی که تو علم جنگ را برای او برداشتی و تو هیچ میدانی که با خالق خودت اقامه دعوی کردیبماند.و من عاشق خدا هستم . همان خدایی که تو ازش ایراد می گیری نمی دونی که چه خدای مهربانی داریم و تو بی معرفت از لات ها بیاموز رسم نان و نمک را کسانی که ادعا می کنند اگر یکبار نان ونمک تو را بخورند نمکدان نمی شکنند و تو از قبل از تولدت نان و نمک خدا رو خوردی و نمکدان شکستی ای نادان که در نادانی تو مشهور عالمی خوب بدان که تمام واو به واو و حرف به حرف قران و کلمه به کلمه و سطر به سطر قران راز است این در حد تو و امثال تو نیست که در مورد قران اظهار نظر کنید قران حافظان دارد همچون علامه سید محمد حسین طباطبایی روحی له الفداه که صاحب تفسیر المیزان است و تو چقدر از صاحب تفسیر اطلاع داری آیا تو و دوستان نامرد تو تفسیر ا لمیزان را خوانده اید تا بفهمید که قران رمز است نه اینکه تو از روی معنی کلمه های قران به آن ایراد می گیری.بی معرفتی و نمکدان شکستن هم حدی داردامید وارم عاقبت کارهای شومت را ببینی تا به خدای ما بی حرمتی نکنی امید وارم به راه راست بیایی الان جوونی حالیت نیست پیر که بشی صف اول مسجدا رو نمیدی به هیچ کس خدا تو قران راجع به ادم های مثل تو فرموده که بر چشم و گوش انها به خاطر کار های بدی که انجام داده اند مهر زده ام پس در صدد هدایت کسانی که من رحمت خود را بر انها حرام کرده ام ب نیایید بهت پیشنهاد میکنم به جای اینکه بری مطالب ضد قران رو سرچ کنی فقط یک بار برو در مورد مطالب قران به صورت کلی تحقیق کن اینکه میگی در مورد زنان اینطور گفته باید بگم که وضعیت زن در عرب جاهل خیلی بد بوده ولی با اینحال از طرف خدا بوسیله قران حمایت میشن زنان شوهر مرده از جامعشون ترد میشدن واسه همین میگه که اونها رو جای غنایم جنگی در اختیار شماست. یا اینکه عذابهای الهی در مورد کسانی که اگه یکیش به تور تو بخوره از ته دل میگی این عذابها کمشونه. قران یک معجزه هست با اینکه 1400سال پیش برای هدایت عرب جاهل بوده ولی هنوز مارو هم که توی عصر فناوری و اطلاعات هستیم چقدر خوب راهنمایی میکنه تو مگه جاهل هستی یا درکت فراتر از ادمهاست که میای ایراد از حرف خدا میگیری قران باید از زیباییهای بهشت و بدی های جهنم چیزی میگفت که در درک ادم باشه خلاصه حرف در این مورد زیاده به قول سقراط میگه درک مخلوقات خدا به خدا مثل درک یک بیسکویت به ادم هست پس به حرفهای خدا ایراد نگیر اگه به ایراد گرفتنه برو انجیل و توراتو بخون که چقدر سطحی نوشته شده اتفاقا شیمبل جان وقتی در هر کامنتت این همه حرفای رکیک میزنی هیچکس حرفاتو دی نمیگیرهاصولا ادما وقتی جدی گرفته نمیشن با این جور حرف زدن میخوان خودشون رو نشون بدن و جلب توجه کنندر ضمن حضرت ابراهیم بتهای دستساز مردم جاهل رو شکست به دستور خدای یگانههیچکس قادر نیست که ذره ای اسیب به خداوند برسونه کسانی که مورد خشم خدا قرار میگیرند امثال شما هستند که انقدر به ذات مقدس خدا و انبیا توهین میکنید خداوند هم هنوز از شما نا امید نشده روزی که نا امید بشه شما رو به سزای اعمال و حرفاتون خواهد رساندشک نکنید فقط خیلی دلم میخواد بدونم چه جوابی در پیشگاه خداوند خواهید داشت. موضوع مطلب: از ملک تا ملکوت
ظاهرا همون موقع فیلتر شده ولی امروز باز بهش بر خوردم
حتما حتما بهش یه سر بزنید. واقعا ادم چقدر باید عقده ای باشه
http://mpahlavi33.blogspot.com/2008/05/blog-post.html
به نظر شما این تصویر چه چیز را نشان میدهد(به نظر من عقل و شعور یه مشت ادم عقده ای )
مدیر این وبلاگ یه ادمی هست که خواهان ازادی غربی ها هست اینجوری داره خودشو نشون میده عقده کرده ادم اگه ادم درستی باشه به دین دیگران توهین و تهمیت نمیزنه این همه حرف از ) س ک س) تو وبلاگش نمیزنه
و اما نظر بازدیدکنندگان سایت رو میتونید تعدا کمیشو در زیر بخونید
دوستان معتقد به حقانیت قرآن سلام. اومدم تا ازتون بخوام که خودتونو با دفاع از قرآن در این سایت و امثال این سایت خسته نکنید. حقانیت قرآن سالهاست که ثابت شده و یکی از دلایل حقانیتش همین اهانتهایی هست که بهش میشه. اگه چیزی بی اصلالت باشه آیا اصلا کسی براش اهمیت داره که برای رد کردنش بالبال بزنه؟! پس مطمئن باشید که هدف از طراحی چنین سایتهایی صرفا مشغول کردن ذهن شما عزیزان به چیزایی هست که هیچ فایده ای نداره. پس بریم و به ابتکار عمل رو ما به دست بگیریم نه این که منفعلانه عمل کنیم.
به نام خداوند بخشاینده و بخشایشگرسلام قبلا هم گفتم ولی نظرم رو برای نشان دادن جرات نکردید تایید کنید حالا گفتم با یه اسم جدید بیام شاید تایید کنیدمسائلی که در این سایت گفته میشود همه اش در کتب دینی و عقائدی ما آمده و پاسخ آنها از سالها قبل گفته شدهبهمین دلیل از کاربرین عزیز خواهشمندم پنبه را از گوش خود در آورده و قران را با ترجمه معتبر مثل ترجمه اقای مکارم شیرازی مطالعه کنند و هر جا سوال یا شبهه ای برایشان پیش آمد کافیست به یک روحانی یا همان آخوند مراجعه و از او بپرسند یا به سایتهایی مانند سایتhttp://www.tebyan.ir/مراجعه و در قسمت پرسش و پاسخ بروند و سوال خود را کاملا بپرسند تا یک جواب زیبا و دلنشین بگیرند و به مکر و حیله افرادی مثل رضا فاضلی پی ببرند.حق یارتانمهدوی باشید
اره ما زرشک هستیم ما یه مشت مسلمون زرشک عوضی هستیم تو چی ؟؟؟؟؟؟ تو یه ادم خوب و متفکر هستی؟؟؟تو و طرفدارات همه ادمهای عاقلی هستید؟؟؟؟خوبه افکار جالبی داری اما بازم بهت میگم من همیشه با تو می جنگم(((( شما نسل فراموش شده هستید)))
اقای کامی که اومدی به حرفهای مردم می خندی و اونها رو گذاشتی برای مسخره کردن به نظر خودت حرفایی که خودت می زنی جالبه؟؟؟؟؟خدای تو میگه مردم رو مسخره کن و به اونها بخند؟؟؟؟؟خدای تو میگه به همه چیز فحش بده و ادمها رو به باد انتقاد بکش ؟؟؟حد اقل خدای ما که تو و طرفداران تو اونو قبول ندارید میگه کسی رو هیچ وقت مسخره نکنید چون همه ما انسان هستیم وعقاید همه برای خودشون محترمه و باید به اونها احترام گذاشت
مانی جان همانطور که گفتم هر چند وقت یکبار می آیم و بعضی شبهات را پاسخ می دهم. مانی من میدانم که خودت هم داری ایرادات غیر واقعی به دین و قرآن میگیری پس چرا لجاجت میکنی؟ البته من نمی گویم ایمان بیاور ولی به دین و اعتقادات مردم توهین نکن.سال پنجم هجرت: جنگ خندق يا احزاب که با لشکرکشي اعراب و توطنه يهوديان بني قريظه اتفاق افتاد و به شکست آنان انجاميد.بعد از اين ماجرا پيامبر يهوديان بني قريظه را محاصره کرد و درنهايت با حکميت سعد بن معاذ حکم کتاب تورات در مورد عهد شکنان نسبت به آنان اجرا شد و مردان بني قريظه به قتل رسيدند و زنان آنها به اسارت در آمدند و اموالشان توقيف شد
سوره ۲ آیات ۲۳ و ۲۴و اگر در آنچه بر بنده خود نازل كردهايم شك داريد پس اگر راست مىگوييد سورهاى مانند آن بياوريد و گواهان خود را غير خدا فرا خوانيد. پس اگر نكرديد و هرگز نمىتوانيد كرد از آن آتشى كه سوختش مردمان و سنگها هستند و براى كافران آماده شده بپرهيزيد.۲- سوره ۱۷ آیه ۸۸بگو اگر انس و جن گرد آيند تا نظير اين قرآن را بياورند مانند آن را نخواهند آورد هر چند برخى از آنها پشتيبان برخى [ديگر] باشند.۳- سوره ۱۱ آیات ۱۳ و ۱۴يا مىگويند اين [قرآن] را به دروغ ساخته است بگو اگر راست مىگوييد ده سوره برساختهشده مانند آن بياوريد و غير از خدا هر كه را مىتوانيد فرا خوانيد. و اگر آنها دعوت شما را نپذيرفتند بدانيد با علم الهي نازل شده و هيچ معبودي جز او نيست آيا با اينحال تسليم ميشويد؟
بسم الله الرحمن الرحیمدرود خداوند بر محمد(ص) و خاندان طاهرشفکر نمی کنم این چند روز دنیا ارزش خواندن و فکر کردن به مزخرفاتی که سلمان رشدی و امثال اون که با گرفتن پول از صهیونیست و ... اقدام به نوشتن این اراجیف و بدین ترتیب فروش دنیا و آخرت خود می کنند حتی ارزش نگاه کردن هم داشته باشه..به مصداق آیه مبارک "مکروا و مکروالله ولله خيرماکرين" به امید خدا روزی عذاب الهی بر شما مانند خیلی های دیگر نازل خواهد شد.امید است که با ظهور حضرت مهدی (عج) زمین از وجود یکایک شما و پاک و طاهر شود.تو که هیچی...هزاران سال پیش هم امثال تو وقتی چنین مزخرفاتی رو سر هم می کردند قرآن کریم آنها را به مصداق آیه شریف 23 سوره بقره http://www.parsquran.com/data/show.php?sura=2&ayat=23آنها را دعوت به مبارزه کرده که اگر می توانید یک سوره مانند قرآن بیاورید...نتیجه چه شد؟ ... آیه هایی ساخته می شد که خودشان با گفتنشان از خنده روده بر می شدند...امیدوارم به امید خدا اگر تو و امثال تو هدایت شدید که شکر خدا مگر نه به دست حضرت قائم (عج) و یاران او از صحنه زمین پاک شوید.
سلام نمی دانم به کدام قبله نمازمی کنی وکدام خدارامی پرستی وازچه دین وآیین هستی بنظرمیرسد نویسنده مطالب درحق مسلمانان جهان کم لطفی می نمایدآرزو میکنم درهرمرام ومنسب هستید خداهدایت بکند
فقط میتونم بگم برای رضا فاضلی متاسفم!!!
داری اشتباه می کنی!ولی تا زمانی که داری نفس می کشی فرصت توبه داری.برگشتن پیش همون خدایی که به بعضی انقدر فرصت می ده که تا می تونن خوبی ذخیره کنن و سعادتمند بشن و به بعضی انقدر فرصت می ده، که تا می تونن بدی و تیره روزی به حساب شخصیشون توی اون دنیا بفرستن.حواسمون باشه که جزو کدوم دسته ایم.فرقی نداره دینت چی باشه و کی باشی. مهم اینه که بتونی "خوب" زندگی کنی.خوب باشی و خوبی کنی، و رضایت دلچسب درونی رو احساس کنی.
سلام بر بنده قدر نشناس خداخیلی نارحت شدم وقتی که این وب رو دیدم!خیلی دوست دارم بدونم یه آدم چطور میتونه در مورد اعتقادات یک گروه این طور اظهار نظر بکنه!اگر واقعا به فکر مردم هستی!واقعا میخای خدمت کنی!و مطمئنی که این راهی که مردم میرن به بیراهه است!و میدونی که اسلام راه خدا نیست!(البته من خودم معتقدم که همه راهها راه خداست و راهی به جز راه خدا وجود نداره یعنی اصلا نمیتونه وجود داشته باشه)تحقیق کن که راه درست چیه!بعد میتونه در اختیار بقیه بزاری!البته نکته ای که از نظر من خیلی مهمه اینه که حتی اون موقع هم که راه حق رو پیدا کردی باز هم به اعتقادات مردم توهین نکنی!اعتقادات هر کس برای خودش محترمه!البته من چندتا سوال دارم که اگر دوست داشتی جوایش رو برام ایمیل کن اگر هم دوست نداشتی با خودت صادق باش و به خودت جواب بده:آیا اصلا اون راه درست رو میشناسی؟!(اگر آره که به نظر من سازنده اش اینه که تو اون راه درسته رو به ما نشون بدی اگر هم نه چطوری میتونی راه درست رو ندونی ولی راه غلط رو متوجه بشی)آیا به نظر خودت درسته که به اعتقاد دیگران توهین بشه؟!به نظر خودت ممکنه که شرایط زندگیت باعث شده
هیچ فحشی برای دادن به یه همچین موجودی ندارم . اصلا لیاقت فحش شنیدن رو نداری . من متدین نیستم اما از موجوداتی مثل تو متنفرم . قبل از من خیلیا اومدن و گفتن دست از این کارت بر دار . اگه قرار بود درست بشه الان همچین وبلاگی نبود .حتی بی دین ترین ها هم می دونن که نباید به دین بقیه توهین کنن . نمی دونم تو از کجا اومدی ؟
خیلی مسخره بود.به نظر من که خیلی کوته فکری آقا.کاشکی یه ذره فقط دور و برت رو می دیدی.البته شاید هم دیدی ولی خودت رو به کوری زدی.واقعاً واسه شما متأسفام.به قول شاعر که می گه:آنکس که نداند و بداند که ندانددر جهل مرکب ابد الدهر بماند
یکم به عاقبتت فکر کن . من خیلی متدین نیستم اما موسی به دین خود عیسی به دین خود .هر چی هستی واسه خودت باش به بقیه چکار داری؟اومدیمو خدایی که نفی میکنیش وجود داشته باشه اگه اون دنیا یقه ات رو بگیره که تو چرا بنده های ساده منو غافل کردی چی میگی البته کسی که با این اراجیف منکر خدا بشه همون بهتر که زودتر تکلیفش معلوم شه.خدا لعنت کنه کسایی رو که قصد رخنه تو وجود ما جوونا رو دارن بالخص رضا فاضلی که از صاحب اسمش خجالت نمی کشه!
ببینم اصلا همه حرفهای تو قبوله و کاملا منطقی و دلیل علمی داره خوب؟اما میشه منو در این مورد راهنمائی کنی که اگه اون الله که در قرآن اومده و وجود نداره . پس میشه بگی همون خدائی که در اول نوشته هات گفتی منظور از اینها نفی خداوند نیست ؟کجاست؟ شاید میخوای بگی که خدائی که در انجیل و... اومده واقعیه؟شاید هم نظرت ایننه که اصلا خداوند پیامبر و فرستاده ای نداره . هان؟ اینه منظورت؟
به نام همان خدایی که تو علم جنگ را برای او برداشتی و تو هیچ میدانی که با خالق خودت اقامه دعوی کردیبماند.و من عاشق خدا هستم . همان خدایی که تو ازش ایراد می گیری نمی دونی که چه خدای مهربانی داریم و تو بی معرفت از لات ها بیاموز رسم نان و نمک را کسانی که ادعا می کنند اگر یکبار نان ونمک تو را بخورند نمکدان نمی شکنند و تو از قبل از تولدت نان و نمک خدا رو خوردی و نمکدان شکستی ای نادان که در نادانی تو مشهور عالمی خوب بدان که تمام واو به واو و حرف به حرف قران و کلمه به کلمه و سطر به سطر قران راز است این در حد تو و امثال تو نیست که در مورد قران اظهار نظر کنید قران حافظان دارد همچون علامه سید محمد حسین طباطبایی روحی له الفداه که صاحب تفسیر المیزان است و تو چقدر از صاحب تفسیر اطلاع داری آیا تو و دوستان نامرد تو تفسیر ا لمیزان را خوانده اید تا بفهمید که قران رمز است نه اینکه تو از روی معنی کلمه های قران به آن ایراد می گیری.بی معرفتی و نمکدان شکستن هم حدی داردامید وارم عاقبت کارهای شومت را ببینی تا به خدای ما بی حرمتی نکنی امید وارم به راه راست بیایی
الان جوونی حالیت نیست پیر که بشی صف اول مسجدا رو نمیدی به هیچ کس
خدا تو قران راجع به ادم های مثل تو فرموده که بر چشم و گوش انها به خاطر کار های بدی که انجام داده اند مهر زده ام پس در صدد هدایت کسانی که من رحمت خود را بر انها حرام کرده ام ب نیایید
بهت پیشنهاد میکنم به جای اینکه بری مطالب ضد قران رو سرچ کنی فقط یک بار برو در مورد مطالب قران به صورت کلی تحقیق کن اینکه میگی در مورد زنان اینطور گفته باید بگم که وضعیت زن در عرب جاهل خیلی بد بوده ولی با اینحال از طرف خدا بوسیله قران حمایت میشن زنان شوهر مرده از جامعشون ترد میشدن واسه همین میگه که اونها رو جای غنایم جنگی در اختیار شماست. یا اینکه عذابهای الهی در مورد کسانی که اگه یکیش به تور تو بخوره از ته دل میگی این عذابها کمشونه. قران یک معجزه هست با اینکه 1400سال پیش برای هدایت عرب جاهل بوده ولی هنوز مارو هم که توی عصر فناوری و اطلاعات هستیم چقدر خوب راهنمایی میکنه تو مگه جاهل هستی یا درکت فراتر از ادمهاست که میای ایراد از حرف خدا میگیری قران باید از زیباییهای بهشت و بدی های جهنم چیزی میگفت که در درک ادم باشه خلاصه حرف در این مورد زیاده به قول سقراط میگه درک مخلوقات خدا به خدا مثل درک یک بیسکویت به ادم هست پس به حرفهای خدا ایراد نگیر اگه به ایراد گرفتنه برو انجیل و توراتو بخون که چقدر سطحی نوشته شده
اتفاقا شیمبل جان وقتی در هر کامنتت این همه حرفای رکیک میزنی هیچکس حرفاتو دی نمیگیرهاصولا ادما وقتی جدی گرفته نمیشن با این جور حرف زدن میخوان خودشون رو نشون بدن و جلب توجه کنندر ضمن حضرت ابراهیم بتهای دستساز مردم جاهل رو شکست به دستور خدای یگانههیچکس قادر نیست که ذره ای اسیب به خداوند برسونه کسانی که مورد خشم خدا قرار میگیرند امثال شما هستند که انقدر به ذات مقدس خدا و انبیا توهین میکنید خداوند هم هنوز از شما نا امید نشده روزی که نا امید بشه شما رو به سزای اعمال و حرفاتون خواهد رساندشک نکنید فقط خیلی دلم میخواد بدونم چه جوابی در پیشگاه خداوند خواهید داشت.
موضوع مطلب: از ملک تا ملکوت
|لينك مطلب| طلوع خورشيد شده در پنجشنبه یازدهم مهر 1387 ساعت 16:15 توسط مهدی دیندار تابشی |
چند روز پيش با يه وبلاگ اشنا شدم واقعا جاي تاسف داردعنوان وبلاگحضرت محمد بدون سانسور و خميني يک بيمار روانيو....متاسفانه بلاگفا نمپذیرفت که من همچین ادرسی رو تو پستها بزارم میتونید ادرس را از اینجا برداریداين همه توهين تهمت به اسلام و...بد تر از اين که امار بازديد کننده اش در روز بين 1000 تا 2000هستشما هم يه سري بزنيد سمت راست وبلاگ روببيند تون روم چه نظراتي داشده ميشه ميشه گفت حداقل فکر بيست نفر رو در روز خدشه دار ميکنه اينها يک عده اش دروغ محض است و يک عده اش هم سوء استفاده از تاريخ در مورد ازدواج پيامبر با عايشه همونطورکه سمت راست اين وبلگ مشاهده ميکنيد اين مطالب به نيت مغشوش ساختن ذهن مسلمانان هست و براي اينکار از چند شگرد استفاده ميکننديکي از اين شگردها گفتن دروغهاي ناب و دست اوله اگر موضوعات عنوان شده در سمت وبلاگ را مطالعه کنيد همه موضعات برعليه اسلام است و معلوم است براي تشويش و منحرف ساختن ذهن مخاطبان است البته نظير اين وبلگها فراوانه اما قضيه عايشه يک ايه اي در قرآن داريم که به پيامبر ميفرمايد از اين به بعد ديگر نبايد زن بگيري و همين مقدار کافي است و حق نداري تجديد فراش کني در نگاه اول چنين به نظر ميرسد که خدا هم از دست زن گرفتنها ي پيامبر ناراحت شده و ميخواد جلوش را بگيره در حاليکه اينطور نيست جريان اين بود که در زمان صدر اسلام يکي از راههاي الفت طايفه اي اين بود که دختري را به ان طايفه ميدادند يا دختري را ميگرفتند و اين يک رسم متداول بود زمان پيامبر هم خيلي از طوائف اصرار داشتند که پيامبر زني از آنان را لااقل فقط به عقد بگيرد و اين تبديل به مشکل شده بود و پيامبر ميديد اگر از طرف او رد شود تبديل به کينه و رقابتهاي طايفه اي خواهد شد به همين خاطر خداوند کار پيامبر را راحت کرد و اين ايه نازل شد تنها زني که پيامبر بر آن عشق ميورزيد اولين زنش يعني حضرت خديجه بود و با اينکه خديجه 15 سال از پيامبر بزرگتر بود ولي اصرار داشت که با پيامبر که هنوز پيامبر هم نشده بود ازدواج کند و پيامبر هم قبول کرد و تا خديجه زنده بود پيامبر با هيچ زني ازدواج نکردپيامبر و خديجه اگه اشتباه نکنم 17 سال يا 27 سال باهم زندگي کردن از اين دوتا خارج نيست و بعد از خديجه هم همه ازدواجهاي پيامبر طبق آنچه که گفتم جنبه مصلحتي براي الفت ايمان آوردن طوائف در مورد عايشه يک قول اين است که حضرت با اصرار ابوبکر و اظهار علاقه خود عايشه اين ازدواج را براي نرم شدن طايفه ابوبکر براي اسلام اوردن قبول کرد در مورد سن عايشه بعضي از مورخين گفته اند نه سال هرچند اين سن براي ازدواج از نظر شرعي صحيح است اما قول قوي تر که تحقيق شده است هيجده سال است و اين سن طبق بيان خود عايشه است تحقيق شده است اقاي مشيري که تو يکي از سخن راني هاش اينجور مي فرمايد *** ميگفت برو جلو اگه بر گردي خدا ميبرتت جهنم اگه پشت به دشمن کني باز مستقيم ميري تو جهنم يه جور ميتوني پشت به دشمن کني بر گردي تجديد قوا کني اگه غير از اين پشت به دشمن کني ميري تو جهنم برو جلو بکشي بهشت مال توه کشته بشي ميري تو بهشتاما به امام حسين که برسي کشته بشه بايد براش گريه کرد اما اگه برادر من يا پسر منو شما شهيد بشه بايد بهش تبریک گفتدر مورد اين حرفهاي مشيريکمي فکر کني فرقش کاملا معلومهما از اينکه امام حسين چنين مقامي داره که خداوند اون رو شهيد راه خود قرار داده است به او افرين ميگيم از اينکه شامل اين ايه شده که ولا تحسبن الذين قتلوا في سبيل الله امواتا بل احياء عند ربهم يرزقون معنايش يعني اي مردم کسانيکه در راه خدا شهيد ميشوند را مرده حساب نياريدبلکه انها زنده اند و نزد خداوند از مقربان هستند و روزي ميخورندخب اين تبريک گفتن داره ديگه حال چه امام حسين باشه چه شهيد کوچه شما باشه اگر واقعا به اين مقام رسيده باشد واقعا بايد بهش تبريک گفت اما در عين حال ما از اينکه امام را از دست داده ايم و از فيض وجودش محروم شده ايم اين گريه دارد اينکه عده اي جمع شود و کسي را که نماينده خدا روي زمين بود به جاي اينکه روي تخم چشماممون بذاريم با اون وضع کشته شود به بدنش اينقدر جسارت شود فرزندان پيامبر اواره کوه و بيابان شود روسري از سر زينبي که در دامان پيامبر بزرگ شده بود بردارند اينها گريه دارد تازه طبق روايان اين گريه براي خودمان هم نفع داردچقدر روايت در اثر گريه بر امام حسين وجود داردلذا فرمودند اگر مصيبت امام حسين هم شما را بر گريه نيانداخت حالت گريه به خودتان بگيريدو اصطلاحا تباکي کنيد محزون باشيداين هم ثواب دارد در زمان رسول اکرم و بعد از ايشون عده ي زيادي اقدام به جعل حديث و نسبت دادن به ايشون کردن که بعد از حضرت و در سايه ي حمايت حکام جائر اين کار افزايش پيدا کردو اين دست روايات در کتب اهل سنت فراوونه و اين سايتها با استناد به چنين روايات دروغيني اين همه به اسلام هجوم ميارنيک چيز ديگه که واقعا ادم خندش ميگيره معرفي يك خداي بيسواد،احمق،رذل،رياكاروضعيف از سوي محمد به نظر شما خنده نداره؟اين يک دروغه روايات صحيح ما ان قدر خدا را جدي معرفي كرده كه همه مانده اند. منبع: منتظرخسته موضوع مطلب: از ملک تا ملکوت
***
ميگفت برو جلو اگه بر گردي خدا ميبرتت جهنم اگه پشت به دشمن کني باز مستقيم ميري تو جهنم يه جور ميتوني پشت به دشمن کني بر گردي تجديد قوا کني اگه غير از اين پشت به دشمن کني ميري تو جهنم برو جلو بکشي بهشت مال توه کشته بشي ميري تو بهشتاما به امام حسين که برسي کشته بشه بايد براش گريه کرد اما اگه برادر من يا پسر منو شما شهيد بشه بايد بهش تبریک گفتدر مورد اين حرفهاي مشيريکمي فکر کني فرقش کاملا معلومهما از اينکه امام حسين چنين مقامي داره که خداوند اون رو شهيد راه خود قرار داده است به او افرين ميگيم از اينکه شامل اين ايه شده که ولا تحسبن الذين قتلوا في سبيل الله امواتا بل احياء عند ربهم يرزقون
معنايش يعني اي مردم کسانيکه در راه خدا شهيد ميشوند را مرده حساب نياريدبلکه انها زنده اند و نزد خداوند از مقربان هستند و روزي ميخورندخب اين تبريک گفتن داره ديگه حال چه امام حسين باشه چه شهيد کوچه شما باشه اگر واقعا به اين مقام رسيده باشد واقعا بايد بهش تبريک گفت اما در عين حال ما از اينکه امام را از دست داده ايم و از فيض وجودش محروم شده ايم اين گريه دارد اينکه عده اي جمع شود و کسي را که نماينده خدا روي زمين بود به جاي اينکه روي تخم چشماممون بذاريم با اون وضع کشته شود به بدنش اينقدر جسارت شود فرزندان پيامبر اواره کوه و بيابان شود روسري از سر زينبي که در دامان پيامبر بزرگ شده بود بردارند اينها گريه دارد تازه طبق روايان اين گريه براي خودمان هم نفع داردچقدر روايت در اثر گريه بر امام حسين وجود داردلذا فرمودند اگر مصيبت امام حسين هم شما را بر گريه نيانداخت حالت گريه به خودتان بگيريدو اصطلاحا تباکي کنيد محزون باشيداين هم ثواب دارد
در زمان رسول اکرم و بعد از ايشون عده ي زيادي اقدام به جعل حديث و نسبت دادن به ايشون کردن که بعد از حضرت و در سايه ي حمايت حکام جائر اين کار افزايش پيدا کردو اين دست روايات در کتب اهل سنت فراوونه و اين سايتها با استناد به چنين روايات دروغيني اين همه به اسلام هجوم ميارنيک چيز ديگه که واقعا ادم خندش ميگيره معرفي يك خداي بيسواد،احمق،رذل،رياكاروضعيف از سوي محمد به نظر شما خنده نداره؟اين يک دروغه روايات صحيح ما ان قدر خدا را جدي معرفي كرده كه همه مانده اند.
منبع: منتظرخسته
|لينك مطلب| طلوع خورشيد شده در پنجشنبه یازدهم مهر 1387 ساعت 16:11 توسط مهدی دیندار تابشی |
وقتی میبینم كسی برای دعا كردن دستش به سوی آسمون هست بهش میگم «التماس دعا» ولی میشنوم: «محتاجیم به دعا»!!! اما فکر میکنم بهتر باشه وقتی دستمون رو به آسمون بود و تو گفتی «التماس دعا» بگیم : باشه گُلم همین الان برات دعا میكنم شاید كه« مرغ آمین» توی راه باشه و دعای ما رو اجابت كنه!!! پس ای بهترین و عزیزترین بندهی خدا یادت باشه كه اگه داشتی دعا میكردی و كسی حاجتی داشت و بهت گفت: «التماس دعا» بهش نگی «محتاجیم به دعا»!!! و همون لحظه از صمیم قلبت برای برآورده شدن حاجت دلش براش دعا كنی... (اون موقع مطمئن باش خدای مهربون هم خواسته ی تو رو برآورده میكنه و بنا به مصلحتت؛ تو رو به آرزوهای قشنگت میرسونه) «التماس دعا» موضوع مطلب: از ملك تا ملكوت
وقتی میبینم كسی برای دعا كردن دستش به سوی آسمون هست
بهش میگم «التماس دعا»
ولی میشنوم: «محتاجیم به دعا»!!!
اما فکر میکنم بهتر باشه
وقتی دستمون رو به آسمون بود و تو گفتی «التماس دعا»
بگیم : باشه گُلم همین الان برات دعا میكنم
شاید كه« مرغ آمین» توی راه باشه و دعای ما رو اجابت كنه!!!
پس ای بهترین و عزیزترین بندهی خدا
یادت باشه كه اگه داشتی دعا میكردی و كسی حاجتی داشت و بهت گفت: «التماس دعا»
بهش نگی «محتاجیم به دعا»!!!
و همون لحظه از صمیم قلبت برای برآورده شدن حاجت دلش براش دعا كنی...
(اون موقع مطمئن باش خدای مهربون هم خواسته ی تو رو برآورده میكنه
و بنا به مصلحتت؛ تو رو به آرزوهای قشنگت میرسونه)
|لينك مطلب| طلوع خورشيد شده در دوشنبه هشتم مهر 1387 ساعت 15:28 توسط مهدی دیندار تابشی |
از آن روز که به استقبالت آمدیم و از آسمان ها جستجویت کردیم ویافتیم ، نهال هلالت را درافق دلمان کاشتیم و هر روز با اشک دیده و سوز دل پروراندیم و ماهتاب حضور فراخنای جان و جهانمان را بر افروخت .
اما چه زود زمین وآسمان پلک ها از پس هم نهادند و طراوت حضورت را از افق دلمان زدودند و ما را در سوز و حسرت جدائیت نشاندند .
رمضان چه زیبا در محفلمان آشیان کرده بودی و چه مهربان با دل ما خو گرفته بودی.
رمضان چه آهسته و لطیف دربر ما وزیدی و جانمان را در نرمای مهربانی هایت نوازیدی و اینک چه سوزمندانه از میان ما میگذری ونسیم عبورت از ساز وجودمان ناله بر می انگیزد و بر دلمان شراره میریزد .
تو میروی و مارا با سنگینی عهد و پیمانت تنها میگذاری ، تو میروی و نمی دانیم اندوهناک دوریت باشیم یا هراسناک حفظ امانت حرمتت ...
رمضان ! ای ماه عزیز! ای ماه میهمانی خدا ! تو پای از میان ما بر میکشی و اندوه و هراس بر جانمان مینشانی .
ای صمیمی ترین یار آنگاه که فروغ رویت را از پنجره نگاهمان بر دمید ، سراچه دلمان لبریز از شادمانی گشت .
بدرود ای آنکه خورشید حضورت تابناکترین روزها و نورانی ترین ساعت ها را ارزانیمان کرد .
ای که عصای اعجازت از سنگ دلهامان چشمه های گریه جاری ساخت و پولاد قلبمان به گرمای حضورت نرم و روان گشت .
با تو بدورد میگوییم ،اما نه از ملامت و دلسردی که با ناچاری و چشمه های فضل و برکتی که در رمضان بودید و از مقابل دیدگان حسرت بار ما گذشتید بی آنکه از گوارای حیات بخشتان نوش کنیم .
رمضان تو میروی و این مائیم که به دنبالت از کاسه دیدگانمان آب جدایی میفشانیم و چنین ناله سر میکشیم :
خداحافظ ای که آسمانی ترین معنا ها را در شریان لحظه هایمان جاری کردی .
ای که گنجینه عبادت بودی و در تو هزار بال در آسمان امل پر کشیدیم .
خداحافظ ای که در تو پرنده آرزوها به اوج آسمان سر سایید .
خداحافظ ای ماه میهمانی خدا ! ای ماه عزیز ! ای رمضان !
.خداحافظ ای ماه بزرگ خدا ای عید دوستان خدا .
خداحافظ ای که زنگار از آیینه دلمان ستردی .
ای خدای رمضان!
با گذشتن این ماه تو نیز از گناهان ما درگذر . کنون که زیور رمضان را از اندام زمین و زمان بر میگیری از تن ما نیز جامه نا موزون گناه و عصیان بر افکن .
|لينك مطلب| طلوع خورشيد شده در یکشنبه هفتم مهر 1387 ساعت 22:13 توسط مهدی دیندار تابشی |
این لینک را ببینید. بیوگرافی شیطان كید ضعیف شیطان ترفندهای شیطانی در حوزه عمل اجتماعی دیروز شیطان را دیدم تهدیدهای شیطان در مورد انسان آیا انسان در برابر شیطان مجبور است؟ شیطان و راههای اغواگری انسان دار و دسته شیطان امنیت مخلصان از وسوسههای شیطانی چراغ سبز به شیطان آژیر خطر شیطان علائم دعوتهای شیطان گرگ ایمانخوار گپ و گفتی با شیطان تجسم شیطان به صورت انسان باطل است چرا به شیطان مهلت داده شد؟! شیطان، انسان و جنگ نابرابر در محضر خوبان (سخنرانی در باب شیطان) بیوگرافی شیطان شیطان، نخستین كسى بود كه بعضى كارها را مرتكب شد و پیش از او كسى آنها را انجام نداده بود. و آنها از این قرارند: - اولین كسى كه قیاس نمود و خود را از حضرت آدم علیه السلام برتر و بالاتر دانست و گفت : من از آتشم و او از خاك در حالى كه آتش از خاك بالاتر است .(1) - اولین كسى كه در پیشگاه با عظمت الهى تكبر نمود و به دستور خالق خود عمل نكرد.(2) - اولین كسى كه كه معصیت و نافرمانى خدا را كرد و آشكارا با او مخالفت نمود.(3) - اولین كسى كه به دروغ گفت : خدا گفته از این درخت نخورید، چون درخت جاوید است و اگر كسى از آن بخورد تا ابد زنده مى ماند و با خدا شریك مى شود.(4) - اولین كسى كه كه قسم به دروغ خورد و گفت : من شما را نصیحت مى كنم .(5) شیطان اولین كسى است كه صورت هاى مجسمه و بت را ساخت - اولین كسى كه نماز خواند و یك ركعت آن چهار هزار سال طول كشید.(6) - اولین كسى كه كه غنا و آواز خواند، همان زمانى كه آدم علیه السلام از درخت نهى شده خورد.(7) - اولین كسى كه نوحه خواند و گریست ؛ چون او را به زمین فرستادند، به یاد بهشت و نعمتهاى آن نوحه و گریه كرد. - اولین كسى كه لواط كرد آنگاه که به میان قوم لوط آمد.(8) - اولین كسى كه دستور ساختن منجنیق را داد تا حضرت ابراهیم علیه السلام را با آن در آتش اندازند. - اولین كسى كه دستور ساختن نوره را در زمان حضرت سلیمان داد، براى این كه موهاى اضافى پاى بلقیس پادشاه سبا را از بین ببرند.(8) - اولین كسى كه دستور ساختن شیشه را داد تا حضرت سلیمان علیه السلام آن را روى خندق گذارد و بلقیس را آزمایش كند.(9) - اولین كسى كه عبادت و بندگى او، فرشتگان را به تعجب در آورد! - اولین كسى كه به خداى خود اعتراض كرد.(10) - اولین كسى كه شبیه شدن به دیگران را مطرح و مردم را به آن تشویق كرد.(11) - اولین كسى كه كه سحر و جادو كرد و آن دو را به مردم یاد داد.(12) - اولین كسى كه براى زیبایى ، زلف گذاشت .(13) اولین كسى كه شبیه شدن به دیگران را مطرح و مردم را به آن تشویق كرد. - اولین كسى كه نقاشى كرد و چهره كشید.(14) - اولین كسى كه آتش حسدش شعله ور شد.(15) - اولین كسى كه به ناحق مخاصمه و جدال كرد. - اولین كسى كه خداى تعالى به او لعنت نمود( و از ناراحتى فریاد كشید.(16) - اولین كسى كه به خدا كفر ورزید.(17) - اولین كسى كه گریه دروغى نمود.(18) - اولین كسى كه عبادت و خلقت خود را ستود. - اولین كسى كه صورت هاى مجسمه و بت را ساخت .(19) ----------------------------------------- پی نوشت ها: 1-اعراف (7)، آیه 12. 2-تفسیر قمى ، ص 32، بحار، ج 60، ص 274؛ المیزان ، ج 8، ص 59. 3- حجر(15)، آیه 31. 4- طه (20)، آیه 20. 5- اعراف (7)، آیه 21. 6- نهج البلاغه ، خطبه قاصعه . 7- تفسیر عیاشى ، ج 1، ص 4، بحار، ج 60، ص 199، 219. 8-علل الشرایع ، ج 2، ص 233، بحار، ج 93، ص 306. 9- بحار، ج 14، ص 112. 10- سوره نمل ، آیه 44. 11- كتاب سلیم بن قیس . 12- بقره (2)، آیه 102. 13- كتاب ابلیس ، ص 164 و 165. 14- مكاسب ، شیخ انصارى ، مكاسب محرمه . 15- در المنثور، ج 1، ص 51؛ خصال ، ج 1، ص 50؛ بحار، ج 60، ص 222 و 281. 16- ص (38)، آیه 78. 17- ص (38)، آیه 74. 18- تفسیر عیاشى ، ج 1، ص 40؛ خصال ؛ ج 1، ص 50؛ بحار، ج 60؛ ص 199، 219. 19- مائده (5)، آیه 89. منبع: صالحی حاجی آبادی، نعمت الله، شیطان در کمین گاه. موضوع مطلب: از ملك تا ملكوت
این لینک را ببینید.
شیطان، نخستین كسى بود كه بعضى كارها را مرتكب شد و پیش از او كسى آنها را انجام نداده بود. و آنها از این قرارند:
- اولین كسى كه قیاس نمود و خود را از حضرت آدم علیه السلام برتر و بالاتر دانست و گفت : من از آتشم و او از خاك در حالى كه آتش از خاك بالاتر است .(1)
- اولین كسى كه در پیشگاه با عظمت الهى تكبر نمود و به دستور خالق خود عمل نكرد.(2)
- اولین كسى كه كه معصیت و نافرمانى خدا را كرد و آشكارا با او مخالفت نمود.(3)
- اولین كسى كه به دروغ گفت : خدا گفته از این درخت نخورید، چون درخت جاوید است و اگر كسى از آن بخورد تا ابد زنده مى ماند و با خدا شریك مى شود.(4)
- اولین كسى كه كه قسم به دروغ خورد و گفت : من شما را نصیحت مى كنم .(5)
شیطان اولین كسى است كه صورت هاى مجسمه و بت را ساخت
- اولین كسى كه نماز خواند و یك ركعت آن چهار هزار سال طول كشید.(6)
- اولین كسى كه كه غنا و آواز خواند، همان زمانى كه آدم علیه السلام از درخت نهى شده خورد.(7)
- اولین كسى كه نوحه خواند و گریست ؛ چون او را به زمین فرستادند، به یاد بهشت و نعمتهاى آن نوحه و گریه كرد.
- اولین كسى كه لواط كرد آنگاه که به میان قوم لوط آمد.(8)
- اولین كسى كه دستور ساختن منجنیق را داد تا حضرت ابراهیم علیه السلام را با آن در آتش اندازند.
- اولین كسى كه دستور ساختن نوره را در زمان حضرت سلیمان داد، براى این كه موهاى اضافى پاى بلقیس پادشاه سبا را از بین ببرند.(8)
- اولین كسى كه دستور ساختن شیشه را داد تا حضرت سلیمان علیه السلام آن را روى خندق گذارد و بلقیس را آزمایش كند.(9)
- اولین كسى كه عبادت و بندگى او، فرشتگان را به تعجب در آورد!
- اولین كسى كه به خداى خود اعتراض كرد.(10)
- اولین كسى كه شبیه شدن به دیگران را مطرح و مردم را به آن تشویق كرد.(11)
- اولین كسى كه كه سحر و جادو كرد و آن دو را به مردم یاد داد.(12)
- اولین كسى كه براى زیبایى ، زلف گذاشت .(13)
اولین كسى كه شبیه شدن به دیگران را مطرح و مردم را به آن تشویق كرد.
- اولین كسى كه نقاشى كرد و چهره كشید.(14)
- اولین كسى كه آتش حسدش شعله ور شد.(15)
- اولین كسى كه به ناحق مخاصمه و جدال كرد.
- اولین كسى كه خداى تعالى به او لعنت نمود( و از ناراحتى فریاد كشید.(16)
- اولین كسى كه به خدا كفر ورزید.(17)
- اولین كسى كه گریه دروغى نمود.(18)
- اولین كسى كه عبادت و خلقت خود را ستود.
- اولین كسى كه صورت هاى مجسمه و بت را ساخت .(19)
-----------------------------------------
1-اعراف (7)، آیه 12.
2-تفسیر قمى ، ص 32، بحار، ج 60، ص 274؛ المیزان ، ج 8، ص 59.
3- حجر(15)، آیه 31.
4- طه (20)، آیه 20.
5- اعراف (7)، آیه 21.
6- نهج البلاغه ، خطبه قاصعه .
7- تفسیر عیاشى ، ج 1، ص 4، بحار، ج 60، ص 199، 219.
8-علل الشرایع ، ج 2، ص 233، بحار، ج 93، ص 306.
9- بحار، ج 14، ص 112.
10- سوره نمل ، آیه 44.
11- كتاب سلیم بن قیس .
12- بقره (2)، آیه 102.
13- كتاب ابلیس ، ص 164 و 165.
14- مكاسب ، شیخ انصارى ، مكاسب محرمه .
15- در المنثور، ج 1، ص 51؛ خصال ، ج 1، ص 50؛ بحار، ج 60، ص 222 و 281.
16- ص (38)، آیه 78.
17- ص (38)، آیه 74.
18- تفسیر عیاشى ، ج 1، ص 40؛ خصال ؛ ج 1، ص 50؛ بحار، ج 60؛ ص 199، 219.
19- مائده (5)، آیه 89.
منبع:
صالحی حاجی آبادی، نعمت الله، شیطان در کمین گاه.
|لينك مطلب| طلوع خورشيد شده در یکشنبه هفتم مهر 1387 ساعت 21:35 توسط مهدی دیندار تابشی |
چند جمله با خدا گفتم: چقدر احساس تنهایی میکنم . گفتی: فانی قریب .:: من که نزدیکم (بقره/۱۸۶) ::. ---------------------------------گفتم: تو همیشه نزدیکی؛ من دورم. کاش میشد بهت نزدیک شم . گفتی: و اذکر ربک فی نفسک تضرعا و خیفة و دون الجهر من القول بالغدو و الأصال .:: هر صبح و عصر، پروردگارت رو پیش خودت، با خوف و تضرع، و با صدای آهسته یاد کن (اعراف/۲۰۵) ::. -------------------------------- گفتم: این هم توفیق میخواهد! گفتی: ألا تحبون ان یغفرالله لکم .:: دوست ندارید خدا ببخشدتون؟! (نور/۲۲) ::. -------------------------------- گفتم: معلومه که دوست دارم منو ببخشی . گفتی: و استغفروا ربکم ثم توبوا الیه .:: پس از خدا بخواید ببخشدتون و بعد توبه کنید (هود/۹۰) ::. -------------------------------- گفتم: با این همه گناه. آخه چیکار میتونم بکنم؟ گفتی: الم یعلموا ان الله هو یقبل التوبة عن عباده .:: مگه نمیدونید خداست که توبه رو از بندههاش قبول میکنه؟! (توبه/۱۰۴) ::. -------------------------------- گفتم: دیگه روی توبه ندارم ... گفتی: الله العزیز العلیم غافر الذنب و قابل التوب .:: (ولی) خدا عزیزه و دانا، او آمرزندهی گناه هست و پذیرندهی توبه (غافر/۲-۳ ) ::. -------------------------------- گفتم: با این همه گناه، برای کدوم گناهم توبه کنم؟ گفتی: ان الله یغفر الذنوب جمیعا .:: خدا همهی گناهها رو میبخشه (زمر/۵۳) ::. -------------------------------- گفتم: یعنی بازم بیام؟ بازم منو میبخشی؟ گفتی: و من یغفر الذنوب الا الله .:: به جز خدا کیه که گناهان رو ببخشه؟ (آل عمران/۱۳۵) ::. ---------------------------------- گفتم: نمیدونم چرا همیشه در مقابل این کلامت کم میارم! آتیشم میزنه؛ ذوبم میکنه؛ عاشق میشم! توبه میکنم گفتی: ان الله یحب التوابین و یحب المتطهرین .:: خدا هم توبهکنندهها و هم اونایی که پاک هستند رو دوست داره (بقره/۲۲۲) ::. -------------------------------- ناخواسته گفتم: الهی و ربی من لی غیرک گفتی: الیس الله بکاف عبده .:: خدا برای بندهاش کافی نیست؟ (زمر/۳۶) ::. -------------------------------- گفتم: در برابر این همه مهربونیت چیکار میتونم بکنم؟ گفتی:یا ایها الذین آمنوا اذکروا الله ذکرا کثیرا و سبحوه بکرة و اصیلا هو الذی یصلی علیکم و ملائکته لیخرجکم من الظلمت الی النور و کان بالمؤمنین رحیما .:: ای مؤمنین! خدا رو زیاد یاد کنید و صبح و شب تسبیحش کنید. او کسی هست که خودش و فرشتههاش بر شما درود و رحمت میفرستن تا شما رو از تاریکیها به سوی روشنایی بیرون بیارن . خدا نسبت به مؤمنین مهربونه (احزاب/۴۱-۴۳) :: موضوع مطلب: از ملک تا ملکوت
گفتم: چقدر احساس تنهایی میکنم .
گفتی: فانی قریب .:: من که نزدیکم (بقره/۱۸۶) ::. ---------------------------------گفتم: تو همیشه نزدیکی؛ من دورم. کاش میشد بهت نزدیک شم .
گفتی: و اذکر ربک فی نفسک تضرعا و خیفة و دون الجهر من القول بالغدو و الأصال .:: هر صبح و عصر، پروردگارت رو پیش خودت، با خوف و تضرع، و با صدای آهسته یاد کن (اعراف/۲۰۵) ::. -------------------------------- گفتم: این هم توفیق میخواهد!
گفتی: ألا تحبون ان یغفرالله لکم
.:: دوست ندارید خدا ببخشدتون؟! (نور/۲۲) ::. -------------------------------- گفتم: معلومه که دوست دارم منو ببخشی .
گفتی: و استغفروا ربکم ثم توبوا الیه
.:: پس از خدا بخواید ببخشدتون و بعد توبه کنید (هود/۹۰) ::. -------------------------------- گفتم: با این همه گناه. آخه چیکار میتونم بکنم؟ گفتی: الم یعلموا ان الله هو یقبل التوبة عن عباده
.:: مگه نمیدونید خداست که توبه رو از بندههاش قبول میکنه؟! (توبه/۱۰۴) ::. -------------------------------- گفتم: دیگه روی توبه ندارم ...
گفتی: الله العزیز العلیم غافر الذنب و قابل التوب .:: (ولی) خدا عزیزه و دانا، او آمرزندهی گناه هست و پذیرندهی توبه (غافر/۲-۳ ) ::. -------------------------------- گفتم: با این همه گناه، برای کدوم گناهم توبه کنم؟ گفتی: ان الله یغفر الذنوب جمیعا
.:: خدا همهی گناهها رو میبخشه (زمر/۵۳) ::. -------------------------------- گفتم: یعنی بازم بیام؟ بازم منو میبخشی؟ گفتی: و من یغفر الذنوب الا الله
.:: به جز خدا کیه که گناهان رو ببخشه؟ (آل عمران/۱۳۵) ::. ---------------------------------- گفتم: نمیدونم چرا همیشه در مقابل این کلامت کم میارم! آتیشم میزنه؛ ذوبم میکنه؛ عاشق میشم! توبه میکنم گفتی: ان الله یحب التوابین و یحب المتطهرین
.:: خدا هم توبهکنندهها و هم اونایی که پاک هستند رو دوست داره (بقره/۲۲۲) ::. -------------------------------- ناخواسته گفتم: الهی و ربی من لی غیرک گفتی: الیس الله بکاف عبده .:: خدا برای بندهاش کافی نیست؟ (زمر/۳۶) ::. -------------------------------- گفتم: در برابر این همه مهربونیت چیکار میتونم بکنم؟ گفتی:یا ایها الذین آمنوا اذکروا الله ذکرا کثیرا و سبحوه بکرة و اصیلا هو الذی یصلی علیکم و ملائکته لیخرجکم من الظلمت الی النور و کان بالمؤمنین رحیما
.:: ای مؤمنین! خدا رو زیاد یاد کنید و صبح و شب تسبیحش کنید. او کسی هست که خودش و فرشتههاش بر شما درود و رحمت میفرستن تا شما رو از تاریکیها به سوی روشنایی بیرون بیارن . خدا نسبت به مؤمنین مهربونه (احزاب/۴۱-۴۳) ::
|لينك مطلب| طلوع خورشيد شده در یکشنبه هفتم مهر 1387 ساعت 14:46 توسط مهدی دیندار تابشی |
اين شبها بهترين موقع است كه.... سلام بازم شب هاي قدر... بازم خواستن يه عالمه آرزو... شب هاي قدر بهترين بهونه است واسه ي حرف زدن با خداي مهربون... بهترين بهونه است واسه ي توبه كردن... نمي دونم اگه اين ماه بگذره بايد چي كار كنم... آخه هيچ ماهي مثل اين ماه نيست...انقدر شب و روزش قشنگه كه دلمون براش تنگ مي شه... دوست دارم امشب به خدا بگم كه منو ببخشه...شايد خيلي بد بودم اما ازش مي خواهم با تمام وجود ازش مي خواهم منو ببخشه... بياين به خدا بگيم ما هنوز نا اميد نيستيم...هنوز دوستش داريم... بياين بگيم كه اگه بهترين بندش نباشيم بدترينشون هم نيستيم... بياين با زبون خودمون بگيم كه كمكمون كنه... بياين بگيم كه كدوم دنيا رو بيشتر دوست داريم... بياين بهش بگيم كه مي خواهيم كمكمون كنه دستمون رو بگيره... مطمئنم كمك مي كنه...بياين بگيم توي اين شهر بزرگ كسايي هستن كه شباي سرد پاييز رو دارن توي پارك ها مي خوابن...ولي بعضي هامون انقدر خونمون بزرگه كه توش گم مي شيم... بياين بگيم كه بهشون كمك كنه... بياين به خدا بگيم كه مردمايي هستن كه پول دوا و دكترشون رو ندارن پس بهشون كمك كنه... بياين به خدا بگيم كه مشكلات همه ي آدما رو حل كنه... بياين بازبون مهر و محبت بگيم كه خدا جون امشب مي خوام ازت به خاطر همه ي محبت ها تشكر كنم ... به خاطر همه ي نعمت هايي كه تا به حال بهم دادي ازت ممنونم... بياين به خدا بگم كه تو اين دنياي بزرگ فقط اونه كه مي تونه كمكمون كنه... وقتي امشب قرآن رو روي سر گرفتي بلند داد بزن و بگو : الهي العفو ...!!! الهي العفو ...!!!
اين شبها بهترين موقع است كه....
سلام
بازم شب هاي قدر...
بازم خواستن يه عالمه آرزو...
شب هاي قدر بهترين بهونه است واسه ي حرف زدن با خداي مهربون...
بهترين بهونه است واسه ي توبه كردن...
نمي دونم اگه اين ماه بگذره بايد چي كار كنم...
آخه هيچ ماهي مثل اين ماه نيست...انقدر شب و روزش قشنگه كه دلمون براش تنگ مي شه...
دوست دارم امشب به خدا بگم كه منو ببخشه...شايد خيلي بد بودم اما ازش مي خواهم با تمام وجود
ازش مي خواهم منو ببخشه...
بياين به خدا بگيم ما هنوز نا اميد نيستيم...هنوز دوستش داريم...
بياين بگيم كه اگه بهترين بندش نباشيم بدترينشون هم نيستيم...
بياين با زبون خودمون بگيم كه كمكمون كنه...
بياين بگيم كه كدوم دنيا رو بيشتر دوست داريم...
بياين بهش بگيم كه مي خواهيم كمكمون كنه دستمون رو بگيره...
مطمئنم كمك مي كنه...بياين بگيم توي اين شهر بزرگ كسايي هستن كه شباي سرد پاييز رو دارن
توي پارك ها مي خوابن...ولي بعضي هامون انقدر خونمون بزرگه كه توش گم مي شيم...
بياين بگيم كه بهشون كمك كنه...
بياين به خدا بگيم كه مردمايي هستن كه پول دوا و دكترشون رو ندارن پس بهشون كمك كنه...
بياين به خدا بگيم كه مشكلات همه ي آدما رو حل كنه...
بياين بازبون مهر و محبت بگيم كه خدا جون امشب مي خوام ازت به خاطر همه ي محبت ها
تشكر كنم ...
به خاطر همه ي نعمت هايي كه تا به حال بهم دادي ازت ممنونم...
بياين به خدا بگم كه تو اين دنياي بزرگ فقط اونه كه مي تونه كمكمون كنه...
وقتي امشب قرآن رو روي سر گرفتي بلند داد بزن و بگو :
الهي العفو ...!!!
|لينك مطلب| طلوع خورشيد شده در پنجشنبه بیست و هشتم شهریور 1387 ساعت 14:12 توسط مهدی دیندار تابشی |
هنگامي كه هارون از سفر حج مراجعت مي نمود بهلول در سر راه او ايستاده بود و به آواز بلند سه مرتبه صدا زد : هارون هارون پرسيد كه اين صدا از كيست؟ گفتند : بهلول مجنون است رو به بهلول كرد و گفت مي داني من كيستم؟ بهلول گفت : « تو آن كسي هستي كه اگر در مشرق ظلم كنند و تو در مغرب باشي ، مسئوليت آن ظلم با تو بوده و در روز قيامت باز خواست خواهي شد» هارون گريه كرد وگفت از من حاجتي بخواه بهلول گفت : حاجت من اين است كه دستور دهي گناهان مرا بخشند و مرا داخل بهشت كنند. هارون گفت اين كار از من ساخته نيست ولي قرضهاي تو را مي پردازم بهلول پاسخ داد كه با اموال مردم قرض پرداخت نمي شود شما اموال مردم را به خودشان برگردانيد، هارون گفت دستور ميدهم براي تأمين معاش تو حقوق دايمي بپردازند. بهلول گفت : « ما همه بندگان خدا هستيم آيا ممكن است خداوند تو را در نظر گرفته باشد و مرا فراموش كند ؟ » سلام یکروز مردی خدمت پیامبر (ص) رسید و عرض کرد : « به من چیزی بیاموز که به بهشت برم. » پیامبر چون میدانستند خیلی کم پیش می آید که این مرد خدمتشان بیاد و باید جمله ای بگویند که همیشه به یاد مرد باشد و در همه شئون کاربرد داشته باشد. فرمودند : « چیزی که برای خود نمی پسندی برای دیگران هم مپسند. » کمی در باره این جمله فکر کنید.مصداقش را در همه لحظات زندگیتان پیدا کنید. من چندتا برایتان می گویم: « شاید خیلی ساده باشند ولی به نظر من همین مسائل ساده هم در این جمله صدق می کنند و هم برای ساختن و خود شناسی پایه و اساس هستند. » ۱- اکثر اوقات روز که در اتوبوس می نشینید یک طرف آفتاب و یک طرف سایه است.فرض کنید دو صندلی کنار هم که یکی در سایه و یکی در آفتاب باشد خالی اند.شما خوب اکثرا روی صندلی ای که در سایه است می نشینید.حال فکر کنید کسی بیاد و بخواد کنار شما بشینه . شما چه می کنید؟ ( بقیش با خودتون ) ۲- هیچ کس ( از آقایون و بخشی کوچک از خانم ها ) دوست ندارند اعضای خانواده شان در جامعه مشکل اجتماعی داشته باشند.اگر کسی دوست نداشته باشه که کسی به خواهرش در خیابان به قول عرف «متلک» بگوید.خوب .... ۳- اگر شما انشاء الله پدر یا مادر شدید خوب دوست ندارید بچه هایتان جلوی شما گارد بگیرند یا گستاخی کنند و یا خیلی کارهایی که ما ها در ذهنمون هست. خوب رفتار خودتان با پدر و مادرتان ... ۴- اگر خانه کسی رفتید مهمانی.معمولا و حتما دوست دارید میزبان همیشه کنار شما بشیند و با شما صحبت و گپ و گفتگو کند . به حرفهایتان توجه کند. به حرفهایتان عکس العمل مناسب نشان دهد. نگذارد لحظه ای احساس دلتنگی خانه خودتان را بکنید. خوب به رفتار خودتان با میمانهایتان فکر کنید ... ۵- و یا بلفرض شما در اداره ای کارمند هستید.دوست دارید اگر ارباب رجوع باشید خیلی زود کارتان و قانونی کارتان راه بیفتد. شما کارمند - چگونه با ارباب رجوع رفتار می کنید...؟ به نظر من ضرب المثل «کوه به کوه نمیرسه ولی آدم به آدم میرسه.» از همینجا نشات میگیره. حتی این جمله در مسائل سیاسی و بزرگ هم جلوه می کند. خوشحال میشم بقیه مثالها را شما بگین ... موضوع مطلب: از ملک تا ملکوت
سه مرتبه صدا زد : هارون
هارون پرسيد كه اين صدا از كيست؟
گفتند : بهلول مجنون است
رو به بهلول كرد و گفت مي داني من كيستم؟
بهلول گفت : « تو آن كسي هستي كه اگر در
مشرق ظلم كنند و تو در مغرب باشي ، مسئوليت آن ظلم با تو بوده و در روز قيامت باز خواست
خواهي شد»
هارون گريه كرد وگفت از من حاجتي بخواه
بهلول گفت : حاجت من اين است كه
دستور دهي گناهان مرا بخشند و مرا داخل بهشت كنند. هارون گفت اين كار از من ساخته نيست
ولي قرضهاي تو را مي پردازم بهلول پاسخ داد كه با اموال مردم قرض پرداخت نمي شود
شما اموال مردم را به خودشان برگردانيد،
هارون گفت دستور ميدهم براي تأمين معاش تو حقوق
دايمي بپردازند.
بهلول گفت : « ما همه بندگان خدا هستيم آيا ممكن است خداوند تو را در نظر
گرفته باشد و مرا فراموش كند ؟ »
یکروز مردی خدمت پیامبر (ص) رسید و عرض کرد : « به من چیزی بیاموز که به بهشت برم. »
پیامبر چون میدانستند خیلی کم پیش می آید که این مرد خدمتشان بیاد و باید جمله ای بگویند که همیشه به یاد مرد باشد و در همه شئون کاربرد داشته باشد. فرمودند : « چیزی که برای خود نمی پسندی برای دیگران هم مپسند. »
کمی در باره این جمله فکر کنید.مصداقش را در همه لحظات زندگیتان پیدا کنید. من چندتا برایتان می گویم: « شاید خیلی ساده باشند ولی به نظر من همین مسائل ساده هم در این جمله صدق می کنند و هم برای ساختن و خود شناسی پایه و اساس هستند. »
۱- اکثر اوقات روز که در اتوبوس می نشینید یک طرف آفتاب و یک طرف سایه است.فرض کنید دو صندلی کنار هم که یکی در سایه و یکی در آفتاب باشد خالی اند.شما خوب اکثرا روی صندلی ای که در سایه است می نشینید.حال فکر کنید کسی بیاد و بخواد کنار شما بشینه . شما چه می کنید؟
( بقیش با خودتون )
۲- هیچ کس ( از آقایون و بخشی کوچک از خانم ها ) دوست ندارند اعضای خانواده شان در جامعه مشکل اجتماعی داشته باشند.اگر کسی دوست نداشته باشه که کسی به خواهرش در خیابان به قول عرف «متلک» بگوید.خوب ....
۳- اگر شما انشاء الله پدر یا مادر شدید خوب دوست ندارید بچه هایتان جلوی شما گارد بگیرند یا گستاخی کنند و یا خیلی کارهایی که ما ها در ذهنمون هست. خوب رفتار خودتان با پدر و مادرتان ...
۴- اگر خانه کسی رفتید مهمانی.معمولا و حتما دوست دارید میزبان همیشه کنار شما بشیند و با شما صحبت و گپ و گفتگو کند . به حرفهایتان توجه کند. به حرفهایتان عکس العمل مناسب نشان دهد. نگذارد لحظه ای احساس دلتنگی خانه خودتان را بکنید. خوب به رفتار خودتان با میمانهایتان فکر کنید ...
۵- و یا بلفرض شما در اداره ای کارمند هستید.دوست دارید اگر ارباب رجوع باشید خیلی زود کارتان و قانونی کارتان راه بیفتد. شما کارمند - چگونه با ارباب رجوع رفتار می کنید...؟
به نظر من ضرب المثل «کوه به کوه نمیرسه ولی آدم به آدم میرسه.» از همینجا نشات میگیره.
حتی این جمله در مسائل سیاسی و بزرگ هم جلوه می کند.
خوشحال میشم بقیه مثالها را شما بگین ...
|لينك مطلب| طلوع خورشيد شده در دوشنبه هجدهم شهریور 1387 ساعت 13:46 توسط مهدی دیندار تابشی |
يكى ديگر از اوقات مهم ماه شعبان براى سالك إلى اللّه آخرين جمعه آن است. از كتاب «عيون» از «عبد السلام بن صالح هروى» نقل شده كه مىگويد: در آخرين جمعه شعبان به ديدن ابى الحسن على بن موسى الرضا عليهما السّلام رفتم، حضرت فرمودند: «ابا صلت بيشتر شعبان گذشت واين آخرين جمعه آن است، كوتاهى گذشته خود را در اين ماه جبران كن بسيار دعا و استغفار كن و خيلى قرآن بخوان، و از گناهانت توبه كن، تا وقتى ماه رمضان مىآيد مخلص براى خدا باشى و هيچ امانتى بگردنت نباشد مگر اين كه آن را رد كنى و هيچ كينهاى از مؤمنى در دلت نباشد مگر اين كه آن را از بين ببرى و از هر گناهى كه انجام مىدهى، دست بردار. تقواى خدا را پيشه كن و در نهان و آشكارت به او توكل كن «و كسى كه به خدا توكل كند خدا براى او كافى خواهد بود.» و در باقيمانده اين شهر اين دعا را زياد تكرار كن:اللّهم إن لم تكن غفرت لنا في ما مضى من شعبان، فاغفر لنا في ما بقي منه،
يكى ديگر از اوقات مهم ماه شعبان براى سالك إلى اللّه آخرين جمعه آن است. از كتاب «عيون» از «عبد السلام بن صالح هروى» نقل شده كه مىگويد:
در آخرين جمعه شعبان به ديدن ابى الحسن على بن موسى الرضا عليهما السّلام رفتم، حضرت فرمودند: «ابا صلت بيشتر شعبان گذشت واين آخرين جمعه آن است،
كوتاهى گذشته خود را در اين ماه جبران كن بسيار دعا و استغفار كن و خيلى قرآن بخوان، و از گناهانت توبه كن، تا وقتى ماه رمضان مىآيد مخلص براى خدا باشى
و هيچ امانتى بگردنت نباشد مگر اين كه آن را رد كنى و هيچ كينهاى از مؤمنى در دلت نباشد مگر اين كه آن را از بين ببرى و از هر گناهى كه انجام مىدهى، دست بردار. تقواى خدا را پيشه كن و در نهان و آشكارت به او توكل كن «و كسى كه به خدا توكل كند خدا براى او كافى خواهد بود.» و
در باقيمانده اين شهر اين دعا را زياد تكرار كن:اللّهم إن لم تكن غفرت لنا في ما مضى من شعبان، فاغفر لنا في ما بقي منه،
خدايا اگر در اين مدت كه از شعبان گذشته، ما را نبخشيدهاى، در مدتى كه از آن مانده ما را بيامرز، زيرا خداوند متعال باحترام ماه رمضان، در اين ماه افراد زيادى را از آتش رها مىكند».
اين فرمايشات حضرت عليه السّلام پيام و دستور العملى براى اهلش در اين مورد و تمام موارد مانند آن است. بنابراين آن را حفظ كرده، غنيمت بدان و به آن عمل كن.
|لينك مطلب| طلوع خورشيد شده در یکشنبه هفدهم شهریور 1387 ساعت 13:20 توسط مهدی دیندار تابشی |
حلول ماه مبارک رمضان ( ماه نزول قرآن) را به همه مسلمانان جهان تبریک عرض می نمایم امیدوارم که طاعات و عبادات همه شما عزیزان در این ماه عزیز مورد قبول درگاه حق قرار بگیرد! التماس دعا
موضوع مطلب : از ملك تا ملكوت
|لينك مطلب| طلوع خورشيد شده در سه شنبه دوازدهم شهریور 1387 ساعت 13:20 توسط مهدی دیندار تابشی |
اى مهربانترين مهربانان و اى كسى كه آمرزش طلبان گرد او گردند و اى كسى كه بندگانت را به پذيرفتن توبه عادت دادهاى و اى كسى كه از عمل ايشان به مقدار اندك خشنود شدهاى و اى كسى كه اندك ايشان را پاداش فراوان دادهاى و اى كسى كه اجابت دعا را بر ايشان ضمانت كردهاى به تو پناه مىبرم از آنكه در گناه اصرار ورزم و براى آنچه در آن كوتاهى كردهام، از تو آمرزش مىطلبم و براى هر عملى كه از انجامش فرو ماندهام از تو يارى مىجويم موضوع مطلب : از ملك تا ملكوت ادامه مطلب
|لينك مطلب| طلوع خورشيد شده در پنجشنبه هفتم شهریور 1387 ساعت 12:14 توسط مهدی دیندار تابشی |
سلام تا چه حد به فکر مرگ هستید؟
تا چه حد به فکر مرگ هستید؟
|لينك مطلب| طلوع خورشيد شده در شنبه بیست و دوم تیر 1387 ساعت 13:16 توسط مهدی دیندار تابشی |